دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان با ترجمه + شرح و تفسیر

دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

ابن عباس نقل کرده است که پیامبر اکرم (ص) برای هر روز از ماه مبارک رمضان دعای ذکر فرموده اند: و ما می خواهیم در این پست دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان را با ترجمه به همراه شرح و تفسیر تقدیم شما کنیم.
همچنین میتوانید برای دیدن بقیه دعاهای روزانه ماه مبارک رمضان به لینک روبرو مراجعه کنید: (دعای هر روز ماه مبارک رمضان)

دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

متن دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیَائِکَ الْمُقَرَّبِینَ بِرَأْفَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

ترجمه دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان

خدایا قرار ده مرا در این ماه از آمرزش جویان، و از بندگان شایسته فرمانبردار، و از اولیاى مقرّبت، به رأفتت اى مهربان ترین مهربانان

شرح دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان از آیت الله مجتهدی

1. اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ؛ خدایا در روز پنجم ماه رمضان من را از مستغفرین قرار بده.
استغفار شرایط دارد؛ کسی که مال حرام خورده با استغفار درست نمی شود، بلکه باید صاحبان مال را راضی کند تا استغفار او پذیرفته شود؛ اگر بدنت از مال حرام فربه و چاق شده است باید با روزه و کم خوردن، آن گوشت های حرام را آب کنی؛ اگر فردی قبلا شب تا به صبح در مجلس طرب و گناه به سر می برده؛ الان که می خواهد توبه کند باید شب ها عبادت کند و احیاء بگیرد تا جبران گذشته بشود.

پس این که می گوییم؛ خدایا من را از مستغفرین قرار بده به این معناست که واقعا از گذشته خویش پشیمان باشم و حقوق مردم را ادا کنم؛ طوری نباشد که اگر گناهی کرده ام حالا که به آن گناه فکر می کنم از فکر کردن به آن  گناه لذت ببرم؟! باید توبه راستین کرد.

استغفار زبانی هم تاثیر دارد
اگر مقید باشید هر روز به تعداد مشخصی استغفار زبانی بکنید خوب است؛ به طوری که هفتاد مرتبه استغفار کردن بعد از نماز عصر خوب است که در روایت هم وارد شده است.

خواص استغفار
الف-  رهایی از غم و غصه
مَن اَکثَر الاستغفار جَعلُ الله مِن کلِ هَمٍّ فرجاً

کسی که زیاد استغفار کند چهار چیز بدست می آورد؛ خدا غم و غصه را از دل و جان او بر می دارد؛ گاهی بدون هیچ دلیلی احساس غم و غصه کرده ام؛ و استغفار که می کنم؛ حالم خوب می شود شما هم این مطلب را امتحان کنید.

ب- احساس امنیت
وَ مِن کُلِ خوفٍ اَمناً

انسان از خبرهای هولناک می ترسد مثلا؛ می گویند زلزله ای در راه هست ؛ یا آمریکا می خواهد به ایران حمله کند و … اینجا استغفار کن؛ که آن ترس و خوف را برطرف می کند و هیچ اتفاقی هم نمی افتد ؛ آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند. (5)

ج- نجات از تنگنا های زندگی
و مِن کُلِ ضِیقٍ مَخرَجاً

اگر در زندگی به بن بست خورده ای و مشکلاتت زیاد شده است استغفار کن؛ ازدواج کرده ای و صاحبخانه جوابت کرده؛ هرچی می گردی جا پیدا نمی کنی؟! برو استغفار کن، خدا به دل یکی می اندازد تا مشکل تو را حل کند و … پس اگر در مشکلات و گرفتاری ها هستی و حاجتی داری استغفار کن! البته؛ شرایط استغفار را هم رعایت کن.

د- زیاد شدن روزی
وَ یَرزقُهُ مِن حیثُ لا یَحتَسِبُ

اگر استغفار کنی ؛ خداوند روزی تو را از محلی که گمان نداری می فرستد؛ مثلا شمای طلبه هم مباحثه خوب نداری اگر اهل استغفار باشی خدا یک هم بحث خوب به شما می دهد؛ زن خوب نصیبت می شود؛ همسفر خوب پیدا می کنی و …!

این را هم بدانیم که منظور از رزق تنها مال و ثروت دنیا نیست؛ فقط پول نیست! بلکه رزق شامل امور معنوی هم می شود، رفیق خوب رزق است؛ همسفر خوب رزق است.

2. وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ
خدایا من را از بندگان صالح خودت قرار بده؛ من را فرمانبردار خودت قرار بده اگر انسان اهل اطاعت خدا باشد؛ خدا هم او را دوست خواهد داشت.

3. وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیَائِکَ الْمُقَرَّبِینَ
خدایا من را از دوستان نزدیکت قرار بده! خداوند دوستان و بندگانی دارد که مقربین درگاه الهی هستند ایشان «فِی مَقعَدِ صِدقٍ عِنَد مَلیکٍ مُقتدر» هستند در مقام حضور الهی هستند ، در بهشت خاص الهی وارد شده اند، خود بهشت مراتب دارد  این گروه که عاشقان  الهی بوده اند و عبادت ایشان بخاطر خدا بوده مخاطب به این آیه قرآن هستند « فَادخُلی فی عِبادی وَ ادخلی جَنَتی ». اگر داخل در بندگان خدا شدی آنگاه در بهشت خاص الهی هم وارد خواهی شد.

4. بِرَأْفَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِین
خدایا این دعاهای ما را به رأفت و مهربانی خودت مستجاب کن؛ ای کسی که رحمتت از همه رحم کنند گان بیشتر است.

در آغوش رحمت الهی قرار بگیریم

در روایت آمده است که مهربانی و رحمت صد جزو است و در وجود پدر و مادر یکی از آن صد تا قرار دارد، پس ببینید خداوند چقدر مهربان و رحیم است؛ فقط کافی است بگویی «خدا» تا در آغوش رحمت الهی جای بگیری؛ تو اگر یک قدم به سوی خدا قدم برداری خدا، دوان دوان به سوی  تو  قدم بر می دارد «وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ »

شرح دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان از جواد محدثی

استغفار
از ته دل نیست در میخانه، استغفار ما خوابها در پرده دارد دیده بیدار ما سبحه برکف، توبه بر لب، دل پر از ذوق گناه معصیت را خنده مى آید زاستغفار ما

ندامت از گناه و پشیمانى از خطا و تصمیم بر ترک معصیت در آینده و آمرزش خواهى از خداوند، عناصر اصلى توبه و استغفار است.

اگر استغفار، به گفتن «استغفراللّه » بود، همه مردم جزء مستغفرین بودند. امّا، این نیست.

پیشواى پاکان و امیر پرواپیشگان، على بن ابى طالب علیه السلام فرموده است:

«استغفار، درجه و مرتبه علیّین و انسانهاى بلندمرتبه است و 6 مرحله دارد:

1 ـ پشیمانى از گذشته

2 ـ تصمیم بر ترک گناه در آینده

3 ـ پرداخت حقوق مردم، تا آنکه خدا را ملاقات کنى

4 ـ جبران فرایض و واجبات ترک شده

5 ـ از بین رفتن گوشتهاى روییده از حرام در بدن

6 ـ چشاندن سختى طاعت به بدن، براى جبران خوشى معصیت.»

در دعاى امروز، خواسته ایم که خداوند ما را از استغفار کنندگان قرار دهد. استغفار واقعى از «توبه» جدا نیست و توبه، مرحله قلبى و عملى استغفار است. بازگشت از باطل به حق، بازگشت از معصیت به طاعت، از خیانت به خدمت، از ریا به اخلاص، از ستم به عدل و انصاف، از هوسبازى به تقوا،

استغفار واقعى، از «عمل صالح»، که جبران کننده ضایعات گناه باشد، جدا نیست. استغفار، باید به دنبالش اصلاح و عمل صالح باشد وگرنه به لفظ گفتن و بر زبان آوردن، استغفار واقعى نیست.

عباد صالح و قانت
در فراز دوّم خواسته ایم که ما را از بندگان صالح و قانت قرار دهد.

بنده صالح، کسى است که «صالحات» را انجام دهد، اعمال خوب و شایسته و بجا و مفید و خداپسند.

در قرآن کریم، حضرت شعیب، بنده صالح به شمار رفته است. شعیب، مردم را به خداپرستى، وزن و سنجش عادلانه در روابط اقتصادى و فساد نکردن در زمین دعوت مى کرد. (سوره هود، آیات 84 تا 88).

در آیه اى دیگر، «صالحین»، کسانى به شمار رفته اند که به خدا و روز قیامت باور داشته باشند و به معروف، امر کنند و از منکر جلوگیرى نمایند و در کارهاى خوب، سرعت بگیرند.(آل عمران، آیه 114).

مى بینیم،که در عمل و تفکّرِ «عبد صالح» اینها نهفته است:

ـ ایمان به مبدأ و معاد

ـ تلاش در جهت قسط و عدالت اقتصادى

ـ پیشتازى و پیشاهنگى در خوبیها

ـ مبارزه با فساد و منکرات

ـ گسترش معروف و خوبیها.

اینها همه، نشان دهنده طاعت و اطاعت یک «بنده» از «خدا» است و «قانت» نیز به معناى مطیع مى باشد آن کس مى تواند «عمل صالح» کند که «عبدصالح» و «بنده مطیع» و گوش به فرمان خداوند باشد.

اولیاى خدا
ولىّ خدا، یعنى دوست خدا، هم پیمان با خدا، هم جبهه و هماهنگ با جبهه خداپرستان و صف موحّدین.

در قرآن در مورد اینگونه «ولایت»، که نوعى همبستگى، همدلى و هم خط بودن است، سه اصطلاح بیان شده است:

1. اولیاء الشیطان

2. اولیاء الطاغوت

3. اولیاء اللّه

یعنى کسانى که شیطان، ولىّ و سررشته دار آنهاست، یا طاغوت، یا که در سایه آرام بخش و سازنده «ولایه اللّه » آرمیده اند.

آنکه در «ولایت اللّه » قرار گیرد، هرگز در دلش ترس و هراسى و بیم و اندوهى راه نخواهد یافت. این قرآن است که مى گوید:

«اِنَّ اَولِیاءَ اللّه ِ لاخَوفٌ عَلَیهِم وَلاهُم یَحزَنُون » (یونس، آیه62) = (نفى ترس و غم از اولیاء خدا)

آنکه «ولایت اللّه » را داشته باشد، از ظلمات به نور وارد مى شود:

«أللّه ُ وَلِىُّ الذّینَ آمَنُوا یُخرِجُهُم مِنَ الظُلُماتِ اِلَى النُّورِ» (بقره، آیه 257).

آنکه خداوند، ولىّ او باشد، به مبارزه در راه خدا و بر ضدّ طاغوت برمى خیزد. این ولایت، از ایمان سرچشمه مى گیرد و مؤمن به خدا، ولىّ او نیز هست.

«اولیاءاللّه » کسانى اند که در صفات و چگونگى عمل، سنخیّت و تشابهى با اوصاف الهى داشته باشند. اولیاء خدا اهل تقوا هستند. قرآن کریم، با صراحت و لحنى انحصارى مى گوید:

جز متقین و پرهیزکاران، کسى از اولیاء خدا نیست: «اِنْ اَولِیائُهُ إلاَّ المُتَّقُونَ».(انفال، آیه 34).

«ولایت»، انسان را به «قرب» مى کشاند. و چه مقامى بالاتر و والاتر از قرب به اللّه ؟! «قرب»، بالاترین بهاى عبادت و تقواست و «هجران»، سخت ترین عذاب ها براى اهل معرفت و محبّت.

على علیه السلام در دعاى کمیل مى فرماید:

«خدایا اگر مرا بر آتش دوزخ افکنى، بر شعله هاى سوزانش صبر مى کنم، امّا برفراق و دورى تو چگونه شکیبایى کنم؟» (فَکَیفَ اَصبِرُ عَلى فِراقِکَ…)

خواجه عبداللّه انصارى گوید:

«الهى… اگر ما را به دوزخ فرستى، با تو دعوى دار نیستیم،

و اگر به بهشت برى، بى جمال تو خریدار نیستیم،

مطلب ما برآور، که جز وصال تو طلبکار نیستیم».

رمضان، فرصتى گرانبهاست تا براى دست یافتن به قله رفیع «ولایت اللّه »، و پرواز بر ستیغ بلند و ایمنِ «قرب الهى» بکوشیم.

این گوى و این میدان، این زمینه و فرصت، و این هم امکان پرواز و پیشرفت براى هر کس که «بخواهد». خسران زده و زیانکار آنکه رمضان بر او بگذرد ولى قدمى به سوى خدا برندارد. این ماه، به پایان برسد ولى او هنوز رفتن در «راه» را هم شروع نکرده باشد.

اى خداى مهربان! به پاس کرم و لطفت، ما را توفیق و یارى ده تا:

از مستغفرین باشیم، اهل صلاح و اصلاح گردیم، از زمره بندگان و قانتین باشیم، و از اولیاء اللّه … که به مقام «قرب» رسیده اند.

دکمه بازگشت به بالا