زندگی تا کی و چه موقع در جهان آخرت ادامه دارد؟

پرسش:
با توجه به این که بعد از مرگ و در روز قیامت همه به حساب کار خودشان می رسند و بعضی به بهشت و برخی به جهنم می روند و بعد از آن زندگی ادامه می یابد تا… . سؤالم این است که :
الف ) زندگی تا کی و چه موقع ادامه پیدا می کند و ما هر روز چه کار بکنیم ؟
ب ) آخر خلقت بعد از تولد دوباره چه می شود؟+????

پاسخ:
الف ) جهان آخرت ، هدف نهایی و ثابت و جاودانه برای انسان است و انسان ها بدون این که از تکالیف دنیایی کاری انجام دهند از هر گونه نعمت مادی و معنوی پایان ناپذیر برخوردارند .
هر حرکتی هدفی دارد . انسان تا وقتی در حرکت است حالت «بی ثباتی » و «بی قراری » دارد و سعی و تلاش دارد و به سوی کمال پیش برود . از آن جا که هر حرکتی هدفمند است باید این حالت «بی ثباتی » و «بی قراری » به نقطه ای برسد که انسان در آن جا صورت «استقرار» و حالت «سکون و آرامش» به خود بگیرد و از آن جا که در جهان طبیعت چنین وضعی برای او دست نمی دهد و پیوسته در حال تبدل و دگرگونی است ، به ناچار باید سرای دیگری باشد تا در آن جا استقرار ، حاکم باشد . «وَ أَن لَّیْسَ لِلاِْنسَـنِ إِلاَّ مَا سَعَی * وَ أَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَی * ثُمَّ یُجْزَیهُ الْجَزَآءَ الاَْوْفَی * وَ أَنَّ إِلَی رَبِّکَ الْمُنتَهَی ; (نجم ، 39ـ42) برای انسان چیزی جز آن که سعی و کوشش نموده نیست ، و او به زودی حاصل کوشش خود را می بیند ، آن گاه به کامل ترین وجه جزا داده می شود ; حقا که پایان تلاش ها به سوی خداست .» ; «إِلَی رَبِّکَ یَوْمَـئِذ الْمُسْتَقَرُّ ; (قیامت ، 12) در آن روز به سوی پروردگار توست قرارگاه .» ; «إِنَّمَا هَـذِهِ الْحَیَوهُ الدُّنْیَا مَتَاعٌ وَ إِنَّ الاَْخِرَهَ هِیَ دَارُ الْقَرَارِ ; (غافر ، 39) زندگی دنیا کالا یا لذت زودگذری است در حالی که سرای دیگر ، سرای ثابت و برقرار است .»
وقتی انسان به هدف نهایی رسید و استقرار یافت دیگر نمی پرسد بعد از این چه می شود و تا چه موقع در این جا خواهیم بود و.. . چون این ویژگی ها و نگرانی ها از خاصیت های حرکت است و فرض این است که حرکت و تلاش از خصوصیات طبیعت و عالم دنیاست ; امّا جهان آخرت جای استقرار و سکون است .
البته حس کمال خواهی در آخرت نیز وجود دارد ولی کمال خواهی در جهان آخرت با کمال خواهی با عالم دنیا تفاوت بسیار دارد . بهشتیان در پرتو اعمالی که در این جهان انجام داده اند ، هم چنان سیر تکاملی خویش را ادامه می دهند: «وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِیهَا بُکْرَهً وَ عَشِیًّا ; (مریم ، 62) هر صبح و شام ، روزی آن ها ]مادی و معنوی[ در بهشت مقرر است .» و به درجات بالاتری از بهشت می رسند که این باعث می شود بهره بردن یک نواخت از نعمت های بهشتی از بین برود و همیشه از نعمت ها لذت ببرند .1
ب ) بعد از وقوع رستاخیز و زنده شدن مجدد مردگان که تولدی دوباره محسوب می شود و بعد از حساب رسی در محشر و طی کردن مراحل آن برخی برای همیشه در بهشت که جایگاه ابدی آن هاست مستقر می شوند ; برخی بعد از ورود به جهنم و پاک شدن از گناهان دنیایی با شفاعت و تفضل الهی به بهشت رفته و مستقر می شوند ; بعضی نه به جهنم و نه به بهشت می روند و برخی نیز برای همیشه در جهنم در عذاب خواهند بود .
قرآن کریم درباره سه گروه اول ، دوم و چهارم می فرماید: «وَ کُنتُمْ أَزْوَ جًا ثَلَاثَهً * فَأَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ مَآ أَصْحَابُ الْمَیْمَنَهِ * وَ أَصْحَابُ الْمَشْـَمَهِ مَآ أَصْحَابُ الْمَشْئَمَهِ * وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُوْلَـئِکَ الْمُقَرَّبُونَ * فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ ; (واقعه ، 7ـ12) و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد ، نخست «اصحاب میمنه » هستند ، چه اصحاب میمنه ای ؟ گروه دیگر اصحاب شومند ، چه اصحاب شومی ؟ و سومین گروه پیشگامان پیشگام ! آن ها مقربانند ، در باغ های پرنعمت بهشت جای دارند .»
و درباره گروه سوم که نه به بهشت و نه به جهنم می روند که به اصحاب اعراف معروفند می فرماید: «وَبَیْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَی الأَْعْرَافِ رِجَالٌ یَعْرِفُونَ کُلاً بِسِیمَاهُمْ وَنَادَوْاْ أَصْحَابَ الْجَنَّهِ أَن سَلَامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ ; (اعراف ، 46) و در میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان ) حجابی قرار دارد و بر «اعراف » مردانی هستند که هر یک از آن دو را از سیمایشان می شناسند و به بهشتیان صدا می زنند که درود بر شما باد ، امّا داخل بهشت نمی شوند در حالی که امید آن را دارند .»
البته شایسته است متذکر شویم در این که آیا اصحاب اعراف عاقبت به بهشت می روند یا نه توضیحاتی لازم است که از بیان آن ها صرف نظر می کنیم .2
+=======================
1. ر.ک: منشور جاوید، آیت اللّه‏ جعفر سبحانی، ج 9، ص 49ـ52، مؤسسه سید الشهداء علیه‏السلام / پیام قرآن، آیت اللّه‏ مکارم شیرازی، ج 6، ص 363، انتشارات مدرسه امیرالمؤمنین علیه‏السلام.
2. ر.ک: تفسیر المیزان، علامه طباطبایی رحمه‏الله، ترجمه موسوی همدانی، ج 12، ص 102ـ103، انتشارات اسلامی / تفسیر نمونه، آیت اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 203ـ204، دارالکتب الاسلامیه / همان، ج 6، ص 187ـ191.

دکمه بازگشت به بالا