شرط قبولی سایر اعمال انسان خواندن و قبولی نماز است

پرسش : لطفا مرا در زمینه نماز و انجام واجبات نیز راهنمایی بفرمایید با وجود اینکه می دانم نماز بسیار مهم است و همه اعمال را با نماز می سنجند اما بسیاری از اوقات وضو هم می گیرم و آن قدر سرم را این طرف و آن طرف گرم می کنم که یادم می رود نمازم را بخوانم و خودم را هم خیلی سرزنش می کنم اما فایده ندارد چون دوباره فردا وضو می گیرم نماز نمی خوانم؟
پاسخ : درباره اینکه شرط قبولی سایر اعمال انسان، قبولی نماز است، اخبار و روایتهای زیادی رسیده است از جمله امیرمؤمنان در نامه 27 نهج البلاغه می فرمایند: H} «… و اعلم ان کل شی من عملک تبع لصلاتک» {H و بدان که محور قبولی تمام کارهای تو نماز است» چون نماز از ارکان اسلام و دارای آثار تربیتی بسیاری است. انسان اگر در هر زمینه زندگی قصور و کوتاهی داشته باشد، اهتمام به نماز آنرا جبران می کند. حتی نماز بعنوان یک عامل «گناه زدا» بر شمرده شده است چنانکه امیر مؤمنان می فرماید: H}«و انها لتحت الذنوب حت الورق و تطلقها اطلاق الربق؛ {H نماز گناهان را مثل برگ درختان می ریزد و گردن انسان را از ریسمان گناه آزاد می کند. آنگاه در ادامه تشبیهی جالب از پیامبر اکرم(ص) نقل می فرماید که: «رسول خدا(ص) نماز را به چشمه آب گرم تشبیه فرموده که بر در خانه مردی باشد و شبانه روزی پنج مرتبه از آن شستشو کند، پس (معلوم است) دیگر بر چنین کسی چرک باقی نخواهد ماند» V} (نهج البلاغه، خ 199){V هدف این روایات یادآوری اهمیت و ارزش و تأثیر عمیق نماز در روح و جان آدمی و ایجاد توفیق برای انجام کارهای خیر دیگر است نه کم ارزش جلوه دادن کارهای خیر دیگر، مانند خانه ای که اگر سقف نداشته باشد هر چقدر درونش نیز زیبا باشد باران آن را خراب می کند هر چند چیزهای درون آن ارزنده باشد. پس نماز که از ارکان اسلام است، تا زمانی که با دقت و سر وقت خوانده شود؛ کوتاهی در سایر کارهای انسانرا جبران می کند ولی اگر نماز ضایع شود (مثلاً شخص مسائل نماز را نداند یا گاهی آنرا ترک کند یا بطور عادت آنرا در آخر وقت بجا آورد) هیچ عمل دیگری نمی تواند نماز را جبران بکند. بهتر است که ما این دستورالعمل خداوند را سرمشق خود قرار دهیم. A}«واستعینوا بالصبر و الصلاه و انها لکبیره الا علی الخاشعین»{A از صبر و نماز در برخورد با مشکلات نیرو بگیرید؛ همانا نماز سنگین است مگر برای خاشعان V} (سوره بقره، آیه 45){V خلاصه این که از روایات فهمیده می شود که اگر نماز کسی قبول شود کارهای نیک دیگرش نیز قبول می شود و اگر قبول نشود کارهای دیگر او قبول نمی گردد و توضیح این نکته ضروری است که این مسأله موجب نمی شود که اگر کسی نماز مقبول نداشت یا اصلا نماز نخواند دست از سایر تکالیف خود بردارد زیرا روایت می فرماید اعمال دیگر او قبول نمی شود نه این که صحیح نمی باشد. پس ممکن است اعمال دیگر انسان صحیح باشد گرچه مقبول نباشد یعنی در روز قیامت او را به جهت نپرداختن خمس و انجام ندادن حج و امر به معروف یا روزه مجازات نمی کنند زیرا این اعمال را به شکل صحیح انجام داده و تکلیف او ساقط گشته گرچه به خاطر کوتاهی در نماز مزد یک عمل مورد قبول را به او نمی دهند. به ترتیب سه امر مهم را در خود محقق سازید: 1- باور کردن اهمیت نماز اول وقت : گاهی انسان به یک چیزی اعتقاد دارد اما باور و ایمان ندارد. مثلا” می داند انسان مرده ترسی ندارد, اما باز هم می ترسد. وجود این ترس در انسان دلیل است که آن اعتقاد نترسیدن از مرده , باور دل و ایمان قلبی نشده است . چه بسا اعتقاد به اهمیت نماز اول وقت باشد اما باور و ایمان به آن نباشد. برای به دست آوردن این باور می توان از اسباب باوربخش استفاده کرد, مثل مطالعه کردن کتاب هایی که در موضوع نماز اول وقت نگاشته شده است که این مطالعه باید پیاپی و پیوسته باشد, سپس به فکر کردن و تفکر بپردازد که با نخواندن نماز اول وقت مشمول چه مذمت ها و سرزنش ها می شود و با خواندن آن مشمول چه مدح ها و پاداش ها می گردد. روایاتی که در این باب وارد شده است بسیار مفید و باوربخش است به شرط این که مطالعه آنها استمرار داشته باشد و فکر کردن در آنها نیز هر روز باشد هر چند مختصر و کم . مثلا” به این دو روایت دقت شود: عن الصادق (ع ) قال قال رسول الله (ص ): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ; امام صادق (ع ) فرمود که رسول اکرم (ص ) فرموده است : به خدا قسم از من نیست کسی که نماز را سبک بشمارد و در حوض بر من وارد نمی شود» V}(سفینه البحار, شیخ عباس قمی , ماده صلاه).{V تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است . عن النبی (ص ): «ما من عبد اهتم بمواقیت الصلوه و مواضع الشمس الا ضمنت له الروح عند الموت وانقطاع الهموم والاحزان والنجاه من النار; هیچ بنده ای نیست که به وقت های نماز (اول وقت ) و حرکت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این که من سه چیز را برایش ضمانت می کنم : 1- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن , 2- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها, 3- نجات از آتش . در این باب پیوسته باید بخواند, بگوید, بشنود و بیندیشد تا رفته رفته اعتقاد به باور بدل گردد». 2- اراده و تصمیم : باور کردن اهمیت نماز اول وقت خود زمینه ساز اراده و تصمیم می شود اما با اراده و تصمیم فاصله دارد زیرا ممکن است یک چیزی باور قلبی باشد ولی اراده و تصمیم انسان به آن تعلق نگیرد. مثلا” مسلمان روزه دار تشنه باور قلبی دارد که آب او را از تشنگی می رهاند ولی هرگز آب نمی آشامد تا روزه اش باطل نشود, اینجا اراده و تصمیم بر آشامیدن آب تعلق نگرفته گرچه باور قلبی هست که آب رفع تشنگی می کند. اگر کسی نسبت به اهمیت نماز اول وقت باور قلبی پیدا کرد ممکن است به خاطر موانعی اراده و تصمیمش به خواندن نماز اول وقت تعلق نگیرد, هر چند آن موانع , تراشیده و غیرموجه باشد, بنابراین بعد از باور قلبی باید اراده و تصمیم بگیرد و تمامی موانع خواندن نماز اول وقت را کنار بزند. 3- مداومت تا سر حد ملکه شدن : پس از طی آن دو مرحله گذشته باید در مقام عمل آن قدر نماز اول وقت خواندن را ادامه دهد تا عادت و ملکه گردد این مداومت عملی در ابتدای کار, امری دشوار و سخت می باشد ولی پس از گذشت یک سال یا دو سال و یا حتی کمتر از این مدت , امری عادی و آسان می گردد, (نگا: نماز اول وقت , محمد حسین رجایی خراسانی).
دکمه بازگشت به بالا