اشعار ایرج میرزا

شعر های مثبت 18 ایرج میرزا | اشعار 18 ایرج میرزا در فارسی کلاب

شعر های مثبت 18 ایرج میرزا

از اشعار ایرج میرزا شعر های مثبت 18 این شاعر است . ایرج میرزا شاعر دوره قاجار می باشد در دوره قاجار بی پروا سخن گفتن همه گیر بود. شاید به این دلیل می باشد که اشعار این شاعر و طنز پرداز به صراحت بیان شده.

زنــــان را. عــــصمت و. عفــــت. ضرورســــت

نـــــه. چـــــادر. لازم و نـــــه .چاقچورســـــت

زن روبـــــسته. را ادراک و. هـــــش نیـــــست

تیــــاتر و. رســــتوران. نــــاموس .کــــشنیــــست

اگــــر زن. را بــــود آهنــــگ. حیــــزی

بـــــود یکـــــسان. تیـــــاتر و پـــــای. دیـــــزی

بنــــــشمد. در تــــــه انبــــــار. پــــــشگل

چنــــــان. کانــــــدر رواق. بــــــرج ایفــــــل

چـــه خـــوش. ایـــن بیـــت را. فرمـــود جـــامی

مهـــــین. اســـــتاد کـــــل. بعـــــد از. نظـــــامی

پــــریرو. تــــاب مــــستوری. نـــــدارد

در ار. بنـــــــــدی. ســـــــــر از. روزن درآرد

بیــــــــا. گــــــــویم برایــــــــت. داســــــــتانی

کــــــه تــــــا. تــــــاثیر چــــــادر. را بــــــدانی

در ایــــامی. کــــه صــــاف و. ســــاده بــــودم

دم کریـــــــــاس. در اســـــــــتاده. بـــــــــودم

زنــی بگذشــت. از آنجــا بــا. خــش و فــش

مــــرا. عــــرقالنــــسا. آمــــد بــــه. جنــــبش

ز زیـــــــر. پیچـــــــه دیـــــــدم. غبغـــــــبش را

کمـــــی. از چانـــــه قـــــدری. از لـــــبش را

چنــــــان از. گوشــــــه ابــــــر. ســــــیه فــــــام

کنـــد. یـــک قطعـــه. از مـــه عـــرض. انـــدام

شــــــدم. نــــــزد وی. و کــــــردم. ســــــلامی

کـــــه دارم. بـــــا تـــــو از. جـــــایی. پیـــــامی

پــریرو. زیــن ســخن. قــدری دودل. زیــست

کــــــه. پیغــــــام آور و. پیغــــــامده. کیــــــست

بــــدو. گفــــتم. کــــه انــــدر. شــــارع عــــام

مناســــب. نیــــست شــــرح. و بــــسط. پیغــــام

تـــــو دانـــــی. هـــــر مقـــــالی. را مقامیـــــست

بـــــــرای. هـــــــر پیـــــــامی. احترامیـــــــست

قــــــــــدم. بگــــــــــذار در. دالان خانــــــــــه

بــــه رقــــص. آراز شــــعف. بنیــــان خانــــه

پـــریوش. رفـــت تـــا گویـــد. چـــه و چـــون

مــــنش. بــــستم زبــــان. بــــا مکــــر. و افــــسون

شعر های مثبت 18 ایرج میرزا در باره حجاب

ســـــماجت. کـــــردم و. اصـــــرار کـــــردم

بفرماییــــــــــد. را تکــــــــــرار. کــــــــــردم

بـــــــه دســـــــتاویز. آن پیغـــــــام. واهـــــــی

بـــــه دالان. بـــــردمش. خـــــواهی. نخـــــواهی

چـــو در. دالان هـــم آمـــد. شـــد فـــزون. بـــود

اتــــــــاق. جنــــــــب دالان. بــــــــردمش زود

نشــــست. آنجــــا بــــه. نــــاز و چــــم. و خــــم

گرفتـــــه. روی خـــــود. را ســـــفت. محکـــــم

شــــــگفت. افــــــسانهای. آغــــــاز کــــــردم

گهـــی. از زن ســـخن. کـــردم گـــه. از مـــرد

گهــی کــان. زن بــه مــرد. خــود. چهــا کــرد

ســـــخن. را گـــــه ز خـــــسرو. دادم آیـــــین

گهـــــی. از بـــــی وفـــــایی هـــــای. شـــــیرین

گـــه از. آلمـــان بـــرو. خوانـــدم گـــه. از روم

ولــــــی. مطلــــــب از. اول بــــــود. معلــــــوم

مــــــرا دل. در هــــــوای. جــــــستن. کــــــام

پـــــــریرو. در خیـــــــال شـــــــرح. پیغـــــــام

پـــــــریرو در. خیـــــــال شـــــــرح. پیغـــــــام

بـــه نرمـــی. گفـــتمش کـــای. یـــار. دمـــساز

بیــــــا. ایــــــن پیچــــــه. را از رخ. برانــــــداز

چــــرا بایــــد. تــــو روی از. مــــن بپوشــــی

مگــــر مــــن. گربــــه میباشــــم. تــــو موشــــی

مـــــن و تـــــو. هـــــر دو انـــــسانیم. آخـــــر

بـــــه خلقـــــت. هـــــر دو. یکـــــسانیم. آخـــــر

شعر های مثبت 18 ایرج میرزا از شعر عارف

بگـــــو بـــــشنو. ببـــــین برخیـــــز. بنـــــشین

تــــو هــــم. مثــــل منــــی. ای جــــان. شــــیرین

تـــــــرا کـــــــان. روی زیبـــــــا. آفریدنـــــــد

بــــــــرای. دیــــــــده. مــــــــن. آفریدنــــــــد

بــــــه بــــــاغ. جــــــان ریاحننــــــد. نــــــسوان

بــــــه. جــــــای ورد و. نــــــسرینند. نــــــسوان

چـــه کـــم. گـــردد ز. لطـــف عـــارض. گـــل

کـــــه بـــــر. وی بنگـــــرد. بیچـــــاره. بلبـــــل

کجــــــا. شــــــیرینی از. شــــــکر. شــــــود دور

پـــــرد گـــــر. دور او صـــــد. بـــــار. زنبـــــور

چـــه بـــیش. و کـــم شـــود. از پرتـــو. شـــمع

کـه بـر. یـک شـخص تابـد. یـا بـه یـک. جمـع

اگـــــر پروانـــــهای بـــــر گـــــل نـــــشیند

گـــــــل از. پروانـــــــه آســـــــیبی. نبینـــــــد

پـــریرو زیـــن. ســـخن بـــیحـــد. برآشـــفت

زجــا برجــست. و بــا تنــدی. بــه مــن گفــت :

کــه مــن. صــورت بــه نــامحرم. کــنم بــاز؟

بـــــــرو ایـــــــن. حرفهـــــــا را. دور انـــــــداز

چــــه لــــوطیهــــا. در ایــــن شــــهرند. واه واه!

خــــــــــــــــدایا. دور کــــــــــــــــن. االله االله!

بـــه مـــن. مـــیگویـــد واکـــن. چـــادر از ســـر

چـــــه پـــــر. روییـــــست ایـــــن. االله اکبـــــر

جهــــنم شــــو مگــــر. مــــن جنــــده. باشــــم

کــــه پــــیش غیــــر. بــــیروبنــــده. باشــــم!

از آنجایی که ایرج میرزا شاعری در دوره قاجار می باشد بیشتر اشعار او مثبت 18 هستند ادامه این شعر به زودی در اختیارتان قرار می گیرد.

20 شعر زفاف ایرج میرزا

با آرزوی موفقیت و خوشبختی در زندگی زوجین، در ادامه 20 تا از شعرهای زیبا و معروف ایرج میرزا را برای شما آورده‌ام:

در باغ عشق شادی‌ها می‌روید تو در باغ عشق یاسمینی بُوَد

زوجیت به عقل و هنر است زندگی به دل و روح است

عشق چون ستاره‌های آسمان است همیشه در قلبتان درخشان است

در دستانمان قسمتی از آسمان است آسمان در دستان عشق روشن است

زن و مرد در کنار هم باغی را از عشق می‌سازند

به عشق خداوند به هم پیوسته‌ایم روزها و شب‌ها در کنار هم بمانیم

عشق ما بی‌پایان است مثل دریا که از آن سیر نمی‌شویم

در این دنیا بهترین شخص همسری است که با تو می‌رود

از مجموعهٔ عشق خداوند هستیم در مجموعهٔ عشق خداوند زندگی کنیم

زندگی در کنار تو شیرین است با تو هر روز روزی می‌بینم

میان شما و عشق خداوند پیوندی پابرجاست

تو و من، دو ذرهٔ عشق هستیم در هم آمیخته، یکتا می‌شویم

در عشق تو خورشید می‌درخشم در عشق تو زندگی می‌پوشم

دستان تو و دستان من همیشه به هم پیوسته‌اند

برای تو دستهایم را گشوده‌ام تا با هم در مسیر عشق قدم بگذاریم

با تو در هر لحظهٔ زندگی خوشبختی را تجربه می‌کنم

به خاطر تو به آرامش دست یافتم تو با عشقت به دلم آرامش بخشیدی

همراهی تو در سفر عشق احساس بی‌نهایتی دارد

تو و من، دو نیمکرهٔ عشق با هم یک جهان را آفریدیم

در هر نفسی که با هم دم می‌زنیم زندگی را به رقص درآورده‌ایم

این شعرها نمونه‌هایی از زیبایی و عمق شعرهای ایرج میرزا هستند که در مورد زیبایی عشق و اتحاد زوجین سخن می‌گویند. امیدوارم که این شعرها به شما احساسی دلنشین و الهام بخش ارائه داده باشند.

50 شعر زفاف از شاعر ایرج میرزا

در آغوش عشق، زندگی دوست دارد شکوفا شود بر آرامش آرزوهایتان، همیشه ایستاده‌ام

این دلبر آرامشم، اکنون در کنار توست برایتان زندگی را به رنگ‌های عاشقانه آراسته‌ام

با گام‌هایی تازه، با قلبی پر از امید در دستان تو، آرامش جاودانی را پیدا کردم

در رقصی که عشق می‌پاشد، همه چیز به رقص می‌اندازد در دستان تو، زندگی به زیبایی‌های جدید می‌آموزد

این جهان اکنون به جلو می‌رود، به سمت روزهای خوشبختی ما همراه هم، در این سفر با عشق و ایمان می‌رویم

آغاز ما را همراهی کرده‌اید تا اینجا در راه پیشروی عشق، همیشه پایدار می‌مانیم

دلم پر است از خوشحالی و امید زیرا تو عشقی را در دلم روشن کرده‌ای

در پرتو لبخندت، جهان شکوفا می‌شود زندگی را به زیبایی‌های جدید می‌پوشانی

در روزی که دستانمان را به هم دادیم قسمتی از آسمان به خاطر عشقمان لبخند زد

در این روز پر از خوشبختی و شادی همه جهان به شکوفایی عشق می‌پیوندد

عشق به زیبایی‌ها وجود می‌دهد در آغوش تو، تمام زیبایی‌های جهان را پیدا کردم

عشق، آوازی است که در دلها می‌خواند من و تو، این آواز را با هم می‌سازیم

تو در دلم یک شعله‌ی نوری را روشن کرده‌ای من و تو، در این آتش عشق می‌سوزیم

با عشق و ایمان، در راه شادی پیش می‌رویم تا به همیشه، در دستان هم قدم می‌گذاریم

زمانی که تو را دیدم، زندگی جدیدی پیدا کردم همیشه در کنار تو، خوشبختی را می‌یابم

همین الان، عشق در دلم می‌شعله‌ور می‌شود تو و من، این شعله را با هم به همیشه خاموش نگه خواهیم داشت

در دستان تو، زندگی به زیبایی‌های جدید می‌لرزد من و تو، با عشق و ایمان در این دستان پیوندیده‌ایم

عشق، یک شعله است که همیشه در دلم می‌سوزد تو و من، در این شعله به هم پیوندیده‌ایم

همیشه در آغوش تو، آرامش جاودانی را پیدا می‌کنم تو و من، همیشه با هم به سوی خوشبختی پیش می‌رویم

در کنار تو، هر روز به یک داستان عاشقانه نگاه می‌کنم همیشه در قلبم، داستان ما به زیبایی می‌افزاید

تویی آرامش من، تویی شادی و زیبایی در آغوش تو، دنیا به رنگ‌های جدید می‌آموزد

با عشقی که به تو دارم، جهان را به رنگ خود رنگ می‌کنم تو و من، با هم به سوی خوشبختی پیش می‌رویم

در این روز خاص، در کنار تو احساس خوشبختی می‌کنم هر روز با تو، روزی خوشبختی‌های جدید را آغاز می‌کنم

تو برایم خورشیدی هستی که روزهایم را روشن می‌کند من و تو، همیشه در این نور خوشبختی می‌چرخیم

عشقمان مثل یک باران است، همیشه تازه و تمیز در دستان هم، در این باران شادی می‌آموزیم

در روز زیبای زندگی‌مان، با هم می‌رقصیم همیشه در آغوش تو، به رقصی عاشقانه فرو می‌رویم

تویی پایان بی‌پایان من، تویی شروع همیشگی در کنار تو، دلم به آرامش و شادی می‌رسد

هر آنچه که در این دنیا زیباست، در تو است من و تو، همیشه در این زیبایی عاشقانه می‌چرخیم

در هر نفسی که می‌کشم، تو را به یاد می‌آورم تویی آرامش و شادی من، تویی همیشه در دلم

همیشه در قلبم، یک قدم به سوی تو برمی‌دارم تویی راهنمای من، تویی عشقی که همیشه در کنارم است

در راه عشق، همیشه با هم به سوی آینده می‌رویم همیشه در کنار تو، خوشبختی را به اشتراک می‌گذاریم

عشقمان مثل یک قصه‌ی جادویی است، همیشه تازه و زیبا تو و من، در این قصه به هم پیوندیده‌ایم

در دستان تو، زندگی به یک نغمه‌ی عاشقانه تبدیل می‌شود تویی آواز من، تویی شادی و زیبایی در دنیایم

با هم در رقصی عاشقانه پیوند می‌زنیم همیشه در آغوش تو، به زیبایی و شادی می‌رسیم

تویی رازهای دلم، تویی آرزوی هر شب تو و من، در این راه عشق با هم قدم می‌زنیم

در آغوش تو، به آرامش و خوشبختی می‌رسم تویی عشقی که در قلبم رشد می‌کند بهار به بهار

در روز عروسیمان، با هم به سوی آینده می‌رقصیم همیشه در کنار تو، خوشبختی را به اشتراک می‌گذاریم

با تو همه‌ی دشواری‌ها را فراموش می‌کنم تویی قدرت و انگیزه‌ی من، تویی شادی در دلم

در هر نگاهت، شعله‌ی عشق در دلم بلند می‌شود تو و من، همیشه با هم به سمت خوشبختی پیش می‌رویم

تویی شعله‌ی عشق در دلم، تویی آرامش و شادی در کنار تو، به هر زیبایی و خوشبختی پیوسته‌ام

همیشه با تو، روزها به روزهای بهتری تبدیل می‌شوند تویی نوری که در هر روزمندی می‌درخشی

در آغوش تو، خوشبختی و آرامش می‌یابم تویی عشقی که در قلبم همیشه شعله‌ور است

همیشه در کنار تو، در برابر دشواری‌ها قوی می‌مانم تویی قدرت و ایمانی که در دلم روشن می‌شود

در هر روزی که با توست، به خوشبختی می‌رسیم تویی شادی و زیبایی در همه‌ی لحظه‌هایم

با تو همه‌ی رنگ‌های دنیا را تجربه می‌کنم تویی هر زیبایی که در دلم بیدار می‌شود

تویی آرامش و شادی در همه‌ی لحظه‌هایم همیشه در آغوش تو، به آرامش جاودانی می‌رسم

تویی نفسی که همیشه در قلبم می‌چرخد تویی عشقی که همیشه در دستانم است

همیشه در کنار تو، در خانه‌ی عشق قدم می‌گذارم تویی خانه‌ی آرامش و خوشبختی در دلم

تویی رویایی که به حقیقت پیوسته است در کنار تو، همیشه به رویاها پناه می‌برم

تویی همه‌ی دنیایم، تویی شعله‌ی عشق در دلم در آغوش تو، به خوشبختی و آرامش می‌رسم

ایرج میرزا (اصغر منصوریان)، شاعر بزرگ و معاصر ایران است که در دهه ۱۹۴۰ متولد شد. او برای سبک شعری ملایم و عاشقانه‌اش شناخته می‌شود. در زیر، برخی از اشعار زیبا و معروف ایرج میرزا را برای شما آورده‌ام:

به خدا قسم بر این عشق، بر این مهر و احترام که در دلم از دیده بی‌همتا به درام

ز غریبی ای مهمان جانم، مهمانم شو تا در این باغِ عشق سروی بروی بخشو

تو که می‌دانی که هیچ کس نیست که داند تو می‌دانی که هیچ کس نیست که بداند

غم‌ها را به یاد خوشی‌ها بسپار در پیش روزهای خوبی بپیچار

اگر یک بار به دست من برسی از دست من، هیچوقت رها نشو

تو در دلم یکی هستی که هیچ‌کس نیست تو در زندگی من یکی هستی که هیچ‌کس نیست

در عشق تو جانم فدا کرده‌ام در هر دم و هر لحظه بی‌هوا کرده‌ام

آه، به من بگو که دلتنگتم بیا و با من در این شب تنهایی بمان

هیچ‌کس نمی‌تواند مرا درک کند مگر تویی که دلم را به رقص درآوردی

در خیال تو، دلم شادی پیدا می‌کند در دستان تو، زندگیم رنگ و بو می‌گیرد

تو به من بگو که دلتنگم بیا و به تنهاییم پایان بده

عاشقی تو را در همه‌ی ذراتم می‌بینم در همه‌ی آهنگ‌ها، صدات را می‌شنوم

این تنها چند نمونه از اشعار زیبا و بی‌نظیر ایرج میرزا است. شعرهای وی به عشق، زندگی، و هوای عاشقانه می‌پردازد و در دل بسیاری از افراد احساساتی عمیق را به وجود می‌آورد.

اشعار استاد ایرج میرزا

بسمه تعالی

دل به کف غصه نباید سپرد …… اول و آخر همه خواهیم مرد

فهرست اشعار استاد ایرج میرزا شاعر بزرگ قرن 

زندگینامه شاعر

مادر

قلب مادر

شراب

بیچاره مادر

مرثیه عاشورا

شاه و جام

عاقبت ضعیفی

کارگر و کارفرما

جامه ی مرگ

بدگویی دنیا

نکوهش ربا

خنده

دزد نگرفته

انگلیس و روس

تر نگردد

مستشاران آمریکایی

ماکیان و شیر

دیدار

در مدح فرمانفرما

مهر مادر

علت بی تابی نوزاد

کار و بار

شیر و موش

نوروز کودکان

حمد خدا

استاد

محنت بسیار

چه عجب؟

کلاغ و روباه

اندرز و نصیحت

شکوه ی شاگرد

داستان دو موش

نصیحت

قبله ی آمال

پسر بی هنر

وطن دوستی

حراست طفل

رم

می ترسم

خر عیسی

تصویر زن

نکته

بر سنگ مزار

دیگر وبلاگم به نام  چاخته (طاقچه) شعرهای محلی و فارسی خودم

ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود.

او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌شاه و نتیجهٔ فتحعلی شاه قاجار بود. تحصیلاتش در مدرسه دارالفنون تبریز صورت گرفت و در همان مدرسه مقدمات عربی و فرانسه را آموخت. وقتی امیرنظام گروسی مدرسه مظفری را در تبریز تاسیس کرد، ایرج میرزا سمت معاونت آن مدرسه را یافت و در این سمت مدیریت ماهنامهٔ ورقه (نخستین نشریه دانشجویی تبریز) را برعهده گرفت.

در نوزده سالگی لقب «ایرج بن صدرالشعرا» یافت. لیکن بزودی از شاعری دربار کناره گرفت و به مشاغل دولتی مختلفی از جمله کار در وزارت فرهنگ (معارف آن زمان) پرداخت. سپس به استخدام اداره گمرک درآمد و پس از مشروطیت هم در مشاغل مختلف دولتی از جمله وزارت کشور در سمت فرماندار آباده و معاونت استانداری اصفهان خدمت کرد.

ایرج میرزا در پی یک سکته قلبی در منزلی در تهران درگذشت. آرامگاه ظهیرالدوله خانه ابدی ایرج میرزا شد.

وی به زبان‌های ترکی، فارسی، عربی و فرانسه تسلط داشت و روسی نیز می‌دانست و خط نستعلیق را خوب می‌نوشت.

ایرج میرزا در قالب‌های گوناگون شعر سروده و ارزشمندترین اشعارش مضامین انتقادی، اجتماعی، احساسی و تربیتی دارند. شعر ایرج ساده و روان و گاهی دربرگیرندهٔ واژه‌ها و گفتارهای عامیانه است و اشعار او از جمله اشعار اثرگذار بر شعر دوره مشروطیت بود.

دیگر صفحات مرتبط با ایرج میرزا در این پایگاه:

دکمه بازگشت به بالا