شدت عذاب و آتش جهنم

پرسش:
کسی که در آتش دنیا ; مثلا خانه اش آتش گرفته ، در آن می سوزد یا گرفتار آن است ، تصور این که بیاید صحبت کند و جواب بدهد اصلا قابل تصور نیست که حالا بیاییم در آتش بگوییم ، چطور شد خانه ات آتش گرفت ؟ چطور شد گرفتار شدی ؟ او هم در همان حال بگوید آری ، مثلا فلان طور شد ! حال آتش قیامت که عظیم است ، چه طور ممکن است یک جهنمی در آن آتش و عذاب بایستد به سؤالات بهشتی ها پاسخ دهد که مثلا : «لم نک من المصلین » یا «ان افیضوا علینا من الماء» یا «انظرونا نقتبس من نورکم ».. .با آن که طبق آیه «و لا یخفّف عنهم العذاب » نمی توانیم بگوییم با آمدن بهشتیان آتش خاموش می شود .

پاسخ:
حالت و توانایی ‏های انسان در دنیا و آخرت با هم متفاوت است و این تفاوت به تفاوت سنت‏ها و قوانین حاکم بر دنیا و آخرت بازگشت می‏کند. به فرموده قرآن، حیات اخروی حیات شعور و درک است: «…وَ إِنَّ الدَّارَ الْأَخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَان…؛(عنکبوت،64)… و زندگی واقعی سرای آخرت است». واین را جمعی از مفسران از «حَیَوان» استفاده کرده‏اند. کاربرد «حیوان» بر وزن «فعلان» اشاره به این است که سرای آخرت عین زندگی و حیات است؛ گویی حیات از همه ابعاد آن می‏جوشد و چیزی جز زندگی در آن وجود ندارد1؛ یعنی از مرگ، بیهوشی، ضعف حواس و اختلال در دستگاه عصبی که به بی حسی و خموشی می‏انجامد، در آن جا خبری نیست؛ در هر شرایط و در هر حال انسان در نهایت شعور و ادراک است و هر چه عذاب‏های جسمانی به جسم او فشار آورد، ذره‏ای از قدرت درک و شعور و حس او نمی‏کاهد و انسان بدکار و معذّب به تحمل عذاب جسمانی و روحانی محکوم است.
درباره مثال مذکور در پرسش به این نکته توجه می‏دهیم که عذاب‏های روحانی جهنم مانند تحقیر، اهانت و رسوایی دوزخیان (یونس، 27 و مؤمنون، 107 ـ 108)، توجه نکردن به خواسته‏های دوزخیان (مؤمن، 49 ـ 50)، صدای مهیب و وحشتناک جهنم (فرقان، 12)، گفتگوی جانکاه بهشتیان با دوزخیان (اعراف، 44) و… کمتر از عذاب‏های جسمانی نیست؛ دوزخیان که شدت درد و عذاب جسمانی آن‏ها را مستأصل و بیچاره می‏کند، برای رهایی و یا کاسته شدن عذاب به التماس روی می‏آورند و به هر خفت و خواری تن می‏دهند، ولی باز ناامید و سرخورده باز می‏گردند و همین امر بر شدت عذاب آن‏ها افزوده، موجبات آزرده شدن شدید روحی آن‏ها را فراهم می‏آورد.

دکمه بازگشت به بالا