قرآن خواندن برای اموات

پرسش:
الف) آیه «…وَ لاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلاَّ خَسَارًا» بهره ظالمان از قرآن کریم، فقط خسارت و زیان است، به چه معنا می باشد؟ ب) آیا این گفته صحیح است: «کسانی که در دوران زندگی خود به اشکال مختلف به مردم ظلم می کردند و حال در قید حیات نیستند، قرائت قرآن کریم برای آنان، به صورت عذاب وارد می شود.»*

پاسخ:
الف): در قسمت نخست آیه می فرماید: «و از قرآن آن چه شفا ورحمت است برای مؤمنان، نازل می کنیم.» آری! با آن که قرآن کریم، برای هدایت همه انسان ها نازل شده است (هدی للنّاس) ولی تنها کسانی از این نور بهره می برند که پنجره روح و قلب خود را به سوی آن باز کنند و لجاجت و عناد را کنار گذاشته، با روحی سالم به سراغ قرآن روند از همین رو در ابتداء سوره بقره می فرماید: «ذَ لِکَ الْـکِتَـابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًی لِّلْمُتَّقِینَ ;(بقره،2) آن کتاب باعظمتی است که شک در آن راه ندارد و مایه هدایت پرهیزکاران است.» آیات قرآن، هم چون قطره های حیات بخش باران است که در باغ، لاله می روید و در شوره زارها خس و اگر بر مُرداری ببارد، بوی تعفّن بر خیزد. خداوند در این مورد می فرماید: «سرزمین پاکیزه ]و شیرین [گیاهش به فرمان پروردگار می روید; امّا سرزمین های بد طینت ]در شوره زار[، جز گیاه ناچیز و بی ارزشی از آن نمی روید، این گونه آیات ]خود[ را برای آنان که شکرگذارند، بیان می کنیم.»(اعراف،58) دشمنان حق به جای این که از نور آیات الهی دل و جان خود را روشن کرده و تیره گی ها را بزدایند; چون خمیر مایه وجودشان بر اثر کفر و ظلم و نفاق، شکل دیگری را گرفته، هر جا نور حق را می بینند، به ستیزه با آن بر می خیزند و این مقابله با حق، بر پلیدی آن ها می افزاید. پس قرآن مایه هدایت کسانی است که در جستجوی حق باشند و اندیشه خود را برای درک حق به کار گیرند نه متعصّبان لجوج و دشمنان قسم خورده حق که برای ستیزجویی به سراغ قرآن می آیند، که در این صورت بهره ای جز افزوده شدن بر کفرشان ندارد. امام علی(علیه السلام) در حدیثی می فرمایند: «قرآن درمان بزرگ ترین دردهاست که کفر و نفاق و گمراهی باشد.»1 البته کفاری که بخواهند هدایت شوند.2 مراد از «ظالمین» در این آیه، با توجه به صدر آن، غیر مؤمنان می باشند که همان کافرانند و به جای آن وصف ظلم آنان را آورده تا به علت حکم نیز اشاره کرده باشد; زیرا قرآن کریم شرک را ظلم بزرگ می داند.
البته این آیه در مورد کسانی است که از موهبت فطرت خدایی و اصلی خویش، مختصری را داشته باشند و الاّ در آن کسی که از فطرت اصلیش چیزی نمانده، هیچ اثری ندارد.»3
پاسخ ب): ذکر چند نکته قابل توجه است:
1. قرآن کریم، از عالمی میان این دنیا و جهان آخرت به نام «برزخ» خبر داده که در واقع ادامه همین جهان است، منتها جهانی است گسترده تر و با ویژگی های خاص خود; می فرماید: «]آن ها هم چنان به راه غلط خود ادامه می دهند[ تا زمانی که مرگ یکی از آنان فرا رسد، می گوید: پروردگار من! مرا بازگردانید * شاید در آن چه ترک کردم ]و کوتاهی نمودم[ عمل صالحی انجام دهم. ]ولی به او می گویند:[ چنین نیست، این سخنی است که او به زبان می گوید ]و اگر بازگردد، کارش هم چون گذشته است[; «وَ مِن وَرَآئهِم بَرْزَخٌ إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ ;(مؤمنون،99ـ100) و پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.»
آیات و روایات فراوانی، حکایت از آن دارند که در جهان برزخ چشم دل انسان بر روی بسیاری از حقایق پنهان این عالم باز شده و روح انسان به هنگام انتقال به آن عالم، به کلی از این دنیا بریده نمی شود بلکه گهگاهی با آن ارتباط برقرار کرده و از اعمال نیک دیگران که به صورت هدایایی به آن ها می رسد، بهره مند می گردند.4
2. در آیات فراوانی، از قرآن کریم به «نور»، «کتاب مبین» ]روشن و روشن گر[، «برهان»، تعبیر شده است.5 گرچه نور درجات و مراتب گوناگونی دارد و برخی چشم ها از دیدن مراتب شدید آن محروم هستند امّا این نور، در جهان برزخ نیز نور و رحمت و شفاء برای مؤمنان است، همان گونه که در این دنیا این چنین بوده. حتی نورانیت و رحمت قرآنی در آن جهان بروز و ظهور دیگری دارد; زیرا قرآن کریم، این هدیه آسمانی و کلام الهی، فوق این الفاظ، در واقع دارای ملکوتی است که درک آن باطن و ملکوت قرآن برای برزخیان، آسان تر از ما انسان هاست و هدیه این هدیه آسمانی به آنان همنشینی روح آنان است با ملکوت قرآن.
3. بدون تردید قرآن کریم، کتابی است جهانی و جاودانه و همگانی، امّا همان گونه که در این جهان، همگان توفیق بهره گیری از آن را ندارند و گناه و تبهکاری، الحاد و تقلید باطل از گذشتگان و ظلم ها، قفل قلب آدمی است که راه تدبّر و بهره مندی از معارف و نورانیت قرآن را می بندد و افراد لجوج از آن بهره ای ندارند، در جهان برزخ که انسان ها با ملکات و ویژگی های کسب کرده خود در این دنیا وارد آن جا می شوند نیز این چنین است. یعنی اگر در این دنیا با قرآن انسی داشتند و قرآن برای آنان رحمت و شفاء و نور بوده در آن سرا، این نورانیت و رحمت ظهور و بروز دیگری برای آنان دارد و در غیر این صورت، اگر این قرآن در دنیا، چیزی جز خسارت برای آن ها نداشته، در واقع در آن جهان، خسارت او آشکار می شود نه این که قرآن کریم خودش برای او عذاب شود، بلکه این برخورد انسان ظالم با قرآن کریم است که به صورت عذاب برای او ظاهر و حاضر می شود. همان گونه که در این دنیا، از قرآن بهره ای جز خسارت نداشت، در آن جا نیز بهره ای ندارد.
قرآن کریم، در مورد روز قیامت، که خود ظهور و تجسم اعمال همین دنیا است، می فرماید: «روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می گویند: نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم، به آن ها گفته می شود: به پشت سر خود بازگردیدو کسب نور کنید.»(حدید،13)
____________________________________________
1. نهج البلاغه، خطبه 176.
2. تفسیر نمونه، آیت اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 237، دارالکتب الاسلامیه / تفسیر نور، حجت الاسلام قرائتی، ج 7، ص 109، مرکز فرهنگی درس‏هایی از قرآن.
3. ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی رحمه‏الله، ج 13، ص 184، مؤسسه مطبوعاتی، اسماعیلیان.
4. ر.ک: تفسیر موضوعی، پیام قرآن، آیت اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 5، ص 442ـ473، نشر مطبوعاتی هدف.
5. ملاحظه کنید آیات: تغابن،8؛ (اعراف،157)؛ (نساء،174)؛

دکمه بازگشت به بالا