چرا امام حسین (ع) با یزید بیعت نکرد؟

 

لبیک یا حسینپرسش: چرا امام حسین با یزید بیعت نکرد؟

پاسخ اجمالی: امام حسین در فرمایشی به محمد حنیفه بیان میکنند که یزید مردی است شارب الخمرکه علناً فساد و فسق می کند با محارم زنا میکند و در مجالس علنی قمار می کند لذا مثل من با مثل یزید بیعت نمی کند می فرماید : قسم به جانم امام و رهبر کسی است که به کتاب خدا حکومت و داوری کند و قیام به قسط و عدل داشته باشد و به دین حق گردن نهند خود را واقف در راه خدا کند و یزید هیچ یک از این صفات را ندارد به بیان حضرت به بزرگان بصره که می فرماید : دعوت می کنم شما را به کتاب خدا و روش پیامبرش بدرستی که روش پیامبر مرده است و بدعت ها زنده شده اند . آیا هیچ آزاده نیست که این همه نعمتهای دنیا را برای اهلش و اگذارد یقیناً بهای وجه شما چیزی جز بهشت نیست پس خود را به غیر از بهشت نفروشید . چرا که مرگ در عزت بهتر است از حیات در ذلت و مجموعه کثیری دیگر از فرمایشات حضرت که عدم بیعت حضرت را بیان می کند . مسئله مهم در مسئله بیعت این بود که معاویه می خواست به نام الله خلا فت را در خانواده بنی امیه موروثی می کند .

[irp]

پاسخ تفصیلی: امام حسین(علیه السلام) طی خطبهای پس از آن که نامه نگاری کوفیان و خیانتشان در این وعده ها، و بدی تکیه بر فریبهای معاویهرا به آن ها گوشزد کرد دلایل خود برای بیعتنکردن با یزیدرا چنین تشریح فرمود:
«اَلا اِنَّ الدَّعِىَّ ابْنَ الدَّعیّ قَدْ رَکَزَنی بَیْنَ اثْنَتَیْنِ، بَیْنَ الْقَتْلَهِ وَ الذِّلَّهِ، وَ هَیْهاتَ ما آخِذُ الدَّنِیَّهَ اَبَى اللّهُ ذلِکَ وَ رَسُولُهُ، وَ جُدُودٌ طابَتْ، وَ حُجُورٌ طَهُرَتْ، وَ اُنُوفٌ حَمِیَّهٌ، وَ نُفُوسٌ اَبِیَّهٌ، لا تُوْثِرَ طاعَهَ اللِّیامِ عَلى مَصارِعِ الْکِرامِ، اَلا قَدْ اَعْذَرْتُ وَ اَنْذَرْتُ، اَلا اِنِّی زاحِفٌ بِهذِهِ الاُْسْرَهِ عَلى قِلَّهِ الْعِتادِ، وَ خَذَلَهِ الاَْصْحابِ».
(هان بهوش باشید! که این (یزید) ناپاک زاده، فرزند ناپاک زاده مرا در میان دو انتخاب قرار داده است: کشته شدن یا قبول ذلّت و چقدر دور است که ما تن به ذلّت دهیم،(1) خداوند و پیامبر او هرگز براى ما ذلّت و زبونى نمى پسندند و نیاکان پاک سرشت و دامن هاى پاکى که ما را پرورانده اند و بزرگ مردان غیرتمند و انسان هاى با شرافت این را از ما نمى پذیرند. هرگز! ما هیچگاه فرمانبردارى فرومایگان را بر مرگ شرافتمندانه ترجیح نخواهیم داد. بدانید من با شما اتمام حجّت کردم و شما را از عاقبت کارتان بیم دادم. به هوش باشید! من با همین خاندانم و آمادگى کم و یاران اندک، با شما پیکار مى کنم وآماده شهادتم!).
آنگاه این اشعار را خواند:
«فَاِنْ نَهْزِمْ فَهَزّامُونَ قِدْماً *** وَ اِنْ نُهْزَمْ فَغَیْرُ مُهَزَّمینا
وَ ما اِنْ طِبُّنا جُبْنٌ وَ لکِنْ *** مَنایانا وَ دَوْلَهُ آخِرینا»
(اگر ما در جنگ، دشمن را درهم بشکنیم، این شیوه دیرین ما است و اگر (به ظاهر) شکست بخوریم، باز هم شکست از ما نیست (و در حقیقت دشمنان ما شکست خورده اند). ترس زیبنده ما نیست ولى اینک دولت و حکومت دیگران با کشتن ما هموار گشته است).(2)، (3)

گردآوری: سایت پاسخکده

[irp]

___________________________________________________________
پی نوشت:
(1). در کتاب احتجاج طبرسى (ج 2، ص 99) به این تعبیر آمده است : «قَدْ تَرَکَنی بَیْنَ السِّلَّهِ وَ الذِّلَّهِ وَ هَیْهاتَ لَهُ ذلِکَ مِنِّی! هَیْهاتَ مِنَّا الذِّلَّهَ».
(2). مقتل الحسین خوارزمى، ج 2، ص 6 ـ 8 و بحارالانوار، ج 45، ص8 ـ 10.
(3). گردآوری از کتاب: «عاشورا ریشه‏ ها، انگیزه‏ ها، رویدادها، پیامدها»، سعید داودی و مهدی رستم نژاد، (زیر نظر آیت الله العظمى ناصر مکارم شیرازى)، انتشارات امام على بن ابى طالب(علیه السلام)، قم، 1388 هـ.ش‏، ص 421.
منبع: برگزیده ای از سایت آیت الله مکارم شیرازی

برچسب ها

نوشته های مشابه

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
دکمه بازگشت به بالا
بستن