چرا خداوند انسان را آفرید؟ با وجود اینکه خیلی ها به جهنم می روند؟

پرسش: با توجه به این که خداوند متعال ارحم‏الراحمین است و رحمتش بر غضبش سبقت دارد و نیز عالِم مطلق است و قطعا می‏دانست که اگر انسان‏ها را خلق کند، بیشتر آن‏ها گمراه شده، عاقبتشان جهنم خواهد بود، پس چرا انسان‏ها را آفرید؟ لطفا در این‏باره توضیح فرمایید؟

پاسخ1. خداوند اراده کرده که انسان از قدرت و اختیار برخوردار باشد و بتواند سرنوشت خود را با اختیار خویش رقم بزند. چنان‏که در قرآن فرموده: “إنّا هدینـه السبیل إمّا شاکرا و إمّا کفورا؛ (انسان، 3) ما راه را به او [انسان] نشان دادیم، خواه شاکر باشد [و بپذیرد] یا ناسپاس”.

  1. پرسشگر عزیز و محترم! فرض پیشنهادی شما در پرسش چیست؟ نیافریدن انسان؟ مجبور بودن او؟ یا عدم آفرینش جهنم؟ بی‏تردید هیچ یک از این فرض‏ها معقول نیست و با عدل الهی و فیاضیت مطلق و سایر صفات کمالیه خداوند متعال سازگاری ندارد؛ زیرا هدف از خلقت انسان، رسیدن به کمال و قرب الهی است؛ گرچه ممکن است برخی به خاطر همین اختیار گمراه شوند و عاقبت به جهنم بروند. انسان با اختیار خویش راه جهنم را بر می‏گزیند؛ ضمن این که از میان کسانی که به جهنم می‏روند، شمار زیادی پس از مدتی به بهشت منتقل می‏شوند؛ این که خداوند متعال از جهنم سؤال می‏کند که “هل امتلأت؛ آیا پر شدی؟” و جهنم در پاسخ می‏گوید: “هل من مزید؛ آیا باز هم هست؟” (ق، آیه 30)
    این خطاب و پاسخ به معنای ظاهری است؛ زیرا خداوند متعال در کلام مقدسش از سخن گفتن جوارح بدن خبر داده یعنی علم و شعور در تمامی موجودات جاری است؛ پس جمله “هل امتلأت” و پاسخ جهنم، استفهام “تقریری” (اثباتی) است و گویا با مطرح کردن این پرسش و پاسخ اشاره دارد به این‏که قهر خداوند متعال و عذاب او از این‏که به همه گنهکاران احاطه یابد و جزای آن‏چه مستحق آنان است، ایفا کند، قاصر نیست.
    برخی دیگر از مفسران، اصل استفهام در جمله “هل مِن مزید” را “انکاری” گرفته‏اند که معنایش این است: نه دیگر جایی در من نیست که افراد دیگری را در آن بیندازی؛ چون پر شده‏ام؛ این اشاره به حکمی است که در آیه 13 از سوره سجده آمده است که فرمود: “… هر آینه جهنم را از همه جنیّان و آدمیان پُر خواهم کرد”؛ پس سؤال “هل امتلأت” از محقق شدن آن قضایی بود که حکم کرده بود؛ می‏پرسد آیا این‏که حکم کردم جهنم را پر می‏کنم محقق شده یا خیر؟ که جمله “هل من مزید”، معنایش این است که “بله پر شده‏ام و آن وعده‏ات محقق شد.”1
  2. انسان‏ها از نظر ایمان و عدم آن و وصول به کمال نهایی و عدم آن به سه دسته تقسیم می‏شوند؛ چنان‏که خداوند متعال درباره آن‏ها می‏فرماید: “و کنتم أزوجا ثلـثه * فأصحـب المیمنه مآ اصحـب المیمنه * و أصحـب المشـ?ه مآ أصحـب المشـ?ه * و السّـبقون السّـبقون * أؤلئک المقرّبون؛ (واقعه، 7 ـ 11) و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد، نخست “اصحاب المیمنه” هستند، چه اصحاب میمنه‏ای، گروه دیگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومی؟، و سومین گروه پیشگامان پیشگام!، آن‏ها مقربانند”.
    منظور از “اصحاب‏المیمنه” کسانی هستند که نامه اعمالشان را به دست راستشان می‏دهند و این امر در قیامت رمزی برای مؤمنان نیکوکار و اهل نجات است و “اصحاب المشـ?ه” گروهی بدبخت و تیره بخت هستند که نامه اعمالشان به دست چپشان داده می‏شود. گروه سوم نیز “سابقون” هستند؛ آن‏ها کسانی هستند که نه تنها در ایمان، پیشگامند، بلکه در اعمال خیر و صفات اخلاقی نیز پیشقدمند و این‏ها همان مقربان درگاه خداوند متعال هستند. “اصحاب الشمال” و اهل جهنم در اقلیت هستند و…
    تمام انسان‏هایی که به جهنم می‏روند در آن‏جا نمی‏مانند، بلکه عده زیادی از آن‏ها به بهشت منتقل می‏شوند و تنها کسانی که از روی علم، عناد و انکار ورزیده‏اند در جهنم می‏مانند.2
    در دعای کمیل آمده است: به یقین قطعی می‏دانم، اگر به عذاب جاودانی منکران و معاندان حکم نشده بود، تمام آتش را سرد و سلامت می‏کردی و کسی در آن‏جا باقی نمی‏ماند و…

پی نوشت ها:

  1. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی رحمه‏الله، ج 18، ص 357 و 358، مؤسسه اعلمی بیروت.
  2. ر.ک: تفسیر نمونه، آیت اللّه‏ مکارم شیرازی و دیگران، ج 23، ص 203 ـ 205، دارالکتب الاسلامیه.
دکمه بازگشت به بالا