با وجود خدا چه نیازی به توسل و شفاعت اهل بیت است؟!

پرسش:
با توجه به اینکه خداوند در آیه 31 سوره ابراهیم فرموده است که دوستی هیچ کس (جز خدا) در آخرت سودمند نیست ، توسل به اهل بیت و ائمه اطهار(علیهم السلام)و درخواست شفاعت از آنها را با توجه به آیات قرآن توضیح دهید .+

پاسخ:
در پاسخ نخست مسئله توسل و سپس مبحث شفاعت را بررسی می کنیم :
الف : توسل :
ریشه کلمه توسل «وسل » است . و وقتی می گوییم «وسل الیه » یعنی به او تقرّب جست .1 منظور از توسل هم این نیست که ما از کسی (چون پیامبر(صلی الله علیه وآله)یا امامان(علیهم السلام)) حاجتی بخواهیم بلکه منظور این است که به مقام او در پیشگاه خدا متوسل شویم و با تقرب به خداوند از او بخواهیم که حاجات ما را به ما عنایت کند .2 آیات و روایات فراوانی درباره جواز توسل به اولیای الهی وجود دارد که تنها به ذکر چند آیه اکتفا می کنیم :
1 . «یَـأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ و .. . ; (مائده ، 35) ای کسانی که ایمان آورده اید از ]مخالفت فرمان[ خدا بپرهیزید و وسیله ای برای تقرب به او بجویید و .. .» مقصود از «وسیله » در آیه مذکور هر چیزی است که موجب تقرب به خداوند می شود که یکی از بهترین مصادیق آن اولیای الهی هستند که ما خداوند را به حق آنان و به منزلتی که نزد خداوند دارند قسم می دهیم و می گوییم «اللهم إنّی أسئلک و أتوجّه إلیک بنبیـک .. . ; (مفاتیح الجنان ، دعای توسل ) یعنی پروردگارا من از تو می خواهم و به سوی تو روی می آورم به ]حق[ پیامبرت .. .» .
در روایتی که از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل شده می خوانیم : امامان(علیهم السلام)کسانی هستند که کسی که پیرو آنان باشد همانا از خداوند پیروی کرده و کسی که از فرمان آنان سرپیچی کند از فرمان خداوند سرپیچی کرده است .. . و آنان «وسیله الی الله» هستند (که با آنان به خداوند تقرب می جوییم)3
در حدیث دیگری می خوانیم که علی(علیه السلام)درباره وسیله ای که خداوند دستور داده است بدان به خداوند تقرّب جویید فرمود : «أنا وسیلته » یعنی آن وسیله من هستم .4
2 . «.. . وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّـلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآءُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا ; (نساء ، 64) .. . و اگر آنان وقتی به خود ستم کردند پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر (نیز) برای آنان طلب آمرزش می کرد ، قطعاً خداوند را توبه پذیر و مهربان می یافتند .» اگر متوسل شدن به پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)جایز نبود چگونه خداوند یکی از راه های پذیرش توبه را این می داند که مردم به سراغ پیامبر(صلی الله علیه وآله) بیایند و او را شفیع خود قرار دهند . بدیهی است که پیامبر(صلی الله علیه وآله)آمرزنده گناه نیست بلکه تنها می تواند از خداوند طلب آمرزش کند . جالب آنکه قرآن نمی فرماید «تو برای آنها استغفار کن » بلکه می گوید «رسول برای آنها استغفار کند» این تعبیر گویا اشاره به آن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله)از مقام و موقعیتش استفاده کند و برای خطاکاران توبه کننده استغفار کند .5 شأن نزول این آیه نیز درباره گناهکارانی است که از پیامبر خواستند برایشان از خداوند طلب آمرزش کند .6 پس ما هم می توانیم به پیامبر(صلی الله علیه وآله)متوسل شویم .
3 . «قَالُواْ یَـأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَآ إِنَّا کُنَّا خَاطِـِینَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ; (یوسف ، 97 و 98) (فرزندان یعقوب ) گفتند ای پدر برای گناهان ما (از خداوند) آمرزش بخواه که ما خطا کار بودیم * (یعقوب ) گفت : به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می خواهم که او همانا آمرزنده مهربان است» . حال اگر متوسل شدن به غیر خدا جایز نبود چگونه فرزندان یعقوب(علیه السلام) به او متوسل شدند؟ و آن پیامبر (علی نبینا وآله وعلیه السلام) هم پذیرفت ؟ درباره جواز توسل آیات دیگر و روایات فراوانی وجود دارد علاوه بر منابعی که گذشت .7
حال به توضیح آیه 31 سوره ابراهیم می پردازیم :
در این آیه می خوانیم : «به بندگان من که ایمان آوره اند بگو : نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزی کرده ایم نهان و آشکارا انفاق کنند پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه خرید و فروختنی باشد و نه دوستیی» . نسبت بین این آیه که دوستی در قیامت را نفی می کند با آیاتی که دوستی در قیامت را اثبات می کند (همچون آیه 67 زخرف ) عموم و خصوص مطلق است و مقصود خداوند این است که دوستیی که رنگ خدایی نداشته باشد و برای خدا نباشد در قیامت منتفی است اما دوستی و محبتی که رنگ الهی داشته باشد یعنی به خاطر خدا باشد در قیامت هم ثابت و سودمند است .
این آیات همچون آیاتی است که درباره شفاعت آمده که در یک آیه شفاعت ردّ شده و می فرماید : «وَلاَ خُلَّهٌ وَلاَ شَفَـعَهٌ ; (بقره ، 254) در قیامت نه دوستی و نه شفاعتی است» . و در آیه ای دیگر شفاعت برای عده ای ثابت شده و می فرماید : «وَ لاَ یَمْلِکُ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَهَ إِلاَّ مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ.. . ; (زخرف ، 86) کسانی را که به جای او ]خدا[ می خوانند اختیار شفاعت ندارند مگر کسانی که به حق شهادت داده اند .. .» که جمع این آیات هم چنین است که شفاعتی در روز قیامت ممکن است که به اذن خداوند باشد .8 که درباره شفاعت در ادامه توضیح کافی داده خواهد شد .
ب : شفاعت :
در بحث شفاعت ، در قرآن چهار دسته آیات وجود دارد . دسته ای مطلقاً شفاعت را نفی می کند (چون آیه مورد بحث و آیه 48 بقره ) دسته دیگر (زمر ، 45 ; سجده ، 4) شفاعت را مختص خداوند و دسته سوم (بقره ، 255 ; سبأ ، 23) شفاعت را مشروط به اذن الهی می داند و طایفه چهارم آیات ، برای شفاعت شوندگان شرایطی ذکر می کنند (انبیاء ، 28 ; مریم ، 87) طریقه جمع آیات بدین شکل است که اطلاق دسته اول با دسته دوم مقید می شود ، نتیجه اش این است که «هیچکس نمی تواند شفاعت کند مگر خداوند .» آن گاه این نتیجه با دسته سوم باز هم مقید می شود و نتیجه آیات چنین می شود : «هیچکس نمی تواند شفیع باشد مگر خداوند یا کسی که او اجازه دهد .»
با توجه به آن چه گفته شد آیاتی که شفاعت را نفی می کند مقصود شفاعت مستقل از خداوند و در عرض خداوند است و آیاتی که اثبات شفاعت برای غیرخدا می کند مقصود ، شفاعت غیر مستقل است و شفاعت با اذن و اراده خداوند ، چنان که اسلوب قرآن درباره «توفی » «خلق » «رزق » و دیگر کمالات نیز چنین است .9
بنابراین ، نظر اکثر علمای اسلام در مسئله «شفاعت » (با توجه به استفاده ای که از ظاهر آیات و احادیث کرده اند) این است : در پرتو شفاعتِ پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) و به پاس احترام و مقام و منزلتی که شفیعان واقعی در درگاه الهی دارند ، گروهی از گنهکاران (با شرایطی که برای آن ها بیان شده است ) از عذاب ، نجات پیدا کرده ، خداوند از تقصیر آنان در می گذرد ; بنابراین ، هر چند ممکن است عده ای از عوام شیعه در مسئله «شفاعت » نظر افراطی داشته باشند ، ولی علمای شیعه ، «شفاعت » را فقط شامل کسانی می دانند که شرایط آن را داشته باشند .
و این اعتقاد که تمام کسانی که به خدا ایمان داشته و با رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) دشمنی نداشته باشند ، مشمول شفاعت می گردند ، اعتقادی است که از ظاهر آیات قرآن کریم ، مانند : «لاَ یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضَی» (انبیاء ، 28) و از روایات استفاده می شود ; مانند آن چه رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود : «إذا قمت المقام المحمود تشفّعت فی أصحاب الکبائر من أمتی فیشفعنی الله فیهم و الله لاتشفّعت فیمن آذی ذریتی ; هنگامی که در مقام شفاعت قرار گیرم برای گناهکاران امتم شفاعت می کنم و خداوند شفاعت مرا می پذیرد . به خدا سوگند برای کسانی که ذریه و فرزندان مرا آزار کرده باشند شفاعت نمی کنم» .10
آری . رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در روز قیامت جزو شفیعان درگاه الهی است و امّتش را شفاعت خواهد نمود .
از آیه شریفه «وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَی ; (ضحی ، 5) و به زودی پروردگارت آن قدر به تو عطا می کند که خشنود شوی» ، استفاده می شود ، بدون شک پیغمبراکرم(صلی الله علیه وآله) خشنودیش تنها در نجات خویش نیست ; بلکه زمانی راضی و خشنود می شود که شفاعتش درباره امتش نیز پذیرفته شود ; به همین دلیل در روایات آمده است که این آیه ، امیدبخش ترین آیه قرآن کریم و دلیل بر پذیرش شفاعت آن حضرت است .
در حدیثی از امام باقر(علیه السلام) از قول امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل شده که رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرمود : «روز قیامت من در موقف شفاعت می ایستم و آن قدر گنهکاران را شفاعت می کنم که خداوند می فرماید : «آیا راضی شدی یا محمّد»؟! من می گویم : «راضی شدم ، راضی شدم»!
همچنین از آیه شریفه «عَسَی أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا ; (اسراء ، 79) تا پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!» استفاده می شود ، «مقام محمود» مقام بسیار برجسته ای است که روایات ، آن را به «مقام شفاعت کبری » تفسیر کرده اند ; چرا که پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) بزرگ ترین شفیعان در عالم دیگر است و آن ها که شایسته شفاعت باشند ، مشمول این شفاعت بزرگ خواهند شد .
همچنین از آیات «نساء ، 64 / مریم ، 87 / زخرف ، 86 / منافقون ، 5» نیز شفاعت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) استفاده می شود .
از پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) نقل شده :
«شفاعت خود را برای گناهکاران از امتم ـ که مرتکب گناهان بزرگ شده باشند ـ ذخیره کرده ام» .11
+=========================
1. لسان العرب، ابن منظور، ج 11، ص 724 / کتاب العین، ج 7، ص 298 / مجمع البیان، شیخ طبرسی، ج 2، ص 189، نشر دار احیاء التراث عربی / ذیل آیه 35 مائده
2. تفسیر نمونه، آیه اللّه‏ مکارم شیرازی و همکاران، ج 4، ص 370، نشر دار الکتاب، ذیل آیه 35 سوره مائده
3. تفسیر نور الثقلین، علی بن جمعه حویزی، ج 1، ص 625، نشر علمیه
4. المیزان، علامه طباطبایی، ج 5، ص 362، نشر دار الکتب اسلامیه / ر.ک: تفاسیر: کنز الدقائق، محمد بن محمدرضای مشهدی قمی، ج 4، ص 104، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی / مجمع البیان، همان و …
5. تفسیر نمونه، ج 3، ص 450
6. مجمع البیان، ج 2، ص 67
7. ر.ک: آیین وهابیت، آیه اللّه‏ جعفر سبحانی، ص 145ـ267، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علیمه قم
8. المیزان، ج 18، ص 135
9. برای کسب آگاهی بیشتر دراین‏باره ر.ک: المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبایی، ج 1، ص 156 ـ 186 پیروی، 1417ق / تفسیرنمونه، ج 1، ص 223 ـ 246 دارالکتب، 1362 / مجمع‏البیان، طبرسی، ج 1، ص 625 (دارالمعرفه، 1408 ق) / قاموس قرآن، قرشی، ج 4، ص 48، دارالکتب، 1354 ش / عدل الهی، شهید مطهری، بخش شفاعت.
10. ر.ک: منشور جاوید، آیه‏اللّه‏ سبحانی، ج 8، ص 12 ـ 25 و 192 ـ 197، دارالقرآن الکریم / پیام قرآن، آیه‏اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 2، ص 508 ـ 544، نشر مدرسه‏الامام امیرالمؤمنین علیه‏السلام.
11. خصال صدوق، ص 156، ح 1 ـ 17 و 36 ـ 40 / جهت آگاهی بیشتر ر.ک: تفسیر نمونه، آیه‏اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 12، ص 225؛ ج 27، ص 99؛ ج 13، ص 131، دارالکتب الاسلامیه / منشور جاوید، آیه‏اللّه‏ جعفر سبحانی، ج 8، ص 183 ـ 192، دارالقرآن الکریم.

دکمه بازگشت به بالا