حکم شرعی رقص سماع

در ادامه بررسی احکام رقص در این پست از پاسخکده به بررسی حکم شرعی رقص سماع می پردازیم که آیا چنین رقصی حرام است یا جایز؟

استفتاء از مراجع درباره حکم سماع (رقص سماع)

سوال : اخیرا یکی از اساتید دانشگاه برای موجه جلوه دادن سماع(رقص صوفیانه) با استناد به سخنان برخی از صوفیان و استشهاد به آیه شریفه (و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمرّ مرّ السحاب) گفته که همه کوهها و ابرها و عالم در رقص و سماع اند. وی همچنین با بیان اینکه سماع حرکاتی موزون، ناشی از رقص و تلاطم روح است، سماع را تایید کرده و به دفاع از آن پرداخته است. با توجه به رواج روز افزون تصوف و عرفانهای کاذب خواهشمندیم بفرمایید آیا از لحاظ اسلام سماع حکم رقص را دارد؟ و حکم آن چگونه است؟

پاسخ مراجع معظم (دام ظلهم) :
مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای:
ترویج عقاید باطل صوفیه حرام است. تقرب به خدای متعال با عبادت های جعلی حاصل نمی‌شود و باید از روش اهلبیت (علیهم السلام) پیروی کرد.
شماره استفتاء : ۲۲۲۷۷۵

آیت الله العظمی سیستانی:
موسیقی لهوی حرام است و همینطور غنا که سخن باطل با کیفیت لهوی است حرام می باشد و اگر سخن باطل نباشد نیز اشکال دارد, و این روشها بر خلاف طریقه ی صحیحه اتباع اهل بیت (علیهم السلام) است.

آیت الله صافی العظمی گلپایگانی:
به هیچ وجه مستند شرعی ندارد باید بدانید افرادی که به اصطلاح عرفا نامیده می شوند اکثریت دارای انحرافات فکری و عقیدتی و روشهای خرافی می باشند و گفتارها و سخنانی دارند که با نصوص قرآن مجید و احادیث شریفه مخالفت دارد. افرادی از این فبیل طریقه متشرعه و ملتزمین به احکام و آداب شریعت را نداشته اند و اگر هم برخی آنها را از عقاید فاسده تبرئه نمایند برای شخص مسلمان آراء و عقایدشان حجت نیست و قدر مسلم این است که این افراد و آرائشان در طول چهارده قرن در محیط مذهب و تشیع هیچگاه مرجع و ملجا نبوده است و در همه ادوار واعصار رهبران عقیدتی شیعه، افرادی مثل ابن بابویه پدر صدوق و خودصدوق و شیخ مفیدها و شیخ طوسی ها و علامه حلی ها و مجلسی ها و صدها و هزارها علما از این قبیل بوده اند که در ارائه مرزهای بین کفر و اسلام و همواره کلامشان قطعی و قاطع بوده است. اکنون هم راه و صراط مستقیم همان راه آنها است. مع ذلک برای مزید شناسایی به حال این افراد می توانید به کتابهایی مثل: خیراتیه و فضائح الصوفیه و نقدی بر مثنوی و حدیقه الشیعه و عرفان و تصوف و جستجو در عرفان اسلامی رجوع نمایید.
شماره اتوماتیک استفتاء : ۹۰۳۲۷

آیت الله العظمی مکارم شیرازی:
در اسلام چیزی به نام سماع نداشته و نداریم و این مطلب ساخته دست برخی از فرقه های منحرف صوفیه است. آن آیات نیز هرگز دلالت بر جواز رقص سماع نمی کند و استدلال و استناد به آن آیات برای جواز این رقص غلط اندر غلط است. جهت اطلاع از عقاید انحرافی صوفیه می توانید به کتاب ما «جلوه حق»رجوع کنید.

آیت الله مظاهری:
حرام است و شرکت در این گونه جلسات نیز جایز نیست.

آیت الله نوری همدانی:
اینگونه برداشتها از قرآن که منشأ آن هوی و هوس می‌باشد و هیچگونه مستند عقلائی ندارد و تفسیر به رأی است حرام است.
شماره استفتاء : ۲۵۶۲

آیت الله سید محمد صادق روحانی:
اولا حکم رقص را دارد ثانیا حکم تفسیر قرآن به رای نیز دارد ثالثا جزای رجاء تصوف و عرفان کاذب را دارد.
شماره استفتاء : ۵۹۶۵۷

آیت الله محمد عزّالدین حسینی زنجانی:
فرق صوفیه و اعمال آنها از نظر فقه شیعه مورد تایید نبوده و سماع نیز جایز نیست.

آیت الله سید محمد شاهرودی:
سماع و حرکاتی که معروف به رقص سماع است نیز جائز نیست.

آیت الله موسوی اردبیلی:
استناد اینگونه اعمال به آیات قرآن بی اساس و فاقد اعتبار است و انجام آنها شرعیتی ندارد.
شماره استفتاء : ۰۰۰۶۰۶۸

سماع چیست؟

از جمله مواردی که صوفیه از شریعت پا را فرا تر نهاده و با وجود تاکیدات بزرگان و علماء شیعه در طول تاریخ در مورد موسیقی و حد و حدود آن، اما صوفیه وقعی به این تاکیدات ننهاده و کار خود را ادامه داده و در مواردی به مخالفت با فتاوای این بزرگان تمام قد ایستاده اند و مواضعی محکم گرفته اند، هر چند در برهه ای از زمان به خاطر قدرت اجتماعی علماء شیعه نتوانسته اند به مخالفت رو در رو با ایشان بپردازند اما تا آنجا که توانسته اند به مخالفت علمی و پنهانی پرداخته اند.
با رجوع به رساله های عملیه علماء برجسته متوجه می شویم که برای موسیقی حد و حدودی است. که در نهایت به این نقطه می رسیم که موسیقی اگر به حد غنا برسد حرام است.
اما یکی از مسائلی که در اکثر فرقه های صوفیه (با روشها و گونه های مختلف) وجود دارد، “سماع” است. مقصود آنان از سماع، همان موسیقی است که معمولا ضمن اشعار با محتوای عرفانی اجرا می نمایند و در روایات، از غنا و موسیقی و حتی سماع به شدت نهی شده است و فقهای بزرگ با استناد به این روایات گفته اند صحت مضمون شعر، هرگز باعث حلال شدن آهنگ و موسیقی نگردیده و بلکه حرمت آن را مضاعف می گرداند. مثلا کسی که با خواندن قرآن مجید، غنا انجام دهد، گناه او بسیار بزرگتر است از کسی که غنا را در غیر قرآن انجام می دهد.
صوفیان کتابهای زیادی درباره سماع نوشته اند و نه تنها آن را حلال دانسته اند، بلکه برخی از آنان گفته اند اگر کسی موسیقی را حرام بداند کافر است.[به رساله “بوارق الماع” رجوع شود.]
و چون صوفیان در باب سماع، التزام عملی به شرع ندارند، عده زیادی از مجتهدان و علمای شیعه رساله های متعدد در بازه سماع صوفیان و حرمت آن به نگارش در آورده اند.
[در این باره به رساله “سلوه الشیعه” چاپ شده در مجموعه “میراث اسلامی ایران” دفتر دوم ص 337 و نیز به “میراث فقهی” شماره اول رجوع شود.]

و در پایان نظر خواننده گرامی را به استفتائاتی که توسط یکی از دوستان در مورد سماع و صوفی گری انجام گرفت جلب می شود تا نظرات مراجع عظام تقلید را هم جویا شده باشیم.[پایگاه پژوهش درباره ابن عربی، عرفان و تصوف]

با نگاهی به قرآن و سنت(فعل، قول، تقریر معصوم) می یابیم که این دو منبع آنچه که موجبات قرب بنده به پروردگار خویش را فراهم می سازد را بیان نموده اند، اموری که روح کلی همه آنها را بندگی خدا تشکیل می دهد، وبندگی خدا نیز هیچ سنخیتی با امور باطل و لغو ندارد.

همچنین در سیره عملی اولیای الهی که خود مربیان بشر بوده اند، تمامی اموری که مقرب بنده به مولای خویش است، در بالاترین درجات خلوص یافت می شود و در آن ساحت چیزی که موجب تائید افکار و اعمال مختصه به صوفیان باشد مشاهده نمی شود ، بلکه جز مذمت ودستور به طرد این گروه چیزی یافت نمی گردد.[1]

البته هنگامی که بدعتها جای اصول دینی را بگیرند جز این نبایدتوقعی داشت که رقص نیز به نوعی مقرب انسان به در گاه الهی باشد که با این حساب همه انسانهای فاسدی که میلی جز شهوات ندارند را باید در سلک انسانهای طالب قرب قرار داد.
کمترین عنوانی را که می توان به رقص و سماع داد، لغو بودن چنین اموری است و این در حالی است که قرآن کریم ویژگی انسانهای مومن را دوری جستن از امور لغو بیان داشته است.

«وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لا نَبْتَغِی الْجاهِلِین.القصص/55»؛و هر گاه سخن لغو و بیهوده بشنوند، از آن روى مى‏گردانند و مى‏گویند: «اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان سلام بر شما (سلام وداع) ما خواهان جاهلان نیستیم!».

«قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ؛ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ؛ وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ؛ وَ الَّذِینَ هُمْ لِلزَّکاهِ فاعِلُونَ… وَ الَّذِینَ هُمْ عَلى‏ صَلَواتِهِمْ یُحافِظُونَ؛أُولئِکَ هُمُ الْوارِثُونَ ؛ الَّذِینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِیها خالِدُونَ.مومنون/1-11»؛مؤمنان رستگار شدند؛ آنها که در نمازشان خشوع دارند؛ و آنها که از لغو و بیهودگى روى‏گردانند؛ و آنها که زکات را انجام مى‏دهند… و آنها که بر نمازهایشان مواظبت مى‏نمایند؛ (آرى،) آنها وارثانند! .

در این آیه شریفه ویژگی انسانهای مومن محافظت بر نماز و خشوع در نماز، ودوری ازامور لغو و بی فایده بیان شده است ، اموری که گمان نمی شود در مسلک صوفی گری جایی برای آن وجود داشته باشد؛ زیرا در مسلک آنان شریعت جنبه مقدماتی دارد وآنها مدعی اند که از این منزل عبور نموده اند و در دیار طریقت وراد گشته اند؟! وظاهرا با این برداشت انبیا و اولیا هنوز در منزل اول باقی مانده اند و این افراد جاهل با رقص و سماع به سر منزل مقصود رسیده اند؟!

«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالاً ؛ الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا.کهف/104»؛بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانى هستند؟ آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم (و نابود) شده با این حال، مى‏پندارند کار نیک انجام مى‏دهند!

——————————————————

[1]. الف) در حدیثى مى‏خوانیم که یکى از اصحاب به امام صادق علیه السلام عرض کرد:گروهى به نام صوفیّه در زمان ما ظاهر شده‏اند، درباره آنها چه مى‏گویید؟ فرمود:
«إنَّهُمْ أعْدائُنا فَمَنْ مالَ إِلَیْهِمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ یَحْشُرُ مَعَهُمْ وَ سَیَکُونُ أقْوامٌ یَدّعُونَ حُبَّنا وَ یَمیلُونَ إِلَیْهِمْ وَ یَتَشَبَّهُونَ بِهِمْ وَ یُلَقّبُونَ أَنْفُسَهُمْ بِلَقَبِهِمْ وَ یُأَوَّلُونَ أقْوالَهُمْ ألافَمَنْ مالَ إِلَیْهِمْ فَلَیْسَ مِنَّا وَ إِنَّا مِنْهُ بَراءُ وَ مَنْ أَنْکَرَهُمْ وَ رَدَّ عَلَیْهِمْ کانَ کَمَنْ جاهَدَ الْکُفَّارَ بَیْنَ یَدَىْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله؛ آنها دشمنان ما هستند هر کس متمایل به آنها شود از آنهاست و با آنها محشور مى‏شود و در آینده اقوامى مى‏آیند که ادّعاى محبّت ما را مى‏کنند؛ ولى تمایل به آنها دارند و خود را شبیه آنها مى‏سازند و القاب آنها را بر خود مى‏نهند و سخنان (نادرست) آنها را توجیه مى‏کنند. آگاه باشید هر کس تمایل به آنها پیدا کند از ما نیست و ما از او بیزاریم و هر کس آنها را انکار کند و رد نماید، مانند کسى است که در پیش روى پیامبر صلى الله علیه و آله با کفار پیکار کرده باشد». سفینه البحار، ماده« صوف».

ب) دو نفر از یاران معروف امام على بن موسى الرضا علیه السلام به نام بزنطى و اسماعیل‏ بن بزیع از آن حضرت چنین نقل کرده‏اند که فرمود: «مَنْ ذَکَرَ عِنْدَهُ الصُّوفِیَّهُ وَ لَمْ یُنْکِرْهُمْ بِلِسانِهِ وَ قَلْبِهِ فَلَیْسَ مِنَّا وَ مَنْ أَنْکَرَهُمْ فَکَأَنَّما جاهَدَ الْکُفَّارَ بَیْنَ یَدَىْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله؛ کسى که نام صوفیه نزد او برده شود و آنها را با زبان و قلبش انکار نکند از ما نیست و کسى که آنها را انکار کند، مانند کسى است که با کفّار پیش روى رسول اللَّه صلى الله علیه و آله جهاد کند». سفینه البحار، ماده« صوف».

دکمه بازگشت به بالا