فلسفه نماز خواندن در اسلام

پرسش : طرح اشکالات منکرین نماز و عبادات مثل تکراری بودن و عادت بودن ان در جواب چه باید گفت ؟
پاسخ : فلسفه نماز فقط شکرگزارى نیست و آثار مهم دیگرى نیز دارد. افزون بر این، شکر خداوند وقتى عملى خواهد شد که آنچه او خواسته است انجام دهیم نه آنچه دلمان مى‏خواهد؛ چه این که روح عبادت عبودیت و بندگى است؛ یعنى تسلیم فرمان بودن. طبیعتاً باید انضباط و مقرراتى باشد تا بنده را به آن امتحان کنند و روح بندگى را در او پرورش دهند. در پاسخ این پرسش باید گفت: نخستین لازمه عبادت شناخت معبود و بازشناسى این نکته است که چگونه عبادتى شایسته مقام او است؛ و چون خداوند بهتر از هرکس حقیقت خویش و چگونگى عبادت شایسته را مى‏شناسد، پس او بهتر مى‏تواند ما را به این امر هدایت فرماید. از همین رو، ما را به بهترین نوع عبادات رهنمون مى‏شود. افزون بر این، در نماز راز و رمز و اهدافى چند نهفته که بعضى از آن‏ها عبارت است از: 1. یاد خدا انسان موجودى فراموشکار است. بنابراین، هر چند ساعت یک بار، با خواندن نماز خداى سبحان را یاد کرده، متذکر وجود لایتناهاى او مى‏شود. 2. وقتى انسان متذکر خدا بود و خدا را مراقب خویش دید، قهراً از انجام گناه و منکرات شرم مى‏کند. بنابر این، یکى از اهداف نماز جلوگیرى از فحشا و منکرات است: A}«ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر».{A 3. هدف دیگر نماز عبودیت و خشوع و خضوع در پیشگاه مقام ربوبیت است. مؤدب ایستادن، رکوع کردن، جبین به خاک ساییدن، سجده و نشستن دو زانو و… همه نشانه‏هاى خضوع است. این حق خداى سبحان است که هر انسانى موظف به اداى آن است. توجه داشته باشید که این خشوع و خضوع به تدریج در روح و جان ما اثر گذاشته، انسان را در برابر سایر افراد متواضع مى‏کند. امام على(ع) مى‏فرماید: «H}ومن تعفیر عتاق الوجوه بالتراب تواضعا{Hً ؛ خداى سبحان نماز را مقرر داشت تا پیشانى از روى تواضع به خاک مالیده شود.»(نهج‏البلاغه). حضرت فاطمه(س) نیز مى‏فرماید: «H}جعل اللَّه الصلاه تنزیها لکم من الکبر{H ؛ خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان را از کبر و منیّت پاک گرداند.» 4. راز دیگرى که در نماز نهفته، تشکیل جماعت‏ها است. ویل دورانت مى‏نویسد: بر هیچ انسان منصفى پوشیده نیست که شرکت مسلمان‏ها در نمازهاى جماعت روزانه چه اثر خوبى در وحدت و تشکّل آن‏ها دارد. با کمى دقت مى‏توان دریافت که در سایه همین جماعت‏ها و جمعه‏ها انسجام و اتحاد در گروه‏هاى مختلف ایجاد مى‏شود و در سایه آن برکات و ارزش‏هایى وجود دارد، از کارهاى عمرانى یک منطقه گرفته تا راه حل سایر مشکلات افراد و جامعه. آنچه ذکر شد، بیانگر این حقیقت است که یکى از اهداف نماز، پاک و منزه ساختن روح انسان از کبر و منیت است؛ همچنان که نماز بازدارنده انسان از لغزش‏ها و گناهان به شمار مى‏آید. نقش نماز در ساحت روح انسان، مانند نقش نرمش و ورزش در ساحت جسم انسان است. اگر کسى ورزش را براى مدت طولانى ترک کند، کم‏کم بدنش دچار نوعى سستى و کسالت مى‏شود و چه بسا سلامت خود را از دست مى‏دهد. بنابراین، انسان باید روزانه یا دست کم هفته‏اى چند ساعت به راهپیمایى و ورزش بپردازد تا به تدریج جسم را سلامت و شاداب سازد. روح انسان نیز چنین نیازى دارد. باید هر روز این نیایش و سرود مذهبى و اسلامى تکرار گردد تا به تدریج سلامت و شادابى روح انسان در سایه یاد حق احراز گردد. 5. براى این که در نماز، به ویژه در رکوع و سجود، حالت خشوع و خضوع فراموش نشود، شایسته است قبل از نماز با خود پیمان بندیم که به غیر خدا توجه نکنیم و نیز در حین نماز با مراقبت شدید نگذاریم ذهن ما به انحراف‏کشیده شود. به تدریج آثار مثبت و مفید پایبندى بر این نکته‏آشکار مى‏گردد. براى پایدار ماندن حالت خضوع در نماز رعایت نکات زیر ضرورت دارد: الف) نماز خواندن در محیط آرام و بى‏سر و صدا ب) برطرف ساختن موانع؛ چنان که نماز در برابر عکس، درِ باز، آتش و آیینه کراهت دارد. ج ) در حال نشاط و اعتدال نماز خواندن. خواب آلودگى، گرسنگى زیاد، محیط خیلى گرم یا خیلى سرد و… مانع از حضور دل خواهد شد. از نگاه روان‏شناختى و جامعه‏شناسى نیز به تجربه ثابت شده است، حداقل نظم در زندگى فردى و التزام به قانون در رفتار اجتماعى موجب فرهنگ‏سازى هنجارها مى‏شود؛ از ناهنجارى‏ها مى‏کاهد و در بهره‏ورى بهینه از فرصت‏ها براى رشد مادى و معنوى سودمند است. ناگفته نماند برپایى نماز با آداب خاص حداقل چیزى است که باید فرد مسلمان رعایت کند؛ چنان که رعایت قانون حداقل چیزى است که یک شهروند انتظار مى‏رود. بى‏تردید هر قدر انسان بتواند بیش‏تر با خداوند مناجات کند، بهره معنوى بیش‏ترى مى‏برد و براى این منظور وقت مشخص و حالت خاص مطرح نیست. هرگاه نشاطى داشت و با هر زبانى مى‏تواند با خداى خویش نیایش کند و حتى از راه تفکر برترین عبادت‏ها را انجام دهد. A}«الذین یذکرون الله قیاماً و قعوداً و على جنوبهم و یتفکرون فى خلق السموات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانک فقنا عذاب النار{A؛ [خردمندان‏] همانان که خدا را [در همه احوال‏] ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد مى‏کنند و در آفرینش آسمان‏ها و زمین مى‏اندیشند [که:] پروردگارا، این‏ها را بیهوده نیافریده‏اى، منزهى تو پس ما را از عذاب آتش دوزخ در امان بدار»V} (آل عمران(3): 191){V توضیح بیشتر: بعضى مى‏گویند عادت، ارزش اخلاقى یک کار را از میان مى‏برد و هیچ نمى‏تواند ملاک انسانیت و ایمان باشد و هر چیزی هر چند بهترین کارها و فضائل انسانى باشد همین قدر که به صورت عادت درآمد ارزش خود را از دست مى‏دهد. زیرا در این صورت آن ملکه است که برانسان حکم مى‏کند و در واقع عادت بشر را به صورت ماشین در مى‏آورد و اختیار و اراده و حریت را از او سلب مى‏کند. ولى به نظر مى‏رسد این نظریه صد در صد درست نیست. البته این که انسان نباید کارى کند که چیزى برایش به صورت عادت درآید به آن انس بگیرد به طورى که ترک کردنش برایش دشوار باشد و کار را نه به حکم عقل و اراده انجام دهد بلکه به حکم عادت انجام دهد، به صورت کلى درست است ولى این دلیل نمى‏شود که عادت مطلقا بد باشد چون عادات بر دو قسم است: 1. عادات فعلى 2. عادات انفعالى. عادت فعلى آن است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارج قرار نمى‏گیرد بلکه کارى را در اثر تکرار و ممارست، بهتر انجام می ‏دهد. هنرها، فنون مثل نوشتن، خواندن و… عادت است که در اثر تمرین، عادت به نوشتن، خواندن و… مى‏کنیم. بسیارى از ملکات نفسانى مثل شجاعت، سخاوت، عفت و… عادت فعلى است. بنابراین خاصیت این عادات آن است که انسان تا وقتی که عادت نکرده است اراده‏اش در مقابل محرکات خلاف، ضعیف است و وقتى عادت کرد قدرت مقاومت پیدا مى‏کند همان طور که درباره تقوا و عدالت چنین است و به گونه‏اى است که انسان اسیر آن نمى‏شود علاوه بر این عادت کارى را که بر حسب طبیعت براى انسان دشوار است، آسان مى‏کند و این نه تنها ناپسند نیست بلکه پسندیده و نیکوست. اما عادت انفعالى آن است که انسان تحت تأثیر یک عامل خارجى، عمل را انجام مى‏دهد و با ایجاد انس با آن، انسان اسیر آن مى‏شود مثلاً انسان عادت مى‏کند که روى تشک پر قو بخوابد یا به غذاى خاصى عادت مى‏کند به طورى که اگر آن غذا به او نرسد هر چند غذاى دیگر مقوّى باشد، نمى‏تواند بخورد. این عادات انفعالى در هر موردى بد است ولى عادات فعلى را نمى‏توان به دلیل اینکه عادت است گفت بد است. اکنون با توجه به این توضیح که برگرفته از نظریات شهید مطهرى است روشن مى‏شود که در صورتى عادت به نماز خواندن ناپسند است و باید با آن مبارزه کنید که احساس کنید اسیر آن شده‏اید و آزادى در عمل را از شما گرفته و به عبارتى با شور و اشتیاق آن را بجانمى‏آورید و انگیزه خوبى براى اداى آن ندارید و یا تأثیرى در اعمال و رفتار روزانه شما ندارد و شما را از خلاف و گناه باز نگه نمى‏دارد و شما را به خداوند نزدیک‏تر نمى‏کند. در این صورت است که مى‏توانید با استفاده از راهکارهاى زیر به نماز خواندن خویش عمق بیشترىببخشید. الف. با مطالعه بیشتر درباره نماز و اهمیت آن شناخت خود را درباره این عبادت مهم و اساسى که ستون دین شمرده شده گسترش دهید. ب. حالات معنوى و عرفانى پیامبر اکرم(ص) ائمه معصومین و اولیاء الهى و عرفاء و بزرگان دینى قبل و در حال نماز خواندن را مطالعه و مورد دقت قرار دهید و از آنها الگو بگیرید. ج. با استفاده از راهکارهاى مختلف سعى کنید در نماز حضور قلب پیدا کنید.

دکمه بازگشت به بالا