پوشیدن لباس مشکی برای اموات

پرسش: حکم پوشیدن لباس مشکی برای مرده چیست؟

پاسخ:
در کل پوشیدن جامه سیاه مکروه است؛ مگر در سه مورد، کفش، عمامه و عبا. اما پوشیدن لباس سیاه در مراسم عزادارى اموات، یک رسم عرفى و اجتماعى است و بستگى به سنت عرفى مردم دارد و درعرف ملت‏ها معمولاً در این جور مراسم سیاه مى‏پوشند، از نظر شرعى روایتى در این مورد نداریم. مگر در عزا و ماتم امام حسین(ع) که رجحان شرعى دارد و همچنین در عزادارى سایر ائمه(ع) نیز راجح و نوعى تعظیم شعائر الهى محسوب مى‏شود.

نگاه آغازین اسلام به رنگ سیاه، یک نگاه منفی است از این رو هرگز آن را در حالات عادی و زمینه های روزمره زندگی، به عنوان یک رنگ برنمیگزیند و آن را رنگ شیطان و فرعون و سمبل طغیان گری، ظلم و ظلمت معرفی می کند و می فرماید:«لباس سیاه نپوشید که لباس فرعون است».1
رنگ برگزیده و انتخاب اول اسلام ـ همانند علم ـ رنگ سفید است که امام باقرعلیه السلام می فرماید: هیچ لباسی بهتر از لباس سفید نیست.2 بعد از رنگ سفیدرنگ های زرد و سبز از طرف اولیای دین توصیه و از جانب اسلام رنگ های برگزیده هستند. در واقع رنگ سیاه نه انتخاب اول و نه یکی از سه انتخاب اول اسلام،بلکه فقط در موقعیت خاص مانند مصائب و به هنگام ابتلا به غم فراق توصیه شده است از نظر اسلام، رنگ زندگی، حیات، حرکت و تلاش رنگ سفید می باشد وآرامش بعد از تلاش و کوشش در رنگ سیاه (شب) می باشد. رنگ سیاه، یعنی همان رنگ شب، موجب آرامش می شود. تا نفوس را از تعب و رنج روز که در پیتلاش و کوشش به آن دچار گشته است، پناه دهد و آرام سازد.3
خداوند نیز در قرآن سیاهی شب را مایه آرامش و روشنایی روز را زمینه تلاش ذکر کرده است.4
رنگ سیاه در مکتب اهل بیت، فقط و فقط در مصائب و سوگواری ها مورد استفاده قرار گرفته است؛ یعنی یک انتخاب نادر و استثنایی بوده است و نه انتخابیهمیشگی. بنابر نقل ابن ابی الحدید، امام حسن ـعلیه السلام در سوگ امیر الموءمنین علی ـعلیه السلام جامه سیاه برتن کرد و با همین جامه به میان مردم آمد وبرای آنها خطبه خواند.5
در قطب دوم و جبهه دوم تعارض، یعنی آموزه های دینی نیز لباس سیاه نه تنها صد در صد مورد پذیرش واقع نشده است و آن را مفید و انتخاب اول نیست و به آن توصیه نمی شود، بلکه سیاه تنها در رتبه هشتم و آخرین انتخاب قرار می گیرد. از این رو تنها در عزای ائمه هدی ـ علیه السلام پوشیدن این رنگ ممنوع نیست،

___________________
پی نوشت ها:
1. مجلسی، بحارالانوار،ج 83،ص 248.
2. همان،ج 78،ص 330؛ ری شهری،میزان الحکمه، ج 8،ص 472.
3. نذیر الحمدان،2002.
4. قصص(28)، آیه 73؛اسراء(17)آیه 17؛ فرقان(25)آیه 47؛ یونس(10)آیه 67.
5. ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه، ج 16،ص 22.

دکمه بازگشت به بالا