احتیاط

تعریف احتیاط

احتیاط این است که شخص اعمال خود را به نحوی انجام دهد که یقین کند مطابق وظیفۀ خود عمل کرده و تکلیف خود را انجام داده است (آیت الله فاضل).(1)

چه کسی می تواند احتیاط کند؟

عمل به احتیاط برای همه جایز است؛ ولی باید مواضع احتیاط را بشناسد و البته افراد اندکی این مواضع را می شناسند؛ چون شناخت آن ها کار دشواری است و مستلزم اطلاع کامل دربارۀ کیفیت آن (در احتیاط، انسان باید مجتهد باشد یا در همین احتیاطش، تقلید کند) (حضرت امام و آیات عظام اراکی و گلپایگانی، آیت الله صافی متن داخل پرانتز را ندارد).(2)

چون عمل به احتیاط مستلزم شناسایی مواضع و چگونگی احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر این است که مکلف در احکام دین از مجتهد جامع الشرایط تقلید کند (رهبر معظم انقلاب).(3)

کسی که می خواهد احتیاط کند، باید مجتهد باشد یا در اصل جواز عمل به احتیاط و عدم آن از مجتهد تقلید کند (آیات عظام فاضل و مکارم).(4)

ازآنجاکه شرط عمل به احتیاط در احکام شرعی، آگاهی کامل به مواضع احتیاط است که فقط عدۀ اندکی از آن اطلاع دارند، تقلید برای عموم مردم بهتر است (آیات عظام بهجت).(5)

اقوا جواز ترک تقلید و عمل به احتیاط است؛ ولی معرفت مواضع احتیاط غالباً برای عوام متعذر یا متعسر است (آیات عظام سیستانی، وحید، خویی، شاهرودی و تبریزی).(6)

عمل به احتیاط اگر موجب عسر و حرج نباشد، راجح است؛ ولی باید به این مطلب توجه کرد که در بسیاری از مواضع در خودِ عمل به احتیاط نیز باید یا مجتهد باشد یا تقلید کند (آیت الله نوری).(7)

نحوۀ احتیاط
مراد از احتیاط در مواضع آن، رعایت همۀ احتمالات فقهی است؛ به طوری که مکلف مطمئن شود به وظیفۀ خود عمل کرده است (رهبر معظم انقلاب).(8)

پرسش: برای شخص محتاط آیا حدود دایرۀ احتیاط در احکام بین فقهاست و آیا واجب است فتاوی فقهای گذشته را داخل کرد یا خیر؟ پاسخ: بلی لازم است (آیت الله نوری).(9)

احتیاط به یکی از روش های زیر است:
انجام دادن عملی؛

ترک عملی؛

جمع کردن دو عمل؛ مانند جمع بین نماز ظهر و جمعه، جمع بین قصر و اتمام؛

تکرار عمل؛ مانند به چند جهت نمازخواندن در جایی که قبله معلوم نیست؛

ترک احتیاط: مثلاً در تسبیحات اربعه احتیاط این است که سه مرتبه گفته شود؛ اما درصورتی که وقت تنگ باشد و به علت سه مرتبه گفتن، بعض نماز خارج از وقت خوانده شود، احتیاط، بلکه لازم، ترک این احتیاط است (حضرت امام و آیات عظام فاضل، سیستانی، مکارم، خویی، بهجت، گلپایگانی، اراکی و نوری).(10)

رعایت آرای فقیهان گذشته در احتیاط
در احتیاط، اگر غرضِ احتیاط کننده احراز حجت فعلیه باشد، رعایت آرای فقیهان گذشته لازم نیست؛ به خلاف اینکه غرض احراز واقع باشد (آیت الله بهجت).(11)

کسی که به احتیاط عمل می کند، اگر مقصودش احتیاط مطلق است، باید همۀ اقوال را ببیند و اگر هدفش احتیاط بین محتمل المرجعیه هاست، تنها آگاهی از اقوال علمای زنده برای او کافی است (آیت الله مکارم).(12)

پرسش: برای شخص محتاط، آیا داخل کردن فتاوای فقهای گذشته هم لازم است؟ پاسخ: بلی، برای رعایت احتیاط کامل، باید فتاوای علمای جامع الشرایط تقلید در گذشته نیز ملاحظه شود (آیت الله صافی).(13)

پی نوشت ها:
1- محمد فاضللنکرانی، جامع المسائل، ج1،س3.
2- سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، ج1، تقلید،م2 و م66؛ محمدعلی اراکی؛ محمدرضاگلپایگانی؛ سیدروح الله خمینی، تحریر الوسیله، ج1، م1؛ آیت الله گلپایگانی:«پرسش: علما فرموده اند باید مکلف یا مجتهد باشد یا محتاط یامقلد. ظاهراً حصر عقلی است و صورت چهارمی ندارد. پس اینکه بعضیفرموده اند در نفس عمل به احتیاط هم باید تقلید کند، یعنیچه؟ پاسخ: نفس عمل به احتیاط یکی از موضوعات است و اگر بهاجتهاد نتواند حکم آن را استنباط کند، باید تقلید کند. در خود اینموضوع، احتیاط ممکن نیست؛ مگر به ترک آن» (مجمع المسائل، ج 1،س34)؛ سیدمحمدرضا موسوی گلپایگانی و لطف اللهصافی گلپایگانی، هدایهالعباد، ج1، م1و2.
3- سیدعلی خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س2و تحریرالمسائل، م11.
4- سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، ج1، تقلید،م2، محمد فاضل لنکرانی در عروه: «او یحتاط فیالکیفیه ایضاً»؛ ناصر مکارم شیرازی: «اما با وجودرسیدن به حکم شرعی به وسیلۀ اجتهاد یا تقلید،احتیاط خوب نیست»؛ محمدفاضل لنکرانی، جامع المسائل،ج1، س2، و ج1، س3.
5- محمدتقی بهجت، استفتائات،ج1، س43 و وسیلهالنجاه، ج1، تقلید.
6- سیدعلی سیستانی، منهاج الصالحین، ج1، م3؛ سیدابوالقاسمخویی، منهاج الصالحین؛حسین وحید خراسانی، ج2، م3؛ سیدمحمدکاظمطباطبایی یزدی، عروهالوثقی، ج1، تقلید، م2؛ آیت الله خویی:«در احتیاط، انسان باید یا مجتهد باشد یا در همیناحتیاطش تقلید کند»؛ آیت الله سیستانی: «یابا علم وجدانی احتیاط کند»؛ آیت الله تبریزی: «درعمل به احتیاط باید کیفیت احتیاط را بداند و اصل جوازآن را باید تقلید کند و در تقلید اگر به نحو صحیح باشد،مجزی است»؛ جواد تبریزی، استفتائات،ج2، س20 و منهاجالصالحین، ج1، م2.
7- سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی، عروه الوثقی، ج1، تقلید،م2؛ حسین نوری همدانی، هزارویک مسئلۀ فقهی، ج1، م17 و توضیح المسائل، م1.
8- سیدعلی خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س3 و تحریرالمسائل، م9.
9- حسین نوری همدانی، هزارویک مسئلۀ فقهی، ج1، س18.
10- عروه الوثقی، ج1، تقلید، م3و66؛سیدروح الله خمینی؛ ناصر مکارم شیرازی؛ سیدعلیسیستانی؛ محمد فاضل لنکرانی؛ سیدابوالقاسمخویی؛ محمدعلی اراکی؛ محمدرضا گلپایگانی؛حسین نوری همدانی؛ محمدتقی بهجت، وسیله النجاه، ج1، تقلید، م1 و استفتائات، ج1، س45و46و48.
11- محمدتقی بهجت، وسیلهالنجاه، ج1، تقلید، م1 و استفتائات، ج1، س45و46و48.
12- ناصر مکارم شیرازی، استفتائات، ج1، س10.
13- لطف الله صافی گلپایگانی، جامع الاحکام، ج1، س52.
ص: 35

برچسب ها

نوشته های مشابه

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از
دکمه بازگشت به بالا
بستن