Ultimate magazine theme for WordPress.

متن اشعار محمود کریمی محرم 97

متن کامل اشعار محمود کریمی محرم 97

در این پست متن کامل اشعار محمود کریمی در محرم 97 را آماده کرده ایم و همچنین شما میتوانید در ادامه فایل صوتی مربوط به اشعار محمود کریمی در محرم 97 را بشنوید و دانلود کنید.

متن اشعار محمود کریمی محرم 97,دانلود مداحی محمود کریمی شب سوم محرم 97

متن اشعار محمود کریمی شب اول محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب اول محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
—————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————–
سلام ماه مناجاتیان سلام هلال
سلام ای که تویی بر مدار عرش کمال
منور است جهان از کمال حیدر و آل
و علم نور فی قلب در مسیر کمال
تحولیست در عالم محرم هر سال
به تاب بر دل ما یا محول الاحوال
محرم آمده از راه مرده زنده کند
به اشک تیغه شمشیر دین برنده کند
اگر نبود محرم اگر نبود قیام
نبود هیچ اثری از پیمبر و اسلام
اگر نبود محرم اگر نبود پیام
نمانده بود ز اسلام ناب حتی نام
اگر نبود محرم اگر نبود امام
حلال بود حرام و حرام بود حلال
گمان مدار که اسلام و عشق میمیرد
به شور ماه عزا جان تازه میگیرد
اگر نبود محرم دعا هدر میرفت
تمام معجزه ی انبیا هدر میرفت
فقط نه خون دل مصطفی هدر میرفت
که صبر و زحمت شیر خدا هدر میرفت
بماند اینکه چه میشد چه ها هدر میرفت
کبودی رخ خیر النساء هدر میرفت
نوشتند که باز این چه شورش است
مگر که صور را ندمیدند و آمده محشر
عزای اول آن کشته عالم زر بود
کسی که سینه زد اول خود پیمبر بود
کسی که ناله اول کشید حیدر بود
کسی که لطمه ی اول نواخت مادر بود
و این عزای عظیم از هجوم بر در بود
دری که شرط نجات از عذاب محشر بود
رسید شعله آن در به کربلای حسین
شروع شد ز همان کوچه ها عزای حسین
غبار فتنه چو برخواست روی حق گم شد
حسین کشته ی تیغ سکوت مردم شد
چو بوسه گاه رسل بوسه گاه هیزم شد
به سمت خیمه ی آل علی تهاجم شد
جهان ز ماتم آن کوچه در تلاطم شد
که بوسه گاه نبی جای بوسه ی سم شد
به سمت مسجد بردند تا که حیدر را
گذاشت شمر به حلقوم شاه خنجر را
—————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————
تقصیر من است زیر و رویت کردند
ای کاش گلویت را نمی بوسیدم
آمد کنار گودال خواهر دل شکسته
دید که شمر بی حیا
روی سینه حسین نشسته
او میکشید و من میکشیدم
او خنجر از کین من ناله از دل
او میبرید و من میبریدم
او از حسین سر من از دل
کسی که نفس خودش را شکست بسم الله
تمام روضه همین جمله است بسم الله
تن شریف تو در خون نشست بسم الله
دوباره باز در خانه در مدینه شکست
دوباره خصم لگد زد به سینه سینه شکست
صورت بابا روی خاک موهاش تو پنجه های قاتل ضربه به ضربه
به روی دامن مادر سرت بریده شد
تنت به این طرف و آن طرف کشیده شد
برای پیرهن پاره تن دریده شد
بهشت زیر لگد های اسب دیده شد
به خیمه قامت اطفال هم خمیده شد
صدای مادرت از قتلگاه شنیده شد
ز عرش آمد از آن لحظه این چنین فریاد
عزیز فاطمه از اسب بر زمین افتاد
یک نفر در میان گودال
صد نفر میزدند زینب را
یکی از بچه ها صدا زد
بدوید عمه را کشتند
دامن عمه رو بچه ها گرفتند
عمه جان بیا بیا
ما که غیر تو کسی رو نداریم عمه جان
شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
پیغام کربلا به نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی پسری داشتی چه شد
پیغام علقمه نجف برد جبرئیل
یا مرتضی علی قمری داشتی چه شد
—————متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————-
راوی شهید آوینی
قافله عشق در سفر تاریخ است و این تفسیری است بر آنچه فرموده اند: کل یوم عاشورا و کل ارضٍ کربلا… این سخنی است که پشت شیطان را می لرزاند و یاران حق را به فیضان دائم رحمت او امیدوار می سازد.
… و تو ، ای آن که در سال شصت و یکم هجری هنوز در ذخایر تقدیر نهفته بوده ای و اکنون ، در این دوران جاهلیت ثانی و عصر توبه بشریت ، پای به سیاره زمین نهاده ای ، نومید مشو ، که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حَصینِ لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی
————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97——————
به پای پرچم سرخت چه سر ها که نیوفتادن
فقط اون بنده هایی که به پات افتادن آزادن
سیاه شد رنگ پرچم علی یا اهل العالم
خدا گرفته ماتم محرم شد محرم
آقا جانم یاد جسم بی کفن ای وای ای وای
یاد زخمای بدنت ای وای ای وای
یاد رد پا رو تنت ای وای ای وای
با سنگ میزدنت ای وای ای وای
یاد جسم بی کفنت ای وای ای وای
یاد زخمای بدنت ای وای ای وای
یاد رد پا به تنت ای وای ای وای
با سنگ میزدنت ای وای ای وای
روی نیزه و رو زمین ای وای ای وای
برای روضه گودال میمیره نوکرت آخر
برای اون دوازده بار برای کندی خنجر
تو گودال و زینب بدن و سم مرکب
دوباره شد مجسم محرم شد محرم
وقت زیر و رو شدن ای وای ای وای
وقت دست و پا زدن ای وای ای وای
پیش چشم اهل حرم ای وای ای وای
با سنگ میزدنت
————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97————–
واحد
شدی پاره پاره قصیده غزل مثنوی چار پاره
سراسیمه گودال برای تو شد بام دار العماره
شدی مثل تسبیح گرفته زمین با تنت استخاره
ناله زدی حسین میا به کوفه
داد زدی کوفه وفا نداره
و زخم تنت را شمرد است نیزه ستاره
سرت را بریدند که گوش کنده شود گوشواره
که آغوش زینب برای رقیه شود راه چاره
که بر بام باشد به یک کاروان کوفه گرم نظاره
ناله زدی حسین میا به کوفه
داد زدی کوفه وفا نداره
…….
……
قبله ی عاشقان بود ..
کعبه ز دور میبرد سجده به کربلای تو
پیشتر از ولادتم بوده به تو ارادتم
..
تویی امام عشق ها تو داده ای به خود بها
که ذات ..
دست به دست میبرند اشک محبت مرا
عنایتی که روز و شب گریه ..
فاطمه جامه میدرد بر سر نی چو بنگرد
اشک ..
بر خاک واژگون ..
پنجه ظلم قاتل
سایه به خواهرت کند
معجزه میکند سرت
از دم روح پرورت
بخوان بخوان که خواهرت سر شکند به پای تو
قبله ی عاشقان بود تربت با صفای تو
مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود
..
مگر به کربلا کفن به غیر ..
مگر حسین فاطمه عزیز مصطفی نبود
————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97————————
صلی الله علی ساکن کرب و بلا
تشنه ی جام بلا یا حسین یا حسین
————————————
پرونده سرخ یا حسین شهید
آوازه شد تموم عالم شنید
پرونده بود شال عزامون شد و
مارو تا اینجا کشید
شال ماتمت آبرو به من داد
موج پرچمت دل را داده بر باد
قصه ی غمت دریای نگاهم
اسم اعظمت از لبم نیفتاد
تویی که جلوه تا بی کرونه داری
تو سینه ی من فقط تو خونه داری
قد تموم عالم دیوونه داری
توی دلای عاشق یه خونه داری
ارباب خوبم ماه عزات رو عشقه
ارباب خوبم سینه زنات رو عشقه
ارباب خوبم کرب و بلات رو عشقه
——–متن اشعار محمود کریمی محرم 97————
صلی الله علی ساکن کرب و بلا
تشنه ی جام بلا یا حسین یا حسین
همه روز و ماه و سالم میدونی که تو چه حالم
میدونی که آرزومه که تو بدی پر و بالم
ای عشق آتشین اشکای منو ببین
که شده با دل عجین یا حسین یا حسین
ای کشتی نجات فدای فداییات
قربون سینه زنات یا حسین یا حسین
مثل کبوترم با شده بال و پرم
تو آسمون حرم یا حسین یا حسین
————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————
واسم نگاهت نفسه نفس بدون تو بسه بزار بیام کرببلا که بی تو دنیا قفسه
چشام تا کم میاره برات بارون میباره دلم آروم نداره
دلم برا حرمت پر میزنه سینه برای تو دلبر می زنه
زمون مستی منه لباس مشکیم کفنه تو این حسینیه دل خدا برات سینه زنه
دلم چه بیقراره واست در انتظاره دلم آروم نداره
دلم که به سیم آخر میزنه برا حرمت پر می زنه یه دیونه دوباره در می زنه
دلی که بی خونه میشه
اسیر صابخونه میشه برای شش گوشه تو دوباره دیونه میشه هوا پراز غباره
زمین چه بی بهاره دلم آروم نداره آروم نداره آروم نداره
شبا برای تو هق هق میکنم بپای غمت دق میکنم
خاک عزای تو بر سر میزنه واسه حرمت پر میزنه
اونیکه بی تو نسوزه میون آتیش می سوزه
لباس سیامو بیارید همون که بی بی میدوزه آقام هوام و داره براش همیشه زاره دلم آروم نداره
منم کوچه نشین عشق حسین
دیونه بین الحرمین دیونه بین الحرمین
دلم برا حرمت پر میزنه برا حرمت پر میزنه
سینه برای تو دلبر میزنه برای تو دلبر میزنه
—————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————-
به دست و پای دل موی تو پیچید
گم شده بودم اما روی تو تابید
من ذره بودم ولی ماه با تو شدم خورشید
ای مهربونم ای عشق بدم میدونم ای عشق
اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای عشق
علمدار علمدار علمدار
تمام دنیامو زدم به نامت
همه وجودم نور به احترامت
حرفمو ساده میزنم خیلی میخوامت
من با کبوترای تو هم زبونم ای یار
اگه میشه همیشه پیشت بمونم ای یار
علمدار علمدار علمدار

متن اشعار محمود کریمی شب دوم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب دوم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
————متن اشعار محمود کریمی محرم 97———–
کاروان از دور می آید به آغوش کویر
گرد زیر پای مرکب هاست خورشید منیر
از پی اش دل های سر گردان و شیدا و اسیر
تا مگر افتنند یک لحظه به دامان امیر
شاه آید به همراهش وزیری همچو شیر
شرم دارد باد گرم از بوسه بر طفل صغیر
میدهد دم سرزمین نینوا این نوحه را
ای شهید کربلا اهلا و سهلا مرحبا
خوش به حال من که حالا روی چشمان منی
من کویر خشک و تو رضوان و ریحان منی
من تک خورده ز گرما و تو باران منی
من بدون روح بودم حال تو جان منی
جان من جانان من امروز مهمان منی
من به دامان تو ام یا تو به دامان منی
قبله گاه عشق خواهم شد به یمن مقدت
منتظر بودم بیایی چشم بر ره بودمت
آقای من
خوش به حال من که میگردم حریم مکتبت
شام من را روشن شد از رخسار ماه هر شبت
بی قرارم بی قرار ذکر یا رب یا ربت
بی قرارم لفظ استرجاع آمد بر لبت
ای فدای گرد و خاک مانده روی مرکبت
کاش میشد من بیایم پیشواز زینبت
خون پاک انبیا با خاک من آمیخته پیش پایت
….
با ابالفضلت بگو من آشنایم یا حسین
تشنه ی یک لحظه لبخند شمایم یا حسین
خاک بوسم خاک سارم خاک پایم یا حسین
قتله گاهم اولین کشته هایم یا حسین
هر کجا خواهی روی با خاک هایم یا حسین
ذره ذره میشوم پشتت میایم یا حسین
جان زهرا مادرت بر چشم من منت گزار
در کنار نهر هایم خیمه را کن بر قرار
آقا جان
در دریای شرف هستی و من همچون صدف
روضه ها خواندند اینجا انبیاء ما سلف
مشتی از خاک مرا برگیر یا مولا
به کف ترس در دل داشتم تا اینکه خورشید نجف
داددلداری که ای خاک مطهر لا تخف
با خودم گفتم مبادا بگذرد از معبرت
گر حسینی جا نماند خاک عالم بر سرت
شب که شد با اختران خود را چراغان میکنم
دفع شر از خیمه های جان جانان میکنم
گر دهی رخصت به من یک لحظه طوفان میکنم
خصم را با یک اشاره سنگ باران میکنم
زیر پای کوفیان را آتش افشان میکنم
خیل شام و کوفه را خاک بیابان میکنم
آن سیاهی را دیدی نیست نخلستان من
تشنه ی خونن خون کودک مهمان من
بانگ دادی بار بگشایید اینجا کربلاس
قصد کردی که بمانی باز امر امر شماس
وه که چه غوغایی به میغات بنی هاشم بپاست
رشته ی گیسوی حوریه طناب خیمه هاست
وقت اجلال نزول دختر خیر النساست
گفت با عباس ای ماهم حسین من کجاست
دست خواهر را گرفتی و به صحرا سر زدی
میشنیدم حرف هایی را که با خواهر زدی
میشنیدم آنچه را گفتی برای خواهرت
از قتیل اول آل پیمبر اکبرتاز تلزی کردن و خون گوی اصغرت
و از وداع آخر و خون گریه های دخترت
از به خاک افتادن عباس امیر لشکرت
وای از آن جمله ی آخر که گفتی معجرت
بعد فهمیدم چه میگفتی که در گودال شد
روضه ای در گوش زینب خواندی و بی حال شد
آسمان نه روز بعد میتپد میریزد ارکان جهان نه روز بعد
آخرین بار است که اکبرش در خیمه میگوید اذان نه روز بعد
شعبه شعبه میرود تیر با شدت از آغوش کمان نه روز بعد
شمر هم خواهد گرفت در ته گودال سبقت از سنان نه روز بعد
خواهد رفت سخت خنجری در لابه لای استخوان نه روز بعد
تیغ هی در حنجر و نیزه میچرخد پیاپی در دهان نه روز بعد
یوم علی صدر النبی
یوم علی وجه الثری
فریاد یا محمدا ..
سر حسین به نیزه ها
چون دید زینب حزین
دور شهید کربلا
دوره نموده اشقیا
ناله کشید ای خدا
چند نفر به یک نفر
بی گمان می ایستد در ته گودال یک لحظه زمان نه روز بعد
میرود راس حسین در حدود اسب بر روی سنان نه روز بعد
میرود با دست پر از میان قتله گاهش ساربان نه روز بعد
—–متن اشعار محمود کریمی محرم 97———–
برادر جان سلیمان زمانی
چرا انگشت و انگشتر نداری
خاک اینجا به ما نمیسازد
——————–
یاران! شتاب کنید ، قافله در راه است . می گویند که گناهکاران را نمی پذیرند ؟ آری ، گناهکاران را در این قافله راهی نیست … اما پشیمانان را می پذیرند . آدم نیز در این قافله ملازم رکاب حسین است ، که او سرسلسله خیل پشیمانان است ، و اگر نبود باب توبه ای که خداوند با خون حسین میان زمین و آسمان گشوده است ، آدم نیز دهشت زده و رها شده و سرگردان ، در این برهوت گمگشتگی وا می ماند
من ارادا لله بدع بکم
——————————————————
اول به مدینه مصطفی بر سر زد
دوم به نجف شیر خدا بر سر زد
سوم همه کن و مکان سینه زدند
تا مادر شاه کربلا بر سر زد
بیرق عزا علم شد
رایت هدی علم شد
خیمه گاه اهل بیت شاه کربلا علم شد
از ابد تا الست هر چه بود هر چه هست
انبیا اولیا کائنات ممکنات دم گرفتند همه
یک صدا هر که دارد حوس کرب و بلا بسم الله
در رکاب پسر شیر خدا بسم الله
از چشمه تسنیم شراب آوردند
از عصمت توحید نقاب آوردند
بر هلهله ی فرشتگان ملکوت
صد آینه از ابوتراب آوردند
لشکر حیدر کرار زیر بیرق علمدار
در رکاب شاه اشرار دست به سینه و خبر دار
از وهب تا حبیب غرق در عطر سیب
میرسد زمزمه یا طبی یا غریب
دم گرفتند هم صدا هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله
اول به مدینه مصطفی بر سر زد
دوم به نجف شیر خدا بر سر زد
سوم همه کن و مکان سینه زدند
تا مادر شاه کربلا بر سر زد
شد صبر در این لوح و قلم واویلا
از قصه ی آن مشک و علم واویلا
زینب به حسین زیر لب میگوید
میلرزد از این خاک دلم واویلا
چاره ای کن ای برادر
بهر اضطرار خواهر مثل من دل نگران است
مادر علی اصغر
خیمه گاه نهر آب سراب خاک مذاب
وای علی وای رباب ثار الله آل الله
دم گرفتند همه هم صدا
هر که گشت است اسیر و مبتلا بسم الله
هر که دارد حوس کرب و بلا بسم الله
—————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97——————————-
سر بند سرخ یا حسین شهید
آوزش شد تموم عالم شنید
سر بندمون شال عزامون شدو مارو تا اینجا کشید
شال ماتمت آبرو به من داد
موج پرچمت دل را داده بر باد
قصه ی غمت دریای نگاهم
اسم اعظمت از لبم نیفتاد
تویی که جلوه تا بی کرونه داری
تو سینه ی من فقط تو خونه داری
قد تموم عالم دیوونه داری
توی دلای عاشق یه خونه داری
ارباب خوبم ماه عزات رو عشقه
ارباب خوبم سینه زنات رو عشقه
ارباب خوبم کرب و بلات رو عشقه
ارباب خوبم پرچم سیاهت رو عشقه
سر بند سرخ یا حسین شهید
هر رو سیاهی باهاش شده رو سفید
هر کی تورو دیده شده عاشق
دل از دو عالم برید
بزار بگم با زبون ساده
همین حسین حسین هم از سرم زیاده
زهرا اجازشو به هر کسی نداده
سر بند سرخ یا حسین شهید
بند دلای ما را از بند دلای مارو از غیر بری
از اون زمانی که بست شد علم
به دست زینب رسید
واویلا حرم آواره شده واویلا
سر بند سرخ یا حسین شهید
دل ها رو تا خیمه ی شاه کشید
دل ها را تا به مجلس شاه کشید
با شهدا بین عزای حسین
همه با هم دم بدیم
عمه سادات بی قراره
غصه و غم هاش بی شماره
تموم غصش غم یاره
————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97————————-
تو وجه الله را وجهی
تو ثارالله را جانی
تو در عین عطش دریا سر تا پا خروشانی
تو با زخم تنت سر تا قدم آیات قرآنی
تو هم سردار بی دستی و هم سقای عطشانی
تو باب حاجتیتو باب المرادی اشجع الناسی
تو عباسی تو عباسی تو عباسی
تو مانند علی کرار هستی غیر فراری
تو با بی دستی ات دست ولی الله داداری
تو هم فرمانده هم سقای طفلان هم علم داری
علم بر شانه ات بین علم ها شد علم آری
شهادت آبرو مند ادب ایثار فرزندت
رشادت سایه ی قامت شهامت طفل دلبندت
تو آن ماهی که در هر دل هزاران انجمن داری
تو آن شمعی که تا محشر هوای سوختن داری
ای مرا دلبر و دلدار،(بیا برگردیم2)
خیمه برپا مکن این بار (بیا برگردیم2)
دم به دم دشمن خون خوارتری می آید
بیا برگردیم،بیا برگردیم
از نگاه همه زن های حرم غم بارد
تا نگشتی عزادار ،(بیا برگردیم2)
دشمن از دیدن عباس دلش میلزد
تا سر پاست علمدار بیا برگردیم
سر بازار تو ای یوسف زهرا نبود
غیر شمشیر خریدار بیا برگردیم
——————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————–
خیمه زده به کربلا ارباب
علم به دست حضرت مهتاب
زینب پریشان است و امید طفلان است
به عرش اعلی غم شده بر پا
ناله رسد از عالم بالا
علی پریشان است و فاطمه گریان است
———————————————
خیمه فدای روی ماهت
شاه تویی حسین شاهت
جود نشسته سر راهت
در انتظار یک نگاهت
برق سیاهی سپاهت
رعد شکوه رعد و جاهت
سر سردار یا صاحب اللوا
ای علمدار یا صاحب اللوا
نبوی خو یا صاحب اللوا
علوی رو یا صاحب اللوا
یا ابالغوث یا صاحب اللوا
یا ابالفضل
یا ابوفاضل یا صاحب اللوا
ماه بلند آسمانیم یا صاحب اللوا
رشک اساطیر جهانیم یا صاحب اللوا
قبله گه پیر و جوانیم یا صاحب اللوا
مستر فیض عارفانیم یا صاحب اللوا
معمنیو امن و امانی یا صاحب اللوا
عموی صاحب الزمانی یا صاحب اللوا
دل و دلبر شیر امیر کبریایی یا صاحب اللوا
سر و سرور یا صاحب اللوا
سر لشکر شیر یا صاحب اللوا
یل حیدر شیر یا صاحب اللوا
ابوفاضل یا صاحب اللوا
شورش در ارض و سمایی یا صاحب اللوا
شیر امیر کبریایی یا صاحب اللوا
اصل رضایت و رضایی یا صاحب اللوا
رمز رهایی و بقایی یا صاحب اللوا
معاون خون خدایی یا صاحب اللوا
ساحل امن و خیمه هایی یا صاحب اللوا
علم به دوش کربلایی یا صاحب اللوا
نفهاتی یا صاحب اللوا
عرفاتی یا صاحب اللوا
حسناتی یا صاحب اللوا
برکاتی یا صاحب اللوا
صلواتی یا صاحب اللوا
یا ابالغوث یا صاحب اللوا
ابوفاضل یا صاحب اللوا
سیر سعود کائناتی یا صاحب اللوا
باب حوادئج نجاتی یا صاحب اللوا
مقصد میل ممکناتی یا صاحب اللوا
چشمه فضل و ممکناتی یا صاحب اللوا
معلم صوم و صلاتی یا صاحب اللوا
اسوه میزان و صراطی یا صاحب اللوا
اوج بلند درجاتی یا صاحب اللوا
محافظ مخدراتی یا صاحب اللوا
جان قتیل العبراتی یا صاحب اللوا
ملکوتی یا صاحب اللوا
جبروتی یا صاحب اللوا
چه امیری یا صاحب اللوا
چه وزیری یا صاحب اللوا
ابوفاضل یا صاحب اللوا
———متن اشعار محمود کریمی محرم 97————-
یه وقتایی که دلمتنگه عشقه
یه وقتایی که نفس تنگه عشقه
یه وقتایی که به سینم میکوبم
یقین دارم که همون سنگ عشقه
دوست دارم که شدم پیر گریه نشدم سیر گریه
دوست دارم که با اسم قشنگت میزنم زیر گریه
گریه گریه گریه فقط برا حسین
من از عطر تو که آکنده میشم
میمیرم باز دوباره زنده میشم
تا دلتنگی به دلم رو میاره
به آغوش تو پناهنده میشم
میگردم من شبا دنبال گریه
با پر و بال گریه
میگردم من تا سحر دنبال تو
منمو حال گریه
گریه گریه گریه فقط برا حسین
چشم گریون چقدر باوقاره
چشم گریون بوی آقاشو داره
چقدر خوبه که پای اسمت اشکام
خدارو شکر دیگه بی اختیاره
سپردم من دلمو دست گریه
که شدم مست گریه
کسی جز تو به دلم راه نداره
راهشو بسته گریه
گریه گریه گریه فقط برا حسین
——————متن اشعار محمود کریمی محرم 97——————–
مبریدم که در این دشت مرا کاری هست
گل نیست ولی صحنه گلزاری هست
ساربانا مزنید این همه آواز رحیل
آخرین قافله را قافله سالاری نیست
ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست
برادر جان سلیمان زمانی چرا انگشت و انگشتر نداری
————————-
خوردیم تصادفا به زلفت
ما را سر پیچ و تاب کشتند
گفتیم که چیست زندگانی
ما را عوض جوان کشتند

متن اشعار محمود کریمی شب سوم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب سوم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
—————-
زیر سایه یه نخل نشسته بود
آه سردی میکشیداز ته دل
عمریه با خنده قهره انگاری
همه کشتیاش نشسته توی گل
نوه هاش دور برش حلقه زدند
گریه هاش امونشو بریده بودند
هیچکی تا زمونی که زنده بود
خنده و خوشحالیشو ندیده بود
گوشه ی مقنعه ی گره زدش
میون گره یه گوشواره داره
میگه یادمه که گفتم اون روزا
بابام از سفر یه سوغات بیاره
واسه بچه هاش شبا قصه میگه
نوه هاش با قصه هاش میرن به خواب
همه خوابشون میره اما خودش
میمونه با صد سوال بی جواب
یه شبی گریه میکرد و قصه گفت
قصه ای که هیچ شبی نگفته بود
قصه ای که عین یه داغ بزرگ
توی اعماق دلش نهفته بود
قصه نه یه جوری اعتراف میکرد
خیره مونده بود چشاش به آسمون
زیر لب میگفت که بیچاره شدی
دیگه آبرو نمونده برامون
گفت یه روز تو خونه بودیم که یهو
بابام اومد صدا زد پاشو پاشو
اسرارو دارن از راه میارن
لباسای نو بپوش پاشو برو
شهر شلوغه زیر دست و پا نری
برو روی پشت بوم خونمون
اسرا از کوچه ما رد میشن
تا میان تو هم همون بالا بمون
من کوچیک بودم نمیدونم چی بود
که تموم شام بیرون اومدن
اسرا لباس پاره تنشون
عده ای به سمتشون سنگ میزدن
دختری میون دست و پا دیدم
چادرش پاره و صورتش کبود
سن و سالش مثل من بود ولی
بعد ها فهمیدم اون رقیه بود
سر باباش روی نیزه پیش روش
پشت سر روی زمین سر عموش
سر نوزادی شبیه قرص ماه
روی نی بود و سر نی تو گلوش
خون میومد از کنار دهنش
جای تازیانه بود روی تنش
به ماها گفته بودن خارجی ان
گفته بودن که میخوان بفروشنش
خدا میدونه که چقدر ما بدیم
خیلی بدیم خیلی بدیم
روم سیاه بشکنه دستمون
چقدر به سر و صورتشون سنگ میزدیم
یادمه بردنشون خرابه و
شبای سرد و روزای گرم گرم
ولی ما همه تو خونه های خوب
بالش زیر سرامون نرمه نرم
یه شبی زد زیره گریه طفلکی
پاشد از خواب و صدا زد باباجون
عمه خواب دیدم که بابام اومده
عمه جون به من بابامو برسون
دو تا سرباز اومدن با یه طبق
طبقو پیشه پاهاش زمین زدن
سر باباش تو طبق بود و میگفت
شامی ها خیلی بدن منو زدن
گفت بابا چشام به راه خشک شده بود
گوشه ی خرابمون خوش اومدی
من یتیمم تو امام عالمی
مثل بابات به یتیما سر زدی
گریه و خندشون شب میدیدم
پای پر آبلشو نشون میداد
سر باباشو بغل گرفته بود
لحظه لحظه داشت با گریه جون میداد
لب به لب های باباش گذاشت و گفت
من میمیرم ببریم یا نبریم
یه دفعه تنها سفر رفتی بسه
عمرا بذارم این بار تنها بری
دلم خونه دلم میخواد همه با هم
بابا یادته چادر سرم کرده بودن
گفتی دخترم شبیه ماه شده
حالا با چشم های خوشگلت ببین
تنم از مشت و لگد سیاه شده
گوشم از گوشواره ها سبک شده
ولی سنگین شده با یه ضرب دست
دیگه من نمیشنوم کی چی میگه
مگه با لب خونی و حرکت دست
تار میبینم سرم سنگینه
عجب دستی داشت خیر نبینه
پیرزن قصه به آخر نرسید
آه سردی وسط گریه کشید
گفت به بچه هاش شما برید بگید
ظلمی که تو شام شد هیچکی ندید
اهل عصمت رو آوردن توی شهر
آبروی شهرو بردن عوضش
پسر فاطمه رو سر بریدن
دو تا گوشواره آوردن عوضش
گوشواره های تا به تا
حلقه ها و خلخالای جور واجور
فهمیدم به زور گرفتن ازشون
که بابام گفت برو خون هاشو بشور
معجرای قیمتی آورده بود
بین هر کدوم یه مشتی موی سر
صاحب معجرا بین کوچه ها
چادرای پاره پاره
——–متن اشعار محمود کریمی محرم 97———–
بابا پای پر ورمم درد سر حرمم
دیگه حالا خیلی شبیه مادرمم
من را ببخش اگر که لکنت زبان گرفتم
آخر شکسته دستی که دندان شیری ام
کسی دیوانه باشد کز سر کویش رود جایی
دل اینجا، دولت اینجا، مدعی اینجا، امیداینجا
———————
ای بابا حکایتی شده مویم
ای بابا شکستگی ابرویم
بیابون بود و من سرگردون
با اون نامرد نامسلمون
ای بابا حکایتی داره رویم
———————
یاران این قافله قافله عشق است و این راه که به سرزمین طف در کران فرات می رسد را تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان میرسد که ارحیل از رحمت خدا دور است که این بام شیدایی را بر مشتاقان لوای خویش ببندد این دعوت فیضانی است علی الدوام به سوی آسمان می کشد و بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناحیست ینه تو آسمانی لا یتناحیست با قلبی که در آن چشمه خورشید میجوشد و گوش کن که خوش ترنمی دارد نمی تپد حسین حسین میکنم
———————
به قولت عمل کن دوباره
منو بقل کن که داره کبوترت میمیره
بهونتو میگیره به قولت عمل کن
بزار بگم پاهام درد میکنه خب
چشام در میکنه خوب
از اون شب تو بیابون
پهلوهام درد میکنه خوب
بال و پرمو نگاه سوخته
همه حرمو نگاه سوخته
موی سرتو دیدم سوخته
موی سرمو نگاه سوخته
به قولت عمل کن دوباره
منو بغل کن که داره کبوترت میمیره
بهونتو میگیره به قولت عمل کن
به قولت عمل کن بزار بگم پاهام درد میکنه
چشام درد میکنه خب
از اون شب تو بیابون
پهلوهام درد میکنه خوب
بال و پرمو نگاه سوخته
همه حرمو نگاه سوخته
موی سرتو دیدم سوخته
موی سرمو نگاه سوخته
ببین جای دسته که ردش
چشمامو بسته تا زدش
روی زمین افتادم
همین که زد جون دادم
من دلشکسته
بزار بگم ندیدی اشکمو خب
چشای تارمو خب
رو گوش دختراشون میدیدم گوشواره هامو خوب
رد پاهامو نگاه خونه
اشک چشامو نگاه خونه
موژه های تو هنوز سرخ
لایه موهامو نگاه سوخته
بزار بگم پاهام درد میکنه
چشام درد میکنه خب
از اون شب تو بیابون
پهلوهام درد میکنه خوب
بال و پرمو نگاه سوخته
همه حرمو نگاه سوخته
موی سرتو دیدم سوخته
موی سرمو نگاه سوخته
چقدر بی قرارم
که میگن بابا ندارم
من اصلا
با دختراشون قهرم
دل خسته از این شهرم
چقدر بی قرارم
بزار بگم دیدن جنگیدنم خوب
تو بازار بردنم خوب
تو بازار روسریم شد
آستین پیراهنم خب
کار خدارو نگاه بابا
آخر کار و نگاه بابا
تاول رو لبتو دیدم
آبله هارو نگاه بابا
بال و پرمو نگاه سوخته
همه حرمو نگاه سوخته
موی سرتو دیدم سوخته
موی سرمو نگاه سوخته
به قولت عمل کن دوباره
به قولت عمل کن دوباره
منو بغل کن که داره کبوترت میمیره
بهونتو میگیره به قولت عمل کن
به قولت عمل کن بزار بگم پاهام درد میکنه
چشام درد میکنه خب
از اون شب تو بیابون
پهلوهام درد میکنه خوب
بال و پرمو نگاه سوخته
همه حرمو نگاه سوخته
موی سرتو دیدم سوخته
موی سرمو نگاه سوخته
——-متن اشعار محمود کریمی محرم 97—————
یا ابتا من الذی ایتمنی
نبودی که دشمن اومد به خیمه ها
خواب بودم چنگ زدن به معجرم
بابا حسین
شرمنده ی زینب شدم بابا حسین
با مشت جون به لب شدم بابا حسین
نبودی جون به لب شدم بابا حسین
بابا حسین
دیدن دستای بسته اومدی
پیش کاروان خسته اومدی
حالا که دیگه نمیتونم پاشم
حالا که پاهام شکسته اومدی
دخترت خیلی گرفتار شده
مثل عمه دست به دیوار شده
یه چیزی دیدم به هیچکسی نگو
چشمام از گرسنگی تار شده
بابا حسین
کی روی سینت نشت بابا حسین
داغ روی سینت نشست بابا حسین
چشمای ناز تو بست بابا حسین
هنوزم داره خون از لبت میره بابا حسین
دندوناتو کی شکست بابا حسین
بابا حسین
——–متن اشعار محمود کریمی محرم 97———-
غم گرفته سر تا پامو ببین بابا
امشبو تا صبح رو پاهام بشین بابا
تا بگن پیش دشمن کم نیاوردن
تو بگی آفرین بابا
شام خیبر بود و عمه فاتح خیبر
عمه حیدر بود و من هم مالک اشتر
عمه رهبر بود عمه حیدر بود
عمه مادر بود ای جانم عمه
عمه مولا بود ای جانم عمه
عمه زهرا بود ای جانم عمه
عمه دریا بود ای جانم عمه
عمه تنها بود ای جانم عمه
نمیدونی کی دلتنگت شدم بابا
با چه حالی از بازار اومدم بابا
از همون بازار اومدیم به ویرونه
من صدا میزدم بابا
بین بازار شام و همه ی فریاد
..
وقتی از غصه قلبم شعله ور میشد
اول از حالم عمه با خبر میشد
هر دفعه دشمن میومد سراغ من
جلو سیلی سپر میشد
من هم مثل خودت به عمه مدیونم
بس که پاک کرد اشک از این چشم های گریونم
سنگر من بود بین آغوش عمه جونم
عمه محکم بود ای جانم عمه
قامتش خم بود ای جانم عمه
مرحم درد ای جانم عمه
سیل اشکم بود ای وای عمه
عمه محکم بود ای وای عمه
قامتش خم بود ای وای عمه
مرحم درد ای وای عمه
سیل اشکم بود ای وای عمه
—————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97——————–
پناه همه عمه زینب خود فاطمه عمه زینب
دم ذوالفقار علی بود دم عمه زینب
اگر سوخته بال و پر من حجابم شده سنگر من
اگر سوخته در بین خیمه پر معجر من
خراب چراغونه امشب قناری غزل خونه امشب
موهام فرش مهمون امشب دلم خونه امشب
بابا نبودی ببینی که موی سرم سوخت
بابا نبودی ببینی پر معجرم سوخت
پرم سوخت
————-متن اشعار محمود کریمی محرم 97————————-
الحمد لله الذی خلق الحسین
حجت داوری نبود اگر نبود حسین
احمد و حیدری نبود اگر نبود حسین
هیچ پیمبری نبود اگر نبود حسین
جنت و کوثری نبود اگر نبود حسین
دین خدا نبود اگر نبود حسین
شرم حیا نبود اگر نبود حسین
سعی و صفا نبود اگر نبود حسین
حج و منا نبود اگر نبود حسین
الحمد لله الذی خلق الحسین
ستون آسمان نبود
قبله عاشقان نبود
محراب و اذان نبود
از قران
سعادتی نبود
عنایتی نبود
عبادتی نبود
ستون آسمان نبود
عشق مقدسی نبود
غنچه ی نورسی نبود
خون خدا کسی نبود
گریه هنر نبود
دیده ی تر نبود
هیچ خبر نبود
ستون آسمان نبود
قبله عاشقان نبود
از قرآن نشان نبود
سعادتی نبود
عنایتی نبود
عبادتی نبود

متن اشعار محمود کریمی شب چهارم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب چهارم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
—————————-
بیا که بی نفس تو نسیم طوفان است
بیا که صبح بشر بی تو شام هجران است
بیا که بی تو غریب است امت اسلام
غریب تر ز همه عطرت است و قرآن است
بیا که صبح بشر بی تو ظهر عاشوراست
بیا که صبح بشر بی تو شام هجران است
بیا که خانه ی زهرا هنوز میسوزد
بیا که دیده ی زینب هنوز گریان است
بیا که حرمت قرآن به زیر پا مانده
بیا که پیکر جدت هنوز عریان است
بیا که دست علمدار بر زمین مانده
بیا که پیکر عباس در بیابان هست
باز نور نور باز شور شور
باز پای عقل مانده در گِل غرور
عقل درک عشق را میبرد به گور
فهم منتظر نشسته تا مگر که عاشقی کند ظهور
تا شود فنا در حضور
آن حضور روشنی که شمس را نموده کور
آن حضور جلوه ای ز جلوه های خاک پای زینب است
زینبی که بی صداست
بی صدا که نه سکوت او حیاست
زینبی که وقت غرشش که میرسد علی مرتضی است
زینبی که وقت صلح مجتبی است
زینبی که وقت مهر مادر است و
زینبی که وقت قهر تیغ تیز ذالفقارشیر کبریاست
زینبی که کربلاست
زینبی که یک تنه علم به دوش دشت نینواست
زینبی که با خدا و تا خدا کشتی نجات خلق را همیشه ناخداست
عرصه ی حکومتش چه گویمت که تا کجاست
سقف پهنه بهشت خاک سای زینب است
جود سائلش وجود گرد دور محملش
شده براق در عروجش از وسائلش
و غار حائلش تمام پنج تن ستون عالمند و لیک مایلش جنان عرش منزلش
و هر که عازم خداست کرده عشقرا حمایلش
اگر چه مانده در گلش
ولی دلیل زینب است اولین دلایلش
که هر که با دلش به کربلا رود
مسافر حسین را دعا دعای زینب است
تاج بر سرش کرم نخی ز چادر نماز مادرش
به ارث داده قدرت کلام را
به کودکیش حیدراش سلام انبیاو اولیا به مهظرش
ملائک خدا ملازم ملازمان بارگاه اطهرش
حسین رو به روی او چنان که آینه گرفته در برابرش
حسین باورش حسین یاورش حسین اول و حسین آخرش
بنازم این شکوه را که در تمام لحظه ها دم ترش
چو کوه ایستاده از تنین یه لشکرش به همرهش علیاکبرش
در انتظار هر برادرش که بشنود اوامرش
ملازمان دیگرش محارمش ز آل مصطفی در کنار شان دویادگار شوهرش
دو یاس فاطمی دو کودک دلاورش که هر دو هدیه های زینبش
گفت با حسین عزیز من همیشه گفته ام که یا مرگ یا حسین
خواهرت بمیرد
مانده ای بدون آشنا حسین
مانده از بزاعتم دو گوهر گران بها حسین
گر چه قابل تو نیستن برترین هدیه ها
حسین این دو کشته مرده هات را ببر کشته ها حسین
اعتقادشان بود پس از خدا حسین
بریده اند دل ز ماسوا
حسین
که هیچ چیز نیست ماورا
حسین
باز امر امر توست ماتشاء حسین
رحم کن قبول کن مرا حسین
که لحظه ها ی آخرت تو را شوم آخرین فدا حسین
از ازل نوشته حق برای هر دو این بلا حسین
شاه کربلا تویی و بعد رفتن تو کربلا بلای زینب است
جان مادرت بیا و رحم کن به خواهرت
تویی که دیده ایی فراق اکبرت
تویی که دیده ای به زیر سم اسب پاره تن برادرت
بیا و رحم کن به خواهرت
چگونه این دو یاورت نظر کنن شمر با لگد زند به پیکرت
و تیغ را نهد به روی حنجرت
به نیزه ها رود سرت سر علی اصغرت
بگیرت آتش از ستم تمام خیمه ها و رخت دخترت
بیا و رحم کن به خواهرت که رحم تو قبول بچه های زینب است
به لشکر زدن از هم جدا شدن باهم یکی شده و آخر دو تا شدن
یکی از میمنه یکی از میسره
وقتی دو تا شدن پس ذوالفقار دختر شیر خدا شدند
در رو به روی هم آیینه تمام نمای خدا شدن
زینب نداشت هیچ تا اینکه آمدند و مشکل گشا شدند
افتاد یادشان آنجاکه دشمنان همگی بی حیا شدن
چون غنچه آمدند با سر به روی نیزه شکفتن وا شدن
در زیر پای تیغ مهر بهم نشسته کرب و بلا شدن
در زیر پای تیر با زخمای باز پر از رد پا شدن
یا در بین کار و زار یا روی نیزه ها هدف سنگها شدن
شاید که این دو نیز مانند اکبر آخرش اهل کسا شدند
در حریم قدس محرم زینب است
معنی عشق مجسم زینب است
ان که بر غم هست خاتم زینب است
نا خدای کشتی غم زینب است
—–
تو خیمه هنوز من سر لشکرتم
بی تاب لب خشک اصغرتم
من خواهرتم جای مادرتم
من دختر شاه خیبر شکنم
———-
نه به اعتبار لفظ و استعاره ، که در حقیقت . و هر گاه که عَلَم قیام تو بلند شود عاشوراست ؛باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره . و اگر آن قافله را قافله عشق خواندیم در سفر تاریخ ، یعنی همینلیرغب المؤمن فی لقاء ربه … عجب رازی در این رمز نهفته است ! کربلا آمیزه کرب است و بلا … و بلا افق طلعت شمس اشتیاق است . و آن تشنگی که کربلاییان کشیده اند ، تشنگی راز است.
——-متن اشعار محمود کریمی محرم 97——–
گفتی دنیا بی تو زندونه
مردن واسه تو آسونه
بعد تو که چیزی نمیمونه
او به تو گفت باشه خواهر سهم تو این دو دلاور
اجر بابا در او به گفت باشه خواهر
سهم تو این دو دلاور
ای قربون تو و پسرات سربازای کرب و بلات
ای قربون مهر و وفا بی بی جان
گفتی که جلوی این لشکر باشی دوتایی مثل حیدر
بگیریم تقاص علی اکبر
به تو گفتن باشه مادر کرب و بلا میشه خیبر الله اکبر
ای قربون تو و پدرت سربازای با جگرت اون
دوتا قرص قمرت بی بی جان
ای قربون تو و پسرات سربازای کرب و بلات
ای قربون مهر و وفا بی بی جان
گفتی ولی خدا تنهاس هر روز برای ما عاشوراس
تا ابد پرچم حسین بالاس
هر دم و هر روز و هر شب
دل شده از تو لبالب لبیک یا زینب
ای قربون تو و علمت قربونی های حرمت
سربازای هم قسمت بی بی جان
ای قربون تو و پسرات سربازای کرب و بلات
ای قربون مهر و وفا بی بی جان
—————متن اشعار محمود کریمی محرم 97———————
باز پای عقل مانده در گِل غرور
عقل درک عشق را میبرد به گور
فهم منتظر نشسته تا مگر که عاشقی کند ظهور
تا شود فنا در حضور
آن حضور روشنی که شمس را نموده کور
آن حضور جلوه ای ز جلوه های خاک پای زینب است
زینبی که بی صداست
بی صدا که نه سکوت او حیاست
زینبی که وقت غرشش که میرسد علی مرتضی است
زینبی که وقت صلح مجتبی است
زینبی که وقت مهر مادر است
زینبی که وقت قهر تیغ تیز ذالفقارشیر کبریاست
زینبی که کربلاست
زینبی که یک تنه علم به دوش دشت نینواست
زینبی که با خدا و تا خدا کشتی نجات خلق را همیشه ناخداست
عرصه ی حکومتش چه گویمت که تا کجاست
سقف پهنه بهشت خاک سای زینب است
———————————
چه گفتی هر چه گفتی جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانی
—————————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97——————————-
ای شده در عالم زر یار من
خوش آمدی حر گنه کار من
تو از ازل یار ولی بوده ای
حر حسین بن علی بوده ای
ظرف وجود تو ز ما بوده پر
مادرت از روز ازل خوانده حر
سنگ بوده ایی با له گهم حر شدی
با نفس مادر ما حر شدی
حضرت صدیقه تو را برگزید
حر حسینی تو نه حر یزید
دیدم از آغاز که یار منی
دوست من در سپه دشمنی
چهره به قنداقه اصغر بما
بال بگیر از وی بر خود ببال
خار بودی حال گل یاس باش
همدم و همسنگر عباس باش
تو حر ریحانه ی پیغمبری
برای من مثل علی اکبری
وفای خویش را نشان میدهی
در بغل حسین جان میدهی
غم مخور ای عاشق سر مست من
بسته شود فرق تو با دست من
زخم تو بر تن گل لبخند توست
تاج کرامت تو سربند توست
ای حرم ما دل آگاه تو
دست خداوند به همراه تو
تا شوی از زخم تن آراسته
خون خدا خون تو را خواسته
یا حسین
—–متن اشعار محمود کریمی محرم 97—–
چون باد رد شدیم از سیم خار دار
آن سوی معبریم مهتاب و مین و من
چون گل معطریم مهتاب و مین و من
نشکفته پر پریم مهتاب و مین و من
شرح جنون ما قدور عقل نیست
یک چیز دیگریم مهتاب مین و من
سر تا به پا دلیم در بارگاه عشق
باغ سنوبریم مهتاب مین و من
شمعیم و روشن است تکلیف راه ما
راز منوریم مهتاب و مین و من
میدان عاشقی تسلیم ترس نیست
از مرگ میبریم مهتاب و مین و من
بیگانه نیستی با خلق و خوی هم
با هم برادریم مهتاب مین و من
تکثیر میشویم در انفجار نور
آیینه پروریم مهتاب مین و من
بر گرد بام دوست پرواز میکنیم
عین کبوتریم مهتاب مین و من
بال فرشتگان بر شانه های ماست
از آسمان سریم مهتاب و مین و من
بی بال میپریم مهتاب مین و من
در جذب یک کلام یک جمله وسلام
مجذوب رهبریم مهتاب و مین و من
سوز بده بر سخنم بر دل سوخته ی خواهرم
تا که بگویم سخن از تن صد چاک علی اکبر
ناله زنم یاد کنم ز لب خشک علی اصغرت
گوهر اشکم شده ایثار تو گریه کنم یاد علمدار تو
ای حسین
————–متن اشعار محمود کریمی محرم 97—————–
من کیم حر ریاحی
حر شاه کربلایم
عاشق خون خدایم
یابن زهرا توبه کردم
آمدم دورت بگردم
ای همه درمان و دردم
———————————
غرش ذالفقار یازینب
مظهر اقتدار یا زینب
هیمن با وقار یا زینب
آخر انتظار یا زینب
تنین یا حسین یا مولاتی
همیشه با حسین یا مولاتی
رسیده تا حسین یا مولاتی
صلی علی حسین یا مولاتی
یا مولاتی یا زینب یا مولاتی
گوهر مستور صدف یا زینب
گرفت نقد جان به کف یا زینب
داده به عاشقی شرف یا زینب
نایبه شاه نجف یا زینب
نایبه الامام یا مولاتی
رهبر این قیام یا مولاتی
محرم الاحرام یا مولاتی
وعلیک السلام یا مولاتی
یا مولاتی یا زینب یا مولاتی
—–متن اشعار محمود کریمی محرم 97——–
یاقی نیم ترحمی ای پادشاه حر
گردن کشیده ام که تماشا کنم تو را
..
————–
هر جا که حرف عشقه صحبت کربلا هست
تو دل هر شهیدی از تو یه رد پا هست
حس قشنگ بارون تو جاده ی قدیمی
حس هوای تازه فقط محرم و هست
تو رو دیدم دستامو بریدم
آتیش گرفتم آه کشیدم
بوی سیب و حرم حبیبو حسین غریبو کرب و بلا
کبوتر گرفتار اگه میخواد رها شه
راهی نداره جز این منتظر تو باشه
حس خوب رهایی یعنی به تو رسیدن
حس که آدم از اون نمیتونه جدا شه
آسمونی دردمو میدونی
از همه بیشتر مهربونی
خونه ی تو بهشته خدا روی زمینه
ناکامه اونکه هرگز حرمتو نبینه
حس عجیبه این عشق به خدا گفتنی نیست
ندیده عاشق شدیم قشنگیش به همینه
دلم ای دل همه زیر دین ترانه ی لب ها یا حسین
میکشی مرا حسین

متن اشعار محمود کریمی شب پنجم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب پنجم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
————- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——————-
خاموش شد چراغ شب و بین قافله
تاریک شد بر آنکه نبود است یک دله
تاریک شد بر آ«که به چشم دلش ندید
نور امیر عالمو و سردار قافله
آنکس میشناخت جمال حسین را
در نور او نشسته بود نگشود سلسله
ماه در آسمان به اطاعت خسوف کرد
انداخت ابر بین مه و خیمه فاصله
چون موش کور گور خودش را به راه کند
هر کس که داشت شرم ترخص به حروله
اسماشان به لوح شهادت نبود
بود در صفحه دل خودشان برگه باطله
نامردمان دمی که ز رحمت جدا شدند
عمری شدند همسر دنیا و حامله
فرموند دورتر بروید از حریم ما
فردا که دشت میشود از جنگ زلزله
هل من معین من گر برسد به گوشتان
بی اعتنا شوید شوید عین حرمله
گفتم بهای عاشقی و وای بر کسی که
پیش مادرم کند از کار من گله
در بند عالمم شده ایی بنده غمی
در بند عشق باش که آزاد عالمی
همبندیان نشسته به دور سریر شاه
هفتاد و دو ستاره تحت الشعاع ماه
رنگ دل همه شده رنگ دل حسین
فرقی نداشت اینکه سفید است یا سیاه
آن شب ز شب صورت عشاق سرخ بود
از بی بهایی سر خود در حضورشان
اول امام خطبه ی خود را شروع کرد
در آن سکوت شوکت مرسوم بارگاه
نوع شهادت همه را شرحه شرحه گفت
بر آن شهید داشت به لبخند خود نگاه
طفلک ز خنده های ملیح عمو جهید
آمد نشست نجل حسن پیش پای شاه
گفت ای عمو ز کودکی ام گفته ای به من
مردی شدی برای خودت ای یل سپاه
امشب برات دیدن زهرا به دست توست
گر تو بخواهی آنچه نشد میشود بخواه
گر بی تو زنده باشم تا زنده ام چون مرغ شب گلایه کنم
گویم به چاه با که بگویم که بسته شد
باب جهاد بر من مظلوم بی گناه
ای آنکه هر کجا به سفر بردی ام
چندیست دیده ام که به عمه سپردی ام
با دست دل به دست دلم دادم سرم
تا قتلگاه سمت تو بی بال میپرم
طاقت ندارم اینکه بیوفتی به روی خاک
من هم بایستم به تماشا دم حرم
عمریست پابه پای توی ام یا به پای تو
دامن و سینه تو بوده بسترم
هر وقت خواستم به زیارت روم
علی میگفت من کنار تو هستم برادرم
گیرم بدون من به سماوات پر زدی
پاسخ چه میدهی به حسن نه به مادرم
گر پرسد از تو پس چه شد عبدالهم حسین
لابد دهی جواب سپردم به خواهرم
در خیمه مان تا که ببیند چکونه شمر
با خنجر برهنه کشد روی حنجرت
مانده است در حرم که ببیند چه میشود
مانده است با صدای عمو وای معجرم
هرگز فراق روی تو باور نداشت تا
باور کنم از فراق تو جان در نمیبرم
بگذار همرهت سر من هم به نی رود
تا سایه بان شود سر من بهر مادرم
چون قاسمم به کام عسل میکنی مرا
دستم فتاد پس تو بغل میکنی مرا
از زیر پلکای خون دیدم دویدی تو میدون
گفتم به زینب ای خواهر امانتیم رو برگردون
————– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ———————-
بینم سر ببرن دق میکنم
تشنسو و آب میخورن دق میکنم
من مث بابام حسن غیرتی ام
زن ها سیلی بخورن دق میکنم
فرصتی نیست که زره به تن کنم
یا بتونم خودمو کفن کنم
سرمم جدا بشه شمرو باید
از رو سینه ی عموم بلند کنم
این غریب که با شما کار نداشت
ناله میزنه خریدار نداشت
این همه زخم رو تنش جا نمیشه
این همه نیزه رو نیزار نداره
——– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ————
دست در راه تو نشناسم من
پیرو مکتب عباسم من
—————————
و اگر کربلاییان تا اوج آن تشنگی ـ که می دانی ـ نرسند ، چگونه جانشان سرچشمه رحیق مختوم بهشت شود؟ آن شراب طهور که شنیده ای بهشتیان را می خورانند ،‌میکده اش کربلاست و خراباتیانش این مستانند که اینچنین بی سرودست و پا افتاده اند . آن شراب طهور را که شنیده ای ، تنها تشنگان راز را می نوشانند و ساقی اش حسین است ؛ حسین از دست یار می نوشد و ما از دست حسین.
الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
————— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —————————-
من فدای دلبرمم مثل زهرا مادرمم
نایب برادرتم من مدافع حرمم
بی تو روح تو تن من نیست
بی تو شوق پریدن نیست
دنیا دیگه جای موندن نیست
نیستی کجایی
میشنوم یه صدایی
نکنه زیر دست و پایی
مهر عشق تو رو پرم
من سپاه تک نفرم
کاش میشد برات بیارم
مرحمی از اهل حرم
وطن منه آغوشت
این امتن رو دوشت
چجوری میشه فراموشت
عمو راهی ندارم
آب برا تو بیارم
وای عموم
سرمو رو سینت میذارم
نیستی کجایی
میشنوم یه صدایی
نکنه زیر دست و پایی
دست خالی اومدنم
قاتلا فرار میکنن
از طنین یا حسنم
کاش یه راهی برام باشه
که به آغوش تو باشه
همه تیرا به تنم جا شه
گردت به جونم
رفته تاب و توانم
به پات میریزه خونم
تو نیمه جونی
باز برام نگرونی
نیستی کجایی
میشنوم یه صدایی
نکنه زیر دست و پایی
حالا که تو بی سپاهم تو رگام میجوشه خونم
حالا که تو قتلگاهی دیگه واسه چی بمونم
من ناظم میدونم نمیتونم که بمونم
خودمو تو گودال به عمو جونم برسونم
ضربان قلب من یا حسن یا حسین
آسمونا هم میگن یا حسن یا حسین
عمو حسین ببین بریده نفسم
عمو حسین زنده بمون تا برسم
تو همه ی دنیامو همه ی آرزوهامی
تو دوای دردامی نفسامی بارانی
یتیم برادرت اومده یا حسین
فدایی آخرت اومده یا حسین
—————- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —————————–
بین میدان غرق اشک و آهم ای عمو یا حسین
پای برهنه پی ذوالجناحم ای عمو یا حسین
ای عموی بی کس و بی سپاهم ای عمو یا حسین
من با تو در میان قتلگاهم ای عمو یا حسین
من غرق اشک و آهم ای شاه بی سپاهم
من با تو راهی ان گودال قتلگاهم ای عمو یا حسین
من میایم به جای اکبر تو ای عمو یا حسین
نیزه داران همه دور وبرتو ای عمو یا حسین
زخمی ازنیزه شده پیکر تو ای عمو یا حسین
می آید ناله های مادر تو ای عمو یا حسین
غرق خون پیکر تو، دشمن دور و برتو
آیدازبین گودال ناله مادر تو ای عمو یا حسین
یاحسین،یاحسین
حالا که لحظه های آخر امد ای عمو یا حسین
از خیمه مجتبی دیگر آمد ای عمو یا حسین
از حرم ناله زنان خواهر آمد ای عمو یا حسین
از میدان قاتلت با خنجر آمد ای عمو یاحسین
گل برادر امد ناله ی مادر امد
از حرم خواهر آمد
قاتل با خنجر آمد ای عمو یا حسین
یا من عینی الیک یا ثارالله یاابن الحیدر(یاابن الحیدر)
ذکری لک لبیک یا ثارالله یابن الحیدر(یابن الحیدر2)
صل الله علیک یا ثارالله یابن الحیدر(یابن الحیدر2)
یا امین الله یابن الحیدر(یابن الحیدر2)
——————- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ———————-
ای اهل کوفه من حیبیبم غریبم و یار غریبم
از ولادت تا شهادت با حسینم
من جان نثار اهل بیتم همیشه یار اهل بیتم
از ولادت تا شهادت با حسینم
——————- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ————————-
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
دست من قطع شده ببین عمو بی دستم
این تنو و این جانم این سر و این دستم
ای عمو دست به شمشیر بلا دادم من
کمکم کن که ز قاسم عقب افتادم
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
تو حسین ابن علی من علی اصغر تو
آمدم تشنه شوم آمدم کشته شوم
پیش چشم تر تو
آمدم تا روی قلبت هدف تیر شوم
مثل اکبر سپر نیزه و شمشیر شوم
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
دست من قطع شد و آمدم سر بدهم
جان به زیر سم اسب چون برادر بدهم
آمدم با تن بی دست تو را یار شوم
پیرو مکتب عباس علمدار شوم
ادرک عبدالله یا اباعبدالله
تن بی تاب مرا ای عمو تاب بده
میدهم بهر تو خون تو به من آب بده
تشنه ام لیک به فکر لب عطشان تو ام
پسر فاطمه میگریم و گریان تو ام
اباعبدالله حسین
———- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——————-
به دست و پای دل بوی تو پیچید
گمشده بودم اما روی تو تابید
من ذره بودم ولی ماه شدم با خورشید
ای مهربونم ای عشق

متن اشعار محمود کریمی شب ششم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب ششم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
———— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——————-
حس حزنی غریب دارم من
از دم صبح بی قرارم من
اینکه امروز اگر ظهور کنی
فصل پاییز یا بهارم من
شرم دارم که قافل از شده ام
به خود بی خودم دچارم من
ناحیه خوانده ام که فرمودی
بر دل خویش داغ دارم
گفته ای در مصیبت جدم
روز و شب اشک اگر ببارم من
گر مبدل شود به خون اشکم
باز همواره در شرارم من
آمده ام پا به پات گریه کنم
دست بر سینه میگذارم من
از تو امروز اذن میخواهم
روضه ای بر زبان بیارم من
چون غم شاه کربلا حسن است
هر یتیمی ز مجتبی حسن است
سیزده ساله بود عالم بود
واقف بر همه عوالم بود
قلب خود را سپرده بود به عشق
در وجودش حسین حاکم بود
فقه احلی من العسل از اوست
مرجع اعظم اعاظم بود
قمر نجمه بود و شمس جهان
نجم زیبای آل هاشم بود
میشود گفت قاسم ابن حسین
همه جا با حسین دائم بود
هر چه غیر از حسین و دور حسین
در دل و دیده اش مزاحم بود
علی اکبر عموی هشت امام دایی هشت امام قاسم بود
رخت او بهترین غنائم بود
همه ی دهر تحت فرمان اش جان عباس بسته بر جانش
کنج لب های حور زد تبخال
مثل تیر از کمان جهید غزال
نیمی از صورتش نهان در ابر
نیمه ی دیگرش شبیه خیال
خود تمثال حضرت مولا
هر که از دیگری نمود سوال
کیست این طفل پاسخش گفتن
میوه حیدر است اما کال
تیغ خود در آسمان چرخاند
لرزه انداخت بر سه تیغ جبال
نعره زد لحظه ای انا ابن حسن
کل لشکر زهیبتش شد لال
زد به لشکر سپاه کفر رمید آنچنان رمد شیر از شغال
لحظه ای بعد گفت با ازرق
گر ندیده ایی درست چشم بمال
بعد از این نوچه هات نوبت توست
تیغ من آتش قیامت توست
مرد ازرق به وقت آمدنش
لحظه ی نقش بر زمین شدنش
گفت با خود که این چه بود چه شد
تیغ کی رد شدست از بدنش
زد به قلب سپاه شیر جوان
جلوه گر شد حسین و حسنش
بارش سنگ شد شروع و عمو
دید افتاد گوهر یمنش
دید عمویش به زیر دست و پا
در دل خاک دست و پا زدنش
دید شد پایمال مرکب ها
پر جای هلال شد کفنش
بدنش ظاهرا که سالم بود
مثل زهرا شکسته بود تنش
سر چو اکبر به این تفاوت که
لگد اسب خورده بر دهنش
زخم هر چه به روی او خورده
قبل از او بر دل عمو خورده
———— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ————–
شده عجین اشک چشات با عسل سرخ لبات
ماهی دریا دل من میجوشه دریا زیر پات
تو زمین خوردی اما با تو افتادم از پا
جون نکن پیش چشمم جان زهرا جان بابا
بزار آروم بشه گریه های من
پیش چشام دست و پا نزن
ای علی اکبر حسن
ز من بگوی به گلچین تلاش بیهوده کردی
گلی که آب نخورده دگر گلاب ندارد
———–متن اشعار محمود کریمی محرم 97————–
چقده بی حوصه ای تو حسن قافله ای
دیگه نمونده پسرم تا به حرم فاصله ای
عمو فدای این قد کشیدنت
مثل سنوبر شدنت
آخر از من گرفتنت
صدای هلهله ها خاموش شده
با خونت خیمه ها لال پوش شده
پاشو دست عمو رو بگیر بریم
مادرت تو خیمه ها بی هوش شده
روی خاک صحرا پاشیده تنت
صدای شکستگی میده تنت
زیر سم اسب با چسبیده تنت
———— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ———————-
درمنزلگاه زباله ، امام حسین(ع) کاروان را گردآورد و عهد خویش را از آنان برداشت و آنان را به اختیارخویش واگذاشت که بروند یا بمانند . آمده است که در اینجا مردم با شتاب از کنار او پراکنده شدند و رفتند و جز همان اصحاب عاشورایی ـ که می شناسی ـ دیگر کسی با او نماند
ای دل! تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند ! این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیک بنگر تا قلاّده دنیا را برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، که در دست شیطان است . آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد
———– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——————–
حسین آبروی من و حسین آرزوی من
و حسین زندگی من و عموی من
به اذن تو شمشیر میکشم
جمل را به تصویر میکشم
به یاد شمشیر دو دم
دما دم تکبیر میکشم
ان تنکرونی فانا بن الحسن سبت النبی مصطفی والمعتمن
من کشته ی تیغ نگاه حسین
عالم همه کشته ی شمشیر من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من
و حسین زندگی من و عموی من
انا بن الحسن سیف الحسن
که جوشن نمیپوشم به تن
شهیدم از حب الحسین
بریزید خونم بر کفن
کسی فتا نیست به تو جد من
حریف این قوم منم تن به تن
ازرق بیا که اجلت آمده
ان تنکرونی فانا بن الحسن
منم ذوالفقار حسین منم یادگار حسن
اگر پهلوانی بیا به سوی من
ان تنکرونی فانا بن الحسن سبت النبی مصطفی والمعتمن
من کشته ی تیغ نگاه حسین
عالم همه کشته ی شمشیر من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من
و حسین زندگی من و عموی من
منم مرد میدان حسین
کفن پوش مردان حسین
غباری در دامان حسین
دو عالم به قربان حسین
بمیرید زیر تیغ من
ببینید طوفان حسین
امیدم اینست جان دهم
به روی دستان حسین
نبوده ام پیش عمویم یتیم
ان تقتلونی و انا ابن الیتیم
من تشنه ام تشنه ی آن تشنه ای
که وعده داده به بلای عظیم
اگر دست و پا بزنم عمو را صدا بزنم
به این بغض وا شده در گلوی من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من
و حسین زندگی من و عموی من
ان تنکرونی فانا بن الحسن سبت النبی مصطفی والمعتمن
من کشته ی تیغ نگاه حسین
عالم همه کشته ی شمشیر من
حسین آبروی من و حسین آرزوی من
و حسین زندگی من و عموی من
——– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ————–
افتادم از پشت فرس عمو به فریادم برس
ای بی کسان را داد رس عمو به فریادم برس
عمو حسین عمو حسین
شده اشک چشات با عسل سرخ لبات
ماهی دریا دل من میجوشه دریا زیر پات
بزار آروم بشه گریه های من
پیش چشام دست و پا نزن
ای علی اکبر حسن
عمو حسین
پسرم بالت کجاس پرت کجاس
نقابی که داده مادرت کجاس
دیدی گفتم یه روزی قد میکشی
میبینی پاهات کجاس سرت کجاس
—————- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ———————
گل فاطمه گشته نقش چمن
بدن پاره تر از گل یاسمن
زره گشته بر پیکرش پیرهن
الهی دوباره بگوید سخن
سلام علی قاسم بن الحسن
حنا بسته بر کف ز خون گلو
ز خون گلویش گرفته وضو
زند دست و پا روی دست عمو
ندارد دگر جای سالم به تن
سلام علی قاسم بن الحسن
سم اسب ها بر روی پیکرش
روان گشته خون از دو چشم ترش
خدایا بده صبر بر مادرش
تنش پاره تر گشته از پیرهن
سلام علی قاسم بن الحسن
روان بر زمین خون رخسار او
خدا در یم خون خریدار او
حسن آمده بهر دیدار او
شده بر مه عارضش بوسه زن
سلام علی قاسم بن الحسن
گلی که از آن دل بهاران شده
چراغ دل جمع یاران شده
چرا پیکرش سنگ باران شده
نمانده دگر چیزی از آن بدن
سلام علی قاسم بن الحسن
منم یار او او بود یار من
ز لطف و کرامت خریدار من
نبودم که او بوده دلدار من
غمش شد انیس دل زار من
از آن دم که مادر داده شیر
امیری حسین و نعم الامیر
به زخم جبین پیمبر قسم
به رخسار خونین حیدر قسم
به محسن به زهرای اطهر قسم
به سبطین و عباس و اکبر قسم
به هفتاد و دو عاشق بی نظیر
امیری حسین و نعم الامیر
——– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ———
درراه تو شهادت ست(احلی من العسل2)
طعمی که بر کامم نشست (احلی من العسل2)
نایب سردار جمل،(احلی من العسل2)
حی علی خیرالعمل،(احلی من العسل2)
شاه بی لشکرم،قاسم فدای تو
در کام قاسمم، مُردن برای تو
احلی من العسل،احلی من العسل
این درد استخوان من ،(احلی من العسل2)
این جسم نیمه جان من ،(احلی من العسل2)
این زخم های بی عدد،(احلی من العسل2)
جانم که بر لب می آید،(احلی من العسل2)
درراه عاشقی تکه تکه شدن
پیش پای عمو،برخاک و پرزدن
احلی من العسل،احلی من العسل
یا حسین،یا حسین
این قد کشیدنم عمو،(احلی من العسل2)
در خون غلطیدنم عمو،(احلی من العسل2)
این بغض مانده در گلو،(احلی من العسل2)
با مرگ گشتن رو برو،(احلی من العسل2)
این پیکر خزان ،این بهت یاسمن
اشک من و،خون لبهای من
احلی من العسل،احلی من العسل
یا من عینی الیک،یا ثارالله یابن الحیدر،(یابن الحیدر2)
ذکری لک لبیک ،یا ثارالله یابن الحیدر(یابن الحیدر2)
صلی الله علیک یا ثارالله ،یابن الحیدر(یابن الحیدر2)
یا امین الله ،یابن الحیدر،(یابن الحیدر2)
—————— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——————–
من حسن را نور عینم
پادشاه عالمینم
قاسمم یار حسینم
این منو خون گلویم
عاشق تیر و سنایم
خون عسل شد در دهانم
————– متن اشعار محمود کریمی محرم  97 ————————
عزیز زهرا قتیل العبره
ملکوت کبریا شرف شمس خدا
یا اهل العالمین انا مجنون الحسین
آقا تو لیلا و شیدا و من
جانا مدارا کردی با من
یارا نکش از دستم دامن
تو امیر نشعتینی
پادشاه عالمینی
یا حبیبی نور عینی
یا قتیل العبره عزیز الزهرا
نهم قالو بلی نعمات اولیا
شد ذکر نشعتین
یا لثارات الحسین
سردمبدون تو پر دردم
دردم را با تو درمون کردم
هر دم دارم دورت میگردم
تو در و چه درجاتی
حبک سر حیاتی
یا قتیل العبراتی
قتیل العبره عزیز الزهرا
یا اهل العالمین انا مجنون الحسین
آقا تو لیلا و شیدا من
جانا مدارا کردی با من
یارا نکش از دستم دامن
راه وصل خدا نصب اصل خدا
اشراق مشرقین
لبیک یا حسین
خونم فدا اهل و پیمونم
خونم با این چشم گریونم
جونم تویی و من مجنونم
تو صلاتی تو سلامی
تو همونی که میخامی
یا امیری یا امامی
قتیل العبره عزیز الزهرا
————- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —————-
تو این هوای شرجی از آب
تو این هوای ابری از غم
دوای دردم اشکه انگار
دارم دوباره زنده میشم
عشق حسینی شدنه
گریه مناجات منه
سینه زنی پر زدنه
کربلا کربلا کربلا کربلا
برای درد اگه دوا نیست
دردا اگه یکی دو تا نیست
دلم خوشه به خونه ی تو
هیچ جا شبیه کربلا نیس
من هوا خواه تو ام
مبهوت درگاه تو ام
مسافر راه تو ام
کربلا کربلا کربلا کربلا
با روسیاهیمان خریدی
دلمو بس که مهربونی
تا حالاشو خودت آوردی
بقیشم خودت میدونی
من طرفدار تو ام
غلام دربار تو ام
مال علمدار تو ام
یا حسین یا حسین
هرجا به هر هدف برم من
تو دنیا هر طرف برم من
آروم نمیگیرم تا اینکه
یک کربلا نجف برم من
شیعه ی حیدری ام
عاشق این بر تری ام
هلاک این نوکری ام
یا علی یا علی
——- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ————-
سنگ نگین اگر بتراشم برای تو
باید که از جگر بتراشم برای تو
طوف سرت به شیوه ی حجاج جایز است
پس واجب است سر بتراشم برای تو
اکنون که در ملائکه کس فُطرُست نشد
من حاضرم که پر بتراشم برای تو

متن اشعار محمود کریمی شب هفتم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب هفتم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
—– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——-
نبینم که بی قراری غم نخور
نبینم دنبال یاری غم نخور
مگه من مرده باشم غریب بشی
تا علی تو خیمه داری غم نخور
نگو بال نداره و پر نداره
میتونه که شمشیرم برنداره
تو اگه بخوای قیامت میکنه
علی که اکبر و اصغر نداره
چشماش اعتبار ماه رو ریخت به هم
قدمی نذاشته راه ریخت به هم
اجازه نداد بپرسن این کیه
بی رجز کل سپاه رو ریخت به هم
روی دست اکبرو عمو زده
واسه جنگ به عمه زینب رو زده
یه جوری گرفته بالا سرشو
حرمله هم پیش پاش زانو زده
داره بال و پرشو نشون میده
از تو قنداق سرشو نشون میده
مادرش گفت که باید سپر بشه
به همه حنجرشو نشون میده
آسمون خونی شد و پر روی دست
سر روی دست و پیکر
وسط حرف زدن حسین زدند
پاشیده شد خون حنجر روی
لبیک میگوییم با یاد علی اصغر
بالاترین فریاد ، فریاد علی اصغر
هر کس که می افتد به دریای گرفتاری
امید آخر هست امداد علی اصغر
شاید در اوج غربت ارباب جبرائیل
گفت است تنها نیستی ناد علی اصغر
گوید خدا روز قیامت من خودم شخصا
میگیرم امروز از تم امداد علی اصغر
قصد عذاب لشکر کفار دارم من
با حرمله امروز خیلی کار دارم من
طفلی که تایید شفاعت در قیامت شد
با آن جلال و جاه هم شان امامت شد
بند قمات کودک شش ماهه ارباب
حبل المتین حوزه و علم و زعامت شد
گفتند لشکر که بعد تیری که به اصغر خورد
کار حسین و خیمه ها رو به وخامت شد
دیدند مولا با سر شمشیر قبری کند
قبری که زیر سم مرکب بی علامت شد
گفتند حتما گنج و گوهر میکند پنهان
حالا نگو که جسم اصغر میکند پنهان
لحظه به لحظه روی مولا سرخ تر میشد
از شوق از دیدار زهرا سرخ تر میشد
لشکر ز بی یاری او نزدیک تر آمد
خورشید نیلی آسمان ها سرخ تر میشد
خون گریه میکردند اجساد شهیدان و
خاک و لباس آن بدن ها سرخ تر میشد
کم کم صدای هلهله پشت خیام آمد
و ز غم رخ ناموس کبری سرخ تر میشد
آتش به خیمه رفت و شد هم بازی با باد
در بازی این دو سه ساله از نفس افتاد
راس به نی رفته تنش روح پیمبر بود
آتش به خیمه یا به دامن یا که بر سر بود
بیمار بد حالی میان خیمه و آتش
در این کشاکش عمه ی سادات مضطر بود
از پشت عمه دختری آتش به دامان رفت
و از پشت سر در دست یک نامرد خنجر بود
خلخالی از آن نازدانه کنده بود اما
با ضربه ی سیلی دنبال خلخال دیگر بود
آتش فروکش کرد و تا گردید خاکستر
هر تکه ماند از خیمه ها شد چادر و معجر
از بین دار الحرب راس اکبر آوردند
بعد از سر اکبر رئوس دیگر آوردند
بر نیزه سر ها شمردند و یکی کم بود
گشتند و از سر همان سر ، سر درآوردند
بر پشت خیمه نیزه ها در خاک رفت
“خواهید اگر مصیبت اصغر بیان کنم
تیری ز قد او دو برابر بیاورید”
آنگاه از زیر تل خاک جسم اصغر آوردند
سر را به خنجر نه که با ضربه جدا کردند
آنگاه با نیزه به پیش مادر آوردند
سر را به نی بستند و مادر را به پشت سر بردند و
مادر هی صدا میزد علی مادر
—– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——–
سر روی نی میرفت و بدن در صحرا جا ماند
شاید که غغارت شد قمات و بی کفن جا ماند
گهواره در بازار کوفه چوب قیمت خورد
جسم لطیف صاحبش دور از وطن جا ماند
نوزاد مظلومی که نبش قبر شد آخر
حتی به دور از جسم هفتاد و دو تن جا ماند
میگشت زین العبدین در خاک ها میگفت
ای وای علی اصغر من جان من جا ماند
پیدا شد و قبر شریفش سر اسراء شد
تا روز آخر خوابدر آغوش بابا شد
—- متن اشعار محمود کریمی محرم  97 ——-
خدایا می بینی دارم می میرم
خدایا پریشونم سرگردون
خدایا شده اگه حتی یک بار
علیم و به من برگردون
—- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——-
خدایا می بینی دارم می میرم
خدایا پریشونم سرگردون
خدایا شده اگه حتی یک بار
علیم و به من برگردون
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——-
تو دلمه مادر ، راز نهفته
همش میترسم سرت ، از نیزه بیافته
حتی اگه من بمیرم
گهواره تو پس میگیرم
وای جواب خدا رو چی میدن
سر شیرخوارمو بریدن
امون امون ای دل
—- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —–
این که گلوی بچم شده نشونه به حرف آسونه
حال منو مادر رو خدا میدونه به حرف آسونه
حس منو آه من نمیرسونه به حرف آسونه
داغ منو محال کسی بتونه به حرف آسونه
وقت پر زدنش بود وقت مرد شدنش بود
قبرش قد قدش بود قنداقش کفنش بود
پیش آقام رو سفیدم که حالا ام شهیدم
ولی بمیرم از این که گریه مردمو دیدم
این که یهه سر نوزاد بره یه نوزاد به حرف آسونه
هی رو زمین میوفه سر رو نیزه به حرف آسونه
ازسر نیزه کوچیک تره رو نیزه به حرف آسونه
سنگ بخوره گل پرپر رو نیزه به حرف آسونه
هم آغوش بابا رفت تا آغوش خدا رفت
هیشکی نیست بگه حالا اون گهواره کجا رفت
نیزه خونیشو دیدم خون پیشونیشو دیدم
ولی مردم برا باباش که پریشونیشو دیدم
این که تنش کجا موند ندونه مادر به حرف آسونه
زخم لبای خشکش آخر نشد تر به حرف آسونه
جایزه بگیر قاتل برای این سر به حرف آسونه
دعوا بشه کی کشتش میونه لشکر به حرف آسونه
داغش آب سوزونده مرگ ما رو رسونده
از بچم به جز این سر چیزی باقی نمونده
—متن اشعار محمود کریمی محرم 97—–
نازک دلی آزادگان چشمه ای زلال است که از دل صخره ای سخت جوشد. دل مؤمن را که می شناسی : مجمع اضداد است ، رحم و شدت را با هم دارد و رقت و صلابت را نیز با هم . زلزله ای که در شانه های ستبرشان افتاده از غلیان آتش درون است؛ چشمه اشک نیز از کنار این آتش می جوشد که این همه داغ است اماما
—————————————–
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک بالان عاشق
پرنده تر زمرغان هوایی
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——-
ای جلوه جلی حسین علی منجلی حسین
عموی حجت ابن حسن ای آخرین علی حسین
باب الحوائج علی اصغر
تو یک تنه برای حسین بودی یه لشکر
تویی و دستای عموت شفیع محشر
ای عزادار داغت خدا یا غریب ابن غریب ابن غریب
آخرین جام قالو بلی یا حبیب ابن حبیب ابن حبیب
ای چشمه زلال علی کوچک ترین نهال علی
شش ماهه ای و پیر همه عالیجناب آل علی
خورشید ارباب ماه ربابی
مثل تمام سلسله ات عالیجنابی
در عاشقی پای حسین فصل الختامی
دست خالی نرفت از درت هر که بسته به نگاه تو امید
داغ تو داغ آل عبا یا شهید ابن شهید ابن شهید
یاعلی ابن حسین ابن علی
قنداقه ی تو مثل صدف داده به شان شیعه شرف
نقش نگین تو شرف نوادگان شاه نجف
تمثال مولا همنام حیدر
عصاره ی ولایت زهرای اطهر
از این همه قدر و شکوه الله اکبر
باب الحوائج علی اصغر
تو یک تنه برای حسین بودی یه لشکر
تویی و دستای عموت شفیع محشر
بر در و بین دربار تو ما فقیریم و غلام و کنیز
ما گرفتار شش گوشه ایم یا عزیز ابن عزیز ابن عزیز
یاعلی ابن حسین ابن علی
حبیبنا علی اصغر
سیدنا علی اصغر
مولانا علی اصغر
—- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —–
امشب دلم را بسته ام برتار زلف دلبرم
مست علی اصغرم،مست علی اصغرم
امشب توسل کرده ام بردلبر مه منظرم
مست علی اصغرم،مست علی اصغرم
امشب نماز عشق می خوانم به یاد سرورم
مست علی اصغرم ،مست علی اصغرم
با فهم گویم حلقه درگوش علی اصغرم
مست علی اصغرم ،مست علی اصغرم
در توبه آدم سوی تو دست دعا برداشته
یابن امیرالمومنین، یابن امیرالمومنین
خضرنبی ازجام تو آب بقا برداشته
یابن امیرالمومنین،یابن امیرالمومنین
از چوبه گهواره ات موسی عصا برداشته
یابن امیرالمومنین،یابن امیرالمومنین
ازرشته قنداقه ات عیسی شفا برداشته
یابن امیرالمومنین،یابن امیرالمومنین
با نام تواز شعله ابراهیم پا برداشته
یابن امیرالمومنین ،یابن امیرالمومنین
فخرت همین بس بوسه ات خیرالنسا برداشته
یابن امیرالمومنین،امیرالمومنین
برپنجه های کوچکت نبض زمان است و زمین
یابن امیرالمومنین، یابن امیر المومنین
برطلعت رویت عیان نقش امیر المومنین
یابن امیرالمومنین،یابن امیرالمومنین
تا هست پا بر جا لبهای عشق پا برجا تویی
باب الحوایج یا علی ،باب الحوایج یا علی
خیل بنی ادم تمامی بنده و مولا تویی
باب الحوایج یا علی ،باب الحوایج یا علی
چشم و چراغ خاندان و عترت طاها تویی
باب الحوایج یا علی
گوییا حسین ابن علی دوم زهرا تویی
باب الحوایج یا علی باب الحوایج یا علی
آرامش جان حسین و زینب کبری تویی
باب الحوایج یا علی ،با ب الحوایج یا علی
یا من عینی الیک،یا ثارالله یابن الحیدر(یابن الحیدر 2)
ذکری لک لبیک ،یا ثارالله یابن الحیدر،(یابن الحیدر2)
صلی الله علیک،یا ثارالله،یابن الحیدر(یابن الحیدر2)
یا امین الله ،یابن الحیدر،(یابن الحیدر2)
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —–
ای حرمت قبله حاجات
یاد تو تسبیح ومناجات ما
همقدم قافله سالار عشق ساقی عشاق و علمدار عشق
سرور و سالار سپاه حسین داده سر و دست براه حسین
عم امام و اخ و ابن امام حضرت عباس علیه السلام
ای علم کفر نگون ساخته پرچم اسلام برافراخته
مکتب تو مکتب عشق و وفاست درس الفبای تو صدق و صفاست
شمع شده آب شده سوخته روح ادب را ادب آموخته
آب فرات از ادب تست مات موج زند اشگ بچشم فرات
یاد حسین و لب عطشان او و آن لب خشکیده¬ی طفلان او
ساقی کوثر پدرت مرتضی است کار تو سقائی کرب و بلایت
هر که بدردی بغمی شد دوچار گوید از یکصد و سی و سه بار
ایعلم افراشته در عالمین اکشف یا کاشف کرب الحسین
از کرم و لطف جوابش دهی تشنه اگر آمده آبش دهی
چون نهم ماه محرم رسید کار بدانجا که تو دانی کشید
از عقب خیمه¬ی صدر جهان شاه فلک جاه ملک آشیان
شمر بآواز ترا زد صدا گفت کجائید بنو اختنا
تا برهانند زهنگامه¬ات داد نشان خط امان نامه¬ات
رنگ پرید از رخ زیبای تو لرزه بیفتاد بر اعضای تو
من بامان باشم و جان جهان از دم شمشیر و سنان بی¬امان
دست تو نگرفت امان نامه را تا که شد از پیکر پاکت جدا
مزد تو زین سوختن و ساختن دست سپر کردن و سرباختن
دست تو شد دسته شه لافتی خط تو شد خط امان خدا
چار امامی که ترا دیده اند دست علم گیر تو بوسیده¬اند
طفل بدی مادر والاگهر برد ترا ساحت قدس پدر
چشم خداوند چودست تو دید بوسه زد و اشگ زچشمش چکید
با لب آغشته بزهر جفا بوسه بدست تو بزد مجتبی
دید چو در کرب و بلا شاهدین دست تو افتاد بروی زمین
خم شد و بگذاشت سر دیده¬اش بوسه بزد با لب خشکیده¬اش
حضرت سجاد هم آندست پاک بوسه زد و کرد نهان زیرخاک
مطلع شعبان همایون اثر بر ادب تست دلیلی دگر
سوم اینماه چونور امید شعشعه¬ی صبح حسینی دمید
چارم اینمه که پر از عطر و بوست نوبت میلاد علمدار اوست
شد بهم آمیخته از مشرقین نور ابوالفضل و شعاع حسین
ای بفدای سر و جان و تنت وین ادب آمدن و رفتنت
وقت ولادت قدمی پشت سر وقت شهادت قدمی بیشتر
مدح تو این بس که شه ملک و جان شاه شهیدان و امام زمان
گفت بتو گوهر والا نژاد جان برادر بفدای تو باد
شه چو بقربان برادر رود کیست” ریاضی” که فدایت شود
—- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——
تو مهر سرخ طومار حسینی
تو با خون گلو یار حسینی
مدال شانه فرزند زهرا
علم بردار انصار حسینی
دو عالم به قربانت
دخیلم به دستانت
فدای غلامانت فدای شهیدانت
چه آقایی چه مولایی چه دلداری چه سرداری
مولانا علی اصغر
تو مهر عهد و پیمان حسینی
تو روی دست قرآن حسینی
تلزی نه تبسم کن ببینم که تو فتح نمایان حسینی
به روحم شرف دادی به جانم هدف دادی
به قلبم شعف دادی برات نجف دادی
چه طوفانی چه بارانی
چه دستانی چه دامانی
مولانا علی اصغر
سلام الله بر خون گلویت
که خون را آبرو دادی ز رویت
عروجت از شهادت تا خدا بود
رسیدی عاقبت بر آرزویت
من از درک مقام تو ناتوانم
مقامات بلندت را نمیدانم
به قربان جلال تو عزیزانم
به عشق تو به دنبال شهیدانم
من از خیل مریدانم
شده وقت سر و جانم
مولانا علی اصغر

متن اشعار محمود کریمی شب هشتم محرم 97

دانلود فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب ششم محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——
سلام من به علی اکبر
به ناز دانه ی پیغمبر
به نجم فاطمه ی زهرا
به نور منجلی از حیدر
که منجلی شده بر او سان
و کوه گشت چو خاکستر
به نام نامی او زمزم
شده است قطره ای از کوثر
به یک اشاره ی چشمانش
گرفت حاجت خود هاجر
دوید دوید و دمادم شد
مسیر شهره به جان پرور
خلاصه هر چه رسل دارد
عنایتی بود از داور
که داده حق به رسول الله
و او به دست علی اکبر
اگر نه گر به حرم رفتی
من از حسینم و او از من
دلیل چیست از این بهتر
نبیست ریشه ی آل الله
علی شبیه رسول الله
وجود تشنه ی بارانش
وجود بسته به دستانش
در انتظار لقاالله خلاص کرده ز تن جانش
از آن ترنم توحیدش
نماز معنی ایمانش
ز هوش رفته امین وحی
به یک تلاوت قرآنش
جهان اگر بشود حاتم
نشسته از سر خوانش
فدایی اش شده یحیی و خلیل حاجب و دربانش
علی شیر خدا اکبر که عالم است به فرمانش
نیام و قبضه ی شمشیرش
زده است بوسه به دستانش
توهم از کسی فهمد کجاست آخر طوفانش
عجب مدار که میترسند تمام کفر ز میدانش
لباس رزم که میپوشد ز خیمه زمزمه میجوشد
—- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——-
برای رزم مهیا شد
به خیمه محشر کبری شده
پدر امید خود از کف داد
سرشک دیده چو دریا شد
چه فاطمیه ایی ر اشکی
ز روضه خوانی بابا شد
چو رفت بر رخ ثارالله
نشان مرگ هویدا شد ز خیمه گاه
همه دیدند که زانوان پدر تا شد
پدر ز دور نظر میکرد میان لشکر
ز دور دید که یک کوچه ز تیر و تیغ و تبر وا شد
به کوچه رفت علی اکبر
تداعی غم زهرا شد
ز اسب روی زمین افتاد
به تیغ اربا اربا شد
تمام پیکر او زخمی ز فرق تا به کف پا شد
هزار زخم به تن جا ماند
هزار تیر به تن جا شد
ز دست داد چو نیرویش
پدر رسید به زانویش
———————-
بالا بلنده بابا گیسو کمنده بابا
اگه تو بری تو این غریبی
دل به کی ببنده بابا
—-متن اشعار محمود کریمی محرم 97—–
چه داغی دارم روی سینه الهی هیچ بابایی نبینه
جگر گوششش با لب تشنه جلو چشماش نقش زمینه
شبیه تسبیح بریده که دو نه هاش هر جا پریده
دیدم که سر نیزه تنترو این طرف اون طرف کشیده
عمه کنار تو خمیده رنگ منو عمه پریده
پاشو بریم به خیمه ها تا خواهرت از راه نرسیده
دور و برم ستاره ریخته یا ماه پاره پاره ریخته
هر جوری برداشتم تنت رو روی زمین دوباره ریخته
خیمه ای که پر از شهیده شهیدی مثل تو ندیده
از آتیش داغ تو زود تر آتیش به خیمه ها رسیده
————————–
عقل می‌گوید بمان و عشق می‌گوید برو… واین هر دو، ‌عقل وعشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود اگر چه عقل نیز اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نبرد عشق را در راهی که می رود تصدیق خواهد کرد آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ایی نیست
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——–
کشته ی کشته هاتم
مرده ی مرده هاتم
زخمی یک نگاتم تو حسرت شهیداتم
مولانا علی اکبر
ای فدای تو جانا عشق غیر تو اصلا
بی تو زندگی ابدا مولانا علی اکبر
ملک ملک عشق زهرا
شهریار شهریارا پاره تن حسین
امیر تاج دارا ماه شبای تار لیلا
یاد روی تو اصل رویا
کشته ی کشته هاتم
مرده ی مرده هاتم
زخمی یک نگاتم تو حسرت شهیداتم
مولانا علی اکبر
جان ساقی حرم جام لب تو دریا
عشق نام تو بردن
از شراب تو خوردن
تو رکاب تو مردن
مولانا علی اکبر
آینه ی صفات الله
جلوه صراط الله
علت بقای عشق
ای فنا به ذات الله
امیر جون به کف تویی تو
نوه لو کشف تویی تو
نسخه تمام عیار شاه نجف تویی تو
میرسه محشر از راه
بس که حسین کشید آه
تو رفتی و سفید شد محاسن ثارالله
مولانا علی اکبر
میری و میشه تنها دنبالت میاد بابا
سخت داغ تو بخدا مولا علی اکبر
تا بدن کبودت افتاد
تا کلاه خودت افتاد
تبر و تیغ و نیزه به تار و پودت افتاد
ولی دیگه نمیشه حالا
تو رو بغل بگیره بابا
بس که قطعه شد این پیکر اربا اربا
بابات داره میمیره
کی دستمو بگیره
عشق بابا بلند شو
ببین چه خسته و پیره
مولانا علی اکبر
ای یل خیمه ها حیدر کربلا ای علی اکبر
ای ستاره سحر و ثمر و پسر خون خدا
شبه نبی سبط علی تلالو نور ناموس کبریا
یک طرف اکبر به میدان میرود دامن کشان
یک طرف بابا پریشان عمه ها مویه کنان
ماه تابان من جان جانان من یوسف زهرا بابا
با نبودنت می رود نور از این دیده گریان من
ای پسرم خون جگرم که رفتن تو زد اتش به جان من
ای ماه شبهای تارم خورشدی روزگارم
علاج تشنگی ات را به جدم می سپارم
خیمه محشر شده عمه مظطر شده در تبو تابم
ای زینب بیا و ببین که حسین بی علی اکبر شده
جان دلم مشتعلم محاصنم سرخ از خون جگر شده
میدرخشد چون ستاره این جسم پاره پاره
میدهم جان تا بگیری دست من را دوباره
ای خرامان رفته در خون خفته کم تر ناز کن
اکبرم جان رقیه چشم خود را باز کن
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —
ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای یل کرب و بلا
ای امید خیمه ها
ای شبیه مصطفی
ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای نفس های حسین
یار رعنای حسین
ماه زیبای حسین
ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای بدر هاشمیون
ای میر حیدریون
ای مهر فاطمیون
ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
ای یل کرب و بلا
ای امید خیمه ها
ای شبیه مصطفی
خورشید ارض و سما
هم خون خون خون خدا
نور ایمان وفا
ای علی اکبر حسین ثانی حیدر حسین
– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——
ایوان نجف عجب صفایی دارد…
حیدر(ع)،بنگر چه بارگاهی دارد…
چشمت عین الیقین است
دستت حبل المتین است
به صف پیکار کار ذوالفقارت آتشین است
تکبیرت پر طنین است
علمت در آسمان ها از همه بالاترین است
ضربان قلب تو سرمایه ی عمر زمین است
صنمی که جبرئیل از باغ روحش خوشه چین است
روح روح الامین،حیدر(ع)،امیرالمومنین(ع) است!
ملکوت بی کران ها
جبروت کهکشان ها
همه مٌلک سرور اعلا علی(ع)،علی مولا(ع)
ایوان نجف عجب صفایی دارد…
حیدر،بنگر چه بارگاهی دارد…
—- متن اشعار محمود کریمی محرم 97 ——-
ای تو رسولی تو نبی الله منی غیرت الله منی
اشهد ان علی ولی الله منی غیرت الله منی
–متن اشعار محمود کریمی محرم 97——-
چه قیامت چه محشری چه دلاور چه دلبری
سری از هر سری سری الله اکبر چه اکبری
پس این پرده چه می بینی
که مشتاق بلایی تو
دل حرم محو رخت اما
محو ذات خدایی تو
راهی میدان شدی از خیمه
با این حالت شیدایی
همه به دنبال تو آواره
ای مجموعه ی زیبایی
چه شکوه و صلابتی چه وقار و اصالتی
چه دل بی نهایتی الله اکبر چه قامتی
نام عمویت پدر فضل است
اما تو پدر عشقی
روبرویت معرکه اما تو
راهی سفر عشقی
گره ی ابروی تو امید
قلب خسته ی ثارالله
با حرم و عمه وداع کردی
با لبخند رسول الله
از خیمه برون چو رسول الله
آمد پیش چشم ثارالله
دستی بر قبضه ی شمشیر و
فریاد علی اکبر یا علی ولی الله
همه ی اهل حرم از پی او نالان
فلک از نفسش سوزان
ملک از دم او گریان
به کف آینه و اشک و قرآن
به تنش زره رسول دو سرا
به لب پدرش دم یا ولدی
عجب عشق و محبتی عجب اصل و اصالتی
عجب ایثار و همتی الله اکبر چه حالتی
حسب فرمان ولی امر
جانت را به کف آوردی
میکشی تیغ و به لبت ذکر
یا شاه نجف آوردی
لب همه در عطش آب و
تو لب تشنه ی جانانی
آیینه ی کامل پیغمبر
اکنون حیدر میدانی
دست عالم و دامن تو یاعلی
علی علی یاعلی
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 –
وای از اشک خواهرم واویلا علی الحرم
وای به روز دخترت واویلا علی الحرم
داغ تو گشت عمه را واویلا علی الحرم
گرفته قلب خواهرم واویلا علی الحرم
فرق تو عین حیدر است واویلا علی الحرم
سرت شکسته پسرم واویلا علی الحرم
شدی شبیه مادرم واویلا علی الحرم
وای خدایا چه کنم واویلا علی الحرم
خیز و ببین چه مضطرم واویلا علی الحرم
بر سر و سینه میزند واویلا علی الحرم
کنار من برادرت واویلا علی الحرم
واویلا علی الحرم
این تن پاره پاره را واویلا علی الحرم
چگونه تا حرم برم واویلا علی الحرم
وای به روز دخترم واویلا علی الحرم
وای از اشک خواهرم واویلا علی الحرم
وای یل دلاورم واویلا علی الحرم
ای ماه منورم واویلا علی الحرم
آلاله معطرم واویلا علی الحرم
تو دست و پا میزدی و واویلا علی الحرم
کنار تو محتضرم واویلا علی الحرم
واویلا علی الحرم
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —-
اگه پدری خدای نکرده داغ جوون ببینه
اطرافیان نمیذارند غمی بیشتر از اون ببینه
میان برا تسلی دست پدرو میگیرن
همه میان و زیر تابوت پسرو میگیرن
اما دلا بسوزه برا پدری که داغ دید
نمیتونست بلند شه بس که پاهاش میلرزید
افتاده بود و قاتل به گریه هاش میخندید
اگه پسری خدای نکرده به روی خاک صحرا
بیوفته جون بکنه از عطش پیش چشای بابا
یکی بیاد یکم آب رو صورتش بپاشه
که تشنگی اولاد به خدا قاتل باباشه
اما دلا بسوزه برا ماه لیلا
ماهی که زنده زنده تنش شد اربا اربا
لب تشنه دست و پا زد جلو چشم های بابا
– متن اشعار محمود کریمی محرم  97 –
رسید کار به جایی ز عاشقی ما را
که در قبیله ی ما هر که بود مجنون شد
یک مصرع حاصل عمری که داشتم
یار آمد و گرفت به بندم کشید و بردد

 

متن اشعار محمود کریمی شب تاسوعا محرم 97

فایل صوتی مداحی محمود کریمی شب تاسوعا محرم 97

شیعتی مَهْما شَرِبْتُم ماءِ عَذْبٍ فاذکرونی
اَوْ سَمِعْتُم بِغَـــــریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
فـَاَنا السِّبْطُ الَّذی مِنْ غَیْرِ جُــرْمٍ قَتِلُونی
وَ بِجَرد الخَیْـلِ بَعْد القَتْلِ عَمْداً سَحِقُونی
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشــورا جمیـعاَ تَنْظُرونی
کَیْفَ اِسْتَسْقی لِطِفْـلی فَاَبوا اَن یّرْحَمُونی
وسقوه سهم بغــــی عوض الماء المعین
من شهید کربلایم
سربریده از قفایم
– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 –
از سوز سینه میکشم آه سلام یا بقیه الله
فدای اشک چشم اشک بارت آقای من آجرک الله
کسی چمیدونی کجایی کجای دشت کربلایی
تو خیمه ی عموت ابالفضل یا که کنار عمه هایی
ما مهمونای شهداییم ما راهی کرب و بلاییم
تو روضه خون لب سقا ما سینه زن های شماییم
آقام آقام آقام ای
تموم دنیا روضه خونه اشکام میریزه دونه دونه
بهونه ی گریه هام امشب عموی صاحب الزمونه
ساقی کربلا ابالفضل امید خیمه ها ابالفضل
آبروی ام بنین و آینه ی مرتضی ابالفضل
یادمه مادرم که میگفت ای فدای روضه ی ابالفضل
همه پسندازشو میداد برای روضه ابالفضل
اون که میگیره حاجتش رو هرکی تو روضه هاش میشینه
دوای دردای مریضاش تو سفره ی ام بنینه
خدای عشق عاشقاشه ولی خودش عاشق ارباب
به روی پاهاش بوسه ی موج به روی شونش سر مهتاب
حسین نگاه میکرد به چشماش زینب دعا میخوند تو گوشش
لباس رزمشو تنش کرد یه مشک خالی روی دوشش
لالایی رباب این شد بخواب مادر دورت بگرده
چشماتو روی هم بزاری عموت با آب بر میگرده
کسی نمونده توی دنیا مرامشو ندیده باشه
فرات از اینجا خیلی دور نیست دیگه الان باید رسیده باشه
الان دیگه تو آب رفته مشکشو زیر آب برده
عموتو که میشناسی مادر مطمئنم که آب نخورده
الان شده سوار اسبش راهی خیمه های شاهه
بزار ببینم از تو خیمه چشم همه حرم به راهه
آب خنک شبیه بارون مهمون میاره برا مهمون
بخواب تا انتظار کم شه تا وقتی که بیاد عمو جون
عمو با مشک خالی رفته کار عمو نشد نداره
گریبون نهرو میتونه بگیره تا حرم بیاره
وای اگه آب نخورده باشه جون به تنش نمونده باشه
وای اگه روی زمین بیوفته از رو زمین نتونه پاشه
کنار علقمه شلوغه حسین تنها بین لشکر
رو دامنش گرفته ارباب سر شکسته ی برادر
امیر لشکرم بلند شو بی تو کجا برم بلند شو
پاشو ببین که بی حیا ها دارن میرن حرم بلند شو
سر مگه با تبر شکسته چیشد که اینقدر شکسته
دست تو از بدن جدا شد قد من از کمر شکسته
داغ تو ای دار و ندارم کجای این دلم بذارم
پاشو بریم کاری نکن که برم رقیه رو بیارم
دست تو توی آب بردی این همه راه مشک آوردی
گذشته آب از سر خیمه خودت یه خورده آب میخوردی
بوی یاس میاد تموم دلخوشیم همینه مادرم اومد از مدینه
تو نیتی اونوقتی که دشمن میاد با چکمه روی سینه
تو نیستی اونوقتی که آتیش دامن خیمه رو میگیره
پنجه ی وحشی ها تو غارت گوشه ی معجرو میگیره
تو سر نهاده ای روی دامان فاطمه من را بگو
که رو به زمین میشود سرم
یه قلب مبتلا تو این سینه مریضمو دوام ابالفضل
سینه ما سینه زنا وقف موقوف آقام ابالفضل
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97  —
این حسین است که عرصات غایی خلافت تکوینی انسان را تا آنجا پیموده است که دیگر جز جان میان او و مقصود فاصله نیست. آنان که با چشم ظاهر می نگرند او را دیده اند که بر بالین علی اکبر «علی الدنیا بعدک العفا» گفته است و بر بالین قاسم «عزَّ والله علی عمک ان تدعوه فلا یجیبک او یجیبک ثم لا ینفعک» و اکنون بر بالین ابی الفضل عباس می گوید: «الان انکسر ظهری و قلت حیلتی» ،اما حجاب های نور را نمی بینند که چه سان از هم دریده و رشته های پیوند روح را به ماسوی الله چه سان ازهم گسسته ! نه ماسوی الله ، که اینجا کلام نیز فرشته سان فرو می ماند.
———————————
هوای خیمه گرمه هوای دل ها سرده
دعا کنید که شاید عمو دیگه برگرده
گمونم دیگه بی چاره ایم از الان دیگه آواره ایم
از الان هممون شاهد حراج سر شیر خواره ایم
فکر بی عمو زنده موندن آزارم میده
بی عمو گل های باغ زهرا زرد و خشکیده
نه صبر کن داره میاد باباس خمیده رنگش پریده
گمونم دیگه بی چاره ایم از الان دیگه آواره ایم
از الان هممون شاهد حراج سر شیر خواره ایم
بعد عمو میگیرن شش ماهه را از مادر
عمو نباشه میشه نوبت علی اصغر
بین خیمه ها هرجا میری حرف دستاشه
هیشکی فکر نمیکرد بابا روزی انقدر تنها شه
کی فکر میکرد یه روزی دستاش جدا شه
یه روز عمو نباشه یه لشکر برا غارت میاد
با بغض و با جسارت میاد عمو
عمود حرم افتاده و داره حرف اسارت میاد
گمونم دیگه بی چاره ایم از الان دیگه آواره ایم
از الان هممون شاهد حراج سر شیر خواره ایم
صید دریا تیر شد همینه که دردناکه
لشکر کفتار شیر
… رسیده امیر المومنین
ای علمدار یا ابالفضل
– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 –
پسر شاه دین عشقم امیر مه جبین عشقم
تویی رویای من عشقم یل ام البنین عشقم
عشقم عشقم عشقم
تمام عشقی کلام عشقی امام زاده ای اما امام عشقی
ای علمدار یا ابالفضل
ساقی نشعتین عشقم امید زینبین عشقم
جبروت علی عشقم ملکوت حسین عشقم
عشقم عشقم عشقم یل ام البنین عشقم عشقم عشقم عشقم
ای سر مستور ای نسل منصور تویی ماه آل الله و نور علی نور
دل همه به زلفت گرفتار ای علمدار یا ابالفضل
ای علمدار یا ابالفضل
تویی اصل جنم عشقم تویی لوح و قلم عشقم
آرزوی دلم عشقم آبروی علم عشقم عشقم عشقم عشقم
یل ام البنین عشقم عشقم عشقم عشقم
در صدف تو اصل شرف تو کلید دار حرم شاه نجف تو
تو ماه عالمی در شب تار ای علمدار یا ابالفضل
ای علمدار یا ابالفضل
–دانلود مداحی محمود کریمی شب تاسوعا محرم 97–
حسین طااهری

دنیا شده آماده ی یک جنگ جهانی
فریاد شیاطین .. یهودی
بیرون زده از حنجره ..
تا روح خدا در دل اینخاک دمیده
دشمن به خودش یک شب آرام ندیده
کم کم همجا میرسد آوای خمینی
بین المللی میشود این ..
بیداری اسلامی دنیا که رقم خورده
..
ما پاسختان را به دم تیغ سپردیم
..
بر قلب تلاویب که سجیل ببارد
..
دوران معاویه صفت ها ..
این پرچم شیعست که در ..
هر کس ز علی دم بزند
یا حیدر کرار زند نقش به زودی
بر پرچم سبز عربستان صعودی
شیر سرخ عربستان و وزیر شه خوبان
..
او لقبش ماه بنی هاشم
..
شه باوفا ابالفضل صاحب لوا ابالفضل
..
همه شان سینه زنان کنان
موی پریشان ..
به لب سوختگان
– متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —–
حسین طاهری
ماهی که دل از حسین برده است
بنگر قمرا که بی قراری
داریم تو را و غم نداریم
ای بارگه ادب ابالفضل
ای ساقی تشنه لب ابالفضل
دنیا به سراب بسته ما را
بی دست بگیر دست ما را
دست تو گره گشای ما شد
چون در بغل حسین باز شد
حیدر نسبی علی تباری
تو وارث تیغ ذوالفقاری
ای کار گشای ارمنی ها
درگاه دعای ارمنی ها
سقا و برادر حسینی
دلداده و دلبر حسینی
ای دست گره گشا ابالفضل
مدیون توییم یا ابالفضل
— متن اشعار محمود کریمی محرم 97 —-
حسین طاهری
ای به دل شکسته تکیه گاه
واسه قلب بی کسا پناه
بی تو عمر من میشه تباه
من به کسی غیر ارباب درد دلمو نگفتم
من همه .. از چشم حسین نیوفتم
من همه تلاشم این بود از چشم حسین نیوفتم
درمون همه دردامی آرامش دو دنیامی
من نوکر بقیع بودم باز خوبه تو آقامی
..
تو شور دل شیدامی
من نوکر بقیع بودم
باز خوبه تو که آقامی
آقا ابی عبدالله
مولا ابی عبدالله
لا عشق الا ابی عبدالله
..
زنده باشمو ببینم اربعین کربلا
من مردمو مسیحامو
آغازی و سر انجامی
من نوکر بقیع بودم

متن اشعار محمود کریمی شب دهم محرم 97

بزودی……

1
پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
جدیدترین قدیمی ترین محبوب ترین
اطلاع از
زینب
زینب

لطفا متن شعر محمود کریمی بیدار شو برادرم بیدار شو رو هم قرار بدین. سپاس. اجرتون با اباعبدالله