تعداد شهدای 17 شهریور 57

17 شهریور 57: آمار رسمی درست بود اما مردم باور نکردند

عصر ایران؛ مهرداد خدیر- در چهل و دومین سالروز واقعۀ 17 شهریور 1357 که نقطۀ عطف تاریخ انقلاب به حساب می‌آید، جدای یاد شهیدان میدان ژالۀ تهران، می‌توان 5 نکتۀ به نسبت متفاوت و چه بسا کمتر گفته‌شده را یادآور شد:1. اعلام حکومت نظامی در تهران و یک ماه پس از اصفهان در حالی صورت پذیرفت که تنها 12 روز پیش از آن جعفر شریف‌‌امامی با شعار تشکیل دولت آشتی ملی نخست‌وزیر شده بود که با اعلام حکومت نظامی و سرکوب خونین 17 شهریور کمتر از دو هفتۀ بعد هیچ تناسب و تجانسی نداشت و از دو حال خارج نبود: یا با فرمان و موافقت او بود که نقض آشتی ملی به حساب می‌آمد یا خارج از اراده و دستور نخست وزیر که نشان می‌داد اختیاری ندارد و آنچه وعده می‌دهد فاقد ضمانت اجرایی است.از این رو برخی این گونه تحلیل می کنند که در غیاب اسدالله عَلَم که عقل منفصل شاه به حساب می‌آمد شاه به هر دو گرایش – سرکوب و گشایش- میدان داد تا ایده های خود را اجرایی و اوضاع را کنترل کنند. شریف‌امامی پروژۀ آشتی ملی را جلو ببرد و ارتشبد اویسی هم سرکوب خونین را! حال آن که این دو قابل جمع نیستند.

  2. از خاطرات هوشنگ نهاوندی این گونه برمی‌آید که اویسی در واقع برای تشکیل دولت نظامی خود را آماده می‌کرده و کاندیدای نخست‌وزیری پس از شریف‌امامی بوده ولی در دقیقۀ 90، ارتشبد ازهاری جای او را می‌گیرد و نخست‌وزیر می‌شود.

به عبارت دیگر با اعلام حکومت نظامی در تهران عملا دو دولت شکل می‌گیرد: یکی دولت شریف‌امامی که با واقعۀ 17 شهریور بی‌آبرو شد و دیگری دولت پنهان ارتشبد اویسی که می‌خواست با دولت نظامی آشکار شود و گفته می‌شود آمادۀ دریافت فرمان بود اما در دقیقۀ 90 ارتشبد ازهاری جانشین او شد که به جای سبُعیّت اویسی با بلاهت سیاسی شناخته می‌شد.

گویا زور جناح دیگر درون حاکمیت و خط فرح- نراقی- قطبی- نصر می‌چربد که معتقد به پذیرش اعتراض و انقلاب بودند و نه سرکوب آن هم به سبک اویسی و به شیوۀ 17 شهریور و خواستار بازداشت هویدا، همایون و نصیری به عنوان سه چهرۀ اصلی مسبب اعتراضات می شوند. (اولی به خاطر فساد، دومی مقالۀ روزنامۀ اطلاعات و سومی هم رفتار ساواک) و شاه نیز آن پیام را می‌خوانَد: من صدای انقلاب شما راشنیدم و می‌پذیرد که اشتباهاتی مرتکب شده و با این حال دولت نظامی را روی کار می‌آورد!

3. انتخاب شریف‌امامی از اشتباهات شاه در آن مقطع است. او که به اصالت انقلاب باور نداشت و گمان می‌کرد زیر سر انگلیسی‌هاست و در سالگرد 28 مرداد گفته بود تنها دو سه نفر ( نه حتی دو سه هزار نفر) ناراضی‌اند یا تصور می‌کرد با اقداماتی چون بازگرداندن تاریخ هجری خورشیدی و بستن کازینوها نظر مثبت روحانیون محافظه‌کار می‌تواند جلب کند به جای جمشید آموزگار تکنوکرات و بیگانه با سیاست، شریف امامی را به صحنه اورد.

برخی معتقدند شاه از این رو سراغ یک مهرۀ قدیمی بریتانیا و مشهور به عضویت در فراماسونری رفت تا اعتماد انگلیسی‌ها را جلب کند. حال آن که شریف‌امامی با سال‌ها سابقۀ ریاست مجلس سنا شریک همۀ اعمال گذشته به حساب می‌آمد و این جملۀ او که «من شریف‌امامی 20 روز قبل نیستم» افکار عمومی را قانع نکرد. شاه احتمالا می‌خواست به شیوه پدرش خود را نجات دهد.

رضا شاه در شهریور 1320 سراغ نخست وزیر قدیمی خود – محمد علی فروغی – رفت تا دوباره نخست‌وزیر شود و با تدبیر او سلطنت نجات یابد.

این راهکار در جریان جنگ جهانگیر دوم و اشغال ایران، البته نتیجه داد و تدبیر فروغی هم محمدرضای 22 ساله را بر تخت نشاند و هم ایران را از یک کشور اشغال شده به پل پیروزی متفقین تبدیل کرد.

شریف‌امامی هم در شهریور 1357 دوباره نخست‌وزیر شد اما از عهدۀ کار برنیامد چون بحث اشغال و جنگ در میان نبود. شعله های یک انقلاب درگرفته بود. فروغی اگر هم ارتباطاتی داشت ولی به نفع حفظ تمامیت ایران به کار برد و این قیاس از سر ناگزیری است وگرنه شریف امامی کجا و ذکاء‌الملک، کجا؟4. واقعۀ 17 شهریور احساسات عمومی را چنان تحریک و تهییج کرد که شماری از محبوب‌ترین و مشهورترین چهره‌های موسیقی و ادبیات را به صحنه آورد. چندان‌که جمعی از چهره‌های برجستۀ موسیقی رادیو همراه حسین علیزاده به صورت دسته‌جمعی از رادیو استعفا دادند و خارج شدند و به همین نیز بسنده نکردند و با شعر و ترانه و آواز مردم را همراهی کردند.

آنان در زیرزمین خانۀ محمدرضا لطفی گرد آمدند و دسته‌جمعی نواختند و خواندند. یکی از محصولات این زیر زمین تصنیف «ژاله خون شد»- سرودۀ سیاوش کسرایی – بود.

(گروه موسیقی عارف با این تصنیف شناخته می‌شد).

در دستگاه چهارگاه با صدای محمدرضا شجریان و همراهی کم‌نظیر گروه کُر که هیچ نمونۀ مشابهی در تاریخ موسیقی معاصر نداشت:

ژاله بر سنگ افتاد، چون شد‌؟ ژاله، خون شد

خون، چه شد ؟ خون چه شد‌؟ خون، جنون شد

ژاله خون کن! خون، جنون کن!

سلطنت، زین جنون، واژگون کن ژاله بر گُل نشان، گل‌پران کن

بر شهیدانِ زمین، گلستان کن نام گمنام‌ها جاودان کن

تا به صبح آید این شام تیره در شبِ تیره آتش‌فشان کن

دست در کن شو خطر کن خانۀ ظلم زیر و زبر کن

جانِ خواهر، روستایی! برادر پیشه‌ور! ای جوان، ای دلاور

ما همه یک صف و در برابر آن ستم‌کار، آن تاج بر سر

خواهر من، گرامی برادر چون به هر حال تنهاست مادر

من به خاک افتادم، تو بگذر بهرِ ایجاد دنیای بهتر

ای شما ای صف بی‌شماران اشک من در نثار شمایان

بر سر هر گذرگاه و میدان ژاله شد، ژاله شد، ژاله چون شد؟

ژاله خون شد، ژاله دریای خون شد خون جنون، خون، جنون

سلطنت، واژگون، واژگون شد…5. از نکات حیرت‌انگیز دربارۀ 17 شهریور 57 یکی هم این است که آمار رسمی و آنچه در اطلاعیۀ فرمانداری نظامی تهران دربارۀ تعداد کشته ها ذکر شد «درست» بود و تعداد شهدا با احتساب مجروحانی که بعدتر به شهادت رسیدند نزدیک به 100 نفر است نه چند هزار نفر که مردم می‌گفتند. چنانچه در صفحات اول روزنامه های 18 شهریور 1357 ثبت شده آمار کشته ها (شهیدان) تا ساعت 17:30 و مطابق اطلاعیه شماره چهار، 58 نفر است و البته تا شب بالاتر رفت.

  منتها چون 100 کشته در تظاهرات شهری عدد بالایی است در اندازۀ چند هزار نفر در نظر آمد. خصوصا این که تنها سه روز قبل و پس از نماز عید فطر در راه پیمایی از په های قیطریه هیچ برخوردی صورت نگرفته بود.

مهم‌تر این که مردم در طول سال‌ها به رسانه‌های حکومتی بی‌اعتماد شده و از این مجموع آمار 100 نفر را باور نکردند. (با احتساب درگیری‌های پراکنده در آن روز تا 120 نفر هم ذکر شده)

یکی از دلایل دیگر این بود که میشل فوکو متفکر پرآوازۀ فرانسوی که در همان ماه شهریور به ایران آمد و انقلاب ایران را  «انقلابی در جست‌و‌جوی معنی و نه مطابق آموزه‌های مارکسیستی» توصیف کرد بارها از 4 هزار کشته سخن به میان آورد. این در حالی است که او یک هفته بعد از 17 شهریور به تهران آمده بود. فوکو تا دوم مهر ماند و بار دیگر در 18 آبان هم به ایران سفر کرد و این بار هم یک هفته ماند.این که همان شب 17 شهریور، حکومت نظامی آمار کشته‌ها را با دقت و منطبق با گزارش پزشکی قانونی اعلام کند ولی مردم نپذیرند ثمرۀ سال‌ها استفادۀ تبلیغاتی از رسانه‌ها و بی اعتمادی مردم به آنها بود (کمتر از یک ماه بعد روزنامه ها از کمند سانسور جستند و دوباره مرجع مردم شدند ولی به این حد از ازادی قانع نبودند و با اعتصاب بعدی هم مرجیت خود را از دست دادند و هم گفتمان روشنفکری حاکم بر مطبوعات تضعیف شد).

دربارۀ شمار شهدا می توان گفت مطابق آمار بیناد شهید تعداد کل شهدای سال 1357 هم چهار هزار نفر نیست چه رسد به 17 شهریور. ضمن این که قریب به اتفاق آنان، ساکن تهران بودند و در بهشت زهرا به خاک سپرده شده اند و تعداد کاملا مشخص است.

از این رو می‌توان گفت اگر مردم به رسانه‌های رسمی اعتماد داشتند آماری را که همان شب اعلام شد باور می‌کردند. هر چند این نکته را هم نباید نادیده انگاشت که مردم ما چندان اهل عدد و رقم نیستند. کما این‌که در مقدمۀ قانون اساسی هم آمار شهیدان انقلاب 60 هزار نفر ذکر شده و به گواه مطبوعات سال 58 هیچ کس در این عدد تردید نکرد و نپرسید وقتی رهبری انقلاب، آن را کم تلفات می داند عدد 60 هزار از کجا آمده و همین حالا که نام شهیدان بر کوچه ها و خیابان ها نشسته کافی است بررسی کنیم تا ببینیم مربوط به انقلاب و خصوصا سال 57 است یا جنگ هشت ساله.

باری، آمار رسمی استخراج شده از سه هزار نفر (با احتساب مواردی چون سینما رکس آبادان) حکایت می‌کند و جای خرسندی است  که در مورد شهدای جنگ این نقیصه رفع شده و آمار شهدای هر سال و هر عملیات به تفکیک و دقیق روشن است. (بهترین منبع در این زمینه نیز کتاب نفیس دایرهالمعارف مصور جنگ ایران و عراق به اهتمام جعفر شیر علی‌نیا و تحقیقات و آمار بی طرفانۀ این پژوهشگر است).

آمار دقیق شهدای ۱۷ شهریور ۵۷ چند نفر است؟ جمعه سیاه به روایت آمریکایی‌ها

فارس نوشت: در روز ۱۷ شهریور ۵۷، جنایت دیگری از رژیم پهلوی در تاریخ ثبت شد. گزارشگران سفارت آمریکا در تهران به پوشش این جنایت پرداختند. این گزارش‌ها از «قتل تعداد کثیری» از مردم با استفاده از «سلاح‌های جنگی» در این روز خبر می‌دهد.

۱۷ شهریور۱۳۵۷، جنایت دیگری از رژیم پهلوی در تاریخ ثبت شد و آن سرکوب خونین تظاهرات مردم دراین روز بود. آنچه در ادامه می‌خوانید، بخشی از گزارش‌های سفارت آمریکا درباره وقایع ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ است.

بی‌اطلاعی مردم از برقراری حکومت نظامینخستین موضوعی که گزارشگران سفارت آمریکا در رابطه با وقایع ۱۷ شهریور به آن پرداخته‌اند، شرح زمینه‌های وقوع قیام مردم در میدان ژاله تهران است. سفارت آمریکا در تهران در گزارشی به وزارت خارجه آمریکا درباره وقایع ایران و برقراری حکومت نظامی در شهریورماه ۱۳۵۷ می‌نویسد: «متعاقب تظاهرات وسیع سازمان‌یافته ولی نسبتاً آرام در طی ۴ تا ۷ سپتامبر که مستقیماً مقامات دولت را به زیر سؤال کشیده در تاریخ ۸ سپتامبر (۱۷ شهریور) شریف امامی نخست‌وزیر، حکومت نظامی را در تهران و ۱۱ شهر دیگر برقرار ساخت.»گفتنی است، همانطور که گزارشگر لانه جاسوسی اذعان می‌کند، اعلام حکومت نظامی در ساعات اولیه روز ۱۷ شهریور صورت گرفت و بسیاری از مردم از آن هیچ اطلاعی نداشتند.

روز ۸ سپتامبر، همزمان با ۱۷ شهریور، مأمورین سفارت جمعیت زیادی از مردم را می‌دیدند که خود را برای یک تظاهرات بزرگ آماده می‌کردند. براساس گزارش‌های سفارت آمریکا: «گزارشات اولیه اشاره بر این دارند که جمعیت بزرگی در میدان ژاله در جنوب تهران جمع شدند… یک مقام امنیتی به ما اطلاع داد که چند تظاهرات معدود دیگر وجود خواهد داشت که با آن به شدت برخورد خواهد شد… مشاهدات مقامات سفارت در تمام تهران اشاره بر این دارند که به استثنای تجمع نظامیان در نزدیکی مجلس، استقرار سربازان در نقاط دیگر محتاطانه است که با تانک‌ها و نفربرهای محدود، تقاطع‌های اصلی و راه‌های ورودی به کاخ‌های سلطنتی را کنترل می‌نمایند.»

همکاری سفارت آمریکا و رژیم پهلوی در ۱۷ شهریوربخش دیگری از گزارش‌های ماموران سفارت آمریکا در تهران، به وضوح نشانگر ارتباط و هماهنگی سفارت آمریکا و فرماندهان نظامی و امنیتی رژیم پهلوی برای مقابله با مردم ایران است.

براساس گزارش مأمور سفارت آمریکا به وزارت امور خارجه به تاریخ ۹ سپتامبر مطابق با ۱۸شهریور: «ژنرال گست اطلاع داد که وی… با ژنرال ازهاری رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران ملاقات نموده و برقراری حکومت نظامی را با او مورد بحث قرار داد… ژنرال گست متذکر شد به نظر می‌رسد این یک روش خوبی می‌باشد… ژنرال ازهاری پرسید که آیا شرطی از شرایط حکومت نظامی هست که با قوانین ایالات متحده در تضاد باشد؟ ژنرال گست پاسخ داد وی فکر نمی‌کند هیچگونه قوانین متضادی (با شرایط) وجود داشته باشد.»

آغاز قتل‌عام مردم توسط رژیم پهلویبخش دیگری از گزارش‌های ماموران سفارت آمریکا درباره وقایع ۱۷ شهریور، ابعاد دیگری از جنایت رژیم پهلوی را روایت می‌کند. مأمور سفارت آمریکا در تهران در گزارش خود به وزارت امور خارجه آمریکا می‌نویسد: «در ۸ سپتامبر… نظامیان رو در روی تظاهر کنندگان قرار گرفتند.» مطالعه این اسناد حکایت از آن دارد که «درگیری آن روز بین انبوه جوانان و سربازان تعداد زیادی کشته برجای گذاشت.» براساس این اسناد «اولین برخورد ارتش با تظاهرات در میدان ژاله تهران منجر به قتل تعداد کثیری گردید.»

استفاده از سلاح‌های جنگی برای کشتار مردممکاتبات بین سفارت آمریکا در تهران و وزارت امور خارجه این کشور حکایت از آن دارد که در روز ۱۷ شهریور «سربازان مجهز به کلیه وسایل جنگی بودند و به جای سلاح‌های کنترل‌کننده جمعیت از سلاح‌های جنگی استفاده می‌کردند.»

مکاتبه‌های بعدی بین سفارت و وزارت امور خارجه ابعادی دیگری از جنایت رژیم پهلوی را نشان می‌دهد، به طوری که گزارشگر سفارت اذعان می‌کند: «یک شاهد آلمانی قابل اعتماد که در منطقه زندگی می‌کند گزارش می‌دهد که از هلی‌کوپترها به طرف خراب‌کاران تیراندازی‌هایی صورت گرفت.»

در مکاتبه‌ای دیگری به تاریخ ۹ سپتامبر تحت عنوان «حکومت نظامی در تهران» درباره اجساد برجای مانده شهدای ۱۷شهریور در خیابان‌های تهران آمده است: «در ساعت ۱۸ و ۱۵دقیقه سرهنگ دوم والینگ گفت وی متوجه دو تانک چیفتن گردیده بود که ظاهراً برای استقرار در نزدیکی کاخ نیاوران از سلطنت‌آباد به سمت بالا در حرکت بودند. وی قبلاً با وارنر صحبت کرده بود. وارنر اشاره نمود لین توماس که یک کارشناس منطقه‌ای خارجی است به او گفته بود که چندین جسد را در منطقه‌ای درست در جنوب میدان فردوسی دیده است. علاوه بر این کلنل جان کالیسون والینگ… تخمین زد که او ۵۰ تا ۸۰ دسته از چیزی که به نظر آمد یک جسد یا بیشتر باشد در وسط خیابان دیده و همچنین در تمام منطقه ساختمان‌های تخریب شده و اتومبیل‌های سوخته‌ای را دیده است.»

تعداد شهدای ۱۷ شهریوردر ادامه این مکاتبه آمده است: «در ساعت ۱۹ و ۲۵ دقیقه جری والاس، نماینده امنیتی بل بین‌المللی گفت که اطلاعات زیر را از یک نماینده امنیتی ایرانی بل بین‌المللی دریافت داشته است. این شخص از دفتر رئیس پلیس تهران به والاس تلفن زده بود. برادر نماینده امنیتی (ایرانی) یک سپهبد ارتش است که معاون ژنرال اویسی فرماندار نظامی تهران می‌باشد. نماینده امنیتی گفت که تظاهرات و برخوردهای عظیمی در منطقه میدان ژاله وجود داشته و بیش از ۴۰۰۰ یا احتمالاً نزدیک به ۴۵۰۰ نفر کشته‌ شده‌اند. علاوه بر این چند صد نفر در دیگر مناطق پایین شهر کشته‌ شده‌اند.»

به گزارش مأمور سفارت آمریکا به تاریخ ۱۸ شهریور: «ارتش یک تظاهرات بزرگ و چندین تظاهرات کوچک را در خلال روز ۸ سپتامبر در هم شکست. مطبوعات اعلام نمودند گزارشات بیمارستان‌ها حاکی از ۵۸ کشته و ۲۰۵ زخمی می‌باشد… چندین شاهد عینی آمریکایی و اروپایی اشاره به این داشته‌اند که این رقم بایستی خیلی بیشتر از این باشد.»

بنا بر گزارش محرمانه دیگری در تاریخ ۱۲ سپتامبر: «آمار رسمی تلفات میدان ژاله در روز ۸ سپتامبر به ۹۷ نفر رسید.» این در حالی است «سفارت عقیده دارد ارقام مطابق با حقیقت ابراز نشده.»

حمایت کارتر از رژیم پهلوی بعد از فاجعه ۱۷ شهریوربر اساس اسناد لانه جاسوسی آمریکا، روابط آمریکا و رژیم پهلوی بعد از فاجعه ۱۷شهریور صمیمی‌تر شد به طوری‌که سفارت آمریکا در تهران در گزارشی به تاریخ ۱۸ اکتبر ۱۹۷۸، درباره حمایت آمریکا از رژیم پهلوی می‌نویسد: «کارتر… بعد از کشتار ۸سپتامبر از شاه حمایت نمود.»

بنابر روایت اسناد، دو روز بعد از فاجعه ۱۷ شهریور، رئیس‌جمهور آمریکا در تماس تلفنی با محمدرضا پهلوی ضمن اشاره به وقایع رخ داده در ایران، درباره حمایت آمریکا از رژیم پهلوی با وی گفت‌وگو کرد.

براساس گزارشی که در تاریخ ۱۰ سپتامبر، یعنی دو روز بعد از فاجعه ۱۷ شهریور تنظیم شده است: «رئیس‌جمهور… به شاه ایران تلفن کرد و در مورد وضع فعلی ایران با او بحث کرد‌، رئیس‌جمهور روابط نزدیک و دوستانه بین ایران و آمریکا و اهمیت اتحادیه ادامه‌دار ایران با غرب را دوباره تصریح کرد.»

این قبیل حمایت‌های کارتر از محمدرضا پهلوی در حالی بود که رئیس‌جمهور آمریکا شعار حمایت از حقوق بشر سر می‌داد و با وجود گزارش‌های متعددی که از کشتار مردم ایران توسط رژیم پهلوی به او می‌رسید اما همچنان حمایت خود را از محمدرضا پهلوی اعلام می‌کرد.

2323

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

کشتار مردم در 17 شهریور چگونه رقم خورد؟

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی – ویژه‌نامه روزهای خونین انقلاب؛ قتل‌عام‌ مردم‌ تهران‌ در 17 شهریور از جمله روزهای خونین انقلاب بود. کشتار بی‌رحمانه‌‌ مردم‌ در آن‌ روز تجلی‌ واقعی‌ رژیمی‌ بود که‌ سعی‌ می‌کرد با فریبکاری‌ از خود چهره‌ای‌ صلح‌دوست‌، آزادی‌خواه‌ و مخالف‌ با مفاسد بسازد. واقعه‌‌ خونین‌ 17 شهریور نقطه‌‌ پایانی‌ بود بین‌ ملّتی‌ ستمدیده‌ و رژیمی‌ ستمکار. این‌ واقعه‌ نظریه‌‌ امام‌ خمینی‌ را در دروغگویی‌ و فریبکاری‌ رژیم‌ به‌ اثبات‌ رساند و مردم‌ را برای‌ سرنگونی‌ رژیم‌ مصمم‌تر ساخت‌. 

رژیم‌ شاه‌ بعد از راهپیمایی‌ بزرگ‌ 16 شهریور به‌ این‌ نتیجه‌ رسید که‌ باید بر شدت‌ سرکوب‌ افزود تا بتوان‌ بحران‌ را مهار کرد. به‌ روایت‌ فریدون‌ هویدا، پس‌ از راهپیمایی‌ روز 16 شهریور، فرماندهان‌ نظامی‌ به‌ شاه‌ فشار آوردند که‌ هر چه‌ زودتر در تهران‌ حکومت‌ نظامی‌ اعلام‌ کند و خواسته‌‌ خود را نیز چنین‌ توصیه‌ کردند: «در راهپیمایی‌ امروز سیل‌ جمعیت‌ به‌ راحتی‌ می‌توانست‌ عمارت‌ مجلس‌ و تأسیسات‌ رادیو تلویزیون‌ را به‌ تصرف‌ خود درآورد، شاه‌ بعد از چند ساعت‌ تردید و دودلی‌ با سفرای‌ انگلیس‌ و آمریکا به‌ تبادل‌ نظر پرداخت‌ و تصمیم‌ گرفت‌ که‌ تسلیم‌ نظر فرماندهان‌ ارتش‌ شود.»

روز واقعه‌

عده‌ای‌ از مردم‌ در راهپیمایی‌ بزرگ‌ 16 شهریور فریاد می‌زدند: «فردا صبح‌ در میدان‌ ژاله‌. سپهبد مقدم‌ برای‌ جلوگیری‌ از تکرار راهپیمایی‌ از شاه‌ درخواست‌ برقراری‌ حکومت‌ نظامی‌ کرد و سرانجام‌ با موافقت‌ شاه‌، تصویب‌ شورای‌ امنیت‌ و هیئت‌ دولت‌، حکومت‌ نظامی‌ به‌ تصویب‌ رسید و با فرمان‌ شاه،‌ ارتشبد اویسی‌ فرماندار نظامی‌ تهران‌ شد. فرماندار نظامی‌ تهران‌ به‌ سپهبد بدره‌ای‌ فرمانده‌ گارد جاویدان‌ دستور داد تا واحدهایی‌ از گارد را به‌ فرمانداری‌ نظامی‌ منتقل‌ کند. بدره‌ای‌ فرمان‌ اعزام‌ واحدهایی‌ را به‌ سرلشکر امینی‌ افشار فرمانده‌ لشکر 1 گارد جاویدان‌ صادر کرد و یگان‌هایی‌ از لشکر در میدان‌ و خیابان‌ ژاله‌ (شهدا) مستقر شدند.»

 ارتشبد اویسی‌ با صدور اولین‌ اطلاعیه‌ فرمانداری‌ نظامی‌ اعلام‌ کرد: «به‌ منظور ایجاد رفاه‌ مردم‌ و نحوه‌‌ نظم‌ از ساعت‌ 6 صبح‌ روز 17 شهریور ماه‌ مقررات‌ حکومت‌ نظامی‌ را به‌ مدت‌ شش‌ ماه‌» به‌ اجرا می‌گذارد. مردم‌ در صبح‌ زود بی‌خبر از حکومت‌ نظامی‌ در دسته‌های‌ بزرگی‌ از خیابان‌های‌ فرح‌آباد، شهباز و میدان‌ خراسان‌ به‌ طرف‌ میدان‌ ژاله‌ حرکت‌ کردند. در نزدیکی‌ میدان‌ و خود میدان‌ کامیون‌های‌ مملو از نظامیان‌ ایستاده‌ بودند، ولی‌ مردم‌ بی‌اعتنا به‌ راه‌ خود ادامه‌ می‌دادند.

ساعت‌ نزدیک‌ 7:30 صبح‌ بود که‌ جمعیت‌ در میدان‌ ژاله‌ و خیابان‌های‌ منتهی‌ به‌ آن‌ مستقر شدند. یکی‌ از فرماندهان‌ نظامی‌ با بلندگو به‌ مردم‌ اخطار کرد که‌ حکومت‌ نظامی‌ است‌، چرا تجمع‌ کرده‌اید؟ یکی‌ از روحانیون‌ مردم‌ را دعوت‌ به‌ نشستن‌ کرد. جمعیت‌ روی‌ زمین‌ نشست‌، ولی‌ ظواهر امر نشان‌ می‌داد که‌ نیروهای‌ فرمانداری‌ نظامی‌ قصد متفرق‌ کردن‌ مردم‌ را ندارند. راه‌ عبور را از چهار طرف‌ بر روی‌ مردم‌ بستند. ناگهان‌ صدای‌ رگبار از خیابان‌های‌ منتهی‌ به‌ میدان‌ بلند و همین‌ که‌ جمعیت‌ از چهار طرف‌ به‌ سوی‌ میدان‌ هجوم‌ آوردند، نیروهای‌ مستقر در میدان‌ نیز از چند سو مردم‌ را به‌ رگبار مسلسل‌ بستند.

در مدت‌ چند ثانیه‌ صدها نفر در خاک‌ و خون‌ غلطیدند. مردم‌ بی‌مهابا مجروحین‌ و شهدا را بر روی‌ دست‌ به‌ سوی‌ بیمارستان‌ها حمل‌ می‌کردند. اتاق‌ها، راهروها و حیات‌ بیمارستان‌ها مملو از مجروح‌ و جنازه‌ بود. مردم‌ اطراف‌ بیمارستان‌ها خانه‌های‌ خود را برای‌ پذیرش‌ مجروحین‌ مهیا می‌کردند. هر کس‌ هر چه‌ از لوازم‌ پزشکی‌، پنبه‌، پانسمان‌ و ملافه‌ داشت‌ به‌ بیمارستان‌ می‌آورد.

 نفرت‌ مردم‌ به‌ اوج‌ خود رسیده‌ بود. خبر قتل‌عام‌ مردم‌ در میدان‌ ژاله‌ در تهران‌ پیچید و سرتاسر تهران‌ به‌ جنب‌ و جوش‌ درآمد. مردم‌ بی‌اعتنا به‌ حکومت‌ نظامی‌ به‌ خیابان‌ها ریختند و با مأمورین‌ فرمانداری‌ نظامی‌ درگیر شدند. به‌ هر چه‌ از مظاهر دولتی‌ می‌رسیدند حمله‌ می‌کردند. طبق‌ گزارش‌ ساواک‌، تظاهرات‌ از میدان‌ ژاله‌ به‌ خیابان‌های‌ دیگری‌ از قسمت‌ شرق‌ تهران‌ کشیده‌ شد، سپس‌ تظاهرات‌ به‌ جنوب‌ تهران‌، خیابان‌های‌ مولوی‌، میدان‌ خراسان‌، میدان‌ شوش‌ و میدان‌ راه‌آهن‌ سرایت‌ کرد و در مدت‌ کوتاهی‌ خیابان‌های‌ فردوسی‌، منوچهری‌، خیابان‌ سعدی‌ شمالی‌، خیابان‌ نظام‌آباد، خیابان‌ فرح‌آباد، منطقه‌‌ نارمک‌، میدان‌ سپه‌، خیابان‌ لاله‌زار، به‌ صحنه‌‌ درگیری‌ تبدیل‌ شد. تظاهرات‌ و درگیری‌ تا پاسی‌ از شب‌ ادامه‌ داشت‌.

روزنامه‌ها در فردای‌ آن‌ روز بدون‌ پرداختن‌ به‌ چگونگی‌ درگیری‌ اعلام‌ کردند: «100 آتش‌سوزی‌ در تهران‌ روی‌ داد، شعب‌ چند بانک‌، یک‌ فروشگاه‌ بزرگ‌، یک‌ فروشگاه‌ شهر و روستا در آتش‌ سوخت‌.« فرماندار نظامی‌ در اطلاعیه‌‌ شماره‌ 4 خود ضمن‌ متهم‌ کردن‌ مردم‌ به‌ اینکه‌ «با پول‌ و نقشه‌ خارجی‌» اقدام‌ به‌ تظاهرات‌ کرده‌اند، اعلام‌ نمود «در واقعه‌ 17 شهریور 58 نفر کشته‌ و 205 نفر مجروح‌ شده‌اند.» دو روز بعد دادگستری‌ اعلام‌ کرد تعداد کشته‌شدگان‌ به‌ 95 نفر رسید. گرچه‌ تعداد شهدای‌ آن‌ روز رسماً اعلام‌ نشد، ولی‌ آگاهان‌ آمار وحشتناکی‌ را از شهدای‌ 17 شهریور ارائه‌ کرده‌اند.

پارسونز سفیر انگلیس‌ تعداد شهدا را «صدها نفر» ذکر کرده‌ است‌. سولیوان‌ سفیر آمریکا گزارش‌ می‌کند که‌ در میدان‌ ژاله‌ «بیش‌ از 200‌ نفر از تظاهرکنندگان‌ کشته‌ شده‌ بودند.» جان‌ استمپل‌ یکی‌ از اعضای‌ سفارت‌ آمریکا در ایران‌ از قول‌ منابع‌ پزشکی‌ تعداد شهدا را «بین‌ 200 تا 400 نفر» برآورد کرده‌ است‌. شاپور بختیار ادّعا می‌کند که‌ «می‌توانم‌ به‌ یقین‌ بگویم‌ تعداد کشته‌شدگان‌ حداکثر از 700 یا 800 نفر متجاوز نبوده‌ است.» مردم‌ مدعی‌ بودند چند هزار نفر کشته‌ شده‌اند. حتی‌ اگر ادّعای‌ مردم‌ را نپذیریم‌ کشتن‌ ده‌ها نفر انسان‌ آمار وحشتناکی‌ است‌. موضوع‌ مهم‌ در واقعه‌‌ 17 شهریور، تمرّد سربازان‌ از دستورات‌ فرماندهان‌ نظامی‌ بود. در همان‌ لحظه‌‌ اوّل‌ در میدان‌ ژاله‌ یک‌ سرباز فرمانده‌ خود را هدف‌ قرار داد و سپس‌ خود را به‌ قتل‌ رساند.

طبق‌ گزارش‌ ساواک‌ «سه‌ نفر از سربازان‌ وظیفه‌‌ لشکر گارد در حین‌ اجرای‌ مأموریت‌ کنترل‌ اغتشاشات‌، ضمن‌ سرقت‌ سه‌ قبضه‌ تفنگ‌ ژـ3 با 300 تیر فشنگ‌ متواری‌ شده‌اند.» اسامی‌ این‌ سه‌ نفر عبارت‌ بود از «قاسم‌ دهقان»‌، «علی‌ غفوری‌« و «محمد محمدی»‌ فردای‌ آن‌ روز محل‌ اختفای‌ این‌ سه‌ سرباز کشف‌ و به‌ محاصره‌‌ نیروهای‌ نظامی‌ درآمد که‌ هر سه‌ نفر مورد اصابت‌ گلوله‌ قرار گرفتند که‌ محمد محمدی‌ در دم‌ به‌ شهادت‌ رسید. از مجموعه‌ اسناد به‌ دست‌ می‌آید که‌ در این‌ روز هفت‌ سرباز خودزنی‌ کردند.

دکمه بازگشت به بالا