تفاوت حافظه ها با یکدیگر

پرسش : من چه نوع حافظه‏ای دارم؟

پاسخ : پاسخ از :: دکتر حسین خنیفر T}آیا تا کنون از خود پرسیده‏اید، من چه نوع حافظه‏ای دارم؟ {T حافظه به صورت قدرتی فوق العاده در تمام پدیده‏های هستی وجود دارد. حتّی در جمادات، استعدادی وجود دارد که خواص خود را حفظ می‏کنند و در جهتی خاص که اساس نخستین آن‏ها بر آن استوار است، حرکت می‏کنند. این مسأله که در گیاهان نیز وجود دارد، در حیوانات به گونه‏ای غریزی و قابل مشاهده آشکار می‏شود.(1) قوی‏ترین نوع حافظه در انسان نهفته است؛ ولی در همه افراد یکسان نیست. تحقیقات علمی نشان می‏دهد: 1. حدود 99 درصد مردم از نیروی شنوایی و بینایی و لامسه و شامه و چشایی متعادل برخوردارند و حافظه‏های متوسط تا عالی دارند؛ امّا شیوه‏های بهره‏گیری و انواع آن را نمی‏دانند.(2) 2. انسان در زمینه اندیشه و رشد قدرت‏هایی دارد. به گفته صاحب‏نظران بهترین و متخصص‏ترین افراد در زمان حیات خویش تنها از 4 تا 6 درصد این توان بالقوه استفاده می‏کنند و 94 – 96 درصد آن را با خود به سرای دیگر می‏برند. 3. بایگانی، مانور، سرعت تطبیق بازیافت و تشخیص مغز چنان بالا و پیچیده است که ادّعا می‏شود اگر بخواهیم مدل مغز را بر صفحه‏ای از کره زمین شبیه سازی کنیم و سلول‏های عصبی و مغزی را به اندازه یک رشته نازک سیم الکتریسته قرار دهیم، به فضایی مکعب شکل در ابعاد 35 * 35 کیلومتر نیازمندیم؛ چون هر انسان به تنهایی حدود 10 میلیون سلول مغزی دارد.(3) حافظه هرگز نابود نمی‏شود. حتّی کهنسالان و افرادی که از کندی حافظه رنج می‏برند، می‏توانند با پشتکار و شناخت نوع حافظه خویش به باز یافت آن پردازند. نکته عمده در این خصوص آن است که عموماً وقتی سن بالا می‏رود، یادگیری انسان بینشی‏تر می‏شود؛ بر خلاف سنین آغازین زندگی که یادگیری مکانیستیکی و دقیق است. بدین سبب در سنین بالا تا مطلب درک نشود و منظم در اختیار حافظه قرار نگیرد، حافظه نمی‏تواند آن را حفظ کند و در مواقع لزوم تحویل دهد. جالب‏تر این‏که فیزیولوژیست‏ها ادّعا می‏کنند حافظه آشفته و بی‏نظم فشارهای روانی را فزون‏تر می‏سازد و حافظه منظم و دارای دیسیپلین از فشارهای روحی و فکری می‏کاهد. افزون بر این، بسیاری از زیان‏های مالی و فکری و اجتماعی با حافظه مرتبط است. زندگی دانشمندان بزرگ نشان می‏دهد، بسیاری از آنان از روش‏های یادگیری، یاد سپاری و بهره‏گیری بهینه از حافظه بهره می‏بردند و آن را به طریق شایسته و بایسته به کار می‏گرفتند. شماری از این بزرگان در آغاز راه افرادی ضعیف بودند؛ ولی با تلاش و همت و به کارگیری درست این نیروی بیکران، مرزها را شکستند و از رکود و جمود رهایی یافتند. جابربن حیان شاگرد فرهیخته حضرت امام صادق که در علم کیمیا (شیمی) سر آمد 6000 دانشجوی مکتب جعفری بود، از حضرتش پرسید: چرا انسان در پیری کم حافظه می‏شود؟ امام صادق فرمود: این مسأله همگانی نیست. آنچه فراموشی می‏آورد، به کار نینداختن نیروی یاد سپاری است؛ زیرا نیروی یادگیری چون دیگر نیروهای بدن انسان است؛ باید به کار گرفته شود تا توانمند گردد. جوان نیز اگر حافظه خود را نشناسد و به خوبی از آن بهره نگیرد، به ضعف حافظه دچار می‏گردد.(4) ژرژدو هامال می‏گوید: حافظه را تحقیر نکنید. آن را تربیت کنید و به اطاعت وادارید.(5) تربیت حافظه و امدار شناخت انواع حافظه است. T}تقسیم بندی کلی حافظه‏{T در نگاه نخست، حافظه 3 نوع است: کوتاه مدّت (آنی)، میان مدّت و بلند مدّت. مطالبی که به حافظه کوتاه مدّت سپرده می‏شود، معمولاً تا 24 ساعت مانایی دارند و سپس محو می‏شوند. مکانیزم مغزی ما به گونه‏ای است که بسیاری از محفوظات حافظه کوتاه مدّت را تا زمان یاد شده نگه می‏دارد و سپس حذف می‏کند. آنچه باقی می‏ماند، به حافظه میان مدّت می‏رود و اگر از درجه اهمیّت بالاتری برخوردار باشد، مانند مشاهده یک تصادف، به حافظه بلند سپرده می‏شود.گاه زمان نگهداری مطالب آموخته شده از ماه و سال فراتر می‏رود و تمام حیات انسان را در بر می‏گیرد و گاه – چنان که برای مثال در حفظ شماره تلفن آشنایان تجربه کرده‏ایم – بیش از پانزده دقیقه به درازا نمی‏کشد؛ چرا؟ زیرا شماره مذکور را از حافظه کوتاه مدّت به حافظه بلند مدّت منتقل نکرده‏ایم. اختلاف حافظه آدم‏ها به حافظه بلند مدّت بستگی دارد. ظرفیت این حافظه نامحدود است و هیچ انسانی نمی‏تواند ادّعا کند دیگر برای یادگیری مطالب جدید جا ندارد. حتّی اگر عمر آدمی از مقدار موجود بیش‏تر باشد، باز حافظه کنونی‏اش کافی می‏نماید. همه ما از حافظه مناسب برخورداریم. مهم‏ترین مشکل، برنامه ریزی حافظه، اعتماد به حافظه و تربیت آن است. T}تقسیم بندی فردی حافظه‏{T به طور کلی افراد در یادگیری، مطالعه و نگهداشت مطالب به 4 دسته که در حقیقت نماینده 4 نوع حافظه‏اند، تقسیم می‏شوند: 1. حافظه شنیداری (سمعی) 2. حافظه دیداری (بصری) 3. حافظه نوشتاری (یدی) 4. حافظه حسابگرانه (آماری) باید یاد آور شد بسیاری از مردم هنوز این 4 حافظه را نمی‏شناسند و حتّی نمی‏دانند کدام‏یک از آن‏ها در وجودشان قوی‏تر است. البتّه‏گاه ترکیبی از 2 یا 3 نوع حافظه در موضوعات مختلف علمی در فرد موجود است که باید آن‏ها را شناخت و در جهت تقویت‏شان گام برداشت. در این مقاله از حافظه شنیداری یاد می‏کنیم و سه حافظه دیگر را در شماره بعد توضیح خواهیم داد. T}حافظه شنیداری (سمعی){T افرادی که از راه شنیدن و تمرکز شنیداری به مرحله یادگیری پایدار می‏رسند، دارای حافظه شنیداری‏اند. این افراد دقیق‏تر از بقیه به صدای‏های جهان پیرامون گوش می‏دهند و تشخیص صداها نیز برایشان آسان‏تر است؛ بدین سبب وقتی کسی که یک یا دو بار با آن‏ها سخن گفته، با آنان ارتباط تلفنی برقرار می‏کند، بی‏درنگ صدایش را تشخیص می‏دهند. اینان همیشه صداها، آهنگ‏ها، اصوات و گفت‏وگوها را با هم می‏سنجند و یادآور می‏شوند فلان صدا شبیه فلان چیز است؛ صدای این دو نفر شباهت دارد. این آهنگ را قبلاً شنیده‏ام و چقدر دقیق کپی برداری شده است. این افراد در کودکی نیز قابل تشخیص‏اند. آن‏ها در کودکی با صدای بلند سخن می‏گویند و میزان دقّت و استماع مخاطب برایشان مهم است. حتّی اگر مخاطب به دیدگانشان خیره شود، چنان چه احساس کنند به آن‏ها توجّه ندارد، معترض می‏شوند؛ سکوت پیشه می‏سازند یا لب به شکوه می‏گشایند.و استدلال مخاطب را – به شما می‏نگریستم و به دقّت گوش می‏کردم – باور نمی‏کنند. این دسته از افراد هنگام تدریس معلّم چشم‏ها را می‏بندند و به جایی خیره می‏شوند یا سر را پایین می‏اندازند و به دقّت گوش می‏دهند. افزون بر این،گاه زیر لب سخنان استاد را تکرار می‏کنند. گاه معلمان محترم این افراد را به خطا از حالات یاد شده باز می‏دارند و کردارشان را نشانه بی‏توجهی می‏پندارند؛ در حالی که این حالات برای این گونه حافظه‏ها جز تمرکز معنایی ندارد. آهنگ، طنین، سرعت، صلابت و کیفیت صدا برای این افراد بسیار مهم است. نابینایان بیش از دیگران از این حافظه بهره می‏برند و در حفیقت فقدان بینایی را با آن جبران می‏کنند. T}نشانگان رفتاری حافظه شنیداری{T‏ افرادی که در یادگیری بیش‏تر از حافظه شنیداری استفاده می‏کنند، از نشانه‏های رفتاری زیر بهره می‏برند: 1. بیش‏تر به واژه‏های سمعی تکیه دارند. 2. اغلب هنگام فکر کردن به اطراف خود می‏نگرند. 3. پر طنین صحبت می‏کنند و گاه بیانشان بر حرکاتشان غلبه دارد. 4. معمولاً دست خود را تا نیمه کمر بالا می‏آورند و با آن ژست می‏گیرند.(6) 5. عموماً بیش از دیگران، می‏پرسند. 6. وقتی مخاطب قرار می‏گیرند، به نقطه‏ای خیره می‏شوند و حرکات سر و چهره‏شان علائم پرسش، پذیرش و تایید و تعجب را تداعی می‏کند. T}تکیه‏های کلامی‏ {T این افراد در جملات خویش معمولاً به واژه‏ها و عبارات سمعی بیش‏تر توجّه دارند و از آن‏ها استفاده می‏کنند؛ برای مثال آن طور که شنیدم، به ذهنم می‏رسد، درک کردم، فهمیدم، اعلام کردم، شرح دادم، مذاکره کردم، صدا کردم، اعتراض کردم، غرغر کردم، سکوت کردم، کم صحبت کردم و سلیس بود. ده مرحله برای گوش دادن موثر (حافظه شنیداری) نیکولاس، از صاحب نظران یادگیری و آموزش، برای استماع موثر و بهره صحیح از حافظه شنیداری 10 مرحله بر می‏شمارد: 1. در حالی که گوش می‏دهید، بر یافتن زمینه‏هایی که مورد علاقه شما است و آن‏ها را مفید می‏یابید، تمرکز کنید. 2.به جای پرداختن به روش ارائه، با دید پرسشی به محتوای مطلب ارائه شده بنگرید و بیش‏تر درباره‏شان قضاوت کنید. 3. از قضاوت زود رس درباره مطالب بپرهیزید و آن را به تعویق افکنید؛ چنین حالتی باعث می‏شود تحلیل‏گر باقی بمانید. 4. بر نظرهای اصلی ارائه شده به وسیله سخنران یا مدرس تمرکز داشته باشید. 5. در گوش دادن انعطاف‏پذیر باشید. 6. در جهت گوش کردن موثر بکوشید و از رمزگذاری ذهنی استفاده کنید. 7. مقاومت در برابر عوامل اخلالگر فیزیکی، روانی و انسانی را از یاد نبرید. هر کدام از این عوامل می‏توانند حواس شما را مشغول کنند و از صحنه فعال ذهنی شما صحنه‏ای منفعل پدید آورند. 8. در برابر واژه‏ها و اطلاعات جدید به جست‏وجوی معنا بپردازید و ذهن خود را بکاوید. یا آن‏ها را در جایی یادداشت کنید و استمرار استماع موثر را از دست ندهید؛ برای مثال اگر وسط بحث کلماتی مانند پارادایم، لیبرالیسم و هرمنوتیک را ناآشنا یافتید، بهترین راه یادداشت آن‏ها و ادامه دادن به شنیدن فعال است. 9. با آگاهی از جانبداری‏ها و محدودیت تجارب خویش، فکر خود را بر نظرهای جدید گشوده نگهدارید و هرگز مطالب را با تعصب کور، یک سویه و جانبدارانه تفسیر نکنید؛ یعنی همیشه منتظر باشید، بعد چه می‏شود. 10. قبل از استماع سخنرانی یا درس استاد، مدّت آن را دریابید و از نظر روانی، خود را برای شنیدن مطالب در آن مدّت آماده سازید. T}شیوه‏های استفاده بهتر از حافظه شنیداری‏{T 1. از آن‏جا که معمولاً بلند خواندن و گوش دادن به مطالب به یادگیری می‏انجامد، بهتر است به جای بلند خوانی زمزمه خوانی تجربه و جایگزین شود تا با مصرف انرژی کم‏تر اطلاعات بیش‏تر به دست آید. بلند خوانی، افزون بر مزاحمت، به صرف انرژی بسیار و خستگی زود هنگام می‏انجامد. 2. محیط خلوت، دوری از سر و صداهای مزاحم و نور کافی و دوری از عوامل باز دارنده بسیار مهم است. 3. بهتر است برای استماع بهتر و جامع‏تر در حد امکان نزدیک استاد نشست. 4. چون اطلاعات به صورت فله‏ای (بسته بندی) وارد مغز می‏شود، برای آن که منظم (دسته بندی شده) جا یابی و طبقه بندی شوند و یادگیری پایدارتر گردد، با آنچه شنیده یا خوانده می‏شود، به صورت پرسشی برخورد گردد. 5. ضبط درس و استماع مجدد آن بسیار مفید است. باز گو کردن همه درس یا مطالب مهم آن به وسیله خود فرد، ضبط آن و سپس گوش سپردن به آن در فواصل زمانی مختلف، به ویژه در دروس نظری و بالاخص در زبان‏های انگلیسی، عربی و قواعد، بسیار سودمند است. T}نکات دیگر{T 1. برای گفت‏وگو با این مخاطبان نباید در تاریکی قرار گرفت. 2. برای این افراد، لب‏های گوینده، فیزیک جسمی و تن صدای وی بسیار مهم است. 3. سخنرانانِ دارای قوت کلام، برای این افراد، مطلوبیت بسیار دارند. T}شیوه زمان شکن و کاربردی‏{T برای این افراد شیوه‏ای بسیار قوی وجود دارد که از دیر باز در حوزه‏های علمیه رواج داشته است. این روش که امروزه اصطلاحاً حریف تمرینی یا مباحثه نظری خوانده می‏شود، روش بحث و تکرار است. در این باره، عبارت زیر نزد حوزویان شهرت دارد: الدرسُ حرفٌ و التکرار اَلفٌ؛ درس سخنی است و تکرار هزار مرتبه آن را غنی می‏سازد. نکته مهم در این روش، استفاده از حریف یا مباحث مناسب است. این فرد نباید، از نظر توان علمی، با شما فاصله بسیار داشته باشد و بهتر است هم سطح یا کمی بهتر شمرده شود؛ چون حریفان و هم بحث‏های قوی و مستعد، افراد ناتوان‏تر را ابزار تکرار درس خویش می‏سازند. هم بحث بسیار ضعیف، انگیزه‏ها را نابود می‏کند؛ گرچه افراد ناتوان باید برای رشد و ارتقای خویش هم بحث متوسط برگزینند. V}پی‏نوشت: 1. آیین حفظ و تقویت حافظ، محمد حسین حق جو، مرکز فرهنگی انصار المهدی (1377). 2. همان. 3. سیاستگزاری در آموزش و پرورش مقطع دکتری، محمدعلی طوسی. 4. مغز متفکر شیعه، ص 584. 5. آیین حفظ و تقویت حافظ، ص 32 – 33. 06 همان، 83 – 81{V. بخــــــــــش دوم(پرسمان پیش 6 صفحه 18-19 ) حافظه به صورت قدرتی فوق العاده در تمام پدیده‏های هستی وجود دارد و قوی‏ترین نوع آن در انسان نهفته است؛ ولی در همه افراد یکسان نیست. به طور کلی افراد در یادگیری، مطالعه و نگهداشت مطالب به 4 دسته که در حقیقت نماینده 4 نوع حافظه‏اند تقسیم می‏شوند: حافظه‏های شنیداری (سمعی)، دیداری (بصری)، نوشتاری (یدی) و حسابگرانه (آماری). در شماره پیش از حافظه شنیداری یاد شده و سه حافظه دیگر را در این شماره توضیح می‏دهیم. T}2 – حافظه دیداری (بصری){T افرادی که از راه دیدن و تمرکز روی صفحه و تصویر برداری از مطالب بهتر می‏آموزند، نگه می‏دارند، یادآوری می‏کنند و مطالب را دوباره به صحنه فعال ذهن خود می‏آورند، از این حافظه برخوردارند. امروزه عقیده بر این است که بیش از 70 درصد آموخته‏ها و تجارب از طریق چشم به دست می‏آید. این دسته از افراد جهان را به صورت تصاویر ادراک می‏کنند(1) و حتّی آدرس‏ها را بر مبنای نشان‏های فیزیکی می‏آموزند؛ برای مثال به یاری نشانه‏های ذهنی‏ای که از اماکن اطراف، تابلوها، مغازه‏ها و ادارات می‏سازند، مکانی خاص را به خاطر می‏سپارند. این افراد در کودکی نیز قابل تشخیص‏اند؛ یعنی وقتی تازه زبان می‏گشایند، هنگام گفت‏وگو با بزرگ‏ترها در چشمان طرف مقابل زُل می‏زنند. جالب این‏که وقتی طرف صحبتشان به چشم و چهره آن‏ها نمی‏نگرد، با دستان کوچکشان چهره‏اش را سمت خویش می‏گردانند و می‏گویند: ببین، ببین! و تا مخاطب نگاهشان نکند، سخن نمی‏گویند. این گروه در دوران تحصیل به چهره استاد بسیار می‏نگرند و حتّی‏گاه مطالب درس را با حرکات استاد کُد گذاری می‏کنند و به حافظه می‏سپارند. این حافظه به راحتی قابل توسعه است. می‏توان بیش‏تر مطالب درسی را به یاری تصویر به یاد سپرد و هر صفحه را به صورت تصویری در حافظه نگهداری کرد. بارها اتّفاق افتاده است، هنگام برون آمدن از جلسه امتحان، دیده‏ایم دوستان ما درباره خاستگاه پرسشی خاص گفت‏وگو می‏کنند؛ برای مثال رضا به علی می‏گوید: سئوال 5 از کجا آمد؟ علی نیز اظهار بی‏اطلاعی می‏کند؛ ولی سعید می‏گوید: صفحه 80. آن‏ها به صفحه 80 مراجعه می‏کنند و پرسش و پاسخ را دقیقاً می‏یابند. شاید خود سعید نیز نداند حافظه بصری یا دیداری فوق العاده دارد و اگر آن را تربیت و تقویت کند، در یاد سپاری مطالب توفیق فزون‏تر می‏یابد. گروهی از افراد – بی‏آن که بدانند – از این نوع حافظه سود فراوان می‏برند و فکر خود را خسته نمی‏کنند. یکی از نویسندگان درباره حافظه ابوعلی سینا چنین نگاشته است: وقتی ابن سینا به اصفهان پناه آورد، عالمان از او خواستند نسخه‏ای از کتاب قانون به آن‏ها دهد. شیخ گفت: آن کتاب را نیاورده‏ام؛ ولی صفحه صفحه‏اش را به خاطر دارم.(2) آنگاه قانون را برای علاقه‏مندان باز گفت و آنان به نوشتن پرداختند. T}نشانگان رفتاری‏{T افرادی که حافظه دیداری دارند، از ویژگی‏های زیر بهره می‏برند: 1. وقتی صدایی می‏شنوند، به طرف بالا نگاه می‏کنند. 2. با سرعت سخن می‏گویند و آهنگ صداشان بلند است. 3. هنگام صحبت دست‏ها را حرکت می‏دهند و به طرف بالا می‏گیرند. 4. به سرعت نفس می‏کشند.(3) 5. اصطلاحاً تصویری صحبت می‏کنند. 6. در به کار بردن تشبیه، تمثیل، تخیل و صحنه‏پردازی مهارت فوق العاده دارند. آن‏ها علاوه بر این‏که خود را در صحنه می‏یابند، چنان سخن می‏گویند که دیگران نیز خود را در صحنه مورد نظر احساس می‏کنند. اگر داستان می‏گویند، شنونده را در کوچه پس کوچه‏های داستان راه می‏برند. 7. در نوشتن انشا، نامه، خاطره و… به انعکاس صحنه‏ها، شفاف ساختن فضا و تصویر کردن بسیار گرایش دارند. 8. در چهره‏شناسی بسیار موفقند و گاه فردی را بعد از سال‏ها از طریق چهره می‏شناسند؛ بی‏آن که نامش را به خاطر آورند. T}تکیه‏های کلامی{T‏ این گروه در جملات خویش از واژه‏های زیر بسیار بهره می‏برند: دیدن، نگاه کردن، منعکس کردن، چشم انداز، هدف، درخشان، شفاف، تصور، ترسیم، انعکاس، عکس، تصویر، مثل، مانند، نور و تابش. T}شیوه‏های استفاده بهتر از حافظه دیداری{T‏ 1. تمرکز نگاه بر جملات و پاراگراف‏ها و سپس بستن چشم‏ها و انعکاس مطالب عمده به ذهن و نگاه مجدد به آن‏ 2. تلفیق مطالب با تصویرها، شکل‏ها، نمودارها، جدول، نشانه‏ها و شماره‏های صفحات‏ 3. علامت‏گذاری معنا دار از خط کشی ساده زیر کلمات تا علائم ابتکاری مانند * و… 4. مطالعه و تلاش در احضار صفحه‏ای و پاراگرافی مطالب مطالعه شده بعد از هر پانزده دقیقه‏ در آموزش این افراد نیز باید از کتاب‏های دارای نمودار و تصویر و جدول، و نیز اُپک، ویدئو، CD و فیلم‏های آموزشی استفاده شود. 3 – حافظه نوشتاری (یدی) و احساسی‏ افرادی که از راه نوشتن و لمس و دسته بندی منطبق بر ذوق خود بهتر یاد می‏گیرند، از حافظه نوشتاری و احساسی بهره می‏برند. واکنش فیزیکی این افراد بیش‏تر است و جالب این‏که در زمان تحصیل گاه سخنان معلّم را به صورت جامع و با حداکثر توان یادداشت و نگهداری می‏کنند. البتّه تاثیر نوشتار بر یادگیری بدیهی است و بعضی افراد از این طریق بیش‏تر و کامل‏تر یاد می‏گیرند. پیامبر اکرم(ص) می‏فرماید: H}اَلعِلم وَحْشِیٌ قَیدوُه بِاْلکِتابه؛{H دانش سرکش است؛ آن را با نوشتن به بند کشید. T}نشانگان رفتاری در حافظه نوشتاری{T‏ این دسته از افراد غالباً: 1. هنگام اندیشیدن به سمت پایین و راست خود می‏نگرند. 2. حرکات دست، تغییرات چهره و اعمال جسمانی‏شان بسیار است. 3. صدایی عمیق دارند و کلمات را شمرده بیان می‏کنند. T}تکیه‏های کلامی{T‏ این دسته از افراد عموماً در گفتارشان به واژه‏ها و عبارات زیر توجّه می‏کنند: نوشتم، دسته بندی کردم، بالا و پایین، پیوند، در دست گرفتن، لذت بردن، احساس کردم، لمس کردم، لغزیدن، اتصال و…. T}شیوه‏های استفاده بهتر از حافظه نوشتاری و احساسی‏{T 1. این افراد اگر با فنون خلاصه نویسی و چکیده برداری آشنا شوند، بسیار موفقند. 2. معمولاً توصیه می‏شود این افراد ابتدا مطالب را مطالعه و علامت گذاری کنند و سپس آن را در قالب‏های 13 و 15 و 110 چکیده و خلاصه کنند. 3. عادت کردن این افراد به چکیده منظم و مرتب و دسته بندی شده بسیار مطلوب است. 4. اگر کسی حس کند حافظه نوشتاری‏اش در بعضی از دروس قوی است، حتماً باید با تمرین خلاصه نویسی آن را غنی‏تر سازد و بکوشد مطالب را در قالب‏های غیر یکنواخت خلاصه کند. جالب این‏که کم کم خود فرد روش‏هایی ابتکاری به کار می‏برد. 5. یکی از مسائلی که بسیار تجربه شده، نگاشتن چکیده مباحث هر صفحه در حاشیه آن صفحه است. 6. دانش‏آموزان و دانشجویانی که با آزمون‏های چهارجوابی رو به رو می‏شوند، می‏توانند، با بهره‏گیری از روش چکیده دروس، دست کم به حدود 50درصد پرسش‏های آزمون دست یابند. در سال 1373 کار چکیده برداری با روش نوشتاری جامع را روی کتاب روان‏شناسی تربیتی دکتر علی اکبر سیف که از منابع کارشناسی ارشد بود، انجام دادم و از 700 صفحه آن حدود 98 صفحه مطلب خلاصه شده استخراج کردم. هنگام آزمون دریافتم 28 پرسش امتحان در چکیده مطالب نگاشته شده است. 4 – حافظه حسابگرانه، منطقی و استدلالگر این دسته از افراد اطلاعات آموخته شده را به قالب‏های کوچک‏تر تقسیم می‏کنند. جالب این‏که گاه فقط بخش‏های مهم پاسخ پرسش را می‏آموزند و از مکانیسم درون آماری بهره می‏برند. این افراد مطالب تقسیم بندی شده را خیلی بهتر یاد می‏گیرند و به عملیات مرحله‏ای و فلوچارتی علاقه نشان می‏دهند. T}نشانگان رفتاری در حافظه حسابگرانه{T‏ 1. گفتار این افراد با منطق و استدلال آمیخته است. 2. وقتی به فکر فرو می‏روند، معمولاً به پایین و یا چپ می‏نگرند. 3. لحن صداشان آهسته و آرام است و از شیوایی سخن بهره‏مندند. 4. حرکات دست‏شان اندک است. T}تکیه‏های کلامی‏{T این افراد عموماً، در گفتار و نوشتار خویش، به واژه‏های زیر بسیار اشاره می‏کنند: آموختن، در نظر گرفتن، به ذهن خطور کردن، عمل کردن، آگاه کردن، آگاه بودن، تصور کردن، تشخیص دادن، تصمیم گرفتن، قدردانی کردن، حدس زدن، تجربه کردن، تولید کردن، جدی بودن، فهمیدن و… T}شیوه‏های استفاده بهتر از حافظه حسابگرانه{T‏ این گروه باید: 1. مکانیسم یادگیری خود را بر ریز کردن صحیح مطالب متمرکز سازند. 2. مطالب علمی و قواعد و اصول مختلف را که به صورت انشایی نگاشته شده، به قالب‏های عددی و مرحله‏ای تبدیل کنند. اغلب افراد از هر 4 حافظه یا سیستم یادگیری بهره می‏برند(4) و اصطلاحاً حافظه‏های ترکیبی (Compratius Memory) دارند؛ ولی: 1. افراد تنها به یکی از حافظه‏ها بیش‏تر گرایش نشان می‏دهند. 2. در دروس و مطالب علمی گوناگون معمولاً حافظه سمعی و نوشتاری بیش‏تر خود را می‏نمایانند؛ برای مثال در دروس نظری حافظه سمعی و در دروس متریک (ریاضی و هندسه و…) حافظه نوشتاری. 3. خلقت آدمی چنان است که می‏تواند از همه حافظه‏های یاد شده بهره گیرد. ان شاء اللّه در شماره آینده با ارتباط و کنش‏های چهارگانه انسان‏ها در این گستره آشنا خواهیم شد. V}پی‏نوشت: 1. کلید طلایی ارتباطات، کریس کول، ترجمه محمد رضا آل یاسین، ص 80. 2. آیین حفظ و تقویت حافظه، ص 208. 3. کلید طلایی ارتباطات، ص 81 – 80. 4. همان، 15 – 16.{

دکمه بازگشت به بالا