انواع زیبایی

پرسش : انواع زیبایی را مختصرا توضیح دهید؟
پاسخ : زیبایى داراى انواع و اقسام فراوانى است. افرادى که از زیبایى تصور و درک درستى ندارند زیبایى را محدود و منحصر کرده‏اند. مثلاً زیبایى را محدود در اندام و چهره یک زن زیبا کرده‏اند در حالى که در طبیعت هزاران نوع زیبایى وجود دارد، در جمادات، نباتات و حیوانات، در آسمان، زمین و دریاها، کسیکه که زیبایى را در گل‏ها درک نکند، خیلى افراد شاید از گل فقط بوى خوش را درک مى‏کنند، در صورتى که آنهایى که چشمشان زیبایى را درک مى‏کند، در گل زیبایى را بیش از بوى خوش درک مى‏کنند. زیبایى گل‏ها، درخت‏ها، جنگل‏ها، دریاها، کوه‏ها، آبشارها، زیبایى آسمانى که بالاى سر انسان است، زیبایى افق، زیبایى شفق، زیبایى غروب دلپذیر افتاب بر فراز آب‏ها، زیبایى سپیده دم، زیبایى طلوع آفتاب، هزاران نوع زیبایى محسوس در عالم طبیعت وجود دارد. از این نوع زیبایى برتر و بالاتر، زیبایى غیر محسوس و زیبایى معنوى است آن نوع زیبایى‏ها که مربوط به قوه تخیل انسان است و به صورت‏هاى ذهنى انسان مربوط مى‏شود. زیبایى فصاحت و بلاغت در چیست؟ یک کلام زیبا مثل نثر و نشر سعدى شیرازى چرا انسان راجذب مى‏کند؟ زیبایى آن کلام است که انسان را مجذوب خویش مى سازد. زیبایى لفظ و معنا و هماهنگى این دو با یکدیگر، روح انسان را جذب کرده و به سوى خود مى‏کشد آنها که زیبایى‏هاى خیال را درک مى‏کنند گاه چنان مجذوب شعر مى‏شوند که از خود بى خود مى‏گردند. در مورد بعضى بزرگان مانند ادیب نیشابورى گفته‏اند که با شنیدن غزلى از خواجه حافظ بى هوش گردید. چرا جاى دور بریم؟ نفوذ و تأثیر فوق العاده قرآن که برخاسته از زیبایى و فصاحتش مى‏باشد نمونه کاملى از زیبایى روحى و معنوى است معانى بلند و عمیق قرآن در لباس زیبا وبرازنده الفاظ، حس زیبایى دوستى معنوى انسان را مسخر خود مى‏سازد. فصاحت و بلاغت و زیبایى کلام پیشوایان معصوم – علیهم السلام – و به ویژه امیر المؤمنین – ع – در نهج‏البلاغه از بهترین نمونه‏هاى زیبایى و فصاحت معنوى است و بهحدى در روح‏هاى مستعد و آماده تأثیر گذارد و نافذ بود که همام که از یاران آن حضرت(ع) بود با شنیدن خطبه متقین طاقت نیاورد و روح از بدنیش جدا گردید. پس شعر، فصاحت، بلاغت، نثر عالى، تمام این‏ها از مقوله زیبایى است ولى این‏ها زیبایى فکرى و خیالى و معنوى است نه زیبایى حسى، یعنى مربوط به چشم و گوش و لامسه و ذائقه و نشانه نیست و تنها مربوط به فکر و اندیشه و خیال انسان است. حال یک قدم بالاتر مى‏رویم و مى‏گوییم زیبایى معقول نیز وجود دارد. یعنى آن نوع زیبایى که فقط عقل انسان آن را درک میکند نه حس انسان و نه قوه خیال او. کارهاى طبیعى و عادى بشر، ستایش‏ها و آفرین‏ها و تحسین‏ها را بر نمى‏انگیزد ولى برخى کارها شکوه و عظمت و جلال دارد، جمال و زیبایى دارد، در مقابل خود تواضع و خشوع و تحسین مى‏آفریند. انسانى که بزرگوار این و اهل جود و سخاوت است، انسانى که خود را فداى نجات جامعه‏اش مى‏کند، براى خود سختى مى‏خرد تا دیگران در رفاه و آسایش باشند. انسانى که از ناراحتى و گمراهى و رنج مردم، غمگین و ناراحت مى‏گردد، این چنین صفات و اعمالى تحسین برانگیز و در خور تقدیر و قابل ستایش و زیبا است. زیبایى فداکارى، زیبایى ایمن، زیبایى استقامت، زیبایى انصاف دادن، زیبایى گذشت، زیبایى حلم، زیبایى تحمیل، زیبایى شجاعت، همه اینها از نوع زیبایى عقلى است. (براى اطلاع بیشتر به کتاب‏هاى فلسفه اخلاق و فطرت شهید مطهرى-ره- رجوع کنید).
دکمه بازگشت به بالا