دستورالعمل های برای مکاشفه با ائمه

پرسش : مدتی است که برای انتخاب برنامه سلوک خویش خواب و قرار ندارم . کراماتی که از بعضی از عارفین زمان خود دیده ام در پی آن شدم تا لااقل برای دیدن ائمه معصومین علیه السلام در مکاشفه به ذکرهای شریفی مشغول شوم اما از یکی از آنها شنیدم که اگر برای ثواب به ذکر مشغول شوی ایرادی ندارد اما بدون اذن استاد از ذکر نتیجه ای که می خواهی (مکاشفه) نخواهی گرفت . آیا این حرف درست است ؟ من برای طی این مسیر چه کنم ؟ عاجزانه می خواهم به این بی قراری من پاسخ دهید.؟
پاسخ : دانشجوی گرامی! اشتیاق شما به امور معنوی و معرفتی امری به حق و به جا و بر طبق فطرت پاک انسانی است و قابل تقدیر است ولی باید توجه داشته باشید که هدف والای آفرینش، قرب به خداوند و معرفت حق است که با عبودیت و بندگی خاضعانه و خالصانه حاصل می گردد همه شرافت و ارزش انسان در بندگی خداوند و نزدیک شدن هر چه بیشتر به او است و همین بندگی تاج افتخار همه پیامبران و اولیا بزرگ الهی است. امیرمؤمنان(ع) در مناجاتی عرض می کند: H}«الهی کفی بی فخرا ان اکون لک عبدا و کفی بی عزا ان تکون لی ربا»{H ؛ «خدایا! این افتخار مرا بس که بنده تو باشم و این سر بلند مرا کافی است که تو پروردگار من باشی». ارزش انسان و هدف والای انسانی رسیدن به کرامات و مکاشفات نمی باشد و نباید انگیزه انسان در انجام عبادات و سلوک بندگی رسیدن به این گونه امور باشد. هدف خدایی شدن و آراسته شدن به صفات و کمالات الهی و خود را ندیدن ویکسره جمال الهی را دیدن است نه اهل کشف و کرامت گردیدن که در واقع نوعی خودبینی و انانیت و خودمحوری و خودپرستی است. باید از همان ابتدای سلوک و آغاز حرکت بنا را بر عدم دلبستگی و گسستن رشته های دلبستگی و خودبینی گذاشت نه این که دل در گرو کرامات و مکاشفات بگذاریم و بندی بر بندهای اسارت خود بیفزاییم. طالب کرامت و کشف، طالب خدا نمی باشد بلکه در طلب خواهش و خواست خود و مطرح کردن و جلوه دادن خود در قالب کشف و کرامت است. برخی از بزرگان گفته اند: ممکن را چه رسد که در دستگاه خلقت اظهار وجود کند، هر چه هست اوست و همه از اوست. به گفته برخی دیگر: همه عالم کرامت است. چه کرامتی بالاتر از دستگاه آفرینش الهی، کرامت انسان ها در برابر این کرامت چه قدر و قیمتی دارد. البته اولیای الهی و مردان حق که با بندگی صادقانه و عمل به دستورات الهی و تقوای شدید نردبان صعود انسانی را پیموده اند و به کمالات والای انسانی و الهی نایل گشته اند، گاه برای بیدار کردن خفته ای و نمودن راه به گم گشته ای و متوجه کردن برخی به قدرت بی انتهای الهی که ذره ای از آن در وجود آنها جلوه گر شده، کراماتی نشان می دهند ولی هدفشان نمایش خود و جلوه دادن و معرفی خود نمی باشد بلکه با اذن و خواست خداوند و در راستای هدایت این کار را انجام می دهند ولی این گونه بزرگان با کسانی که به طمع کشف و کرامت به راه می افتند و مقصد و مقصودشان را رسیدن به این آمال و آرزوها قرار می دهند، فرسنگ ها فاصله دارند و در دو وادی کاملا جدا از هم حرکت می کنند. بنده خالص آن است که بدون انتظار مزد و پاداش و تنها با انگیزه بندگی، رسوم و آداب بندگی را به جا آورد و گرنه اجیر و کارگر است نه بنده: P}تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن{E}که خواجه خود صفت بنده پروری داند{P در پیشگاه الهی و در راه بندگی هیچ زحمتی بدون اجر و پاداش نمی ماند و هیچ کوششی بدون نتیجه نیست ولی این غیر از طمع داشتن به نتیجه در آغاز راه و حرکت است و غر از این است که انگیزه ها در این راه مقدس رسیدن به این خواسته ها خواهش ها باشد. تصحیح انگیزه و پالایش آن از هواها و هوس ها و ناخالصی ها و داشتن هدف عالی و والا، از مسائل بسیار مهم در راه سلوک و معنویت است. اگر هدف از کرامت داشتن، انجام کارهای عجیب و خارق العاده است، بسیاری از مرتاضان هندی و سیک ها نیز در این کار موفق هستند. سال ها ریاضت های غیرشرعی و نامطلوب می کشند و به نفس خود سختی های طاقت فرسا می دهند تا بتوانند روی میخ بخوابند و یا چهل روز را با یک بادام سر کنند و یا با نگاهی قاطری را متوقف کنند ولی چه میزان از انسانیت و کرامت انسانی و بندگی حق بهره مندند؟ چقدر در فضای معنویت اوج گرفته اند؟ بعد از مرگ از چه مقدار نورانیت بهره مندند؟ حال که هدف راه بندگی و سلوک و انگیزه ها در این راه روشن گردید باید دانست که راه رسیدن به قرب خداوند از میان شریعت و احکام و دستورات الهی می گذرد. به گفته بزرگان این راه سرسوزنی تخلف و سرپیچی از دستورات دینی و شرعی باعث دور شدنانسان از این هدف و مقصد می گردد. انجام واجبات و ترک محرمات و پرهیزکاری و تقوا به معنای گسترده و وسیع آن و مراقبت از اعمال و گفتار و محاسبه اعمال و کردار تنها راه رسیدن به کمال انسانی و تنها برنامه سلوک است. انجام عبادات و گفتن ذکر خود بخشی از دستورات وسیع و گسترده دین و شریعت در راه رسیدن به کمالات است. البته اگر در این راه انسان مرشد و استاد راه آشنا و مورد اعتمادی داشته باشد و از هدایت ها و راهنمایی های او بهره مند گردد سلوک و پیمودن این راه آسانتر و کم هزینه تر خواهد بود ولی نمی توان به راحتی به هر کس سر سپرد و اعتماد کرد چون افراد بسیاری ادعای راهنمایی و ارشاد داشته اند ولی کوچکترین بهره ای از کمال و معنویت نداشته اند و تنها دکانی برای فریب جوانان پاکدل باز کرده اند. البته این چنین نیست که بدون استاد و راهنما، راه مسدود و بسته باشد و امکان وصول نباشد چون بدون شک همه را به راه دعوت و تشویق کنند. در مورد ذکر باید گفت برخی ذکرها عام هستند و در کتاب های دعا ائمه(ع) به همه اجازه گفتن آن را داده اند، حال برخی تعداد و شماره معین دارند و یک مخصوص زمان و مکان خاصی است و برخی چنین نمی باشد ولی برخی ذکرها توسط استاد راه به شاگرد با شماره معینی متناسب با شرایط و وضعیت و حالات روحی او داده می شود که معمولا اموری تجربی هستند و با اجازه استاد و اشراف و نظارت او گفته می شود که برای هر فردی و هر حالتی مناسب نمی باشد. از مهمترین وظایف ما آشنایی عمیق با دین و شریعت و معارف اسلام و قرآن است که هر چه این آشنایی و معرفت بیشتر باشد، انسان با راه و هدف آشنا تر می گردد و پیمودن راه برای او آسانتر و بی خطر تر می گردد و وسوسه های شیطانی را زودتر و بهتر متوجه می شود و با ملاک ها و معیارهای راه سلوک مأنوستر می گردد. چون معرفت در هر کاری شرط اول انجام آن است و اگر کاری بدون آشنایی و معرفت انجام گیرد، انسان در هر قدم از مقصد دورتر و بعیدتر می گردد. برای مطالعه ر.ک: 1. رساله لب اللباب، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی 2. تهذیب نفس، استاد ابراهیم امینی.
دکمه بازگشت به بالا