اصلاح جامعه از دیدگاه قرآن

اصلاح جامعه در قرآن

از دیدگاه قرآن برای اصلاح جامعه چه باید کرد ؟
مهم‏ترین هدفی که در تعالیم اسلام بیان شده، اصلاح جامعه است؛ زیرا سعادت هر انسانی مبتنی بر اصلاح اجتماعی است که در آن زندگی می‏کند و اگر فساد از هر سویی آن جامعه را محاصره کرده باشد، رستگاری او بسیار دشوار خواهد بود. قرآن مجید به اصلاح جامعه اهتمام ویژه‏ای دارد. در آیات متعددی از قرآن، به عوامل اصلاح، اهمیت اصلاح، آثار اصلاح و… اشاره شده است.

در قرآن برای مصلحان پاداش عظیمی ذکر شده است: “لاّ خیر فی کثیر مِّن نّجوئهم إلاّ مَن أمر بصدقه أو معروف أو إصلـح بین النّاس…؛ (نساء، 114) در بسیاری از رازگویی ‏های ایشان خیری نیست، مگر کسی که بدین وسیله به صدقه یا کار پسندیده یا سازشی میان مردم، فرمان دهد و هر کس برای طلب خشنودی خدا چنین کند، به زودی او را پاداش بزرگی خواهم داد.” قرآن بهره‏مندی از رحمت الهی را در سایه اصلاح جامعه می‏داند: “إلاّ الّذین تابوا و أصلحوا و بیّنوا فأولـئک أتوب علیهم و أنا التّواب الرّحیم” (بقره، 160) فرهنگ اسلام و قرآن بسیار غنی است و چون با فطرت و طبیعت انسان‏ها هماهنگ است، هرگاه بر کسی که دارای ضمیری صاف و سرشتی پاک است، عرضه شود تأثیر خواهد گذاشت و این بهترین راه اصلاح جامعه است.

پیرایه‏ های غیر الهی بر پیکره دین آفتی است که جامعه را به فساد و تباهی سوق خواهد داد. برای اصلاح جامعه باید همه جنبه‏های اقتصادی، عقیدتی و اخلاقی را در نظر گرفت که هر کدام روش خاصی را در ارائه می‏طلبد.

در حوزه عقاید، ممکن است برخی تلاش کنند که تعالیم روحبخش دین را مورد هجمه قرار دهند و چنین وانمود کنند که توانسته‏اند به بخشی از احکام دینی اشکال اساسی وارد کنند یا ممکن است متعرض ظاهر عقاید اسلامی نشوند؛ ولی چنان آن را تفسیر و تأویل کنند که ماهیت آموزه‏ها و فرموده‏های دین متحول و متبدل گردد و هویتش دگرگون شود؛ در نتیجه، به تدریج و بدون این که حتی بسیاری از مردم متوجه شوند، موجب فساد بعد فرهنگی، عقیدتی جامعه شده، خود سرمنشأ بسیاری از مفاسد دیگر گردد. از این رو، بر همه کسانی که به اهمیت و خطر این آفات پی برده‏اند و در اندیشه اصلاح جامعه و حفظ اسلامند، ضروری است که راه و رسم مبارزه با آن‏ها را نیک آموخته و با جدیت تمام به کار گیرند.

قرآن مسؤولیت انحرافات جامعه را به عهده عالمان می‏گذارد و سکوت دانشمندان دینی را در برابر کژروی‏های جامعه نکوهش می‏کند: “فلولا کان مِن القرون مِن قبلکم أولوا بقیّه ینهون عن الفساد فی الأرض…؛ (هود، 116) پس چرا از نسل‏های پیش شما خردمندانی نبودند که [مردم را] از فساد در زمین باز دارند؟…” درباره اقتصاد، اولاً: با برنامه‏ریزهای عالمانه، معقول و شرعی باید ریشه فقر و احتیاج را خشکاند و مردم را تشویق به فعالیت‏های اقتصادی نمود: “قال اجعلنی علی خزائن الأرض إنّی حفیظ علیم”؛ (یوسف، 55) این آیه می‏فرماید: مدیریت و برنامه‏ریزی صحیح موجب اصلاح ساختارهای اقتصادی جامعه است. و “…فأوفوا الکیل و المیزان و لاتبخسوا النّاس أشیآءهم…؛ (اعراف، 85) پس پیمانه و ترازو را تمام نهید، و اموال مردم را کم مدهید.” این آیه شریفه یکی از رسالت‏های حضرت شعیب علیه‏السلام را اصلاح امور اقتصادی جامعه می‏داند. ثانیا: در صورت بروز مشکلات ناخواسته باید روحیه ایثار، صبر و قناعت را در مردم ایجاد و تحکیم کرد و همواره پایه‏های عقیدتی مردم را محکم نگه داشت.

در بُعد اخلاقی و رفتاری نیز ضمن توجه به تشکلهایی که در جامعه وجود دارد، باید برخوردی مناسب با هر تشکل داشت.

مردم نسبت به کسب ملکات اخلاقی سه گروهند: 1

. افرادی که بر اثر تربیت صحیح یا عوامل ارثی و یا انجام دادن ریاضت‏ها متخلق به اخلاق فاضله هستند.

2. افرادی که چنان در رذایل اخلاقی غرق شده‏اند که تقریبا امیدی به اصلاحشان نیست، در این مورد باید متوسل به خشونت و احکام کیفری اسلام شد. “و السّارق و السّارقه فاقطعوا أیدیهما جزآء بما کسبا نکـلاً مِّن اللّه‏؛ (مائده، 38) و مرد و زن دزد را به [سزای] آن‏چه کرده‏اند، دستشان را به عنوان یک مجازات الهی ببرید.” و (نساء، 15 و 16 و…)

3. افرادی که اکثریت جامعه را تشکیل می‏دهند و نه به آن حد از تعالی معنوی و اخلاقی رسیده‏اند که نیازی به تغییرشان نباشد و نه به آن حد از سقوط افتاده‏اند که امیدی به اصلاحشان نباشد؛ اینان گاهی ارزش‏های الهی در جامعه را رعایت می‏کنند و گاهی نیز به گناه می‏پردازند. در اصلاح، این افراد را باید نصیحت و موعظه کرد و از راه گفتن و عمل کردن به دستورهای اسلامی آنان را با مقررات اسلام آشنا کرد: “ادع إلی سبیل ربّک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جـدلهم بالّتی هی أحسن…؛ (نحل، 125) با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‏ای] که نیکوتر است مجادله نمای.” در این زمینه فریضه امر به معروف و نهی از منکر نقشی بنیادین دارد: “فلمّا نسوا ما ذکّروا به أنجینا الّذین ینهون عن السّوء و أخذنا الّذین ظلموا بعذاب بـ?س بما کانوا یفسقون؛ (اعراف، 165) پس هنگامی که آنچه را بدان تذکر داده شده بودند، از یاد بردند، کسانی را که از کار بد باز می‏داشتند نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند، به سزای آن که نافرمانی می‏کردند، به عذابی شدید گرفتار کردیم.” (و آل‏عمران، 104 و 110 و 114) اکنون به آیاتی که عوامل اصلاح و روش اصلاح‏گری را بیان کرده، اشاره می‏کنیم:

عوامل اصلاح جامعه از دیدگاه قرآن

عوامل اصلاح:

1. جهاد (بقره، 191 و 193)؛

2. موعظه (نساء، 34)؛

3. بعثت انبیا (انعام، 48)؛

4. نصیحت‏پذیری (اعراف، 79)؛

5. عدالت در امور اقتصادی (اعراف، 85)؛

6. رهبری الهی (اعراف، 142)؛

7. ایمان (انفال، 1) و…

روش اصلاح‏گری:

1. ارائه روش‏های صحیح پس از طرد سنت‏های غلط (بقره، 189)؛

2. بشارت و انذار (بقره، 213)؛

3. حفظ شخصیت ایتام با روشی برادرانه (بقره، 220)؛

4. اجرای حدود الهی (مائده، 38)؛

5. تشویق، زمینه‏ساز حرکت به سوی اصلاح رفتار و کردار (فرقان، 70)؛1

6. محور قرار دادن کتب آسمانی (اعراف، 170).

دکمه بازگشت به بالا