صیرورت یعنی چه؟

پرسش : صیرورت و سیرورت در کتب اسلامی به چه معناست؟
پاسخ : انسان در این جهان یک زندگی ظاهری دارد که به جسم و تن او مربوط است. می خورد و می آشامد و می خوابد و حرکت و کار می کند لی در همین حال در باطن ذات یک زندگی نفسانی نیز دارد. در حالی که در دنیا زندگی میکند در باطن ذات، یا به سوی سعادت و کمال و نورانیت سیر می کند، یا به سوی بدبختی و شقاوت و تارکی رهسپار می باشد، یا در صراط انسانیت و سیر و صعود الی الله حرکت می کند، یا از جاده مستقیم انسانیت منحرف شده و در وادی های تاریک و پست حیوانیت دست و پا می زند. یا در مدارج کمال به سوی نور و سرور و کمال و جمال طی طریق می کند، یا به سوی عذاب و سقوط روان است. گرچه اکثر مردم از این زندگی باطنی غافلند ولی واقعیت دارد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: A}«یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون»{A ؛ V}(روم، آیه 7){V، تنها ظاهری از زندگی دنیا را دانند ولی از زندگی آخرت (باطنی) غافل می باشند. از این آیه شریفه استفاده می شود که امور مربوط به آخرت در همین جهان و باطن ذات وجود داشته داشته، لیکن انسان از آن غافل بوده ولی در جهان آخرت که پرده های غفلت برداشته می شود همه را مشاهده خواهد کرد. از آیات و روایات چنین بر می اید که نفس انسان در این جهان چیزهایی را کسب می کند و آن چه را کسب کرده همواره با او خواهد بود و برای آینده اش در عالم آخرت سرنوشت ساز می باشد. انسان در همین جهان به پرورش نفس و تأمین زندگی اخروی خویش اشتغال دارد. به وسیله عقاید و افکار، ملکات و خلق و خو ها، محبت و علاقه ها، توجهات و انس ها و کارهایی که در نفس اثر می گذاردند، تدریجا ساخته می شود و پرورش می یابد و چگونه شدنش (صیرورت) به اینها بستگی تمام دارد. معارف و عقاید حق و درست، فضایل و مکارم اخلاق، محبت و دلبستگی به خدا، توجه و انس با پروردگار، اطاعت از خداوند و جلب رضایت و خشنودی او و انجام اعمالی که خداوند به آنها فرمان داده است، روح ملکوتی انسان را در مدارج کمال سیر و صعود می دهد و به مقام قرب الهی می رساند. انسان به وسیله ایمان و عمل صالح در همین جهان حیات جدید و پاکیزه ای پیدا می کند که در جهان آخرت آشکار خواهد شد. خداوند در ایه 97 از سوره مبارکه نحل می فرماید: A}«من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه»{A ؛ «هرکس عمل صالح و نیکی انجام داد، مرد باشد یا زن، در حالی که ایمان دارد، او را به زندگی پاک و زیبایی زنده خواهیم کرد. بهشت و نعمت های بهشتی یا دوزخ و عذاب های دوزخی انسان، در همین جهان و به وسیله عقاید و اخلاق و اعمالش درست می شود گرچه از آنها غافل باشد ولی در جهان آخرت که جایگاه آشکار شدن حقایق و امور پنهانی است، حقیقت آشکار خواهد شد. در حکمت متعالیه و علوم عالی به اثبات رسیده که روح انسان جسمانی الحدوث و روحانی البقا می باشد. یعنی روح ملکوتی همان صورت جسمانی سابق است که به تدریج حرکت و تکامل یافته (سیرورت) تا به مرتبه نازل روح انسانی یعنی انسان بالقوه رسیده است و حرکت و تکامل او در آن مرحله نیز متوقف نخواهد شد، بلکه تا آخر عمر همچنان ادامه خواهد یافت. جالب اینجاست که افکار و عقاید و ملکات نه تنها در وجود انسان تأثیر دارند بلکه در چه بودنش نیز مؤثر می باشند. یعنی چنانچه افکار و عقاید وی صحیح و مکارم اخلاق و خوها و ملکاتی که دراثر عمل صالح به وجود می آیند، تدریجا انسان را در مراتب کمال سیر و حرکت می دهند و به مرتبه انسان کامل و قرب خدا می رسانند، هم چنین جهالت ها و عقاید باطل و رذایل اخلاقی و ملکات و قساوت هایی که در اثر کارهای زشت به وجود می آید، روح انسان را به ضعف و انزوا می کشاند و تدریجا او را در مراحل حیوانیت سیر می دهند، و در نهایت در وادی ظلمانی حیوانیت ساقط می سازند. در اثر استحکام و نفوذ ملکات و صفات حیوانی و تراکم جهالت ها و قساوت ها، در باطن ذات به یک حیوان تبدیل می شود. آری ذات او واقعا حیوان می شود و شخصیت حیوانی پیدا می کند و بلکه بدتر از حیوان می شود زیرا انسان است که حیوان شده است ولی خودش نمی داند. حیوانیت حیوانات به شکل و قیافه مخصوص آنها نمی باشد بلکه به واسطه نفوس حیوانی و پیروی بی قید و شرط از غرایز و تمایلات حیوانی است. گرگ بودن گرک به قیافه و شکل خاص او نیست بلکه در اثر درنده خویی و پیروی از غریزه درندگی و عدم درک و تعقل است. اگر درنده خویی بر کسی غلبه کرد و چشم عقل و درکش را کور نمود، چنین شخصی در باطن به یک گرگ واقعی تبدیل می شود. گرگی که از گرگ های بیابان و صحرا نیز خطرناکتر خواهد بود زیرا درک و عقلش را نیز به استخدام صفت درنده خویی درآورده است. در قیامت که A}«یوم تبلی السرائر»{A ؛ «روز آشکار شدن رازها و امور نهانی» است و پرده از چشم ها برداشته شده باطن افراد آشکار می گردد و انسانی که تنها قیافه انسان را دارد ولی باطنش، باطن گرگ است چون نمی تواند در بهشت با اولیای خدا همنشین باشد باید در محیط تاریک و دردناک دوزخ در شکنجه و عذاب زندگی کند. پس به طور خلاصه: انسان در این جهان موجودی است نامتعین و غیرمشخص که شخصیت آینده اش را خودش می سازد. یا انسان می شود و از فرشتگان الهی برتر خواهد بود، یا در باطن از حیوان نیز پست تر می گردد. این مطلبی است که هم در علوم عالی به اثبات رسیده، هم اولیای الهی مدعی کشف و شهود آن هستند و هم پیامبر و امامان معصوم(ع) که انسان شناسان واقعی می باشند از آن خبر داده اند. امیرمؤمنان(ع) درباره عالم فاسد می فرماید: صورت او مانند صورت انسان ولی قلبش، قلب حیوان است. راه هدایت را نمی شناسد تا از آن پیروی کند و طریق گمراهی را نمی داند تا از آن اجتناب نماید و چنین کسی، مرده ای در بین زندگان است. V}(نهج البلاغه، خطبه 87){V پس از بیانات، عرض می کنیم، سیرورت مصدر سار یسیر به معنای حرکت کردن و سیر نمودن است و منظور سیر انسان به وسیله اعمال و افکار و عقاید اوست و لحظهای درنگ و توقف در این حرکت وجود ندارد و این حرکت چه در جاده سعادت و نور و چه در جاده شقاوت و ظلمت حد و اندازه ای ندارد و به سوی بی نهایت در حرکت است و راه و راهرو و مسیر و سائر (سیرکننده) خود انسان است یعنی انسان در عالم نفس خود سیر می کند و راه می پیماید. صیرورت، مصدر «صار یصیر» به معنای شدن و گشتن و تحول یافتن است که این شدت و گشتن انسان نسبت مستقیم با ملکات و اخلاق و اعمال و نیات او دارد و در واقع انسان با اعمال و عقاید و اخلاق و ملکاتش مهندس و سازنده چگونه بودن و چه شدن خود است و چگونه شدن و بودنش را خود تعیین و ترسیم می نماید. البته از منظر بزرگانی مانند صدرالمتألهین، جوهر انسان و ذات او در حال شدن و تحول است و بلکه تمام جهان هستی به طور دایم در حال سیرورت و صیرورت است، زیرا که جوهر اشیاء پیوسته در حال حرکت و تحول و دگرگونی است و حرکت تکاملی و سیرورت و صیرورت انسان نیز قسمتی از این سیرورت و صیرورت کلی و دایمی است. مراجعه نمایید به: 1. خودسازی (تزکیه و تهذیب نفس): استاد ابراهیم امینی؛ 2. اسفار اربعه، مرحوم ملاصدرا، ج 8 و ج 9؛ 3. فلسفه اخلاق، شهید مرتضی مطهری (ره)؛ 4. شیعه در اسلام، علامه طباطبایی(ره).

دکمه بازگشت به بالا