Ultimate magazine theme for WordPress.

جایگاه انسان در عالم هستی از منظر قرآن

جایگاه انسان در عالم هستی از منظر قرآن

متن پرسش: الف ) این که گفته می شود انسان اشرف مخلوقات است و اصل هستی در انسان خلاصه می شود ، آیا از نظر قرآن کریم صحیح است ؟ ب ) اگر عظمت خداوند را فقط در آفرینش این کرات و انسان و موجودات و.. . بدانیم آیا برای خداوند کوچک نیست ؟ ج ) آیا فلسفه اجازه می دهد که اصل حیات و خلقت بررسی شود ؟

متن پاسخ:

الف) برای روشن شدن پاسخ، ابتدا باید جایگاه انسان در نظام آفرینش مشخص شود. مکتب‏های مختلفی که به بررسی مسایل مربوط به انسان می‏پردازند، انسان را از جهات مختلف و در ابعاد گوناگون مورد توجه قرار می‏دهند؛ ولی در این میان، دیدگاه کلی هر مکتب در زمینه جایگاه انسان در نظام آفرینش، نقش محوری دارد. برخی مانند “هابز” و “ماکیاولی” انسان را موجودی شرور و پست و فروتر از دیگر حیوانات دانسته و عده‏ای دیگر مانند: “ژوان ژاک رسو” و “راجرز” انسان را فراتر از دیگر حیوانات و دارای طبیعتی نیک و مایل به خوبی‏ها شمرده‏اند و گروهی نیز سرشت دوگانه انسان را مورد توجه قرار داده و معتقدند که تمایلات خیرخواهانه و شرورانه هر دو در انسان وجود دارد. قرآن مجید، ضمن تأکید بر این که انسان دارای تمایلات نیک و بد است، او را جانشین خداوند، امانتدار الهی و مورد تکریم پروردگار دانسته و بر این نکته تأکید شده است که بسیاری از پدیده‏های جهان هستی و دست کم جهان مادّی مشهود در جهت منافع او آفریده و تسخیر شده است. قلمرو بیانات قرآن در خصوص جایگاه انسان در نظام آفرینش، در برگیرنده جنبه‏های مادّی و کمالات معنوی است. برخی از آیات نظیر آیات تسخیر جهان برای انسان و آفریده شدن پدیده‏های زمینی و آسمانی او، بیشتر به جنبه‏های مادّی نظر دارند و در آیات خلافت (بقره، 30)، کرامت، (اسراء، 70) و امانتدار بودن انسان (احزاب، 72) ابعاد معنوی انسان مورد توجه است. قرآن کریم، انسان را خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین معرفی می‏کند (بقره، 30) و درباره ارجمندی و منزلت انسان بیانی دوگانه دارد. در بخشی از آیات از کرامت و ارجمندی انسان و برتری او بر دیگر موجودات سخن به میان آمده و در برخی دیگر، مورد نکوهش قرار گرفته و حتی فروتر بودن او از حیوانات مطرح شده است. انسان دارای دو نوع کرامت است: 1. کرامت ذاتی: یعنی که خداوند انسان را به گونه‏ای آفریده که در مقایسه با برخی موجودات دیگر از لحاظ ساختمان وجودی از امکانات و مزایای بیشتری برخوردار است و این نوع کرامت؛ حاکی از عنایت ویژه خداوند به نوع انسان است. 2. کرامت اکتسابی: مقصود آن است که انسان در پرتو ایمان و اعمال صالح اختیاری خود، به این کرامت دست می‏یابد که، برخی از انسان‏ها موفق به کسب این کرامت می‏شوند و عده‏ای نیز از آن محروم می‏مانند؛ بنابراین، عالم آفرینش در انسان خلاصه نشده است، و جهان هستی و دنیا نیز برای انسان نیست؛ بلکه نعمت‏های دنیا برای استفاده انسان است؛ چنان که جایگاه انسان در جهان آفرینش از نظر قرآن کریم گذشت.1

ب) عظمت خداوند متعال بالاتر از این است که ما آن را فقط در آفرینش این کرات و انسان و موجودات و… بدانیم؛ چنان که قرآن کریم می‏فرماید: “فسبحـن الّذی بیده ملکوت کلّ شی‏ء و إلیه ترجعون؛ (یس، 83) پس منزّه است خداوندی که مالکیت و حاکمیتِ همه چیز در دست اوست، و [همگی] به سوی او باز می‏گردید”. ج) نه تنها فلسفه، بلکه قرآن کریم نیز در آیات متعدد، پرسش و تفکر درباره اصل حیات و نظام آفرینش را به انسان‏ها توصیه می‏فرماید؛ “إنّ فی خلق السّموات و الأرض و اختلـف الّیل و النّهار و الفلک الّتی تجری فی البحر…؛ (بقره، 164) راستی که در آفرینش آسمان‏ها و زمین، و در پی یکدیگر آمدن شب و روز، و کشتی‏هایی که در دریا روانند، با آنچه به مردم سود می‏رساند، و آبی که خدا از آسمان فرو فرستاده، و با آن، زمین را پس از مردنش زنده گردانید، و در آن هرگونه جنبده‏ای پراکنده کرده، و [نیز در] گردانیدن بادها، و ابری که میان آسمان و زمین آرمیده است، برای گروهی که می‏اندیشند، واقعا نشانه‏هایی [گویا ]وجود دارد.” و همچنین آیات 190 و 191، سوره آل‏عمران و…

پی نوشت ها: 1. برگرفته از انسان شناسی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمه‏الله، ص 70ـ79، نشر مؤسسه امام خمینی قدس‏سره

مطالب مرتبط

دیدگاه بگذارید

avatar
  اشتراک  
اطلاع از