آیا رسیدن به خدا منحصر در یک راه و طریق است

پرسش : با توجه به اینکه راه و روش رسیدن به خدا باید از یک طریق باشد چرا ما این همه عارف داریم که حتی بعضی از آنها ظواهر دینی را اهمیت نمی دهند؟
پاسخ : رسیدن به خداوند منحصر در یک راه و طریق نمی باشد، بلکه راه های متعدد و فراوانی برای رسیدن به حق وجود دارد که هر کس از یکی از آن راه ها می تواند به خداوند برسد. به طور کلی راه های رسیدن و شناخت خداوند، سه نوع است: الف- راه دل یا راه فطرت. ب – راه حس و علم یا راه طبیعت. ج- راه عقل یا راه استدلال و فلسفه. کسانی که از طریق فطرت و راه دل قصد رسیدن به خداوند و معرفت پروردگار را دارند، آنها نیز راه یکسانی را نمی پیمایند، آنها هر کدام به حسب نوع استعداد و ذوق و حالات درونی خویش راهی به سوی خداوند می پیمایند و سلوک خاصی دارند. نوع استاد و مشرب و ذوقیات او نیز در تبیین این راه نقش فراوانی دارد. عده ای با ذکر و عده ای با فکر این راه را طی می کنند. گروهی اهل محبت به خداوند و دسته ای اهل خوف از خدایند. عده ای در متن جامعه به سلوک مشغولند و گروهی میلشان به انزوا و گوشه نشینی بیشتر است. گروهی مظهر جمال حق و جمعی مظهر جلال اویند. البته این بدین معنا نیست که هر کس هر روش و طریقی را که انتخاب و اختیار نماید، کار و برنامه اش مورد تأیید و امضا می باشد. عده زیادی از کسانی که ادعای معرفت و سیر و سلوک دارند، روح عمل و برنامه و کارشان با روح شریعت مقدس ناسازگار و گاهی در تضاد کامل است. کسانی که ادعای عرفان دارند ولی به ظواهر دین و شریعت عمل نمی کنند و برای آن ارزشی قایل نیستند، با روح عرفان و توحید و معرفت بیگانه اند و گاهی هواپرستی و خودنمایی و مرید پروری را با توحید و خداپرستی اشتباه می کنند و هوا را به جای خدا می پرستند. باید عرفان ناب را از قرآن کریم و آیات توحیدی آن و خطبه های نورانی و پرمحتوا و آکنده از توصیه خالص نهج البلاغه و صحیفه سجادیه گرفت. نمونه های صادق معرفت و عرفان در زمان ما بزرگانی چون امام خمینی، علامه طباطبایی و حضرت آیت الله بهجت می باشند که کمال تعبد و پیروی از شریعت را در همه جنبه های آن داشته و دارند و عرفان خود را از سرچشمه زلال و زاینده قرآن و سنت گرفته اند.
دکمه بازگشت به بالا