آیا اهل سنت که ولایت ندارند می توانند سیر و سلوک کنند و عارف شوند

پرسش : آیا ممکن است عارفی گمراه هم باشد مثلا با توجه به اینکه نماز بدون ولایت پذیرفته نیست و آیا عرفای بزرگ ما همه شیعه بودند و چطور ممکن است کسی ادعای رسیدن به خدا را داشته باشد ولی حجت خدا را نشناخته باشد؟
پاسخ : نخست باید دانست عرفای بزرگ مانند ابن عربی اگر چه از اهل سنت بودند اما به مقامات معنوی امامان اعتقاد داشته اند و قطب عالم امکان را ولی الله و حجت خدا بر روی زمین می دانستند و معتقد بودند ولایت باطنی از شخصیت حقیقی برخاسته است که ویژه امام علی(ع) بوده است اما خلافت ظاهری از طریق رأی و بیعت ظاهری مردم حاصل می شود.که در برخی شرایط دیگران آن را بر عهده گرفته اند. کسانی که قصد و اراده سیر و سلوک به سوی خدا و مبدأ هستی را دارند ، چه مسلمان و چه غیر مسلمان وچه شیعه و چه غیر آن از دو حال خارج نمی باشند. اول: آنان که در نیت شان پاک نیستند و در سیر و سلوک راه اخلاص و تقرب را نمی پیمایند ، بلکه با انگیزه های نفسانی وارد در سلوک می شوند . این گروه هرگز به مقصد نمی رسند و در طی راه به کشف و کرامت و یا تقویت نفس و اثر گذاری در کائنات و یا خبر دادن از امور پنهان و باطن افراد قناعت می ورزند و از این مرحله بالاتر نمی روند. دوم: گروهی که قصدشان تنها وصول و رسیدن به حقیقت است و غرض دیگری را با آن مخلوط نمی کنند. اینها اگر مسلمان و تابع پیامبر (ص) و شیعه و پیرو امیرمؤمنان (ع) باشند در این راه می روند و به مقصود می رسند زیرا که راه منحصر است و بقیه راهها منفی و مسدود و اگر مسلمان و یا شیعه نباشند ، حتما از مستضعفین خواهند بود و از غل و غش خالی بوده و درباره اسلام و تشیع دستشان در تحقیقشان به جایی نرسیده و گر نه جز گروه اول محسوب می شوند . خداوند این گروه را یاری می کند و از مراتب و درجات از راه همان ولایت تکوینیه که خودشان هم مطلع نیستند عبور می دهد و بالاخره درحرم الهی و حریم کربایی وارد می شودند. و چون حق واحد است و راه مستقیم و شریعت او صحیح است این افراد مستضعف که غرض و مرضی ندارند خودشان در بین راه و یا در نهایت آن به حقیقت توحید واسلام و تشیع می رسند و در میابند زیرا وصول به توحید بدون اسلام محال است و اسلام بدون تشیع مفهومی بیش نیست و حقیقتی ندارد. اینان با نور کشف و شهود در می یابند که ولایت متن نبوت است و نبوت و ولایت راه و طریق توحید است. کسی که خدا را یافت همه چیز را یافته است. در این صورت آیا متصور است که به توحید برسد و نبوت و ولایت را که حقیقت و عین آنند، نیابد؟ این امر معقول نیست. بنابراین همه عرفای غیر اسلام و یا عرفای مسلمان غیر شیعه که نامشان در تاریخ آمده است یا در باطن مسلمان و شیعه بوده اند ولی به واسطه مساعد نبودن محیط و فشار حکومت های جور و قاضی های ستمگر و یا از ترس مردم نادان و متعصب از ابراز حقیقت خودداری کرده اند و یا اصلا به مقصد نرسیده اند و تنها ادعای عرفان و وصول را دارند. محی الدین عربی و عمر ابن فارض و ملا محمد رومی (مولوی) و عطار و امثال این بزرگان ،بدون شک در ابتدای امر سنی مذهب بوده اند، زیرا در حکومتی سنی مذهب و شهر و خاندان و محیط و مدرسه و مسجد سنی مذهب بزرگ شده اند و اصلا به کتب شیعه دسترسی نداشته اند ولی چون روز به روز در راه سیر و تعالی قدم زده اند و با دیده انصاف و قلب پاک به جهان شریعت نگریسته اند . کم کم با شهود حقایق را دریافته و پرده تعصب و جاهلیت را کنار زده اند. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به: روح مجرد، تألیف : مرحوم آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی ، قدس الله نفسه الزکیه _ انتشارات علامه طباطبایی .
دکمه بازگشت به بالا