آداب دوستی

آنان که در برقراری دوستی ها به موفقیت دست می یابند، یک نوع رضایت درونی و اعتماد به نفسی خاص پیدا می کنند.

بی شک استمرار این دوستی ها، در گرو پای بندی و التزام به قوانین و آدابی است. «رسم رفاقت» را در قوانین ذیل می توان جستجو کرد:

1- پایداری
محافظت بر دوستی و پایداری بر تداوم آن، هنر رفاقت است.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

انَّ اللّهَ تَعالی یحِبُّ المُداوَمَهَ عَلی الاخاءِ القَدیمِ فَدامُوا عَلَیه[1]

خداوند پایداری بر رفاقت با دوستان قدیمی را می پسندد، پس این گونه رفاقت ها را تداوم بخشید.

2- گشاده رویی
خوش رویی و گشاده بودن چهره و تبسم، خاطره انگیزترین و در عین حال کم خرج ترین ادب دوستی است که رعایت این ویژگی در برخورد با دوست، امری شایسته است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

ألقِ أخاک بِوَجهٍ مُنبَسِطٍ[2]

دوست خود را با رویی متبسم و گشاده دیدار کن.

حضرت علی علیه السلام نیز بر کتمان غم ها و گشاده رویی در برخوردهای دوستانه تأکید نموده و می فرماید:

المُؤمِنُ بُشرُهُ فِی وَجهِهِ وَ حُزنُهُ فِی قَلبِهِ[3]

شادی مؤمن در چهره اش نمایان و اندوه او در قلبش پنهان است.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم هرگاه یکی از اصحاب را اندوهگین می دید او را باشوخی و مزاح خوشحال می کرد.[4]

3- دست گیری
یاری دوست و سودمندی برای او به هنگام درماندگی و مشکل، شرط لازم رفاقت است. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:

اگر کسی در صدد برآوردن نیاز دوستش باشد، خداوند در صدد برآوردن حاجتش بر می آید.[5]

 

دوست مشمار آن که در نعمت زَنَد

لافِ یاری و برادر خواندگی

 

دوست، آن باشد که گیرد دست دوست

در پریشان حالی و درماندگی[6]

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:

هرگاه فهمیدی دوست تو حاجتی دارد، قبل از این که بر زبان آورد، آن را انجام بده و وی را ناگزیر مکن که انجام آن را از تو درخواست کند.[7]

4- دوری از ستیزه جویی
حضرت علی علیه السلام بر لزوم دوری از ستیزه جویی در برابر دوستان، می فرماید:

ایاکم و المِراءَ و الخُصُومهَ فَانَّهُمَا یمرِضانِ القُلوبَ عَلَی الاخوانِ و ینبِتُ عَلَیهما النِّفاقَ[8]

از مجادله و ستیزه جویی بپرهیزید، زیرا این دو، دل های برادران دینی را نسبت به یکدیگر مکدر می کند و بذر نفاق را پرورش می دهد.

5- نیک خواهی
جوان باید نسبت به دوست خود همچون خود بنگرد. دوست را به جای خویش گذارد و آنچه برای خود می پسندد برای او نیز بپسندد. امام علی علیه السلام در نامه خود به فرزند جوان خویش، بدین قانون چنین اشاره فرموده است:

پسرم! خود را میان خویش و دیگری میزانی بشمار، پس آنچه برای خود دوست می داری برای جز خود دوست بدار و آنچه تو را خوش نیاید برای او ناخوش بشمار و ستم مکن چنان که دوست نداری بر تو ستم رود و نیکی کن چنان که دوست می داری به تو نیکی کنند. و آنچه از دیگران زشت می داری برای خود زشت بدان و از مردم برای خود آن را بپسند که برای خود می پسندی[9]

6- فروتنی
پرهیز از تکبر، نداشتن ژست غرورآمیز و دارا بودن وقار، از خصلت های پسندیده ای است که باید بر رفاقت ها سایه افکند. چرا که رعایت این ویژگی، دوستی آفرین است. و از آن سو، کبر و غرور، پیوند رفاقت را از هم می گسلد و جوان را از نعمت دوست های خوب و شایسته محروم می سازد.

 

آب از بالا به پستی در رود

آنگه از پستی به بالا بر رود

 

گندم از بالا به زیر خاک شد

بعد از آن او خوشه ای چالاک شد

 

دانه هر میوه آمد در زمین

بعد از آن سرها برآورد از دفین

 

اصل نعمت ها ز گردون تا به خاک

زیر آمد شد غذای جان پاک

 

از تواضع چون زگردون شد به زیر

گشت جزو آدمی حی دلیر[10]

 

7- توجه به ارزشها و بزرگواری ها
حضرت علی علیه السلام به فرزندش می فرماید:

چون دوستت از تو ببُرد خود را به پیوند با او وادار، و چون روی برگرداند، مهربانی پیش آر، و چون بخل ورزد از بخشش دریغ مدار و هنگام دوری کردنش از نزدیک شدن، و به وقت سختگیری اش از نرمی کردن و به هنگام خطایش از عذر خواستن. چنان که گویی تو بنده اویی، و چونان که او تو را نعمت داده- و حقی بر گردنت نهاده- و مبادا این نیکی را آنجا کنی که نباید، یا درباره آن کس که نشاید.[11]

آیت الله بهاءالدینی (ره) از خاطرات دوران جوانی خود با امام خمینی (ره) می گوید:

در جلساتی که امام با دوستانشان شرکت می کردند، آنها را جلو می انداختند و خودشان از عقب می آمدند و با این حرکت از دوستانشان تجلیل می کردند.

این کار، کار یک دفعه و دو دفعه نبود، بلکه کار بیست سال بود که خود من شاهد این مسأله بودم.[12]

8- آراستگی
حضرت علی علیه السلام می فرماید:

لِیتَزَینَ أحَدُکم لِاخِیهِ المُسلِمِ کما یتَزَینُ لِلغَریبِ الّذی یحِبُّ أن یراهُ فِی أَحسَنِ الهَیئَهِ[13]

همان گونه که انسان برای افراد غریب و بیگانه خود را می آراید برای دوستان و برادران دینی نیز باید با بهترین وضع، خود را آراسته سازد.

9- رعایت حدود دوستی
هرچیزی برای خود حد و مرزی دارد دوستی نیز حد و مرز مشخصی دارد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

دوستی و رفاقت حدودی دارد، کسی که دارای آن حدود نیست، کامل نیست.

اول آنکه ظاهر و باطن او با تو یکسان باشد، دوم آنکه زیبایی و آبروی تو را زیبایی و آبروی خود بداند، سوم آنکه دست یافتن به مال و مقام او را نسبت به تو تغییر ندهد، چهارم آنکه در زمینه رفاقت از آنچه در اختیار دارد نسبت به تو دریغ ننماید، پنجم آنکه تو را در مواقع سختی ها ترک نگوید.[14]

10- اطمینان نکردن بیش از حد به دوست
علی علیه السلام فرمود:

ابذل لِصَدیقِک کلَّ المودّهِ و لا تَبذِل لَه کلَّ الطّمأنینهِ[15]

برای دوستت تمام دوستی را بذل کن، ولی اطمینان کامل (و صددرصد نداشته باش و تمام آن) را بذل نکن.

11- تعادل در دوستی
امام علی علیه السلام فرمود:

احبِب حَبیبک هَوناً ما عَسی ان یکون بَغیضُک یوماً ما و ابغِض بَغیضک هَوناً ما عسی أن یکون حبیبک یوماً ما[16]

در دوستی با دوستت مدارا کن (و بیش از اندازه اظهار محبت نکن!) شاید روزی دشمن تو گردد و در دشمنی با دشمن نیز مدارا کن! شاید روزی دوست تو گردد.

و نیز فرمود:

اگر دوستی بیش از حد شد و از حد منطقی گذشت، خطرساز است و باعث می شود که انسان عیب ها را نبیند. [17] امام صادق علیه السلام فرمود:

لا تَطَّلِع صَدیقَک مِن سرِّک الّا عَلی مَا لَو اطَّلَعَ عدوُّک لم یضُرُّوک فانَّ الصَدیقَ قد یکون عدواً یوماً[18]

اسرار زندگی ات را برای دوست مگو، مگر رازی که اگر به فرض دشمنت گردد به تو زیان نرساند.

12- دوستی به اندازه تقوا
انسان گاهی ممکن است دوستان متعددی داشته باشد. اظهار محبت و دوستی به هریک باید به اندازه پاکی و پایبندی آنها به مسائل دینی و شرعی باشد.

امام علی علیه السلام در این خصوص فرمود:

احبِب الاخوانَ عَلی قدرِ التَّقوی[19]

برادران (و دوستان) را به اندازه تقوا (و تعهد هرکدام) دوست بدار!

13- دوستی در مسیر طاعت خدا
دوستی باید در مسیر طاعت خداوند باشد، و هنگامی که انحرافی به سوی گناه پیدا کرد، باید دوستی را کنترل نمود. آیت الله حاج آقا حسین قمی علاوه بر مقام علمی و تقوایی در معاشرت و اخلاق اجتماعی نیز بسیار مقید و در دوستی، بر رفاقت صحیح، فوق العاده پایبند بودند و هرگز حاضر نبودند به خاطر دوستی، ضوابط شرعی را زیر پا بگذارند و بارها می فرمودند:

من تا درِ جهنم با رفیق هستم ولی به خاطر رفاقت داخل جهنّم نمی شوم.[20] دوستی و رفاقت آداب دیگری نیز دارد. برخی از آنها عبارتند از:

– انگیزه الهی و معنوی از طرح دوستی با دیگران (نه مادی وا ستفاده از مقام و ثروت و…)

– یکسان بودن ظاهر و باطن نسبت به دوست (در مقابل دورویی و نفاق).

– چشم پوشی از لغزشهای دوست.

– آشکار کردن خوبی ها و پوشاندن بدی های دوست.

– تحمل و مدارا کردن با دوست.

– تذکر عیوب دوست به قصد اصلاح نه تخریب.

– پذیرفتن نصایح دوست و نعمت شمردن آن.

– ایثار در حق دوست.

– اظهار تمایل شدید به همراهی و ملازمت با دوست.

– رعایت حد حیا و از بین نبردن تمام ابهت خود و دوست. [21]- رعایت اعتدال در شوخی و مزاح با دوست. [22]- جدال نکردن و ترک بحث و گفتگوی بی مورد در مورد مسایل اختلافی [23]- قیافه نگرفتن برای دوست. [24]- رعایت رحم و انصاف در حق دوست. [25]- حسادت نکردن نسبت به دوست. [26]- دوستی نکردن با دشمنان دوست. [27]

– گوش کردن به سخنان دوست.

– صدا کردن نام دوست خود به خوبی.

– پوشاندن عیوب او.

– اجابت نمودن دعوت او.

– محافظت از دوست.

– یار او باشد نه بار او.

– برطرف کردن نیازهای او.

– صحبت کردن با دوست به مهربانی.

– آنچه بر خود ناروا می داند بر او نیز بداند.

– نگه داشتن دوست مهم تر از گرفتن دوست است. بسیار هستند که زود دوست می شوند و زود هم جدا می شوند، مهم حفظ دوستی است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

صُحبهُ عشرینَ سنهِ قرابهٌ[28]

دوستی بیست سال، قرابت و فامیلی محسوب می شود.

– مناسب است به دوستان پدر، مادر، برادر، خواهر و همسر نیز احترام بگذاریم.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را دیدند که به پیرزنی بسیار احترام می گذاشت.

پرسیدند: ایشان کیست؟

فرمود: از دوستان قدیمی خدیجه علیها السلام است، زمانی که خدیجه علیها السلام زنده بود، او به منزل ما رفت و آمد می کرد.

– فردی از امام صادق علیه السلام سؤال کرد: شخصی می گوید تو را دوست دارم، چگونه بدانم واقعاً مرا دوست دارد؟

حضرت فرمود:

امتَحن قَلبَک فَان کنتَ تَؤُدُّه فَانَّه یودُّک[29]

دل خود را بیازمای اگر او را دوست دارد بدان که دوستی او هم واقعی است.

و در مثل آمده است: «دل به دل راه دارد.»

پی نوشت ها

[1] . کنزالعمال، ج 9، ص 27.

[2] . بحارالانوار، ج 71، ص 171.

[3] . نهج‏البلاغه، حکمت 333. (البته رعایت مرزهاى شوخى و نیالودن آن با گناه و تحقیر دیگران، از سوى ائمه علیهم السلام توصیه شده است.

[4] . کانَ رَسُولُ‏اللّهِ صلى الله علیه و آله و سلم لِیَسُرُّ الرَجُلَ مِن أَصحابِهِ اذا رَآهُ مَغمُوماً بِالمُداعَبَهِ؛ مستدرک‏الوسایل، ج 8، ص 407.

[5] . کنزالعمال، ج 6، ص 444.

[6] . سعدى.

[7] . کافى، ج 2، ص 169.

[8] . کافى، ج 2، ص 300.

[9] . نهج‏البلاغه، نامه 31.

[10] . مولوى.

[11] . نهج‏البلاغه، نامه 31.

[12] . مهر و قهر، ص 57.

[13] . کافى، ج 6، ص 43.

[14] . امالى صدوق، ص 397؛ الصداقه محدوده فمن لم تکن فیه تلک الحدود فلا تنسبه الى کمال الصداقه …

[15] . بحارالانوار، ج 71، ص 166، ح 29.

[16] . نهج‏البلاغه، حکمت 268.

[17] . نهج البلاغه، خطبه 109.

[18] . امالى صدوق، ص 397.

[19] . غررالحکم، ص 416، ح 9498.

[20] . قامت قیام، ص 150.

[21] . امام صادق علیه السلام:« لا تذهب الحشمه بینک و بین اخیک و أبق منها فان ذهاب الحشمه ذهاب الحیاء و بقاء الحشمه بقاء الموده»

[22] . امام صادق صلى الله علیه و آله و سلم:« اذا أردت ان یَصفو لَکَ ودّ اخیکَ فَلا تُمازحنَّه، و لا تُمارِینَّه و لا تُباهینَّهُ و لا تشارنّهُ»؛ میزان الحکمه، ج 1، ص 45.

[23] . همان.

[24] . همان.

[25] . امام صادق علیه السلام:« تحتاج الاخوه فیما بینهم الى ثلاثه اشیاء، فان استعملوها و الا تباینوا و تباغضوا و هى التناصف و التراحم و نفى الحسد» میزان الحکمه، ج 1، ص 45.

[26] . همان.

[27] . پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم:« لا تَتَّخِذَنَّ عَدو صدیقک صدیقاً فتعادى صدیقک»( من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 388).

[28] . وسائل الشیعه، ج 23، ص 59.

[29] . میزان الحکمه، ج 1، ص 73، ح 205.

برگرفته از پایگاه حوزه نت

دکمه بازگشت به بالا