رحیم لطیف و رئوف یعنی چه؟ چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

متن سوال: رحیم لطیف و رئوف یعنی چه؟ تفاوت میان واژه های لطیف ، رئوف و رحیم را (از صفات خداوند) بیان کنید ؟

متن پاسخ: پیش از بیان به تفاوت صفات یاد شده ، نخست آنها را از نظر لغت بررسی می کنیم :

لطیف یعنی چه؟

الف ) لطیف : از ماده «لطف » است و برای آن چند معنا بیان کرده اند که به برخی اشاره می کنیم : 1ـ دقیق ، ظریف و ریز در مقابل ضخیم ، انبوه و پُر پُشت 1 2 . رفق ، مدارا ، مهربانی و نرمی; در قرآن آمده است : «الله لطیف بعباده .» (شوری ، 19) 3 . هدیه و تحفه ای که برای ایجاد محبت و دوستی به کسی می دهند .2 4 . توفیق خدایی ، موفقیتی که خدا برای انجام دادن کار خیر دهد; نگه داری و حفاظت خدا از بنده .3 عده ای ، لطف را در عمل و فعل (انجام دادن کار) ، همان نیکی ، مهربانی و رفاقت و در علم ، آن را علم به دقایق و ظرافت های اموری ریز و یا اموری که از نظرها مخفی است ، دانسته اند .4 لطیف که صفت مشبهه یا صیغه مبالغه است ، به معنای کسی که دقیق و ریزبین و عالم به دقایق امور عالم است ، یا مهربان و رفیق و یا هدیه دهنده و.. . می باشد . با توجه به معانی یاد شده ، می توان نتیجه گرفت که به طور کلی ، لطف ، یک معنای اصلی دارد و آن «دقت و ریزبینی ، همراه با نرمیو مهربانی» است ـ که در مقابلش درشتی و خشونت است ـ و سایر معانی ـ که در آنها به کار رفته ـ لازمه یا اثر آن است ; برای نمونه ، لازمه یا آثار معنای یاد شده ، نیکی ، مهربانی ، رأفت ، هدیه دادن و توجه به جزئیات و امور ریز و.. . است . این دقت و ریزبینیِ همراه با نرمیو مهربانی ، مراتبی دارد ، و چون لطیف از اسمای حسنای خداوند است ، مرتبه کامل آن در ذات مقدس حق محقق است ; پس خداوند لطیف است ; یعنی در او خشونت و درشتی یافت نمی شود و در نهایت دقت و مهربانی است . لازمه این حقیقت ، احاطه کامل به دقایق و آگاهی تمام از جزئیات است ; از این رو می بینیم از هفت موردی که این وصف در قرآن تکرار شده (انعام ، 103 ـ یوسف ، 100 ـ حج ، 63 ـ لقمان ، 16 ـ شوری ، 19 ـ ملک ، 14 ـ احزاب ، 34) ، پنج مورد آن در کنار صفت «خبیر» آمده است ; چرا که خبیر نیز به معنای «آگاه از امور است » و هر دو وصف ، به مقام علم خداوند اشعار دارد .5 اگر به کلمات نورانی پیشوایان معصوم (علیهم السلام ) نظر بیفکنیم ، به معنای یاد شده ما را راهنمایی خواهد کرد . در روایتی ، ذیل تفسیر آیه «و هو اللطیف الخبیر» (انعام ، 103) از امام رضا(ع ) آمده است که : «بدین جهت به خداوند لطیف گویند ، که موجوداتی لطیف آفریده و از اشیای لطیف آگاه است . آیا گیاهان لطیف و غیر لطیف و موجودات لطیف و حیوانات و حشرات ریز و آنچه از آنها هم ریزتر و کوچکتر است را نمی بینی ؟ موجوداتی که به سبب کوچکی ، به چشم نمی آیند; موجوداتی که (به خاطر کوچکی) مذکر و مؤنث و نوزاد تازه و قدیم آنها را نمی توان دید از همه اینها به لطیف بودن آفریدگارشان پی می بریم .. . »6

رئوف یعنی چه؟

ب ) رئوف : ریشه از ریشه «رأفت » به معنای رحمت و مهربانی بیشتر و شدیدتر است . عده ای آن را به معنای «رحمت مطلق » گرفته اند . در هر صورت ، تفاوت هایی با «رحمت » دارد که در جای خود بیان خواهیم کرد . رئوف بر وزن «فَعُول » یا فَعُل (مانند خَدُوم و عَصُد) ، از اسمای حسنای الهی بوده و در قرآن 11 بار تکرار شده و در بیشتر موارد ، همراه صفت «رحیم » آمده است . (بقره ، 143 و 207; آل عمران ، 30; توبه ، 117 و 128; نحل ، 7 و 47; حج ، 65; نور ، 20; حدید ، 9; حشر ، 10) البته رأفت خداوند به معنای تأثر و رقت قلب در آدمی نیست ; بلکه رأفت خدا ، نعمت های اوست که برای عموم اختصاص داده است .7

رحیم یعنی چه؟

ج ) رحیم : از ریشه «رحمت » به معنای مهربانی و رقت قلب است ; البته چون لازمه عطوفت و مهربانی ، تأثر و انفعال قلبی است ، برای این ویژگی خداوند نیاز به یک تحلیل داریم ; زیرا خداوند به صفات مادی و نفسانی که مخصوص جسم مادی است وصف نمی شود; از این روست که در نهج البلاغه می خوانیم : «رحیم لایوصف بالرّقه» (خطبه 177) لذا رحمت خداوند را به معنای عطا ، نعمت و فیض گرفته اند .

تفاوت رحیم، لطیف و رئوف با یکدیگر

از آنچه گذشت ، به خوبی تفاوت های ذیل را درباره صفات یاد شده می توان به دست آورد: الف ) معنای لطف ، ریزبینی و دقت ، همراه با مهربانی است و لازمه لطیف بودن ، مهربانی و رأفت است ; بنابراین ، صفت های رئوف و رحیم لازم و ملزوم لطیف است . ب ) رأفت به معنای رحمت و مهربانی است ; ولی در عین حال تفاوت هایی میان این دو وجود دارد که عبارتند از:

1 . رأفت ، مبالغه در رحمت ، یعنی مهربانی شدید است ;

2 . رأفت برای افراد گرفتار و مبتلی به مشکل به کار می رود; ولی رحمت اعم از آن است ; «و لاتأخذکم بهما رأفه فی دین الله»; (نور ، 2) در ]کار[ دین خدا نسبت به آن دو ]زن و مرد زناکار [دلسوزی نکنید .»

3 . رأفت مربوط به مقام ذات خداوند سبحان است ; ولی رحمت مربوط به مقام فعل بوده ، ظهور و تجلی رأفت است ; بنابراین نسبت بین رحمت و رأفت ، عموم و خصوص مطلق است . رحمت ، معنایی گسترده دارد و رأفت رحمتی ویژه است .8

ذکر این نکته ضروری است که چنان چه این صفات برای انسان به کار رود ، چنین تفاوت هایی دارد; اما اگر برای خداوند به کار می رود ، تفاوتی میان آنها احساس نمی شود . توضیح این که از سویی این صفات ، همگی صفات فعل است و صفات فعل باید به گونه ای به صفات ذات باز گردد; برای نمونه ، لطف ، از صفات فعل خداوند است ; ولی با توجه به آنچه گفته شد ، سرانجام به علم خداوند باز می گردد که صفت ذات است ; صفت رحمت به قدرت خدا برمی گردد و.. . از سوی دیگر ، گرچه صفات ـ ذات همان گونه که اشاره شد ـ در مفهوم با یکدیگر و در نهایت با ذات متغایر است ، اما از نظر مصداق و تجلی و ظهور و در حقیقتشان همگی عین هم و بالاخره عین ذات است ; از این رو درباره خداوند تفاوتی با یکدیگر ندارد . ممکن است در مورد انسان بگوییم : فلانی عالم است ، ولی قادر نیست ; چنان که ممکن است نه عالم باشد و نه قادر; ولی درباره ذات حق هیچ یک از این موارد ممکن نیست ; یعنی محال است واجب الوجود (الله) عالم نباشد; چنان که محال است کس دیگری جز او ، عالم حقیقی و نامتناهی باشد . در مورد قدرت نیز محال است قادر مطلق ، عالِم نباشد و بر عکس . حاصل کلام اینکه ، صفات یاد شده عین ذات است ; پس دوگانگی در آنها راه ندارد و این همان مفهوم توحید صفاتی است که شمه ای از آن در خطبه اول نهج البلاغه آمده است . به بیان دیگر ، در مورد انسان ها می توان شخصی را بدون هیچ صفتی (علم و قدرت و حیات و.. .) در نظر گرفت ; ولی درباره خداوند وقتی می گوییم صفاتش با ذاتش متحد است ، یعنی صفاتش عین ذات اوست . بنابراین ، ذات مقدس خدا عین علم ، عین قدرت ، عین حیات و.. . است و این گونه نیست که ذات او برای خود مقامی داشته باشد و این صفات بر آن عارض شود .9

 

پی نوشت ها: 1. اقرب الموارد، علامه شرتونی، ج 5، ص 58، دارالاسوه ـ مصباح المنیر، علامه فیومی ص 553، دارالهجره. 2. مفردات، راغب، ص 740، دارالقلم دمشق ـ لسان العرب، ابن منظور، ج 12، ص 283، داراحیاء التراث العربی. 3. لسان العرب، همان. 4. نهایه، ابن اثیر، ج 4، ص 251، اسماعیلیان. 5. ر.ک: المیزان، علامه طباطبایی، ج 7، ص 302، مؤسسه الاعلمی ـ تفسیر نمونه، آیه‏اللّه‏ مکارم و دیگران، ج 5، ص 7 ـ 386، دارالکتب الاسلامیه ـ التحقیق فی کلمات القرآن، حسن مصطفوی، ج 10، ص 5 ـ 193، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ تفسیر غریب القرآن الکریم، طریحی، ص 404، دارالاضواء بیروت ـ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، خرمشاهی، ج 2، ص 1933، نشر دوستان، ـ نگرش وحی بر خداشناسی، سید مرتضی حسینی، ج 2، ص 6 ـ 331، انتشارات فرهنگ قرآن. 6. ر.ک: اصول کافی، کلینی، ج 1، ص 1 ـ 170، دارالتعارف للمطبوعات. 7. ر.ک: لسان العرب، ابن منظور، ج 5، ص 282، داراحیاء التراث العربی ـ نهایه، ابن اثیر، ج 2، ص 177، اسماعیلیان ـ قاموس قرآن، قرشی، ج 2، ص 33، دارالکتب الاسلامیه ـ نگرش وحی بر خداشناسی، سیدمرتضی حسینی، ج 2، ص 5ـ183، انتشارات فرهنگ قرآن. 8. همان، ج 1، ص 320 ـ تفسیر کبیر، فخررازی، ج 2، ص 121، مکتبه الاعلام الاسلامیه ـ مجمع‏البیان، علامه طبرسی، ج 1، ص 420، داراحیاء التراث العربی ـ التحقیق فی کلمات القرآن، حسن مصطفوی، ج 4، ص 10، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ قاموس قران، همان، ص 34. 9. ر.ک: منشور جاوید، استاد سبحانی، ج 2، ص 9ـ224، انتشارات توحید ـ الهیات، استاد سبحانی، ج 2، ص 33ـ41، انتشارات توحید ـ توحید، صدوق، ص 139، نشر جامعه مدرسین.

دکمه بازگشت به بالا