احساس ریا در نماز جماعت

پرسش : احساس ریا در نماز جماعت مرا آزار می دهد، راهنمایی شما چیست؟
پاسخ : سه نکته اساسى در سؤال شما موجود مى‏باشد: اول این که خوف از تحقق ریا در نماز جماعت دارید. دوم این که در چنین مواردى آیا عمل عبادى را باید ترک کرد یا خیر. سوم این که چه کنیم اعمالمان را با اخلاص انجام دهیم. راجع به نکته اول باید گفت که از وجود چنین خوفى نه تنها نباید نگران باشید، بلکه باید آن را قدر بدانید و از آن پاسدارى کنید. این نگرانى یکى از عوامل مبارزه با ریا است. لیکن آنچه مهم این است که نگذرید از حد تعادل خارج شود و به عکس‏العمل منفى بیانجامد، دامى شیطانى و وسوسه‏اى انحرافى است. بنابر این همواره از این عامل استفاده مثبت کنید، یعنى در نیات خود دقیق شوید و نگذارید ریا در آن داخل شود. اگر احساس کردید این خوف از حد طبیعى تجاوز کرده و آزار دهنده است، سعى کنید نسبت به آن بى‏تفاوتى نشان دهید. یعنى با خود بگویید مسأله‏اى نیست بگذار این عملم ریایى باشد، و دیگران ببینند و تعریف کنند، سپس با خود بگویید خوب حالا تعریف و تمجید دیگران به چه درد من مى‏خورد؟ در این صورت پوچى آن برایتان به خوبى روشن مى‏شود و به آن بى‏اعتنا مى‏شوید. در رابطه با نکته دوم که ترک عبادت در صورت بروز چنین حالتى است باید گفت عبادات مختلف هستند به عنوان مثال واجبات را با هیچ توجیهى نمى‏شود ترک کرد، حتى اگر به جهت مبارزه با ریا باشد. ولى مستحبات از نظر اهمیت مختلف هستند، لذا بعضى از آنها را مى‏توان براى مدت موقتى به جهت مبارزه با ریا ترک کرد، مثل بلند گریه کردن در روضه‏ها یا صف اول جماعت ایستادن، سجده طولانى و برخى از تعقیبات نماز. ولى بعضى به اندازه‏اى اهمیت دارند که تا حد ممکن نباید در صدد ترک آنها برآمد و چه بسا ترک این قبیل مستحبات در واجبات و اعتقادات انسان نیز اثر بگذارد و اصل نماز جماعت از همین قبیل است زیرا شرکت در جماعت موجب تقویت بنیه دینى و اعتقادى و اخلاقى انسان مى‏گردد و ترک آن آدمى را در معرض خطرات و آفات فراوانى قرار مى‏دهد، لذا توصیه مى‏کنیم به شرکت خود حتما ادامه دهید. اما نکته سوم که چه کنیم اخلاص‏مان را تقویت نماییم و با ریا مبارزه کنیم، دو پاسخ اجمالى و تفصیلى وجود دارد. پاسخ اجمالى این است که یکى از مهمترین راه‏هاى تقویت اخلاص و قطع ریشه ریا در دل تقویت توحید است. اگر انسان توحید خویش را تقویت کند خواهد فهمید که در جهان کارگزارى غیر از خداوند وجود ندارد و همه کارها به دست او است و این خداوند است که مقلب‏القلوب است و دل انسان‏ها همه و همه در اختیار خدا است. اما تفصیل مطلب: ریا از رؤیت گرفته شده و عبارت است از: طلب منزلت و مقام در دل‏هاى مردم به وسیله عبادات و طاعات خداوند متعال. این‏گونه ریا حرام است و سبب باطل شدن عبادت مى‏شود. شخص ریاکار در بین مردم نشان مى‏دهد که مخلص و مطیع واقعى خداوند است. در صورتى که در حقیقت چنین نیست. باید توجه داشت که اولاً، تحقق ریا مشروط به قصد ریاست یعنى اگر قصد و نیت بر ریا نباشد، گناه نیز محسوب نمى‏شود. ثانیا، ریا وابسته به داشتن غرض از اغراض دنیوى نظیر کسب محبوبیت، ثروت و جاه و مقام مى‏باشد. ریشه‏هاى این رذیله اخلاقى عمدتا به بینش و معرفت و شناخت فرد باز مى‏گردد. پس در مبارزه با این مفسده و گناه بزرگ مى‏بایست در ابعاد معرفتى کار شود. 1- ریشه ریا گاهى دوستى جاه و مقام، شهرت‏طلبى و کسب آوازه نزد مردم است که باید با این عوامل مبارزه کرد. 2- باید ضرر ریا را شناخت که چگونه قلب را تیره کرده و توفیق اصلاح نفس را مى‏گیرد و اعمال نیک انسان را نابود ساخته و تبدیل به آتش دوزخ مى‏نماید. عقل مهمترین وسیله و ابزار شناسایى را در اختیار انسان قرار مى‏دهد. عقل ایجاب مى‏کند که آدمى به چیزى که سودى در بر دارد رغبت نشان داده و از چیزى که ضرر و زیان دارد بپرهیزد. در واقع عقل به دنبال لذت پایدار و سود بى‏منتهاست. در برخورد اولیه با مسأله ریا، شخص عاقل رد پاى شیطان و نفس را تشخیص مى‏دهد و با یک ژرف‏اندیشى درمى‏یابد که هوا و هوس به جنبش آمده است تا براى لحظاتى عقل را در پرده غفلت پوشانده و بهره‏اش ببرد. بهره‏اى که پایدار نیست و فقط قوه خیال و وهم را ارضا مى‏کند. در اینجا عقل حکم مى‏کند که شخص لذت پایدار، یعنى پیروى از دستورات خداوند را که سعادت را در بر دارد، انتخاب کند و به وساوس شیطان خناس وسوسه‏گر اعتنا نکند و پاى هوا و هوس را ببندد. 3- طلب جاه و مقام نزد مردم، اظهار نیاز نزد نیازمندان است چه آنان نیز همگى محتاجانى در پیشگاه خدایند و منزلت نزد آنان اندکى سود ندارد. توصیه شده این آیه شریفه را در تعقیبات فرایض (نمازهاى واجب) بخوانید: قل اللهم مالک الملک تؤتى الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعزّ من تشاء و تذل من تشاء، بیدک الخیر انک على کل شى‏ء قدیر(V}آل عمران، آیه 26).{V) مضمون عبارت این است که خداوند مالک تمام هستى است و از ملک خود به هر که خواهد، بدهد و از هر که خواهد، منع نماید و اگر بخواهد مى‏تواند داده خود را بازپس بگیرد، هر که را بخواهد عزیز مى‏گرداند و هر که را بخواهد خوار و ذلیل سازد، تمام خیر و نیکى‏ها به دست خداوند است و اوبه هر کارى توانا و قادر است. شاید سر این که خواندن این آیه بعد از نمازهاى واجب فضیلت بسیار دارد(V}مفاتیح‏الجنان، حاج شیخ عباس قمى، تعقیبات مشترکه).{V) همین نکته باشد که انسان با دقت در مضمون آن، امید به درگاه خداوند آورد و از مردم و آنچه در دنیاست قطع امید کند و این مرحله را علماى اخلاق «انقطاع عن الناس» و بهتر بگوییم «انقطاع الى الله» نامیده‏اند. خلاصه این قسمت آن است که مؤمن باید تلاش کند یکسره متوجه خدا شود و از همه خلایق قطع امید نماید. 4- توجه داشتن به نعمت‏هاى اخروى و مقامات معنوى و بى‏اعتنایى به زودگذر دنیا A}والدار الاخره خیر للذین یتقون افلا تعقلون{A؛ سراى آخرت و نعمت‏هاى آن براى پرهیزگاران بسى بهتر است، آیا در این باره تعقل نمى‏کنید؟!(V}اعراف، آیه 169{V). 5- عادت کردن به عبادت پنهانى؛ تا شخص به جایى برسد که اعمال نیک خود را چنان پنهان سازد که گویى شخص خاطى و گنهکار عمل خود را از دید مردم مخفى مى‏سازد. به مرور و با استمرار در پنهان‏سازى عبادات و نیکى‏ها نفس به اطلاع مردم از عبادات بى‏اعتنا مى‏شود یعنى به این که دیگران آگاهى از نیکى‏هایش یابند توجهى نمى‏نماید. دو نکته مهم در مبحث ریا وجود دارد که در خاتمه بحث متذکر مى‏شویم: اولاً براى از بین بردن ریا لازم نیست انسان خود را در برابر مردم فردى گنهکار جلوه دهد بلکه این کار برخلاف رضاى خدا و امرى ناپسند است زیرا خداوند دوست دارد آبروى بنده مؤمنش نزد مردم حفظ شود و اگر لغزش دارد نزد آنان رسوا نگردد ولى بنده باید رابطه خود را با خدا نیکو گرداند و در خفا از گناهان خویش توبه کند و عهد کند که از معاصى کناره خواهد گزید و در این راه از خداوند مدد جوید. ثانیا، نباید از ترس ریا عبادات و انجام حسنات را ترک کرده این یکى از وسوسه‏هاى شیطانى است که به این وسیله انسان را از خدا دور مى‏سازد. بنابراین باید کارهاى نیک را با جدیت انجام داد و در عین حال بر دورى از ریا نیز مواظبت نمود و از خداوند بزرگ در این‏باره یارى جست. براى آگاهى بیشتر ر.ک: 1- عجب ور یا، سید احمد فهرى. 2- معراج السعاده، ملا احمد نراقى.

دکمه بازگشت به بالا