آیا علمای اهل سنت به مقامات عرفانی می رسند

پرسش : آیا علمای سنی نیزبمه رحله ی کشف الشهود می رسند؟
پاسخ : رسیدن به مرحله کشف و شهود براى عموم انسان‏ها امر ممکنى است و اصولاً همه را به این مرحله ودرجه که کمال واقعى و سعادت حقیقى انسان در آن است دعوت نکرده‏اند و بالاتر این که انسان براى همین هدف عالى آفریده شده است. خداوند در سوره ذاریات آیه 56 مى‏فرماید: A}«و ما خلقت الجن و الانس و الا لیعبدون»{A، «جن و انس را براى عبادت آفریدم» و بالاترین مرحله عبادت و عبودیت همان رسیدن به مقام قریب الاهى و کنار زدن حجاب‏هاى موجود بین خداوند و بنده و شهود ذات پاک و اسماء و صفات و کمالاتت الاهى است و هر چه این عبودیت و بدنگى خالصانه‏تر و پسندیده‏تر باشد، قریب و تکامل بیشترى به دنبال دارد. در برخى روایات، «لیعبدون» به «لیعرفون» تفسیر شده است یعنى هدف و منظور از آفرینش معرفت پیدا کردن و شناخت نسبت به خداوند است چون تا شناخت واقعى و راستین براى فردى حاصل نگردد و خداوند را چنان که شایسته و در خور اوست نشناسد و از طریق آیات نورانى قرآن و بیانات معصومین – علیهم السلام – که مفسران و شارحان کلام الاهى مى‏باشند، با توحید و ذات و صفات و اسماء پروردگار آشنا نگردد و نمى‏توان رسم عبودیت را درست به جا آورد به قرب الاهى برسد. حتى در مورد کسانى که با هیچ دینى آشنا نیستند ولى بر طبق فطرت سلیم و پاک خود راه حق را از ناحق و اعمال نیک را از کردار زشت جدا ساخته و نیت و عمل شایسته‏اى دارند، امکان رسیدن به درجات والاى معرفت و قرب وجود دارد چون در نهاد هر انسان و فطرت هر فردى عشق به کمال و قرب و محبت خداوند به ودیعت گذاشته شده و خود فطرت چراغ روشنى است که راه قرب و بندگى را به انسان مى‏نماید و چنانچه این چراغ پر فروغ با ظلمت و حجاب گناهان، پنهان و یا کم نور نگردد در پرتو آن مى‏توان راه نجات و قرب به خداوند را پیدا کرد و این مهم دست یافت. فرستادن پیامبر و کتاب‏هاى آسمانى همگى به خاطر کنار زدن حجاب‏هایى است که چهره زیباى فطرت را پوشانده و مانع درخشش و نورافشانى آن گردیده است. امیر مؤمنان على(ع) در اولین خطبه نهج‏البلاغه در این باره مى‏فرماید: H}«منبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیاءه لیستأدوهم میثاق فطرته ویذکرهم منسى نعمه»{H، «پس خداوند پیامبرانیش را در میان مردم فرستاد و پى در پى فرستادگانش را به سوى آنها گسیل داشت تا از آنها بخواهند پیمان فطرتشان را ادا نمایند و نعمت‏هاى فراموش شده را به یاد آنان بیاورند.» پس نه تنها اهل سنت بلکه هر انسانى که فطرتش سالم باشد و با حق و حقیقت عناد و دوشمنى نداشته باشد و بر طبق فطرت خدادادش عمل کند و به نداى فطرتش که به خوبى و زیبایى و بندگى خالق و انجام کارهاى شایسته دعوت مى‏کند و عناد و لجاجت با حق نداشته باشند متناسب با ظرفیت و سرمایه و زمینه‏هاى خود مى‏تواند نردبان قرب و تکامل و بندگى را بپیماید و به اندازه خود از شهود ذات و اسماء صفات پروردگار بهره‏مند گردد. البته چون در هیچ دینى به اندازه اسلام توحید و اسماء و صفات و ذات پروردگار روشن و شفاف و عمیق و همه جانبه معرفى نگردیده و هیچ کس همانند اهل بیت پیامبر (ص) خداوند را چنان چه باید نشناخته و آن چنان که شایسته و سزاوار است با سخنان و کمالات و بیانات خود معرفى نکرده‏اند، افرادى که با پیروى از تعالیم و راهنمایى‏هاى اهل بیت – علیهم الاسلام – و در پرتو معرفى آنان با خداوند آشنا مى‏گردند و خداوند را از زبان و بیان آنان مى‏شناسد، راه وصول و شهود سهل‏تر و آسانتر و بى ضررتر و شفافتر و روشن‏تر است و درجه قرب شهود آنان بالاتر و قوى‏تر و شدیدتر است چون رسیده به پروردگار به وسیله راهنمایى کسانى که آینه جمال و جلال و کمالات الاهى هستند و خود در بحر توحید غرق و شناگر ماهر دریاى توحید مى‏باشند و از این دریاى عمیق گوهرهاى ناب و ارزنده‏اى به دست آورده‏اند و به ما معرفى کرده‏اند، راهى منطقى و عاقلانه و خردمندانه است. البته از اهل سنت و سایر ادیان کسانى که حق را شناخته ولى به خاطر عناد و هواپرستى و تعصب جاهلانه در مقابل آن ایستاده و آن را نفى و انکار کرده‏اند، راه سعادت و قرب به خاطر همین لجاجت و هواپرستى و جاه‏طلبى به روى آنان بسته است و از عروج به آسمان معرفت و قرب محروم و ممنوع مى‏باشند مگر این که توبه کنند و به راه حق و حقیقت بازگردند. به کتاب «روح مجرد» تألیف علامه محمد حسین حسینى تهرانى رجوع نماید.
دکمه بازگشت به بالا