پسر حضرت نوح در جهنم ولی سگ اصحاب کهف در بهشت

پسر حضرت نوح در جهنم | سگ اصحاب کهف در بهشت

چرا پسر حضرت نوح به جهنم ، ولی سگ اصحاب کهف به بهشت می رود ؟
حضرت نوح علیه ‏السلام نه تنها به عنوان یک پیامبر و مربّی بلکه به عنوان یک پدر دلسوز تا آخرین لحظه دست از هدایت فرزندش برنداشت و حتی هنگامی که طوفان شروع شد و کشتی بر روی آب قرار گرفت به فرزندش فرمود: “یـابنیّ ارکب مّعنا و لاتکن مّع الکافرین؛ (هود، 42)، پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش” امّا فرزند نوح اندرز پدر را گوش نکرد و تا آخرین نفس دست از کفر و لجاجت و خیره‏سری بر نداشت، و سرانجام در میان امواج طوفان گرفتار و غرق شد. خدای متعال درباره او می‏فرماید: “یـانوح إنّه لیس مِن أهلک إنّه عمل غیر صالح؛ (هود، 46) ای نوح! او از اهل تو نیست؛ او عمل غیرصالحی است [= فرد ناشایسته‏ای است]”. پسر نوح آن قدر با بَدان بنشست و در اعمال زشت و نادرست و فساد و تباهی غوطه‏ور گشت که گویی وجودش به عمل غیرصالح تبدیل شد؛ به همین جهت تا آخرین لحظه هم ایمان نیاورد و سرانجام کافر از دنیا رفت و جهنمی شد.1

ولی سگ اصحاب کهف چون نگهبان و همراه مردان الهی بود؛ مقام و رفتار آن‏ها در او مؤثر واقع شد و ـ بر اساس برخی روایات ـ جزء حیوانات بهشتی شد. البته نه تنها سگ اصحاب کهف بلکه همه حیوانات در روز قیامت محشور می‏شوند چنان‏که قرآن می‏فرماید “و آن‏گاه که [حیوانات] وحشی محشور شوند” (تکویر، 5) در برخی روایات آمده است که خدای متعال در قیامت، حیوانات وحشی را نیز برای قصاص محشور خواهد کرد و حیوانات مظلوم انتقامشان را از حیوانات ظالم خواهند گرفت تا برابری حاصل شود، آن‏گاه همه حیوانات خواهند مرد، غیر از سگ اصحاب کهف و برخی حیوانات دیگر مانند ناقه صالح و… 2 بنابراین سرگذشت فرزند نوح و سگ اصحاب کهف ضرب‏المثل و هشداری است برای کسانی که با دوستان و معاشران بد نشست و برخاست دارند چنان که شاعر می‏گوید: پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوتش گم شدسگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد قرآن کریم، مقام انسان‏هایی را که در برابر حق، چشم بینا و گوش شنوا ندارند و از هوای نفس پیروی کرده و زیر بار حق نمی‏روند، از حیوانات پست‏تر می‏داند؛ “أولـئِک کالأنعام بل هم أضلّ” (اعراف، 179) و “إن هم إلاّ کالأنعـم بل هم أضلّ سبیلاً.” (فرقان، 44) 

پی نوشت ها:

1. اقتباس از تفسیر نمونه، آیت اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 100 و 114 ـ 117، دارالکتب الاسلامیه. 2. ر.ک: بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 7، ص 276، داراحیاءالتراث العربی / تفسیر نورالثقلین، الحویزی، ج 3، ص 251، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.
 

دکمه بازگشت به بالا