خدا از نیازهای ما با خبر است پس چه نیازی به دعاهای ما دارد

پرسش : اگر خدا نیازهای ما را می داند پس چرا باید دعا کنیم؟ 2. رسول خدا(ص) فرمود: «ترک دعا، گناه است». (تنبیه الخواطر، ج‏2، ص‏154).
پاسخ : الف) دعا توجه انسان به سرچشمه وجود و پروردگار هستى است. در میان همه عبادت‏ها عبادتى نیست که چون دعا این رابطه فرخنده را به شایستگى تحقق بخشد و آن را مداوم و جاودانه گرداند. دعا یک فرصت برتر و بدل‏ناپذیر است که خداى تعالى به بندگانش عطا کرده تا آنان باسود جستن از آن به حضور یگانه هستى بخش خود بار یابند و از حضرتش براى پیمودن طریق کمال و دست سودن بر ستیغ سربلندىِ روح مدد خواهند. دعا چاره‏ساز دردها و گرفتارى‏هاى روانى و جسمانى است. ب) شناخت انسان از نیازهاى بى‏حد و مرز خود و بى‏نیازى مطلق پروردگارش و این که او مبدأ هر خوبى و کمالى است، با روى آوردنِ وى به دعا رابطه مستقیم دارد. در این میان هر چه نیازهاى او بزرگ‏تر و دردهایش جانکاه‏تر باشد، نیایش و تضرع کردنش به درگاه خداوند شدت و گرماى بیش‏تر خواهد یافت. سرّ تأکید و توجه ویژه‏اى که در سنت و سیره پیامبران و پیشوایان الاهى بر دعا و پرداختن به آن شده است و نیز راز اشتیاق بسیار آن بزرگان به دعا در این واقعیّت نهفته است.V} اصول کافى، شیخ کلینى، ج‏2، ص‏468.{V پیامبر گرامى اسلام(ص) هم خود اهل دعا و راز و نیاز بود و هم دیگران را به حاجت خواستن از پروردگار یکتا سفارش مى‏فرمود و ترک آن را جایز نمى‏دانستV} رسول خدا(ص) فرمود: «ترک دعا، گناه است». (تنبیه الخواطر، ج‏2، ص‏154).{V امام صادق(ع) درباره امام على(ع) فرموده است: امیر مؤمنان(ع) «دَعّاه» (بسیار دعا کننده) بود.V}اصول کافى، ج‏2، ص‏468.{V دیگر پیشوایان ما نیز به دعا عنایت ویژه داشتند از خود دعاهاى گران ارج و پرمحتوایى به یادگرا گذارده‏اند. این بخش از میراث آن پاکان در مجموعه‏هایى با عنوان «صحیفه» گردآورى و تدوین شده است؛ براى نمونه مى‏توان به «صحیفه سجادیه» «صحیفه صادقیه»، «صحیفه کاظمیه» و «صحیفه رضویه» اشاره کرد. ج) با دقت در این صحیفه‏ها و دیگر متون معتبر دعا درمى‏یابیم که بالاترین مرتبه نیازخواهى نزد امامان معصوم(ع)، ابراز عشق پرشور و بى‏منتها به معبود یگانه و ستایش پروردگار و یادکرد شکوه و بزرگى او است؛ یعنى انسان به چنان رشد معنوى و بالندگى روحى دست پیدا کند و تا آن جا به آفریدگار بى‏کرانه نزدیک شود که عشق تابناک و حیات‏بخش الاهى بر همه وجودش پرتو افکن گردد و هر اندیشه و خاطرى جز اندیشه معشوق ازل و ابد را از دلش بزداید؛ و چنان شود که انسان راه یافته به حریم دوست جز دوست نخواهد و جز او را طلب نکند. P}گر از دوست چشمت به احسان اوست{E}تو در بند خویشى نه در بند دوست‏ {P P}خلاف طریقت بود کاولیا{E}تمنّا کنند از خدا جز خدا{P؛V} گلستان سعدى.{V پس دعا کردن همیشه بدین معنا نیست که از خدا چیزى بخواهیم. گاه دعا یعنى از خدا خودِ او را خواستن؛ و این والاترین و با شکوه‏ترین مرتبه دعا است که بیش از هر جا و در عالى‏ترین شکل خود، در نیایش‏هاى رسیده از معصومان(ع) یافت مى‏شود. از این رو است که پیامبر(ص) به هنگام دعا خواستار عشق شورمند الاهى است و این که این عشق برترین، لذت‏بخش‏ترینِ عشق‏ها گردد: «H}اللهم انى اسألک حبک و حب من یحبک، و العمل الذى یبلغنى حبک. اللهم اجعل حبک احب الى من نفسى و اهلى و من الماء البارد{H؛V} کنزالعمال، ح‏3648.{V خدایا، من از تو عشق تو را خواهانم و عشق به دوستدارانت را و این که در پى کار مى‏روم که مرا به عشق تو پیوند دهد. خدایا، آن کن که دوستى تو پیش من از خودم و خانواده‏ام و آب خوش‏گوار محبوب‏تر باشد.» د) دعا در اندیشه اسلامى، افزون بر این که تجلى فقه و وسیله ابراز عشق به خدا است، روشى مهم و تأثیر گذار براى تعلیم و تربیت و تعالى بخشیدن به روح آدمى در ساحت‏هاى فردى و اجتماعى است. مجموعه تعالیم دینى و آموزه‏هاى تربیتى و دانش‏هاى الاهى که در متون دعایى مطرح گردیده، در جهت پرداختن به دو اصل مهم «تربیت» و «تعلیم» و آموختن دانش و بینش براساس باورهاى اسلامى است. بى‏تردید، دعا کردن و دست نیاز به سوى خداوند بى‏نیاز برآوردن تنها ویژه تعالیم اسلامى نیست و در همه ادیان و مذاهب دعاها و کلماتى براى مناجات با پروردگار وجود دارد. با این همه آن چه دعاهاى اسلامى را از دعاهاى دیگر متمایز مى‏سازد، مایه‏ور بودن محتوا و اثر بخشىِ بسیار دعا در همه ابعاد زندگى انسان است؛ به دیگر سخن، «دعا در اسلام – جز دعاهاى قرآنى که عین وحى است – بیان دیگرى از آموزه‏هاى فرد ساز و جامعه پرداز وحى است؛ یعنى همان درس‏هاى قرآنى است که خداوند مهربان براى تربیت انسان، به وسیله آیات آسمانى فرستاده است. ادعیه خود به گونه‏اى تفسیر قرآن کریم‏اند و شرح معارف آسمانى‏اند و یادآور تربیت‏هاى قرآنى و تکرار و تأکید و تشریح آموزه‏هاى وحیانى». V} جامعه‏سازى قرآنى، ص‏193.{V راستى چه فرقى مى‏توان نهاد میان قرآن کریم و متن دعایىِ صحیفه سجادیه، که هر دو از جهت محتوا و تنوع مضمون و نیز هدف تعلیمى و تربیتى همداستانند و به یک نقطه چشم دوخته‏اند، جز این که یکى «قرآن نازل» و معجزه ماندگار پروردگار است و دیگرى نمونه کامل «قرآن صاعد» و املاى امام زین‏العابدین(ع)؟ ه’) حال، با توجه به جایگاه بلند دعا در اندیشه اسلامى و نقش بزرگ آن در سازندگى فردى و اجتماعى و پیوند ناگسستنى‏اش با وحى الاهى، جاى این گله‏گزارى و سخن دردمندانه هست که بگوییم برخورد جامعه اسلامى (عامه مردم و عالمان و روشنفکران) با این میراث گرانسنگ تزکیه و تعلیم برخوردى اصولى و مبتنى بر شناخت تمام عیار حقیقت دعا نبوده است و در میان متون مقدس دینى، بیش از همه این چهره فروغ گستر متون دعایى است که زیر خروارها غبار غربت و بى‏اعتنایى پوشیده مانده است. سبب چه مى‏تواند باشد جز ناآگاهى مردمان و نادانىِ مدعیان فضل و آگاهى در طول تاریخ نسبت به نقش سازنده دعا که خود باعث گردیده بسیارى از ما یا با دعا احساس بیگانگى کرده، آن را از صحنه زندگى خود حذف کنیم و یا بى‏توجه به فلسفه عمیق نیایش با آن برخوردى از سرِ کسب و سودجویى داشته باشیم؛ خودرا با خواندن دعا سرگرم مى‏کنیم بى‏آن که معناى آن را بفهیم و پیام‏هاى ژرف و گوناگونش را دریابیم؛ تنها براى خواستن نیازهاى حقیر و کم ارج یا براى بردن ثواب و گاه جهت رفع بیکارى و توجیه کاستى‏ها و سستى ورزیدن‏ها؛ و این بدترین و سطحى‏ترین گونه برخورد با ادعیه است که بى‏شک در آن‏ها هدفى بس والاتر و حیاتى‏تر مورد توجه بوده است؛ یعنى جهت دادن به حیات دنیایى انسان در همه عرصه‏ها و تربیت او بر اساس فضیلت‏ها و راه نمودن وى به بهشت خشنودى خدا. و) پایان بخش سخن، بخشى از دعاى امام سجاد در پنجاه و دومین نیایش در «صحیفه سجادیه» است که هم راز و نیاز وى با پروردگار هستى‏ها است و هم به ما مى‏آموزد که راه و شیوه دعا گزارى کدام است و به هنگام نیایش، از خدا چه چیزها باید خواست: «معبود من، از تو مى‏خواهم که به حقِ خود که بر همه آفریدگانت لازم گردانده‏اى و به نام بزرگ خود که به پیامبرت فرموده‏اى با آن به تسبیح تو پردازد و به بزرگى ذات بزرگوارت که نه کهنگى مى‏پذیرد و نه دگرگون مى‏شود و نه تغییر حالت مى‏دهد و نه از میان مى‏رود، بر محمد و خاندانش درود فرستى و مرا با عبادت خود از هر چیز بى‏نیاز کنى و با ترس از خود، محبت دنیا را از دلم بزدایى، و به رحمت خود مرا با دستى پر از کرامت بازگردانى؛ زیرا من تنها به سوى تو مى‏گریزم و تنها از تو مى‏ترسم و تنها از تو فریادرس مى‏خواهم و تنها به تو امیدوارم و تنها تو را مى‏خوانم و تنها به درگاه تو پناه مى‏آورم، و اعتمادم تنها به تو است و تنها از تو یارى مى‏جویم و تنها به تو ایمان دارم و تنها بر تو توکل مى‏کنم و اتکاى من تنها به جود و بخشش تو است.»V}صحیفه سجادیه. {V
دکمه بازگشت به بالا