حرمت شراب و مواد الکی در قرآن

پرسش : آیا در مورد حرمت شراب یا سایر مواد الکلی آیات یا روایات خاصی وجود دارد یا نه؟ با توجه به این که الکل قرن ها پس از عصر نزول و حتی قرن ها پس از حضور معصومین(ع) کشف شد چگونه می توان باور کرد که در زمان حضور، آنان نسبت به چیزی که اصلا وجود نداشته است حکم صادر کرده باشند؟
پاسخ : اما در خصوص مواد الکلی باید به نکات ذیل توجه شود: 1. تحت عنوان «الکل» نه در قرآن و نه در سنت، آیه یا روایتی وارد نشده است. 2. در احادیث اهل بیت عصمت و طهارت عناوینی ذکر شده است که کاملا منطبق بر مواد الکلی است. مثل اینکه هر آنچه که موجب مستی انسان گردد (مسکرات) حرام است. حال اگر در زمان رسول اکرم(ص) فقط شراب وجود داشت که مست کننده بود اما در زمان های بعدی سایر مواد الکلی و حتی غیرالکلی مانند بنگ و … نیز تحت همین عنوان مندرج شده و مشمول حرمت می شوند. درست است که زمان پیامبر اکرم(ص) هروئین یا مرفین یا بنگ (بر فرض مثال) نبود اما یکی از رمز و رازهای جاودانگی شریعت اسلامی این است که در بیان نحوه مقررات، در مواردی که لازم بود یک عناوین کلی موضوع حکم قرار داده می شد که به مرور زمان مصداق های آن پیدا می شود مثلا در مورد مذکور عنوان H}«لاضرر و لاضرار فی الاسلام»{H و یا هر آنچه که برای انسان ضرر داشته باشد حرام است و … وارد شده است. 3. اگر کسی بخواهد نظر اسلام را در مورد چیزی بداند نمی تواند صرفا به قرآن مراجعه و بدان بسنده کند چه اینکه در این صورت در مسلم ترین احکام اسلام مانند نماز و روزه خواهد ماند مثلا بر اساس کدام آیه قرآن نماز صبح 2 رکعت و نماز ظهر 4 رکعت است و یا … از این رو اهل بیت عصمت و طهارت مفسر و مبین قرآن هستند و لذا رسول خدا کتاب و عترت را با همدیگر «ثقلین» و دو یادگار گرانبهای خود معرفی کرده اند. آثار زیان بارى که مصرف الکل و شراب بر جسم و جان و اجتماع دارد بر کسى پوشیده نیست و آثار الکل نه تنهامتوجه مصرف کننده بلکه متوجه فرزندان اشخاص الکلى نیز مى‏باشد. قرآن کریم در آیه 90 و 91 سوره مائده آن را در ردیف پرستش بت‏ها، یک نوع پلیدى درونى، موجب کینه و نفاق و دورى از یاد خدا و نماز مى‏داند. A}«یا ایها الذین ءامنوا انما الخمر و المیسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون * انما یرید الشیطان ان یوقع بینکم العداوه و البغضاء فی الخمر و المیسر و یصدکم عن ذکر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون»{A براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ک: 1ـ شراب و قمار دو عامل فساد 2ـ سمپوزیوم الکل بیان احکام در صدر اسلام به صورت تدریجى بوده است. چون پذیرش لازم براى بیان دفعى وجود نداشته است. از همین‏رو در آیه 219 سوره بقره، A}«یسئلونک عن الخمر و المیسر قل فیهما اثم کبیر و منفع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما و یسئلونک ما ذا ینفقون قل العفو کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون»{A ابتدا نفع و ضررهاى مسکرات و این که مضار آن بیشتر از منافع آن است بیان گردیده ولى بعدا در آیه 90 سوره مائده حرمت آن به طور کلى بیان گردیده است. باید گفت که مسئله حرمت خمر و شراب، در همه ادیان الهی حرام بوده، و هیچ آیینی که از تحریف بشر مصون مانده باشد، شرب خمر را جایز نمی‌داند. روایتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: ما بعث الله نبیا الا بتحریم الخمر… (صدوق، التوحید) خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر آنکه شراب را در شریعت اوحرام نمود. بنابراین تصور این که حرمت شراب فقط مربوط به دین اسلام است، تصوری نادرست می‌باشد واینکه امروزه در برخی ادیان شرب خمر را حلال می‌شمارند، این خود یکی از نشانه‌های تحریف‌هایی است که در آیین‌های الهی به دست بشر صورت گرفت (ر.ک: ذبیح الله محلاتی، ساحل نجات در مضرات شراب، تریاک، قمار، موسیقی، تهران، 1332.) که نمونه بارز آن را می‌توان در دین یهود، و همین طور در تحریفاتی که در دین مسیح توسط پولس قدیس صورت یافت، پی‌گرفت. البته باید دانست احکام الهی براساس مصالح و مفاسد است یعنی حلالیت نشانه مصلحت و فایده داشتن آن برای انسان است و حرمت نشانه مفسده و ضرری است که آن برای انسان دارد. البته احکام الهی اعتباری است و ممکن است بنا بر مصالح مهمتر و یا به دلایل ویژه دیگری مدتی برای برخی مردم ابلاغ نشود و یا واجب نشود مانند ماهی گیری که کاری حلال است ولی روزهای شنبه برای یهودیان حرام شده است. اما این گونه موارد با حرمت ذاتی برخی چیزها مانند گوشت، خون و شراب فرق می کند. خلاصه کلام؛ ضرر و زیان فردی و اجتماعی شراب بر کسی پوشیده نیست، هر چند ممکن است منافع زودگذر و اندکی داشته باشد چنان که قرآن کریم هم تصریح فرموده است: A}«یسئلونک عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما»{A؛ درباره شراب و قمار از تو می پرسند، بگو: در آن دو گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم است و[لی] گناهشان از سودشان بزرگتر است» V} (بقره، آیه 219).{V برای پاسخ به این پرسش چندین مسئله باید مورد توجه قرار بگیرد که به برخی از آن موارد اشاره می‌گردد: الف: اولا باید گفت که مسئله حرمت خمر و شراب، در همه ادیان الهی حرام بوده، و هیچ آیینی که از تحریف بشر مصون مانده باشد، شرب خمر را جایز نمی‌داند. روایتی از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: ما بعث الله نبیا الا بتحریم الخمر… (صدوق، التوحید) خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر آنکه شراب را در شریعت اوحرام نمود. بنابراین تصور این که حرمت شراب فقط مربوط به دین اسلام است، تصوری نادرست می‌باشد واینکه امروزه در برخی ادیان شرب خمر را حلال می‌شمارند، این خود یکی از نشانه‌های تحریف‌هایی است که در آیین‌های الهی به دست بشر صورت گرفت (ر.ک: ذبیح الله محلاتی، ساحل نجات در مضرات شراب، تریاک، قمار، موسیقی، تهران، 1332.) که نمونه بارز آن را می‌توان در دین یهود، و همین طور در تحریفاتی که در دین مسیح توسط پولس قدیس صورت یافت، پی‌گرفت. علاوه بر آن صورت واقعی عمل در قیامت برمی گردد به باطن عمل و انگیزه انجام دهنده عمل در دنیا، لذا اگر شخصی عمل زشتی را به خاطر ناآگاهی و غفلت انجام دهد. اگر چه آثار وضعی و آسیب های آن در دنیا دامنگیر او می شود . اما چون انگیزه او زشت کاری نبوده، در باطن آن شخص، زشتی نقش نمی بندد و همانند توبه ، آثار زشتی از او محو می شود و در قیامت عذاب نخواهد شد. چنان که اگر شخصی کار درستی را به انگیزه نادرست انجام دهد. جرأت او بر نادرستی ، چه بسا نقش زشتی را در باطن او مجسم می کند. و این باطن زشت در قیامت موجب عذاب او خواهد شد. بنابر آنچه گفته شد اولا تباهی شراب و تباهکاری شراب خوار برای هر انسانی مشهود است. لذا انسان های عادی پاک در زمان جاهلیت نیز شراب نمی خوردند. ثانیا آن چه موجب عذاب می شود جرأت اشخاص بر ارتکاب جرم است که نشانه سیاهی باطن آنهاست از این رو گفته شده است خداوند بدون اتمام حجت کسی را عذاب نمی کند.
دکمه بازگشت به بالا