ذوالقرنین کیست؟ سد ذوالقرنین کجاست؟

متن سوال: ذوالقرنین کیست؟ سد ذوالقرنین کجاست؟ سدى که در قرآن از آن نام برده شده ، آیا هنوز وجود دارد ؟

سد ذوالقرنین کجاست

پاسخ اجمالی: خداوند متعال می فرماید: «قالوا یـذَا القرنین إنّ یأجوج و مأجوج مفسدون فی الأرض فهل نجعل لک خرجًا علی أن تجعل بیننا و بینهم سدًّا.. .; (کهف ، 94) ]آن گروه به ذوالقرنین[ گفتند: «ای ذوالقرنین ! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد می کنند . آیا ممکن است ما هزینه ای برای تو قرار دهیم که میان ما و آنها سدی ایجاد کنی.. .» در این که این سد در کجا واقع است ، اختلاف شده ; ولی طبق گواهی دانشمندان و برخی شواهد دیگر ، در سرزمین قفقاز میان دریای خزر و دریای سیاه ، سلسله کوه هایی مانند یک دیوار است که شمال را از جنوب جدا می کند . تنها تنگه ای که در میان این کوه های دیوار مانند وجود دارد ، تنگه «داریال » معروف است ، و در همان جا دیوار آهنین باستانی به چشم می خورد; به همین جهت ، بسیاری معتقدند که «سدّ ذوالقرنین » همان سدّ است . جالب این که در آن نزدیکی ، نهری به نام «سائرس » وجود دارد که به معنای «کورش » است ، زیرا یونانیان ، کورش را سائرس می نامیدند . (1 . ر .ک : تفسیر نمونه ، آیت الله مکارم شیرازی و دیگران ، ج 12 ، ص 532 ـ 550 ، د)

پاسخ تفصیلی: گر چه بعضى میل دارند، این سدّ را با دیوار معروف چین، که هم اکنون برپاست و صدها کیلومتر ادامه دارد، منطبق بدانند، ولى روشن است دیوار چین نه از آهن و مس ساخته شده و نه در یک تنگه باریک کوهستانى است، بلکه، دیوارى است که از مصالح معمولى بنا گردیده، صدها کیلو متر طول آن است و الآن هم موجود است.
بعضى دیگر اصرار دارند: این همان «سدّ مارب» در سرزمین «یمن» مى باشد در حالى که سدّ مارب گر چه در یک تنگه کوهستانى بنا شده ولى براى جلوگیرى از سیلاب و به منظور ذخیره آب بوده و ساختمانش از آهن و مس نیست.
ولى طبق گواهى دانشمندان در سرزمین «قفقاز» میان دریاى خزر و دریاى سیاه، سلسله کوه هائى است همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا مى کند، تنها تنگه اى که در میان این کوه هاى دیوار مانند وجود دارد تنگه «داریال» معروف است و در همانجا تاکنون دیوار آهنین باستانى به چشم مى خورد و به همین جهت، بسیارى معتقدند: سدّ ذو القرنین همین سدّ است.
جالب این که در آن نزدیکى نهرى است به نام «سائرس» که به معنى «کوروش» است (یونانیان کوروش را سائرس مى نامیدند).
در آثار باستانى ارمنى از این دیوار، به نام «بهاگ گورائى» یاد شده و معنى این کلمه «تنگه کوروش» یا «معبر کوروش» است و این سند، نشان مى دهد بانى این سدّ او بوده است. (1)

ذوالقرنین کیست؟

خداوند بیشتر در قصص قرآن، از شخصیت های داستانی چون داستان های تاریخی رایج از نام و یا لقب مشهور آنان یاد می کند و به فراخور نقش آنان در داستان و آموزندگی قصه ها به بیان برخی از اعتقادات آنان در قالب دعا و یا سخن گفتن با خدا می پردازد. بیان و ویژگی های اخلاقی و اجتماعی و شخصیت های قرآنی از ویژگی های دیگر داستان های قرآنی است که گاه چند لایه بودن شخصیت و ابعاد او را نیز به تصویر می کشد.

خداوند در قرآن از این شخصیت داستانی تنها از لقب مشهور او «ذوالقرنین» نام می برد و همچون بسیاری دیگر از قصص قرآنی، به زمان و مکان وقوع آن اشاره نمی کند؛ و دلیل آن نیز شاید این باشد که مخاطبان قرآن، موحدان و مؤمنان هستند که به حقانیت قرآن اعتقاد دارند و نیازمند ارائه سند زمانی و مکانی داستان ها نیستند.

خداوند در قرآن به بیان ویژگی های اعتقادی و اخلاقی این شخصیت قرآنی برای پیامبر اکرم(ص) می پردازد تا پاسخی باشد برای پرسشگران از حضرت(ص) درباره ذوالقرنین!

الف: ایمان به مبدء و معاد، ایمان به خداوند یکتا و روز رستاخیز؛ این عقیده و نیز ارتباط درونی و ایمانی وی با خداوند، به صراحت مطرح شده است: «قُلْنَا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا»[2]. همچنین پاسخ ذوالقرنین به خطاب الهی، گویای اعتقاد به توحید و معاد اوست: «قَالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یرَدُّ إِلَی رَبِّهِ فَیعَذِّبُهُ عَذَابًا نُکرًا»[3]. و نیز در آیه دیگر علاوه بر سپاس نعمت الهی، سخن از ماندگاری سد تا برپایی قیامت به میان می آورد: «قَالَ هَذَا رَحْمَهٌ مِنْ رَبِّی فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکاءَ وَکانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا»[4]

ب: خلق نیکو، عدالت گستری و خدمت رسانی به مردم در عرصه عمل؛ آنچه از آیات استنباط می شود طهارت در اندیشه و اعتقاد موجب شد که خداوند نیز اسباب و امکانات اقتدار و ریاست او را فراهم سازد: «إِنَّا مَکنَّا لَهُ فِی الأرْضِ وَآتَینَاهُ مِنْ کلِّ شَیءٍ سَبَبًا»[5].

خداوند در آیات قرآن در مورد ذوالقرنین چیزی بالاتر از بیان اعتقادات، اخلاق و رفتار وی بازگو نکرده است و حاکمیت او را بر زمین و اعطای اسباب قدرت وی را هدیه ای از سوی خود به او برمی شمارد و هرگز از این که او پیامبری از پیامبران الهی بوده است سخنی به میان نیاورده است.

تلاش برای شناخت شخصیت ذوالقرنین و جستجو برای یافتن رد پا و سد ساخته شده او در تاریخ، از دیر باز مفسران و پژوهشگران را به گمانه زنی هایی واداشته است. نقد و نظری درباره این گمانه ها و نگاهی کوتاه به مصادیقی که آنان برای ذوالقرنین ذکر کرده اند، می تواند ما را در نزدیک شدن به شخصیت آن بنده صالح و پدیده بی بدیل «سد» او نزدیک تر سازد.

احتمال اول ذوالقرنین و سد ذوالقرنین

امپراطور بزرگ چین (تبسن چی هوانک تی) که دیوار بزرگ چین را بنا کرد؛ در واقع این باور بر اساس ایده ای استوار گردید که در آن «سد ذوالقرنین» همان دیوار چین است. یکی از نویسندگان باورمند به این نگاه و نظریه، در تحقیق خود از بومیان منچوری از قبائل «مأچورا» (مأجوج) و «تونگنور» (یأجوج) نام می برد[6] و با استناد به زندگی اقوام مغولستان و قبائل هون و نیز پیشرفت علمی چینی های قدیم در علوم مختلف به ویژه در شیمی[7] به کارگیری این علم در کنار علوم دیگر در ساختن دیوار چین، این دیوار را همان دیوار چین و تسن چی هوانک تی را ذوالقرنین می خواند. وی درباره پایداری این سد تا به امروز می نویسد: «… چنانکه نمی توان به سادگی از هیچ نقطه آن گذشت یا در محلی سوراخ یا نقبی احداث نمود، «فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ یظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا»[8]؛ یعنی پس از اتمام سد قبائل یأجوج و مأجوج بالا رفتن بر آن را نتوانسته و توانایی نیافتند که بر آن سوراخی و نقبی زنند. و همان طور که قرآن مجید اعلام فرموده، تا کنون کمترین رخنه یا نقبی بر این دیوار نمودار نیست.[9]

بر فرض پذیرش این نظریه که دیوار چین همان سد ذوالقرنین باشد، تنها یک بخش از تشابه و تطبیق مصداق عینیت می یابد؛ چرا که بخش دیگر اثبات این است که «تسن چی هوانک تی» همان «ذوالقرنین» است!

خداوند از ذوالقرنین به انسانی موحد، مؤمن، عدالت گستر و یاور مظلومان یاد می کند، در حالی که فرمانروای چین نه تنها دارای چنین ویژگی هایی نیست بلکه تاریخ او را فردی ظالم و بی رحم به تصویر می کشد.

دیوار چین هر چند طولانی ترین بنای ساخته شده بشر است و جزو چند بنای منحصر به فردی است که از کره ماه هم قابل رؤیت می باشد، اما حاصل کار اجباری هزاران اسیر و برده مظلوم بود که به گفته تاریخ نزدیک به چهارصد هزار انسان بی گناه برای ساخت آن جان خود را از دست دادند. به گواهی تاریخ چنین پادشاه سفاکی نمی تواند ذوالقرنین، حامی ستمدیدگان و مظلومان، باشد.

احتمال دوم ذوالقرنین و سد ذوالقرنین

یکی از پادشاهان یمن که نامش با پیشوند «ذو» همراه بوده است؛ که در تعبیر زبان عربی آنان را «ذوات الاذواء» می شناسند. بر اساس این دیدگاه که از کمترین نشانه تطبیق برخورد است، عنوان «ذوالقرنین» بر یکی از این پادشاهان صادق است. مورخان تاریخ عرب نظیر اصمعی و ابن هشام در خصوص نام این پادشاه اختلاف نظر دارند و برای مصداق نام هایی چون «مصعب بن عبدالله » و «مصعب بن ذو مرائد» مطرح می کنند.

در کنار این مشابهت وجود واژه «ذو» بین ذوالقرنین و این پادشاهان ، موحد بودن جامعه عرب را مستند دیگر این نظریه خوانند! که باید گفت که این نظریه نیز به بداهت، قابل خدشه است.

هم وجود سد ساخته شده توسط این پادشاه با آن ویژگی هایی که قرآن ذکر کرده است و هم نقش این پادشاه در ساختن و یا ترمیم آن سد، بر اساس مستندات تاریخی ادعایی بیش نیست و هنوز ثابت نشده است.

مسئله موحد بودن جامعه عرب و پادشاه آن قبل از اسلام هم مسئله ای در خور تحقیق است؛ چرا که بر اساس مستندات تاریخی و صریح آیات، رواج بت پرستی و شرک در منطقه جزیره العرب و حوالی آن پیش از بعثت پیامبر(ص)، بر کسی پوشیده نیست.

احتمال سوم ذوالقرنین و سد ذوالقرنین

اسکندر مقدونی فرمانروای جهان گشای یونانی است. این نظریه در بین گمانه زنی های پژوهشگران از شهرت بیشتری برخوردار است؛ مضافاً بر این که مَثَل معروف «سد سکندری» در افواه مردم از دیرباز حداقل بیانگر پدیده ای به نام سد و رابطه آن با شخصی به نام اسکندر بوده است. برخی از روایات تفسیری اهل تسنن نیز همین دیدگاه را مطرح کرده اند.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان با نقل این نظریه از کتاب تفسیر کبیر فخر رازی و اشاره به برخی از روایاتی که چنین دیدگاهی را مطرح کرده اند این نظریه را به چالش می کشد. عمده ترین نقدی که علامه بر این نظریه وارد می سازد این است که: ذوالقرنین طبق آیات قرآنی انسانی موحد و بنده صالح خداوند بوده است در حالی که اسکندر مقدونی دارای چنین اوصافی نیست؛ گذشته از آن در تاریخ ثبت نشده است که اسکندر با قوم یأجوج و مأجوج به نبرد پرداخته و در برابر آنان سدی بنا کرده باشد. این مفسر والامقام، حتی توجیه برخی از مؤلفان برای اثبات این دیدگاه را نپذیرفته است؛ توجیهی که در آن از وجود دو اسکندر در تاریخ نام برده شده است: اسکندری یونانی تحت تربیت ارسطو که متاخرتر از اسکندری است که قرآن از او به نام ذوالقرنین یاد کرده است، که فاصله زمانی این دو در تاریخ بیش از هزار سال است. گر چه این گمانه زنی می تواند برخی از شبهات مطرح شده را در مورد مصداق ذوالقرنین برطرف سازد اما مرحوم علامه حتی چنین توجیهی را نمی پذیرد و مصرانه معتقد است که شواهد تاریخی به ویژه آیات الهی منطبق با چنین مصداقی نیست.[10]

در نقد این نظریه باید گفت اگر چه اسکندر مقدونی جزو چند فرمانروای کشورگشای تاریخ و شاید به جهت جهان گشایی و گستره امپراطوری سرآمد همه پادشاهان تاریخ است و از این جهت با یکی از ویژگی هایی که قرآن برای ذوالقرنین ذکر کرده مشابهت دارد که او با اقتدار و حاکمیت بر کشورها و حتی تمدن های بزرگ، مصداق تمکن بر ارض می باشد، اما از نظر اعتقادی و رفتاری اسکندر نه موحد خوانده می شود و نه عدالت گستر؛ مضافاً بر اینکه تاریخ نگارانی که نبردهای بزرگ اسکندر را به ثبت رسانده و مقاومت های تمدن ها و ملت ها در برابر لشکر اسکندر حتی مقاومت آریو برزن سردار ایرانی را نیز به ثبت رسانده اند، چگونه ممکن است از رخداد بزرگی چون نبرد اسکندر با قوم یأجوج و مأجوج و ساختن سدی در برابر تاخت زنی سپاهیان دشمنش نامی نبرده اند؟!

احتمال چهارم ذوالقرنین و سد ذوالقرنین

شباهت هایی بین کورش کبیر بنیان گذار سلسله هخامنشی با ذوالقرنین وجود دارد و این نظریه که کورش همان ذوالقرنین است برای نخستین بار توسط سید احمد خان هندی و سپس ابوالکلام آزاد وزیر فرهنگ هندوستان، در اثر تألیفی خود که به عنوان تفسیر قرآن نگارش یافت، مطرح شد و از آن پس مورد توجه و استقبال پژوهشگران و نویسندگان قرار گرفت.

ابوالکلام آزاد با استمداد از شواهد قطعی تاریخی نظیر فتح بابل و خوش رفتاری کورش با یهودیان و شباهت گسترده و عظیم امپراطوری کورش در کنار رفتار نیک او با یهودیان ـ آن زمان که دین الهی زمان خود به شمار می رفت ـ با ویژگی های یاد شده ذوالقرنین در قرآن، این نظریه را ارائه داد؛ که البته با ویژگی هایی که توسط مورخان یونانی نظیر «هرودوت» برای کورش ذکر شده اند، همخوانی دارد. گذشته از دو شباهت گستره امپراطوری و خوشرفتاری – حداقل با یهودیان و موحدان زمان – ابوالکلام آزاد در خصوص اعتقادات، این موضوع را مدنظر گرفته است که در کتاب مقدس و عهد عتیق، کورش هخامنشی با عنوان «مسیح خدا» و «چوپان پروردگار» معرفی شده است.[11]

تطبیق آیات الهی که در آن از ذوالقرنین به عنوان عبد صالح خدا یاد شده با برخی از آیات کتاب مقدس که کورش را در ردیف انبیای الهی قرار داده، از مستندات دیگر این پژوهشگران است؛ آنجا که در کتاب مقدس آمده است: «کورش (آفتاب) بنیانگذار پادشاهی پارس و فاتح سرزمین است، پروردگار که وی را برای اجرای اهداف نیک نسبت به قوم یهود در نظر داشت برگزیند، همانطور که به اشعیای نبی نبوت فرمود.»[12]

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان پس از نقل تفصیلی مطالب ابوالکلام آزاد در خصوص دیدگاه وی مبنی بر اینکه ذوالقرنین همان کورش کبیر است، می نویسد: «انه اوضح انطباقاً علی الآیات و اقرب الی القبول من غیره»[13] یعنی این نظریه روشنترین انطباق را با آیات قرآن دارد و نسبت به سایر نظریات بهتر پذیرفته می شود.

این مفسر کبیر قرآن، سد ساخته شده توسط کورش را از دیگر بناها و سدهای سلاطین و کشورگشایان، با آیات قرآنی نزدیک تر می داند. به عقیده ایشان، طبق تصریح قرآن سد یاد شده بین دو کوه قرار گرفته و با مس گداخته و آهن پی ریزی شد؛ که بر اساس شواهد تاریخی در کوه های قفقاز توسط کورش بنا گشت. رودی که در این منطقه جاری است نیز با نام «سایروس» که همان نام غربی کورش است، شناخته می شود.

علامه طباطبایی قاطعانه دیوار چین را ـ که بین دو کوه قرار ندارد، علاوه بر شباهت نداشتن آن بنا با مواد و مصالح ساخت سد ذوالقرنین و نیز غیرسازگار بودن ساختار آن با کلمات و آیات قرآن ـ مصداق سد ذوالقرنین نمی داند.

جمع بندی ذوالقرنین کیست؟ و سد ذوالقرنین کجاست؟

بنابراین به احتمال فراوان ذوالقرنین کوروش کبیر است و سد ذوالقرنین در قفقاز است.

پی نوشت:

[1]. براى توضیح بیشتر به کتاب«ذو القرنین یا کوروش کبیر»، و همچنین«فرهنگ قصص قرآن» مراجعه فرمائید. گرد آوری از کتاب: تفسیر نمونه، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، دار الکتب الإسلامیه، چاپ بیست و ششم، ج 12، ص 594.

[2]. کهف/ 86 (به ذوالقرنین گفتیم که قوم مغلوب را یا مجازات کن یا روش نیکو در مورد آنان اجرا نما).

[3]. کهف/ 87 ( گفت، هر کس ستم کند پس مجازاتش خواهیم کرد و سپس به سوی پروردگارش باز می گردد تا او را عذابی ناشناخته نماید).

[4]. کهف/ 98 ( گفت: این رحمت پروردگارم است و هنگامی که وعده آخرتش محقق شود آن را فرو می ریزد).

[5]. کهف/ 84 «ما ذوالقرنین را روی زمین تمکن بخشیدیم و از هر چیز برایش اسباب اقتدار را فراهم ساخیم».

[6]. ر ـ ک ذوالقرنین یا… ص 40.

[7]. ر ـ ک همان ص 66 و 67.

[8]. کهف/ 97.

[9]. همان، ص 68.

[10]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 384.

[11]. کورش کبیر، ابوالکلام آزاد، ص 55-20.

[12]. قاموس کتاب مقدس سفر اشعیای نبی، باب 24، آیه 28.

[13]. المیزان فی تفسیر القرآن ج 13، ص 391.

منابع: تفسیر نمونه و تفسیر المیزان و سایت حوزه نت

دکمه بازگشت به بالا