داستان حضرت ابراهیم و زنده شدن پرندگان

داستان حضرت ابراهیم و زنده شدن پرندگان

درخواست حضرت ابراهیم (ع ) برای زنده کردن مردگان تا قلبش مطمئن شود چیست ؟ آیا ما هم حق داریم چنین تقاضایی کنیم ؟ آن حضرت با اینکه از پیامبران بزرگ الهی است چگونه می شود برایشان اطمینان قلب حاصل نشده باشد ؟
اطمینان قلب در مورد آن حضرت ، در چگونگی قیامت از طریق حس و شهود عینی بوده که مربوط به دل و عواطف است . و در مورد اصل قیامت نبوده است . آنچه خاطر انسان را آرام و مطمئن می کند ، شهود عینی و حسی است ; نه استدلالات علمی و منطقی که فقط عقل را راضی می کند .1 امّا آیا ما هم حق داریم چنین خواسته هایی داشته باشیم ؟ البته حس کنجکاوی انسان که ودیعه خدادادی است ، به انسان حق می دهد برای حصول اطمینان قلبی در مورد مقبولات و معتقداتش تلاش کند; مخصوصاً که علم به قیامت ، غیر از باور و یقین به آن است و خود یقین مراتبی دارد.

مراتب یقین

1 . علم الیقین : این است که انسان از دلایل مختلف ، به چیزی ایمان آورد; مانند کسی که با مشاهده دود به وجود آتش ایمان پیدا می کند .

2 . عین الیقین : در جایی است که انسان به مرحله مشاهده می رسد و با چشم خود مثلا آتش را مشاهده می کند .

3 . حق الیقین : مانند کسی است که در آتش وارد شود و سوزش آن را لمس کند و به صفات آتش متصف شود که این مرحله ، بالاترین مرحله یقین است و انسان می تواند به این مقامات عالی برسد .2

اینکه راویان در روایات از یقین و مراحل آن استفاده می کنند و یا از مقام های عالی انسان های غیر معصوم سخن به میان آمده ، نشانگر حق انسان است ; به عنوان نمونه ، امام باقر(ع ) می فرماید: در میان مردم ، چیزی کمتر از یقین تقسیم نشده است و وقتی راوی سؤال می کند یقین چیست ؟ می فرماید: حقیقت یقین توکل بر خدا ، و تسلیم در برابر ذات پاک او است و.. . 3 امّا اینکه چه زمانی برای حضرت ابراهیم (ع ) اطمینان قلب حاصل شد ؟ موقعی که خداوند قدرت نمایی کرد; بدین ترتیب که چهار پرنده را به دستور خداوند کشت ، و گوشتهایشان را مخلوط کرد ، و هر قسمتی را سر کوهی گذاشت و بعد به اذن خداوند پرنده ها جلو چشم ابراهیم زنده شدند و تمام اجزای آنها به هم پیوست و قلب آن حضرت با مشاهده عینی ، اطمینان پیدا کرد که محشر کبرا ، یعنی قیامت نیز به وسیله همین قدرت ، عملی خواهد شد .

منابع: 1. تفسیر نمونه، ج 2، ص 225ـ228. 2. تفسیر نمونه، آیت‏اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج، 27، ص 284ـ285. 3. بحارالانوار، ج 70، ص 138، ح 4 ـ ر.ک: تفسیر نمونه، ج 27، ص 283ـ285.

دکمه بازگشت به بالا