راه کنترل احساسات

پرسش : چگونه می توان عواطف و احساسات را تعدیل کرد عقل را نیز به کار گرفت و جایگاه برخوردهای ایثارگرانه و منطقی را چگونه باید شناخت زیرا به نظر می رسد برخوردهای منطقی مثلا در کانون خانواده گاها مشکل ساز است. امید دارم که منظورم را رسانده باشم؟
پاسخ : انسان موجودیست دارای قوا و توانمندیهای گوناگون از قبیل قوه تفکر و اندیشیدن ، عواطف و احساسات ، قوه غضب و شهوت و همه این قوا برای رشد و تعالی و خودشکوفایی انسان ضروری است اما سؤال اینجاست که نحوه بکارگیری این قوا چگونه است بعبارت دیگر چگونه باید این قوا و توانمدیها را باید بکار گرفت که باعث رشد و تعالی انسان شود؟ مطمئنا در صورتی این قوای درونی موجب دست یابی به کمال می شود که در حد اعتدال بکار گرفته شود در اینجا سوال دیگری مطرح می شود که چه روشی را باید اتخاذ کرد و بر اساس چه مبنا و اصولی این اعتدال را باید به وجود آورد و انسان از شخصیت متعادل برخوردار شود؟ خداوند متعال دو ابراز معرفتی و شناختی در انسان قرار داده تا در پرتو این دو ابزار شناختی به گونه زندگی کند و رفتارهای خود را را به گونه ای تنظیم کند تا به رشد و کمال برسد و آن دو ابزار عبارتند از : 1. عقل و 2. شرع (دین) امام صادق(ع) فرمود: «لله علی الناس حجتین حجه ظاهره و حجه با طنه» در واقع خداوند دو راهنمای درونی و برونی برای هدایت قرار داده است اگر انسان به آموزه های عقل و دین عمل کند می تواند در مسیر اعتدال حرکت کند زیرا هم عقل سالم به همه ما حکم می کند که از افراط و تفریط پرهیز کنید و خداوند نیز در قرآن به ما توصیه می کند که حد اعتدال را رعایت کنیم «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» ما شما را امتی وسط قرار و میانه رو و معتدل قرار دادیم تا گواه و الگو برای دیگر امتها باشید همچنانکه پیامبر شما برای شما گواه و الگو قرار دادیم . بنابراین راه دست یابی به حد اعتدال در بهره برداری از نیروی عقل، شهوت ، غضب و سایر هیجانات و عواطف بکارگیری آموزه های دینی و عقلی است. باید انسان از طریق این ابزار شناخت و معرفت خودش افزایش دهد و هر چه شناخت انسان نسبت به حقایق و واقعیت های زندگی و همچنین یافته های معتبر علمی بیشتر شود بهتر می تواند راه صحیح را از راه ضلالت و گمراهی تشخیص دهد البته صرف معرفت و شناخت هدایت انسان را تضمین نمی کند بلکه نقش مقدماتی دارد در مرحله بعد باید این شناخت های عقلی و دینی تبدیل به باور و اعتقاد شود و انسان آنها را بپذیرد و سپس به این باورها عمل کند . نکته دیگری که توجه به آن ضروری است اینست که انسان باید موقععیت های زمانی و مکانی که در آن قرار می گیرد را مورد ارزیابی قرار دهد و رفتارهای خود را متناسب با شرایط زمانی و مکانی تنظیم کند مثلا انسان گاهی در یک موقعیت رسمی قرار می گیرد گاهی در یک جمع دوستانه یا خانواده . طبیعی است که نوع برخورد به این موقعیت های یکسان نیست در یک جا مانند خانواده یا جمع دوستان در عین حال که باید رفتار منطقی انجام داد ولی رفتار منطقی ما باید توأم با عواطف بیشتری باشد نسبت به زمانی که در موقعیت رسمی اجتماعی قرار میگیریم بسیاری از افراد به دلیل این که این مسئله را رعایت می کنند در برخوردهای خود با دیگران دچار ناهماهنگی و مشکلاتی می شوند زیرا بین خانه و اعضای خانواده و محیط کار بیرون از خانه فرق نمی گذارند در هر دو جا می خواهد خیلی جدی و قانونی عمل کند یا اینکه در هر دو جا به یک میزان می خواهد عاطفی رفتار کند حال آنکه اینگونه رفتار و سلوک متناسب با شرایط و موقعیت ها نیست در واقع فرد نتوانسته است بین دو محیط متفاوت فرق بگذارد لذا در خانه همان رفتاری را انجام می دهد که در دانشگاه یا محیط کار خود انجام می دهد و این دلیل بر عدم رشد یافتگی اوست . بنابراین علاوه بر شناخت رفتارهای صحیح باید موقعیت ها را نیز شناخت و مهارتهای ارتباطی را نیز آموخت و در هر کجا با افراد گوناگون رفتارهای متناسب را انجام داد. برای رسیدن به این اهداف راهکارهای زیر را بصورت جدی مورد اهتمام قرار دهید. 1. معاشرت با افراد متعادل منطقی و غیر احساساتی 2. تنظیم یک برنامه رفتاری برای برخورد با افراد گوناگون در موقعیت های متفاوت مثلا در برخورد با پدر و مادر : در اینجا باید اصل بر تواضع و احترام به والدین باشد. مثلا در برخورد با خواهر و برادر : در اینجا باید اصل بر احترام و روابط عاطفی و دوستانه باشد. مثلا در برخورد با همکاران : در اینجا باید اصل بر تواضع و احترام متقابل باشد. معنای اینکه می گوییم در هر رابطه ای باید اصل اولیه را رعایت کرد اینست که برخورد ما در خانه و با اعضای خانواده به ویژه پدر و مادر باید هم عاطفی و هم منطفی و هم آمیخته با احترام باشد بنابراین منطق حاکم بر رفتار در خانواده با منطق حاکم بر رفتار در بیرون خانه فرق می کند در خانه رفتار منطقی ما باید توأم با عواطف ، مهربانی و محبت و صمیمت و انعطاف پذیری باشد اما رفتار منطقی در بیرون خانواده بیشتر باید مبتنی بر آداب اجتماعی و آداب و رسوم پذیرفته شده عرفی توأم با احترام متقابل باشد. 3. کتاب اخلاق در خانواده از حسین مظاهری ، کتاب مناسبی است در ارتباط با نحوه رفتار در خانواده. 4. کتاب معراج السعاده مهدی نراقی مباحث خوبی در مورد تعدیل قوای نفسانی دارد و مطالعه آن بسیار سودمند است.
دکمه بازگشت به بالا