تقوا چیست؟ والعاقبه للمتقین یعنی چه؟

تقوا چیست؟ تقوا یعنی چه؟

کلمات کلیدی: تقوا یعنی چه؟ تقوا چیست؟ تقوا به زبان ساده، تقوا در قرآن

متن سوال: در قرآن ، عبارت «و العاقبه للمتقین » آمده است . اولا ، مفهوم این عبارت چیست ؟ ثانیاً ، آیا ارتباطی با آیه «و نرید ان نمنّ علی الذین استضعفوا.. .» دارد ؟ ثالثاً ، جمله «عاقبت (خوب ) برای متقین است » تا اندازه ای مفهوم است ; ولی «و العاقبه للتقوی» عاقبت برای تقواست یعنی چه؟

والعاقبه للمتقین یعنی چه؟

متن پاسخ: پاسخ بخش اوّل: این جمله در سه آیه از سوره‏های قرآن شریف تکرار شده است. (قصص، 83؛ اعراف، 128؛ هود، 49) در آغاز واژگان آن را معنا می‏کنیم:

الف) عاقبه: از ریشه عَقِب بر وزن کَبِد به معنای پاشنه پا است و به تناسب، برای نسل پدری و جد (پشت) نیز به کار می‏رود. (زخرف، 28). عاقبه به معنای پایان و آنچه به دنبال چیز دیگر در آید، است و چنان‏چه به صورت مطلق بیاید، برای هر دو واژه خیر و شر، به کار می‏رود؛ ولی “عُقب و عقبی” اختصاص به ثواب و خیر دارد؛ مانند: “خیر ثوابا و خیر عُقْبا”، (کهف، 44) “اولئک لهم عقبی الدار” (رعد، 22). عقوبه، معاقیه و عقاب، اختصاص به شرّ و عذاب دارد؛ مانند: “فحقّ عقاب” (ص، 24)، “شدید العقاب” (حشر، 4).1

ب) تقوی، متقین: ریشه این دو واژه، “وقایه” است؛ به معنای حفظ و نگه‏داری شی‏ء از آنچه او را آزار دهد و ضرر رساند. تقوا در لغت، محفوظ نگه داشتن خویشتن از شی‏ء، ترسناک و در اصطلاح شرع، خویشتن‏داری از گناه است. “فمن اتقی و اصلح فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون”. (اعراف، 35) متقین، اسم فاعل از باب افتعال و جمع متّقی است. “متقی و تقیّ” هر دو به معنای پرهیزکار است. “و اولئک هم المتقون” (بقره، 177)، “تلک الجنه التی نورث من عبادنا من کان تقیّا” (مریم، 63)2 مرحوم علامه طباطبایی درباره این جمله می‏فرماید: “عاقبه، در لغت به معنای دنباله هر چیز است؛ مانند بادئه که سرآغاز هر چیز است. (پس منظور از عاقبه، همان پایان کار است) این‏که خداوند به طور مطلق فرمود: “عاقبت، از آن پرهیزکاران است”، برای این است که سنت الهی چنین اقتضا می‏کند؛ چرا که خداوند، نظام هستی را به گونه‏ای قرار داده که هر نوعی از انواع موجودات به مرحله پایانی از وجود (که همان رشد و تکامل وجودی است) و سعادتی که آنها را به خاطرش آفریده است برسد؛ حال اگر همان راه (راست) را بپیماید و از آن منحرف نشود، به آن سعادت پایانی خواهد رسید. حالِ آدمی نیز همچون حال دیگر موجودات است. اگر راهی را که فطرت خدا جویش برایش ترسیم کرده، پیمود و از انحراف به غیر راه خداوند، با کفر ورزیدن به آیاتش و ایجاد فساد در زمین پرهیز کرد، خداوند او را به سوی عاقبت و سرانجام نیکش رهنمون و به زندگی پاکش زنده و به هر خیری که بخواهد ارشادش خواهد کرد.”3

از مطالبی که نقل شد و از مطالعه آنچه مفسران در ذیل آیات یاد شده، بیان کرده‏اند، موارد زیر به دست می‏آید:

1. منظور از “عاقبه” که در هر سه آیه به طور مطلق آمده ـ عاقبتی خیر و نیکو است که مربوط به جهان آخرت است؛ از این رو در سوره قصص، از آن به “دارالاخره” تعبیر شده است؛ گرچه مفسران، آن را به “بهشت” نیز تفسیر کرده‏اند؛ ولی برخی از مفسران آن را عاقبتی نیکو در دنیا و آخرت دانسته‏اند.4

2. مراد از “تقوا”، پرهیز از هرگونه گناه و آلودگی و بر حذر بودن از عقاب الهی است که حقیقت آن، خویشتن داری از گناهان و انجام واجبات الهی است. این امر قلبی با یکی از امور سه گانه “خوف” (ترس از عذاب الهی)، “رجاء” (امیدوار بودن به مغفرت و بخشش خداوند)، “حب” (مقدم داشتن رضایت خدا بر رضایت خویش)، به دست می‏آید.5

3. در سوره هود (فاصبران العـقبه للمتقین ـ 49) پس از نقل داستان حضرت نوح و قومش، برای تقویت روحیه به پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در برابر انبوهی از مشکلات و ناملایمات، ایشان را به صبر و استقامت سفارش کرده؛ کسی را که صبر و استقامت کند، از متقین می‏شمارد، وعده عاقبتی پسندیده و نیکو همچون نوح پیامبر به او می‏دهد.6

4. آیه سوره قصص “تلک الدار الأَخره…والعـقبه للمتقین ـ 83” گویا نتیجه‏گیری از داستان قارون ثروتمند و جنایتکار است؛ به این معنا که هر کس معصیتش منجر به فساد روی زمین و علوّ و برتری‏جویی شود، در زمره متقین نیست و چنین عاقبت نیکویی نصیبش نمی‏گردد.7

مقصود از مستضعفین

پاسخ بخش دوم: اگر مقصود از “مستضعفین” در آیه‏ای که اشاره کردید (قصص، 5) همان متقین باشند، ارتباطی بین آنها می‏توان یافت؛ ولی چنین نیست و کلمه مستضعفین معنایی گسترده دارد و تنها برخی از مصادیق آن متقین هستند؛ از این رو بهتر بود برای ایجاد ارتباط، آیه 105، از سوره انبیا را بیان می‏کردید؛ آن‏جا که خداوند می‏فرماید: “و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصـلحون؛ و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.” منظور از “به ارث بردن زمین” مسلط شدن بندگان شایسته خدا بر زمین و سرازیر شدن برکات آن بر ایشان است؛ حال این برکات یا دنیایی است که برپایی حکومت صالحان اشاره دارد (نور، 55) و یا آخرتی است که به عاقبت آخرتی و بهشت نظر دارد. (زمر، 74 ـ مؤمنون، 11)8

منظور از تقوا

پاسخ بخش سوم: منظور از “تقوا” در آیه یاد شده (طه، 132) متقین است. گاهی در عربی برای اظهار مبالغه، به جای صفت یا اسم فاعل، از مصدر استفاده می‏کنند؛ مانند “زید عدل” که به معنای “زید عادل” است. در این‏جا نیز “و العاقبه للتقوی” به معنای همان “والعاقبه للمتقین” است. برخی مفسران، می‏گویند: این از مواردی است که مضاف آن حذف شد. یعنی در اصل “اهل تقوی یا صاحب تقوی” بوده است.9

پی نوشت ها:

1. ر.ک: مفردات، راغب اصفهانی، ص 575، نشر دارالقلم دمشق ـ قاموس قرآن، قرشی، ج 5، ص 22، دارالکتب الاسلامیه. و نیز اقرب الموارد و لسان العرب. 2. ر.ک: مفردات، همان، ص 881. 3. المیزان، علامه طباطبایی، ج 8، ص 230، مؤسسه‏الاعلمی للمطبوعات. 4. تفسیر تبیان، شیخ طوسی، ج 5، ص 499، داراحیاء و التراث العربی ـ مجمع‏البیان، علامه طبرسی، ج 4، ص 335، مؤسسه الاعلمی ـ المیزان، همان، ج 16، ص 3ـ82. 5. المیزان، همان، ج 14، ص 375 ـ ج 11، ص 2 ـ 161 ـ تبیان، همان ـ مجمع‏البیان، همان، ج 7، ص 464. 6. ر.ک: المیزان، همان، ج 10، ص 231 ـ مجمع‏البیان، همان، ج 5، ص 255، نشر ناصر خسرو ـ نمونه، آیه‏اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 125، دارالکتب. 7. ر.ک: نمونه، همان، ص 80 ـ 177 ـ المیزان، ج 16، همان. 8. اقتباس از المیزان، همان، ج 14، ص 4-333. 9. ر.ک: مجمع‏البیان، همان، ج 7، ص 68 ـ تفسیر ابی‏السعود، ج 3، ص 500، دارالفکر ـ فتح‏البیان، علامه حسن خان، ج 6، ص 133، نشر عبدالمحی علی محفوظ ـ تفسیر کنزالدقائق، علامه شیخ محمد قمی، ج 8، ص 377، نشر وزارت ارشاد اسلامی.

دکمه بازگشت به بالا