آیا همه انسان می توانند سیر و سلوک کنند و عارف شوند

پرسش : آیا همه مردم ظرفیت وارد شدن به سیر و سلوک را دارند چرا؟
پاسخ : خداوند متعال همه مردم را بر فطرت توحید آفریده و به همه انسان ها اسماء الهی را تعلیم نموده است. «و علم ادم الاسماء کلها» ، پس در عمق ذات و سویدای درون همه انسانها علم به اسما و صفات و ذات الهی به ودیعه نهاده شد. هر چند در این جهت سرمایه و ظرفیت همه انسان ها یکسان نمی باشد و میزان برخورداری از اسمای الهی در افراد مختلف و ظرفیت و استعداد آنها متفاوت است و این مربوط به حکمت الهی و علم اوست که ما از آن بی خبریم . انسان مراحلی را طی کرده و منازلی را پیموده تا از عالم نور و عقل و تجربه به ظلمتکده دنیا رسیده و بساط زندگی و عیش را در این دنیا که به تعبیر روایات تاریکترین و پست ترین عوالم است گسترده است. بر اثر دل بستگی ها و وابستگی ها و تعلق بیش از حد نیاز به دنیا و امور مادی فطرت پاک الهی او که آینه دار صفات الهی و یادگاری از عالم نور و پاکی و تجرد اوست تاریک و مکدر گشته و غبار غفلت و گناه و معصیت روی آن را پوشیده است. هدف از سر و سلوک کنار زدن پرده های ضخیم غفلت و دلبستگی ها و تعلقات مادی از چهره زیبا و روشن فطرت محجوب شده است تا دوباره انسان روشنایی و پاکی و تجرد اولیه خود را باز یابد و پا به عالم نورانیت و صفا و معنویت بگذارد. در انبیا و اولیایی بزرگ الهی فطرت پاک خدا داد دست نخورده و صاف و بی غبار باقی مانده و به همین دلیل فطرتشان دایما در حال تلالو و نورافشانی است و این همان معنای عصمت است که از ویژگی پیامبران و امامان پاک است و با همان فطرت نورانی و درخشان از حقایق عالم ملکوت و اسرار الهی آگاهی دارند و بر عالم طبیعت و سایر عوالم تسلط واشراف دارند . سایر مردم هر کدام کم و بیش آینه فطرت را تیره و تار ساخته اند و باید با پیروی و تبعیت از دستورات الهی و تعالیم انبیا و اولیا ، زنگار از چهره فطرتشان بزدانید و به میزان مجاهدت و ریاضت و بندگی و دنباله روی از تعالیم الهی و عمل به احکام شرع به فطرت اولیه خود برگردند. در واقع انبیا و اولیا هدفی جز برگردندان انسان به فطرت پاک خود ندارند و به یک معنا آنان چیز نو و جدیدی برای انسان ها نیاورده اند بلکه راه پاکسازی وغبار روبی و زنگار زدایی از جمال فطرت را به بشر آموخته اند و وقتی بشر به منزل اول و فطرت توحید بازگشت خود به خود حقایق را می یابد و با عوالم ملکوت و اسما و صفات و ذات حق انس و الفت پیدا می کند و از این نظر نیازی به تعلیم و آموزش ندارد. امیرمؤمنان(ع) در اولین خطبه نهج البلاغه در این مورد می فرماید: «فبعث منهم رسله و واتر الیهم انبیائه لیستأدرهم میثاق فطرته و یذکروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائق العقول ؛ پس پیامبرانش را پی در پی به سوی مردم فرستاد تا از آنها بخواهد میثاق و پیمان فطرت خود را ادا کند و نعمت های فراموش شده را به یاد آنان اورند و با ابلاغ پیام و احکام الهی جهت را بر آنان تمام کنند و گنجینه های پنهان و مدفون عقل را برای آنان آشکار کند». با این مقدمه در پاسخ به پرسش شما می گویم : اگر عده ای قادر به سیر و سلوک نبوده و از پیمودن راه دشوار و پر پیچ و خم بندگی و قرب الهی ناتوانند به این دلیل است که آن اراده و همتی را که لازمه سیر و سلوک و مبارزه با هوا و هوس و خواهش های ناروا و دوری از غفلت از یاد خدا و بریدن از علایق نفسانی و قطع رشته تعلقات دنیوی و مادی است در آنها وجود ندارد و گر نه سرمایه این راه و لوازم طی این سفر در همه انسانها به ودیعت گذارده شده است. بهترین دلیل بر وجود این سرمایه در همه انسانها و امکان این سفر روحانی برای همه،: دعوت همگانی و عامی است که خداوند متعال و شرع مقدس نسبت به همه انسانها دارند و همگی را به پیمودن راه قرب و رسیدن به جوار حق دعوت کرده اند. دعای «اهدنا الصراط المستقیم» که همه اهل ایمان چند بار در نمازشان می خوانند و هدیه ای از جانب حق تعالی است و از ما خواسته که در نماز چنین بخوانیم و این گونه دعا کنیم، بیانگر وجود زمینه رشد و تعالی و قرب در همه انسان ها است . خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحینه حیاه طبیه ؛ هر زن و مرد با ایمانی که عمل صالح انجام دهد ، به او حیات پاک و طیب می بخشیم و مراد از حیات طیبه همان حیات روحی و معنوی است که هیچ کس از آن محروم نشده و با دو شرط ایمان و عمل صالح می توان بدان راه یافت».
دکمه بازگشت به بالا