تفاوت صمد و غنی

متن سئوال: تفاوت بین «صمد» و «غنی» را بیان کنید ؟ معنی صمد در سوره توحید و قرآن چیست؟ اینکه امام باقر(ع ) می فرماید: من از واژه «صمد» ، تمام احکام و شرایع را می توانم نشر کنم ، مقصود چیست؟
متن پاسخ: پیش از بیان تفاوت دو واژه «صمد و غنی» ، نخست معانی لغوی آن ها را بررسی می کنیم :

معنی صمد

الف ) واژه صمد: کتاب های لغت ، معانی متعددی برای آن بیان کرده اند که عمده آن سه تا است :

1 . صمد از ریشه صَمْد (بر وزن ضرب ) به معنای قصد است . صَمَد ، وصف به معنای مفعول ، یعنی مقصود است .

2 . دایمی ، ثابت و باقی است .

3 . یعنی آنچه درونش خالی نیست یعنی پُر است .1 در قاموس آمده است : «صمد یعنی مصمود و مقصود; آن که مقصود همه است و برای بر آوردن حوایج به او روی می آورند ، لازمه اش غنا و بی نیازی است ; زیرا آن که همه ، او را قصد می کنند ، قهراً بی نیاز است .» (الرحمن ، 29 ـ فاطر ، 15)2 در روایات اهل بیت (علیهم السلام ) نیز واژه «صمد» به همین سه معنای یاد شده تفسیر شده است که برای نمونه به دو حدیث اشاره می کنیم : 1 . از امام جواد(ع ) معنای صمد را پرسیدند . حضرت پاسخ داد: «صمد ، آقا و سروری است که مقصود همگان است و در کم و زیاد ]به او مراجعه [ می کنند .»3 2 . امام باقر از جدش امام حسین (علیهما السلام ) چنین نقل می کند: «صمد آن است که درونش خالی نیست (تو پُر است ) . آن است که مقام و منزلتش به نهایت رسیده و.. . و آن دایم و ثابتی است که پیوسته هست و زایل نمی شود .»

4 مفسران نیز ضمن اشاره به روایات یاد شده ، همین معانی را تأیید کرده و بیشتر آنها معنای نخست را بر گزیده اند .

5 مرحوم علامه طباطبایی در المیزان می فرماید: «صمد را به معانی متعدد تفسیر کرده اند که بازگشت بیشتر آنها به این است : «الله الصمد» یعنی: خداوند ، آقا و سروری است که در نیازمندی ها مقصود بوده ، به او روی می آورند و چون در آیه مطلق آمده ، مقصود در نیازمندی ها به نحو مطلق است و چون خداوند متعال به وجود آورنده هر موجودی است ، پس غیر او هر ـ آنچه که مصداق شیء است ، در ذات و صفات و آثار ، نیازمند به اوست و به او روی می آورد . (نجم ، 42) و همه چیز به او منتهی می شود .

6 بنابراین ، صمد از مفهومی بسیار عمیق و گسترده برخوردار است که هرگونه صفت مخلوق را از خداوند نفی می کند . مفاهیمی که در روایاتِ رسیده از اهل بیت (علیهم السلام ) برای آن بیان شده است ، به گونه ای به همین معنای یاد شده باز می گردد .

برای نمونه ، پنج روایت نقل می کنیم : 1 . امام حسین (ع ) در معنای صمد فرموده است : «آن که درونش خالی نیست ]از هر نظر پر و کامل و از هرگونه نقص و کمبودی مبرّا است[ و آن که مقامش به نهایت رسیده است و آن که نمی خورد و نمی آشامد و نمی خوابد.. . .» 2 . امام باقر(ع ) فرموده است : «محمدبن حنفیه همواره می گفت : صمد آن است که به خود متکیّ و از غیر خویش بی نیاز است » و غیر او می گویند: «صمد از کون و فساد ]و تغییر و دگرگونی که از ویژگی های مخلوقات است[ مبرّا است و به تغایر ]غیر ثابت و دگرگونی[ وصف نمی شود . 3 . امام باقر(ع ): «صمد ، آقا و سرور و فرماندهی است که دستور دهنده و نهی کننده ای بالاتر از او نیست .» 4 . امام زین العابدین (ع ) فرمود: «صمد آن است که هرگاه چیزی را بخواهد و به او بگوید: باش ، فوراً موجود می شود و آن است که همه چیز را به گونه ای مختلف با اشکال متفاوت آفرید.. .» .7 5 . امام زین العابدین (ع ) فرمود: «اهل بصره نامه ای به امام حسین (ع ) نوشتند و از ایشان درباره صمد سؤال کردند . آن حضرت «فرمود: خداوند خود ، صمد را تفسیر کرده است : و لم یلد و لم یولد; نه زاد و نه زاده شد.. . ، از چیزی به وجود نیامده و در چیزی وجود ندارد و بر چیزی قرار نگرفته ، آفریننده همه اشیاء است .. . .»8

معنی غنی

ب ) واژه غنی: کتاب های لغت برای این واژه نیز چند معنا بیان کرده اند که عمده آن سه تا است : 1 . کفایت ، اکتفا و کم نیازی 2 . بی نیازی مطلق 3 . کسی که اموال فراوان و کسب و درآمدی بسیار دارد (ثروتمند) .9 راغب می نویسد: «معنای دوم ، به خداوند متعال اختصاص دارد;» ]در قرآن نیز معمولا در کنار «حمید» به کار رفته است . [(حج ، 64 و فاطر ، 15) معنای اوّل و سوم نیز در قرآن به کار رفته است . (معنای اول ـ ضحی ، 8 ـ معنای دوم ـ نساء ، 6 و توبه ، 93 و آل عمران ، 181) با مقایسه کردن معانی غنی در می یابیم که این صفت به طور کلی دو گونه است : یکی «غنی با لذات » که ویژه خداوند است و دیگری «غنی بالغیر» (و به واسطه مال و امثال آن ) که مربوط به ما سوی الله است .10 از آنجا که واژه صمد از اسمای حسنای الهی بوده ، فقط یک بار در قرآن و در کنار کلمه «الله» آمده است ، برای بیان تفاوت میان آن و واژه غنّی ، تنها آن را با معنای دوم غنی ، (بی نیاز مطلق ) که حدود بیست بار در قرآن آمده است . (که آن نیز از اسمای حسنای الهی است ) مقایسه می کنیم : 1 . صمد معنایی عام ، گسترده و عمیق دارد و آن عبارت است از کمال مطلقی که مستجمع جمیع صفات کمالیه بوده ، از هر نقص و کاستی پیراسته است (بر اساس معنای توپر و کامل ) و هر یک از معانی: «لم یلد و لم یولد» ، نمی خورد و نمی آشامد ، نمی خوابد ، ازلی و ابدی و تغییر ناپذیر است ، در زمان و مکان نمی گنجد ، شریک ندارد و.. . ، از مصادیق آن است و در هیچ یک به معنای غنی نیامده است ; ولی اگر «صمد» را به معنای اول (المصمود الیه ) بگیریم ، همان طور که از قاموس نقل شد ، لازمه این که همه خلایق به سوی خدا روی آورند ، این است که او غنی با لذات باشد; از این رو در خصوص این معنای صمد ، می توان غنی را لازمه آن دانست ; البته برخی مفسران معتقدند: سایر معانی صمد به معنای اول یعنی ازلی و ابدی و دایمی بودن خداوند باز می گردد; و معانی دیگری که در روایات آمده ، «لازمه مقصود همگان بودن » است ; مثلا در روایتی که از امام حسین (ع ) نقل شد ، حضرت ، «صمد» را به «لم یلد و لم یولد» تفسیر کردند; سپس زاد و ولد را به گونه ای معنا کردند که با پُر بودن و کامل بودن تناسب داشت . هرچه دارای صفت زاد و ولد باشد ، به ناچار مرکب است و مرکب نیازمند به اجزا است ; در حالی که خداوند صمد بوده ، همه چیز در نیازمندی به او منتهی می شود; از این رو ، معنای سوّم (توخالی نبودن ) به معنای نخست باز می گردد .11 2 . چه سایر معانی را لازمه معنای نخست بدانیم ، و چه هر معنا را جداگانه فرض کنیم . به هر حال ، صفتی است ویژه ذات باری تعالی; ولی غنی در یکی از معانی اش فقط برای خداوند به کار می رود و آن بی نیاز مطلق است . 3 . بر فرض که صمد اختصاص به خداوند نداشته باشد ، در قرآن فقط یک بار آن هم برای خداوند به کار رفته ; اما واژه غنی هم برای خداوند به معنای دوم (حدود 20 بار) و هم به معنای غیر خداوند (با سایر معانی اش ) به کار رفته است . با پی بردن به معنای جامع ، عمیق و وسیع صمد ، تا حدی سخن امام باقر(ع ) را در روایتی که اشاره کردید ، می توان درک کرد; امّا این روایت و مانند آن ، مربوط به مسأله «جری و تطبیق » مفاهیم قرآن بر مصادیق است که علم آن در اختیار امامان معصوم (علیهم السلام ) قرار دارد .12 در روایت یاد شده امام باقر(ع ) می فرماید: «الصمد ، پنج حرف است و هر حرفش بر مطلبی (درباره خداوند) دلالت دارد . سپس به صورت رمز ، بسیاری از صفات حق تعالی را بیان فرموده ، ادامه می دهند: «اگر برای دانشی که خداوند بر من ارزانی داشته ، حاملانی می یافتم ، توحید و اسلام و ایمان و دین و شرایع را از صمد منتشر می کردم ; اما کسی را نمی یابم تا این علوم را به او منتقل کنم .. .»13

______________

1. نهایه، ابن اثیر، ج 3، ص 52، نشر اسماعیلیان ـ اقرب الموارد، علامه شرتونی، ج 3، ص 231، دارالاسوه ـ مفردات، راغب اصفهانی، ص 492، نشر دارالقلم دمشق ـ مجمع‏البحرین، طریحی، ج 3، ص 88، دار و مکتبه الهلال بیروت. و نیز صحاح، تاج العروس و… . 2. قاموس قرآن، قرشی، ج 4، ص 3ـ152، دارالکتب الاسلامیه. 3. اصول کافی، کلینی، ج 1، ص 174، التعارف للمطبوعات. 4. توحید صدوق، ص 89ـ90، نشر جامعه مدرسین. 5. مجمع‏البیان، علامه طبرسی، ج 10، ص 3ـ482، مؤسسه اعلمی للمطبوعات ـ المیزان، علامه طباطبایی، ج 20، ص 50 ـ 449، مؤسسه الاعلمی و نیز جوامع‏الجامع، کشاف و… . 6. المیزان، علامه طباطبایی، ج 20، ص 50ـ449، مؤسسه الاعلمی. 7. توحید صدوق، ص 89ـ90، نشر جامعه مدرسین. 8. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 3، ص 4ـ223، داراحیاءالتراث العربی. 9. مفردات راغب اصفهانی ، ص 615 ، دارالقلم ـ لسان العرب ، ابن منظور ، ج 10 ، ص 1 10. نگرش وحی بر خداشناسی ، سیدمرتضی حسینی اصفهانی ، ج 2 ، ص 5ـ271 ، انتشارات فره 11. اقتباس از المیزان ، همان ، ص 451 . 12. اقتباس از المیزان ، همان ، ج 1 ، ص 45 . 13. بحارالانوار ، علامه مجلسی ، ج 3 ، ص 225 ، داراحیاء التراث العربی .

دکمه بازگشت به بالا