Ultimate magazine theme for WordPress.

شوهرم را دوست ندارم/ علاقه ای به همسرم ندارم

پرسش: شوهرم را دوست ندارم و از شوهرم متنفرم چکار کنم؟ کسی که خانواده یا شغل یا چهره همسرش را دوست نداشته باشد چکار کند؟ علاقه ای به همسرم ندارم زیرا مدت دوسال است با مردی عروسی کردم که هیچ مهری از اوبه دل ندارم چرا بااینکه از هیچ کاری برایش دریغ نکرده ام خیلی آزارم می دهد باید درمقابلش رو بزنم تا به من اعتنا کند ، صفات بدش بیش از صفات خوبش می باشد . دروغ گویی ، کینه توزی ، بی فکری ، سیگار کشیدن ، قدرنشناس چگونه درمانش کنم ؟ می ترسم از آینده ام امیدوارباشم یاخیر ؟ چه توصیه هایی دارید.

[box type=”info” align=”” class=”” width=””]توصیه می کنم تا آخر مقاله را دقیق مطالعه کنید.[/box]

جواب: خواهر خوبم : صفات اخلاقی درهمسر راباید قبل از ازدواج مد نظر قرارداد. پیامبر (ص) فرمودند: با مرد دروغگو ، بخیل ، کینه جو ازدواج نکنید . ولی اکنون که شما این راه راتانیمه رفته اید باید بگویم زندگی مثل یک راه بدون برگشت است ،اگر وارد زندگی ای شدی از حیث اخلاقی حق نداری این زندگی راازهم بپاشی وخرابش کنی اگر چه ممکن است از نظر قانونی اجازه این کاراداشته باشی ، حالا که این عمل را انجام دادی وازدواج کردی بیا وفکری براصلاحش بکن .
اینکه گفته ای بعداز گذشت 2سال به همسرت مهری نداری دلیلش واضح است تو قائلی که صفات بد اوبیشتر از صفات نیکش است واین کثرت صفات بد محبت رادردل تو میکشد وازبین می برد . ولی از همین جمله خودت برمی آید که اوصفات خوب دارد . بیا وصفات خوبش را بزرگ کن ، تشویق کن به رخ او بکش واورایاری کن درزیاد کردنش . انسان مثل ظرف است اجازه بده صفات خوبش آنقدر زیاد شود تا تمام ظرف وجودش را بگیرد . هرکدام از مفاسدی که نوشتی علتی دارد وبادرک علت می توان دارویی معادل باعلت به اوخوراند . من به شما توصیه می کنم با مشاوری بنحو حضوری ارتباط داشته باشید ومشکلات زندگی را یک به یک بیان کرده ویک یک حل کنید واین رابدانید مه به کوشش به هرچیز خواهید رسید .
لیس للانسان الا ماسعی : برای انسانها همیشه چیزهایی خواهد بود که بخاطرشان سعی کرده اند .

خانوداه شوهرم را دوست ندارم و از آنها متنفرم

سوال: من و همسرم خیلی به هم علاقه داریم، ولی متاسفانه اختلاف من و خانواده او و نفرت من از آن‌ها باعث شده گاهی بی جهت به شوهرم سرکوفت بزنم. تقریبا با خانواده همسرم قطع ارتباط کرده‌ام، لطفا راهنماییم کنید که چه کار کنم که این اختلاف به روابطم با همسرم آسیب نزند؟

پاسخ:
اینکه اشاره کردید شما و همسرتان خیلی به همدیگر علاقه دارید، اسباب خرسندی است. امیدوارم این علاقه و محبت روز افزون باشد، امّا از اینکه با خانواده همسرتان اختلاف دارید و متاسفانه با واژه نفرت از آن یاد کردید، اظهارنگرانی می‌کنم.
ای کاش اشاره می‌کردید به چه دلیل با خانواده همسرتان اختلاف پیدا کرده‌اید؛ چون ممکن است برای حل آن به مشاوره حضوری نیاز داشته باشید، با این حال توجه شما را به چند نکته مهم جلب می‌کنم:
1. درباره آنچه گفتید خواهشمندم به صورت احساسی با مسأله موجود برخورد نکرده و گله‌ای را از این بابت به شوهر خود انتقال ندهید یا او را سرزنش نکنید.
2. مطمئن باشید احترام به پدر و مادر همسر(حتی احترام به برادر و خواهر و خویشان همسر) و تکریم شخصیت ایشان توسط عروس خانم از اصول بسیار تاثیرگذار بر زندگی مشترک و از معیارهای اصلی حسن تدبیر در حیات زوج‌های جوان است.
3. عروس خانم‌های فهیم از هیچ کوششی برای تکریم منزلت معنوی والدین همسر به ویژه مادرشوهر خود فرو گذار نمی‌کنند. آنان خوب می‌دانند که در برابر هر مقدار محبت خالصانه و احترام و تکریم در خوری که به ایشان تقدیم می‌کنند، جاودانه‌ترین دوستی‌ها و محبت‌ها را در دل همسر خویش بارور می‌سازند.
4. با هر راهکار ممکن نگذارید آتش آن اختلافات به حریم صمیمی رابطه شما و همسرتان نزدیک شود. از مهم‌ترین اهداف زندگی مشترک، رسیدن به آرامش و بهره مندی از بیشترین لذت است و اصولا از زن و مرد انتظار می‌رود که به یکدیگر آرامش ببخشند.
5. اصل مهم مثبت اندیشی را فراموش نکنید. به جای تصور و یادآوری خاطرات تلخ گذشته یا برخی از رفتارهای نادرست آن‌ها، پیوسته به ویژگی‌های مثبت و خوب آن‌ها بیندیشید.
6. با همکاری شوهرتان، راه‌حل‌های مختلف و امکان پذیر را برای ارتباط شایسته دو خانواده بررسی کنید. هردو در پی آن باشید که برای بهبود موقعیت، تمام ایده‌ها و راه‌حل‌ها را مطرح کنید و درباره هیچ کدام ارزیابی و قضاوت انجام ندهید. پس از مطرح شدن همه نظرات و ایده‌ها، بهترین را انتخاب کنید.
7. شایسته است خود را با شرایط موجود به گونه‌ای مناسب و فعال وفق داده و هماهنگ سازید که با ابتکار، خلاقیت و بهره‌مند شدن از توانمندی‌های خود مقداری از وضعیت موجود فاصله گرفته و به وضعیت مطلوب موردنظرتان نزدیک شوید.
جهت مطالعه بیشتر:
– کتاب “ارتباط با خانواده همسر”، اثر محسن ایمانی، انتشارات پیام رسان، این کتاب در فروشگاه اینترنتی نیز قابل دسترسی است

نارضایتی از چهره همسر/ چهره همسرم را دوست ندارم

در مورد چنین مردانی که از چهره همسر خود راضی نیستند ابتدا توصیه می شود که این سؤال را از خود بپرسند که” تصمیم من در مورد ادامه زندگی با این زن چیست؟”

در بسیاری از موارد عدم رضایت مرد از ظاهر همسر باعث بهانه جویی های مکرر و بداخلاقی و بدرفتاری در منزل می گردد. این نوع رفتارهای وی گاه همسر را درمانده و دچار استیصال می کند چون کاملا مشخص است که این رفتارها تنها بهانه گیری است و پوششی بر یک مشکل و ناراحتی دیگر است که زن نمی تواند آن را کشف کند.

ادامه پیدا کردن این وضعیت مخل احساس خوش بختی و مانع ادامه زندگی موفق است. از طرف دیگر مسلما اکثر مردانی که دچار این مشکل هستند، از بیان مستقیم این موضوع(عدم رضایت از ظاهر) به همسرشان خودداری می کنند. لذا پیشنهاد می شود که در اولین گام حتما زوجین مراجعه حضوری نزد مشاور خانواده داشته باشند. بسیاری از اوقات بی توجهی زن به پوشش ظاهر باعث بی میلی و نارضایتی مرد می گردد که مسلما مطرح کردن اهمیت موضوع برای خانم، تا حدودی مشکل افول می یابد.

یکی از علل رایج دیگر برای عدم رضایت مرد از ظاهر همسر، رواج بی بند و باری در جامعه است. مسلما رواج بی بند و باری میان برخی زنان جامعه و بی توجهی با شأن و شئونات اسلامی در برخی از مردان(به خصوص آنها که در کنترل نگاه ضعیف بوده و یا پایه های اعتقادی قوی ندارند) تأثیرات مخربی به جای گذاشته و موجب مقایسه دائمی میان همسرشان و این زنان می گردد. اتخاذ همین نوع رفتارهای غیر اخلاقی باعث ایجاد دلزدگی در برخی از مردان می گردد. توجه بیشتر به اصول اعتقادی و اخلاقی و کنترل نگاه و از دگر سو کاهش مراودات با زنان بی بند و بار و بدحجاب باعث کاهش چنین مقایسه ها و آسیبهایی می گردد.

و در نهایت برخی از مردان دارای شخصیت وسواسی هستند، که یا در انتخاب همسر دچار مشکل می شوند و دائما تصور می کنند که بهتر از این فرد و زیباتر از وی وجود دارد و لذا دائما به دنبال فردی زیباتر هستند و یا در صورت انتخاب نیز با افکاری مشابه افکار فردی که در ابتدای مقاله شرح دادیم، مواجه می شوند. لذا در مورد این دسته از افراد قطعا باید کاری کرد که فرد برای درمان اقدام نماید و با بهره گرفتن از روان درمانی قادر شود بر مشکل خویش فایق آمده و یا از شدت وسواس او کم شود و بدین ترتیب میزان رضایت زوجین از زندگی بیشتر شده و کانون خانواده گرمتر و گرمتر شود.

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از