چرا انسان ها از فطرت پاک خود فاصله میگیرند

پرسش : چرا بشریت ارزشهای اصیل و اخلاق فطرتا پاک خود را فراموش کرد؟
پاسخ : نخست باید دانست جامعه بشریت در طول تاریخ فراز و نشیب های متعددی داشته است و با نگاهی گذرا به مجموعه جوامع بشری از گذشته دور تاکنون کم نبوده است دوران های بسیاری که اکثر مردم در شرک وجهل فرو غلطیده اند و جنگ و غارت های منطقه ای و جهانی اتفاق افتاده است. اما در هر دورانی تعدادی از مصلحان و گروه هایی از مردم شمع فروزان ارزش های اصیل و اخلاق و معنویت را همچنان روشن نگهداشته اند. البته در برخی از دوران ها فضای غالب با دین باوران بود مانند هنگامه بعثت پیامبر اسلام(ص) و یا هنگامه انقلاب اسلامی ایران، همچنان که در برخی دوران ها دین ستیزی و جنگ و غارت غلبه داشته است. مانند دوران حاکمیت مارکسیسم بر نیمی از جهان و یا رواج تفکر سکولاریسم در سطح جهان. البته فراموشی ارزش های اصیل و دوری از معنویت و اخلاق تنها به این دوران خلاصه نمی شود و این گونه نیست که سیر قهقراء به طور شتابزده ادامه پیدا کند. بلکه همانطور که «ریزشها» نگران کننده است «رویش ها» امیدوار کننده است. و همانطور که با گسترش ارتباطات و شکل گیری دهکده جهانی مدار فعالیت دین ستیزان توسعه یافته است. اما رشد فرهنگ عمومی و حتی گرایش به معنویت نیز در میان بسیاری از مردمان در سطح جهان نیز رو به افزایش است. البته باید عوامل فراموشی فطرت پاک را بازشناسی کرد و موانع حاکمیت ارزش های اصیل را آسیب شناسی کرد تا با آگاهی و بنرامه ریزی خود و خانواده و جامعه را از سقوط نجات دهیم. در این باره باید دانست؛ دلباختگی به دنیای فانی و اهمیت دادن بیش از حد لازم به آن و آن را مقصد و مقصود اصیل دانستن و ارتکاب گناهان و تراکم و انباشته شدن آنها و توبه نکردن و بر نگشتن به سوی خداوند باعث می گردد چهره فطرت که آینه جلال و جمال خداوند است از غبار و زنگار پوشیده گردد و به تدریج بر مقدار این زنگارها افزوده گردد و فطرت پاک و خدایی انسان در زیر خروارها خاک و خاشاک مدفون گردد به گونه که انوار الهی در دل انسان نمی تابد و موعظه ها و نصیحت ها در آن اثری ندارد و گاهی انسان به جایی می رسد که به تعبیر روایات قلب او وارونه می گردد و به حدی سیاه و تیره و تاریک می گردد که هیچ امید اصلاحی و خیری از آن نمی رود. هدف همه انبیا و اولیای الهی، کنار زدن غبارها و آلودگی ها از آینه پاک فطرت است و تمام دستورها و احکام الهی به این نظور است و هدف از استغفار و توبه و انابه و بازگشت به سوی خداوند همین است که روح افسرده و جان محبوس و فطرت مدفون انسان دوباره فرصت جلوه و خودنمایی و نورافشانی پیدا کند. امیر مؤمنان علی(ع) در نخستین خطبه نهج البلاغه می فرماید: «فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاء لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکروهم مفسی نعمته و یتحبوا علیهم بالتبلیغ و یثیر والعم دفائن العقول؛ خداوند پیامبرانش را پی در پی به سوی مردم فرستاد تا از آنها بخواهند به پیمان فطرت وفا کنند و نعمت های فراموش شده را به یاد آورند و با رساندن پیام و دعوت الهی، حجت را بر مردم تمام کنند و خاک و خاشاک را از گنج های نهفته در اعماق عقل و جان و ضمیر آنها کنار بزنند.
دکمه بازگشت به بالا