تکلیف حقیقی انسان

پرسش : تکلیف اساسى و حقیقى انسان و عالم چیست؟ آیا غیر از خدایى شدن مى‏توان چیزى را پذیرفت؟
پاسخ : T}یک. {T از نظر قرآن، انسان مسافرى است که با شتاب و تلاش، در حال سیر و سفر است و پایان سیر او نیز ملاقات با خداوند است.V}انشقاق(84)، آیه 6 – 12.{V در این صورت حرکت او سیرى عمودى و طولى (تکاملى و ملکوتى) است نه سیرى افقى و اقلیمى؛ زیرا خداوند در منطقه و جایگاه ویژه نیست؛ بلکه انسان به هر سو که روى آورد، به سوى خدا رو کرده است: A}«هُوَ الَّذِى فِى السَّماءِ إِلهٌ وَ فِى الْأَرْضِ إِلهٌ»{A؛ V}زخرف(43)، آیه 84.{V و A}«وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ»{A؛ V}بقره (2)، آیه 115.{V. T}دو. {T خداوند کریم از سیر انسان به «صیرورت» یاد کرده است، یعنى، تحول و شدن از نوعى به نوع دیگر و از منزلى به منزل دیگر و تکامل یافتن از مرحله‏اى به مرحله دیگر. امّا خداوند متعال با لحن‏هاى گوناگون، غایت این صیرورت را بیان مى‏فرماید: 2-1. گاهى صیرورت را به سوى «ضمیر غایب» مطرح مى‏کند؛ V}مائده(5)، آیه 18؛ غافر(40)، آیه 23؛ شورى(42)، آیه 15؛ تغابن(64)، آیه 3.{V گرچه این ضمیر به الله بر مى‏گردد. امّا چون الله به عنوان اسم ظاهر و تعیّنى از تعیّنات الهى است، صیرورتى فراتر از آن هم یافت مى‏شود که به چهره ضمیر غیبت در مى‏آید. 2-2. گاهى غایت صیرورت از چهره «غیبت» فراتر مى‏رود و به صورت خطاب جلوه مى‏کند: A}«وَ اِلَیْکَ الْمَصیر»{A؛ V}ممتحنه (60)، آیه 4؛ بقره (2)، آیه 285.{V در این مرحله صیرورت نه به سمت او است و نه به طرف ضمیر غایب؛ بلکه خطاب «به سوى تو» است. 2-3. دسته سوم، غایت صیرورت را به صورت «به سوى ما» مطرح مى‏کند.V}ق(50)، آیه 43.{V خداوند وقتى به صورت جمع از کلمه «ما» استفاده مى‏کند؛ یعنى، من با همه اسما و صفات خود، غایت صیرورت شمایم. 2-4. گاهى نیز غایت صیرورت به صورت ضمیر متکلم وحده است، مى‏فرماید: «صیرورت شما به سوى من است».V}لقمان(31)، آیه 14؛ حج(23)، آیه 48.{V گرچه هر یک از این مراحل کمال و صیرورت به سوى خداوند است، امّا هر مرتبه‏اى نسبت به مرتبه قبلى کمال برتر است تا اینکه نهایت ظرفیت انسانى را فراهم مى‏آورد و براى شهود مبدأ و منتهاى هستى، انسان را به قله شهود مى‏کشاند؛ ولى در هر صورت غایت صیرورت انسان او است. T}سه.{T خداوند متعال، منتهاى صیرورت و هجرت انسان را با عنوان «خلیفهاللهى» یاد کرده است؛V}بقره(2)، آیه 30.{V یعنى، انسان در حرکت خود، هنگامى به مقصد نهایى بار مى‏یابد که مظهر اسماى حسناى الهى شده باشد و این همان مرتبه «خلیفهاللهى» است که تنها انسان در میان موجودات عالم هستى، شایستگى آن را دارد. T}چهار.{T تنها زمانى امکان دارد آدمى به مبدأ غایى حقیقى خود نایل شود همه اعمال، رفتار، حالت‏ها، عقاید، افکار و اوصافش براى خداوند متعال باشد؛ همچون حضرت ابراهیم«علیه السلام» که فرمود: A}«إِنَّ صَلاتِى وَ نُسُکِى وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ»{A؛ V}انعام(6)، آیه 162.{V . از این رو، تنها تکلیف اساسى و حقیقى انسان در عالم هستى، آن است که بکوشد با شناخت راه و هدف، خود را از آلودگى‏ها، گناهان و تعلقات برهاند و تنها رنگ خدایى به خود بگیرد تا بتواند به مقام مظهر اسماى الهى باریافته و در منتهاى صیرورت خویش، شاهد وجه خداوند متعال باشد.V}براى مطالعه بیشتر ر.ک: تفسیر موضوعى قرآن کریم، نوشته آیهالله جوادى آملى، ج 14.{V P}دانى که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن‏{E}در کوى او گدایى بر خسروى گزیدن‏{P V}حافظ شیرازى.
دکمه بازگشت به بالا