Ultimate magazine theme for WordPress.

احمد الحسن مدعی یمانی / احمد بصری مدعی امام سیزدهم شیعیان

موضوع: «احمد بصری» مدعی امام سیزدهم شیعیان (1)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می‌گوئیم و ایام ولادت باسعادت نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و رئیس مذهب شیعه امام صادق (علیه السلام) را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیه الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) و همه علاقه‌مندان به اهلبیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم.

خدا را به آبروی این دو بزرگوار سوگند می‌دهیم عیدی ما را فرج موفور السرور مولایمان حضرت بقیه الله الأعظم قرار بدهد، با ذکر صلوات غراء بر محمد و آل محمد.

بنده قبل از آنکه وارد اصل بحث مهدویت شوم، چند نکته‌ای را به عنوان مقدمه اشاره کنم. نکته اول ایام ولادت باسعادت نبی گرامی اسلام که یکی از بهترین شب‌های تاریخ اسلام است که با ولادت ایشان ظلمت رفت و نور هدایت و نور اسلام طلوع کرد. شیعه و اهل سنت در چنین شبی شادمان هستند و مشغول سرور و شادمانی و جشن هستند.

بعضی از بزرگان اهل سنت همانند آقای «قسطلانی» که از استوانه‌های علمی اهل سنت است و یکی از شُرّاح «صحیح بخاری» است و به حق در مقایسه با «ابن حجر عسقلانی» منصفانه شرح کرده است و تعصب «ابن حجر» را هم ندارد – ایشان متوفای 923 هجری است، اما «ابن حجر عسقلانی» متوفای 852 هجری است –  ایشان زمانی که به شب میلاد نبی گرامی اسلام می‌رسد، تعبیر زیبایی دارد و می‌گوید:

«بأن لیله مولده أفضل من لیله القدر»

شب میلاد پیغمبر اکرم از شب قدر افضل است.

المواهب اللدنیه بالمنح المحمدیه، المؤلف: أحمد بن محمد بن أبی بکر بن عبد الملک القسطلانی القتیبی المصری، أبو العباس، شهاب الدین (المتوفی: 923 هـ)، الناشر: المکتبه التوفیقیه، القاهره- مصر، ج 1، ص 88، باب آیات ولادته صلی الله علیه و سلم

شب مولد حضرت، شب ظهور آن حضرت و شب قدر شب اعطای فضیلت به آن حضرت است. همچنین دیگر بزرگان اهل سنت در این زمینه سخنان مفصلی دارند.

آقای «سیوطی» متوفای 911 هجری هم مطالبی را نقل می‌کند و می گوید روایات زیادی در فضیلت شب قدر داریم. کسانی که در شب میلاد نبی گرامی اسلام اطعام می‌کنند، چقدر پاداش دارند، چه ثوابی دارند و چه گنهکارانی در شب مولد پیغمبر اکرم از آتش جهنم خلاص می‌شوند.

در کنار آن شیعه و سنی، وهابیت پلید هم هستند که جشن میلاد نبی مکرم را بدعت و یکی از گناهان کبیره می‌دانند!!

«ابن تیمیه حرانی» بزرگ نظریه پرداز وهابیت در کتاب «اقتضاء صراط مستقیم» که باید اسم آن را «اقتضاء صراط منحرف» بنامیم، در جلد دوم صفحه 618 می‌گوید: اینکه ما روز میلاد یا شب میلاد نبی گرامی اسلام را عید بگیریم، از محدثاتی است که هیچ اصل و ریشه‌ای ندارد. نه صحابه و نه اهلبیت چنین شبی را جشن نگرفتند.

«بن باز» مفتی اعظم عربستان سعودی در کتاب «مجموع الفتاوی» جلد چهارم صفحه 289 می‌گوید:

«لیس للمسلمین عن یقیموا احتفالا بمولد النبی»

مسلمانان حق ندارند جشن میلاد پیغمبر اکرم را بگیرند.

سپس می‌نویسد:

«لأن النبی لم یحتفل بمولده فی حیاته و لم یفعلوا خلفاء الراشدون»

در ادامه می‌نویسد که این قضیه بدعت است و رسول اکرم فرمودند:

«من أحدث فی أمرنا ما لیس منه فهو رد»

مجموع فتاوى العلامه عبد العزیز بن باز؛ المؤلف: عبد العزیز بن عبد الله بن باز (المتوفى: 1420هـ)؛ أشرف على جمعه وطبعه: محمد بن سعد الشویعر؛ ج4، ص 289

همین افرادی که جشن میلاد نبی گرامی اسلام را بدعت می‌دانند، زمانی که به جشن صد سالگی دولت نحس آل سعود می‌رسند مفصل برای آن احتفال و جشن و سرور و ثواب و پاداش آنچنانی برای او نقل می‌کنند.

آن‌ها «یوم الوطنی» روز وطن عربستان سعودی را روز مجد و عزت و شرف می‌دانند. همچنین هفته‌ای را به عنوان هفته «محمد بن عبدالوهاب» که بزرگ بنیانگذار تکفیر شیعه و سنی است، برگزار می‌کنند!!

یکی از اساتید دانشگاه الأزهر می‌گوید: هیچ انسانی در کره زمین نمانده است که از گزند تکفیر «محمد بن عبدالوهاب» در امان باشد. این افراد هفته «محمد بن عبدالوهاب» را جشن می‌گیرند و مفصل در این زمینه صحبت می‌کنند.

خیلی جالب است که «بن باز» می‌گوید: بعد از رسول اکرم، اسلام از بین رفته بود. «محمد بن عبدالوهاب» آمد و اسلام را زنده کرد. جا دارد که ما هفته «محمد بن عبدالوهاب» را گرامی بداریم و جشن بگیریم و به سرور و پایکوبی بپردازیم!!!

خیلی عجیب است؛ در روز میلاد نبی گرامی اسلام و بعثت حضرت جشن گرفتن بدعت است، اما در هفته «محمد بن عبدالوهاب» که می‌گویند اسلام را از نو زنده کرد، جشن گرفتن و سرور و اطعام از افضل طاعات است!!!

در اینجا باید گفت: عاقلان دانند! ما قضاوت را به عهده مسلمانان می گذاریم و نیز بر عهده کسانی که پیرو این علقه مضغه‌هایی هستند که شب می‌خوابند و صبح بدون هیچ دلیلی فتوا صادر می‌کنند.

یکی از شرایط افتاء تسلط به قرآن و سنت است. فتوایی که مفتی صادر می‌کند باید یا مستند به «کتاب» یا مستند به «سنت» یا مستند به «قیاس» و «استحسان» باشد، اما فتاوایی که «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» صادر می کنند چنین نیست.

اگر کتاب 28 جلدی «مجموع الفتاوی» اثر «ابن تیمیه» و کتاب هفت جلدی «مؤلفات محمد بن عبدالوهاب» را ملاحظه کنید، می‌بینید یک مورد یا یک فتوا که پشتوانه آن آیه قرآن باشد یافت نمی‌شود.

شما در این کتب روایاتی نمی‌بینید که بگویند پشتوانه آن فتوا فلان روایت پیغمبر اکرم یا سنت صحابه است. آن‌ها هم سنت صحابه را سنت نبی مکرم اسلام می‌دانند. بنده خواستم این قضیه را به عنوان مقدمه خدمت عزیزان عرض کرده باشم.

«احمد بصری» مدعی امامت سیزدهم شیعه!!

نکته دوم این است که در جلسه‌ای که قبل از ایام اربعین خدمت عزیزان داشتیم، عرض کردیم یکی از عواملی که باعث می‌شود افراد منحرف در جامعه وجود پیدا کنند و پیرو پیدا کنند و اتباع بیابند، جهل و عدم آگاهی مردم به مبانی صحیح اسلام و اعتقاد درست اهلبیت است.

مخصوصاً در حوزه مهدویت اگر ما روایاتی را که از ائمه اطهار (علیهم السلام) و نبی مکرم اسلام در رابطه با مهدویت صادر شده است را جمع آوری کنیم، روایات زیادی خواهد شد.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «منتخب الأثر» نزدیک به چهار هزار روایت از منابع و مصادر شیعه و اهل سنت نقل کرده است. این روایات و احادیث در دو محور کار شده است؛

محور اول محور اثباتی است. موضوع بشارت و آمدن حضرت ولی عصر، میلاد حضرت ولی عصر، ایام غیبت حضرت ولی عصر، مقدمات ظهور حضرت ولی عصر، کیفیت ظهور حضرت ولی عصر و ویژگی‌های حکومت آن بزرگوار است.

محور دوم ناظر به یک سری مسائل سلبی است که افرادی خواهند آمد و ادعای مهدویت، ادعای بابیت یا ادعاهای باطل می‌کنند. در این زمینه هم ائمه اطهار (علیهم السلام) حجت را بر همگان تمام کردند. اگر ما این روایات را مورد بحث قرار دهیم، کاملاً واضح و روشن است.

در رابطه با قضیه «احمد بصری» که ابتدا معتقد بود من فرزند حضرت مهدی هستم، سپس گفت من حجت و ولی خدا هستم، بعد از آن اظهار کرد من امام هستم و در نهایت ادعا کرد که من امام سیزدهم هستم!!

در این رابطه با ما عرض کردیم طبق روایاتی که شیعه و سنی آورده است، عدد ائمه را دوازده نفر نه کمتر و نه بیشتر آورده‌اند.

چه اهل سنت و چه شیعه روی اینکه خلفای پیغمبر اکرم و ائمه اطهار و اوصیاء نبی مکرم اسلام و جانشینان حضرت دوازده نفر هستند، احدی در این زمینه شک و شبهه‌ای ندارد. غیر از این دوازده نفر هرکسی بیاید ادعای امامت کند یا دنباله‌روی امام سیزدهم برود، با صراحت هم کفر آن در روایات اثبات شده است، هم شرک آن اثبات شده است و هم دوزخی بودن آن به صراحت در منابع اسلامی ما اشاره شده است.

بنده در اینجا به چند روایت از کتاب «کافی شریف» اشاره می‌کنم. در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 372 وارد شده است:

«مَنِ ادَّعَی الْإِمَامَهَ وَ لَیسَ مِنْ أَهْلِهَا فَهُوَ کافِر»

هرکسی ادعای امامت کند و اهلیت برای امامت نداشته باشد، کافر است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 372، ح 2

حال من کتاب‌های «احمد بصری» را می‌آورم که ایشان به صراحت می‌گوید: من امام هستم، من امام سیزدهم هستم! در روایت دیگر در کتاب «کافی شریف» جلد اول صفحه 373 وارد شده است:

«مَنْ أَشْرَک مَعَ إِمَامٍ إِمَامَتُهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَیسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ کانَ مُشْرِکاً بِاللَّهِ»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 373، ح 6

امام صادق (علیه السلام) هزار و چهارصد سال قبل تمام راه‌های جلوگیری از انحرافات در جامعه شیعی را بسته و مسدود فرمودند. مرحوم شیخ صدوق (رضوان الله تعالی علیه) در کتاب «الإعتقادات» صفحه 103 می‌گوید:

«فمن ادّعی الإمامه و لیس بإمام فهو ظالم ملعون و من وضع الإمامه فی غیر أهلها فهو ظالم ملعون»

هرکسی ادعای امامت بی‌خود کند ظالم و ملعون است و هرکسی از کسی که ادعای امامت می‌کند پیروی کند هم ملعون است.

إعتقادات الإمامیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ص 103، باب [38] باب الاعتقاد فی الظالمین

تکلیف امامان دروغین و اتباع امامان دروغین در روایات ما کاملاً روشن است. بازهم در روایت دیگر از امام صادق (علیه السلام) ذیل آیه شریفه:

(وَ یوْمَ الْقِیامَهِ تَرَی الَّذِینَ کذَبُوا عَلَی اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّهٌ أَ لَیسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْوی لِلْمُتَکبِّرِین)

و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه است، آیا در جهنم جایگاهی برای متکبران نیست؟

سوره زمر (39): آیه 60

حضرت فرمود:

«مَنْ قَالَ إِنِّی إِمَامٌ وَ لَیسَ بِإِمَام»

کسی که بدون آنکه امام باشد، ادعای امامت کند.

جالب این است که راوی می‌گوید:

«قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ کانَ عَلَوِیاً»

عرض کردم: ولو اینکه از اولاد علی باشد؟

«قَالَ وَ إِنْ کانَ عَلَوِیاً»

حضرت فرمود: ولو اینکه از اولاد علی باشد.

«قُلْتُ وَ إِنْ کانَ مِنْ وُلْدِ عَلِی ابْنِ أَبِی طَالِبٍ ع»

عرض کردم: اگرچه فرزند علی بن أبی طالب هم باشد؟

«قَالَ وَ إِنْ کان»

حضرت فرمود: حتی اگر فرزند بلافصل علی بن أبی طالب باشد.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 372، ح 1

بازهم در روایت بعد وارد شده است:

«قَال کلُّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ إِمَامٌ وَ لَیسَ بِإِمَامٍ»

فرمود: درباره کسی است که خود را امام داند و امام نباشد

راوی می‌گوید:

«قُلْتُ وَ إِنْ کانَ فَاطِمِیاً عَلَوِیاً»

عرض کردم: اگر مدعی امامت از فرزندان حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین باشد، بازهم این تکلیف را دارد؟

«قَالَ وَ إِنْ کانَ فَاطِمِیاً عَلَوِیا»

حضرت فرمود: اگرچه فرزندان حضرت زهرا و حضرت امیرالمؤمنین باشد.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 372، ح 3

این روایات چیست؟ ائمه اطهار (علیهم السلام) هزار و چهارصد سال قبل این مسائل را مطرح کردند، به جهت اینکه راه برای مدعیان دروغین بسته شود و یک سری افراد ناآگاهی که به دنبال این افراد می‌افتند روشن شوند.

در روایت دیگر از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است:

«ثَلَاثَهٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ- یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ »

سه نفر هستند که در روز قیامت خدا با آن‌ها با رأفت سخن نگوید و پاکشان نکند و عذابی دردناک دارند:

« مَنِ ادَّعَى إِمَامَهً مِنَ اللَّهِ لَیْسَتْ لَهُ وَ مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنَ اللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُمَا فِی الْإِسْلَامِ نَصِیبا»

کسی که ادعاء امامت از طرف خدا کند و حق نداشته باشد. و کسی که امام از طرف خدا را انکار کند.

آن دسته از عزیزان ما که به دنبال دکان بازارهایی امثال « علی محمد باب» و «حسین علی بهاء» و بعد از او «احمد بصری» و دیگران رفته‌اند. در حال حاضر حدود بیست و پنج نفر در عراق دکان باز کرده‌اند و ادعای مهدویت می‌کنند.

«وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُمَا فِی الْإِسْلَامِ نَصِیبا»

کسی که معتقد باشد که این دو از اسلام بهره‌ای دارند.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 373، ح 4

حضرت فرمود کسی که دنبال این افراد برود که مدعی امامت هستند و دنبال کسانی بروند که منکر امامت ائمه اطهار هستند، فردای قیامت عذابی دردناک خواهند داشت. این مطالب کاملاً واضح و روشن است. از این مطالب روشن‌تر و واضح‌تر می‌خواهیم؟!

در این زمینه بازهم در روایت دیگر از امام صادق (علیه السلام) وارد شده است که حضرت می‌فرماید:

«وَ قَائِلٍ یقُولُ إِنَّه یتَعَدَّی إِلَی ثَلَاثَهَ عَشَرَ وَ صَاعِداً»

در زمان غیبت عده‌ای مدعی هستند که امامان ما سیزده نفر یا بیشتر هستند.

آقایان می‌گویند: بعد از حضرت مهدی دوازده امام خواهد آمد که اولین آن «احمد بصری» است.

«وَ قَائِلٍ یعْصِی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِقَوْلِهِ إِنَّ رُوحَ الْقَائِمِ ینْطِقُ فِی هَیکلِ غَیرِه»

کمال الدین و تمام النعمه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 355، ح 51

حضرت به صراحت می‌فرمایند: این افراد، افرادی هستند که ما حکم به کفرشان می‌کنیم. کاملاً روشن و واضح است که افرادی که امروز مدعی امامت هستند و ادعا می‌کنند ما امام سیزدهم هستیم مصداق بارز فرمایشات ائمه اطهار (علیهم السلام) هستند.

عزیزان دقت کنند در این کتاب «وصیت مقدس» که عنوان شده اثر «سید احمد الحسن» و چاپ «انتشارات انصار امام مهدی»؛ وارد شده است: “او امامی از آل محمد و دوازدهمین فرزند رسول خدا و علی است.”

آیا از این واضح‌تر و روشن‌تر بیان کند؟! در ادامه می‌نویسد: “«احمد» خلیفه الهی است؛ «الذی هو خلیفه الله». «احمد» امام سیزدهم است. «أدّ المهدی الأول من الائمه فی کلامه» و او از مهدیین و ائمه اطهار به شمار می‌رود.”

شما این دو دسته روایات ائمه اطهار و ادعای باطل این‌ها را کنار هم بگذارید. آیا یک عاقل و کسی که یک جو اطلاعات مذهبی داشته باشد، فریب این افراد را می‌خورد؟

بنده بارها عرض کردم انسان وقتی با یک وهابی حرف می‌زند، از میان ده حرف او هشت حرف بی‌ربط است ولی دو حرف می زند که انسان باید خود را به زحمت بیندازد تا جواب تهیه کند؛ ولی اتباع این افراد حتی یک جو حرف مستدل و مستند ندارند.

دیشب یکی از مسئولین بزرگوار به منزل ما تشریف آورده بود و می‌گفت: ما یکی از اتباع «احمد الحسن» را محاکمه می‌کردیم و آقای «منتظری» دادستان کل کشور هم آنجا نشسته بودند. ما هرچه به این آقا نصیحت کردیم، دیدیم حرفی داخل گوشش نمی‌رود.

او برگشت گفت: “آقای «منتظری» قلب خود را صاف کن. امشب «احمد الحسن» به خواب تو می‌آید و تو را هدایت می‌کند.”

این آقایی که نه منطق دارد، نه دلیل دارد، نه روایت متوجه می‌شود، می‌گوید: دل خود را پاک کن! انسان به یاد فحشاهای زمان شاه می‌افتد که می‌گفتند: دل خود را پاک کن، هر گناهی کنی اشکالی ندارد و مسئله‌ای نیست!!

اگر قرار باشد با دل پاک شدن همه چیز حل شود، این همه انبیاء برای چه آمدند؟ این همه کتب آسمانی برای چیست؟ این مطالب کاملاً واضح و روشن است.

«احمد الحسن» یا دجال بصره!

جالب اینجاست که ائمه اطهار (علیهم السلام) در این زمینه فرمایشاتی دارند. در کتاب «التشریف بالمنن» اثر سید بن طاووس (رضوان الله تعالی علیه) در مناهی امیرالمؤمنین می‌نویسد:

«و یخرج دجّال من دجله البصره، و لیس منّی، و هو مقدّمه الدجّالین کلّهم»

دجالی از بصره خروج می‌کند که از من نیست و او مقدمه همه دجال‌هاست.

التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، نویسنده: ابن طاووس، علی بن موسی، محقق / مصحح: مؤسسه صاحب الأمر؛ اصفهان: گلبهار، ص 249، ح 362

ائمه اطهار چطور بگویند که ما بفهمیم؟ چطور توضیح بدهند که ما روشن شویم؟ بازهم در کتاب «غیبت نعمانی» وارد شده است:

«لَا یقُومُ الْقَائِمُ حَتَّی یقُومَ اثْنَا عَشَرَ رَجُلًا کلُّهُ یجْمِعُ عَلَی قَوْلِ أَنَّهُمْ قَدْ رَأَوْهُ فَیکذِّبُهُم»

قبل از حضرت مهدی دوازده نفر می‌آیند که ادعا می‌کنند ما حضرت مهدی را دیدیم در حالی که همگی دروغ می‌گویند.

الغیبه للنعمانی، نویسنده: ابن أبی زینب، محمد بن ابراهیم، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ص 277، ح 58

دلیل «احمد بصری» این است که ادعا می‌کند من چند بار حضرت مهدی را دیدم. ایشان به من فرمود که شما فرزند من هستید. همچنین ایشان فرمود که پدرت به قربانت برود! ما باید به او بگوییم: با این حرفت دهانت بشکند!! زمانی که حضرت ولی عصر می‌آید تمامی این مدعیان را تکذیب می‌کند.

جالب اینجاست که وقتی چند روز پیش روایات را بررسی می‌کردم، به روایت جالبی برخورد کردم. عزیزان دقت کنند در کتاب «شرح الأخبار» اثر «قاضی نعمان مغربی» متوفای 363 هجری معاصر «شیخ صدوق» متوفای 381 هجری روایتی وارد شده است.

عرض کردیم که این «احمد بصری» می‌گوید: من از بصره هستم و از یاران و فرزندان حضرت مهدی هستم. امام صادق می‌فرماید:

«و ما من بلده إلا و معه منهم طائفه»

هیچ قبیله‌ای نیست جز اینکه حضرت مهدی از آن قبیله یارانی دارد.

حضرت از اهل مدینه، مکه، کوفه، قم، طالقان و دیگر بلاد یارانی دارد. بعد می فرماید:

«إلا أهل البصره فانه لا یخرج معه منهم إنسان»

اما مردم بصره به یاران حضرت مهدی نمی‌پیوندند، زیرا یک نفر از مردم بصره همراه حضرت مهدی نیست.

شرح الأخبار فی فضائل الأئمه الأطهار علیهم السلام، نویسنده: ابن حیون، نعمان بن محمد مغربی، محقق / مصحح: حسینی جلالی، محمد حسین، ج 3، ص 366، ح 1238

دوستان عزیز! آیا امام بهتر از این بیان کنند؟ سروران عزیز، بزرگواران و کسانی که فریب این دجالین را می‌خورید! والله ما دلمان برای شما می‌سوزد. والله ما نمی‌خواهیم شما به آتش جهنم گرفتار شوید. ائمه اطهار (علیهم السلام) از این روشن‌تر بیان کنند؟

بنده عرض کردم یکی از علل رشد این دجالین و منحرفین، عدم آگاهی جامعه ما به معارف اهلبیت است. «مرحوم علامه مجلسی» در کتاب «بحارالانوار» جلد 52 صفحه 307 می‌گوید:

«وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ مَا مِنْ بَلْدَهٍ إِلَّا یخْرُجُ مَعَهُ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ إِلَّا أَهْلَ الْبَصْرَهِ»

در خبر دیگری وارد شده است که در هر شهری از شهرهای کشور اسلامی امام زمان یارانی دارد، مگر اهل بصره.

«فَإِنَّهُ لَا یخْرُجُ مَعَهُ مِنْهَا أَحَد»

زیرا یک نفر از مردم بصره همراه حضرت ولی عصر نیست.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 52، ص 307، ح 81

ما می‌گوییم: شما که مدعی «یمانی» هستید، بهتر است بدانید که «یمانی» از یمن خروج می‌کند. این افراد در جواب می‌گویند: یمن در آن زمان شامل عراق هم می‌شد!!

به صراحت وارد شده است که «سید یمانی» از کشور یمن و شهر صنعا ظهور می‌کند؛ ولی آن‌ها می‌گویند که این روایت را کنار بگذارید. در هر صورت این هم روایت دیگری بود که حضرت می‌فرماید: اصلاً یک نفر از مردم بصره با حضرت ولی عصر نیست.

این هم بخشی از مباحث است. بخش دیگر مباحث من، بخشی است که بنده دوست دارم مقداری روی آن مانور داده شود و بنده چند شب پیش هم در مسجد خاتم الأنبیاء در این زمینه نکاتی مطرح کردم.

یکی از کارهایی هم که امسال ایام اربعین انجام دادیم، این بود که با توجه به توصیه سرور عزیزمان حضرت آیت الله اعرافی و دیگر دوستان جزوه‌ای با محتوای «پنجاه سؤال کمرشکن از اتباع دجال بصره» بود. ما تحدی کردیم که اگر راست می گویید به این سؤالات پاسخ بدهید.

بنده از دوستان تقاضا دارم این پنجاه سؤال را خوب ملاحظه کنند. من اتباع «احمد بصری» را به جان همان کس که او را قبول دارند سوگند می دهم که این سؤالات را مطالعه کنند و واقعاً جواب درستی برای ما بیاورند تا دست آن‌ها را ببوسیم.

ما در قسمت‌های مختلف مثلاً در نَسَب، در اهانت به انبیاء، در اهانت به ائمه اطهار (علیهم السلام) و نیز بحث وصیت مطالب مهمی را مطرح کردیم. و به زبان ساده هم نوشتیم. این جزوه ما همانند کاری است که ما سابقاً چهل سؤال از اهل سنت داشتیم و از میان حدود هشتاد کتابی که بنده دارم، آن کتاب بیشتر مورد استقبال قرار گرفت.

«مرحوم فاکر» که خداوند ایشان را بیامرزد علی رغم اینکه در زمان اصلاحات وزارت ارشاد اجازه نداد این جزوه چاپ شود، اما ایشان گفتند که من چهارده هزار جلد از این جزوه را چاپ کردم و با هزینه خودم به افغانستان فرستادم.

ما تلاش کردیم این پنجاه سؤال را به زبان ساده بنویسیم تا هم افرادی با سواد پایین بتوانند این مطالب را درک کنند و هم یک بزرگوار روحانی یا استاد دانشگاه یا آیت الله هم توجه داشته باشند که ما چه می‌گوییم.

دوستان عزیز! جالب اینجاست که ما این جزوه را یک هفته قبل به یکی از اتباع «احمد بصری» دادیم و او به تهران نزد یکی از لیدرهای خود برده بود. او هم چندین صفحه جواب نوشت و برای من فرستاد.

بنده نمی‌خواهم چیزی بگویم، بلکه می‌خواهم قضاوت را به خود شما و کسانی که این برنامه را می‌بینند یا بعداً خواهند دید، بسپارم. تصویری که ملاحظه می‌کنید، دستخط اوست که ما آن را اسکن کردیم.

در رابطه با سؤال اول تا سوم که پرسیدیم: او دلیلی در اینکه فرزند حضرت مهدی است ندارد و این ادله، ادله‌ای باطل است.

او در جواب نوشته است: کسانی که برای اثبات ادعای «سید احمد الحسن» از نَسَب ایشان شروع کرده‌اند، چگونه نسب آقا امام زمان را احراز خواهند کرد؟!!

من اگر به این افراد احمق بگویم، به احمق‌ها توهین کرده‌ام. اگر به این افراد «کمثل الحمار» بگویم، می‌ترسم که فردای قیامت الاغ‌ها از ما شکایت کنند. ما تنها می‌توانیم در حق این افراد بگوییم:

(أُولئِک کالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل)

آن‌ها همچون چهار پایان‌اند، بلکه گمراه‌تر.

سوره اعراف (7): آیه 179

مشاهده کنید این افراد کجا را به کجا مرتبط می‌کنند. این جواب آقایان است. بنده از ایشان سؤال کردم شما که می‌گویید فرزند حضرت مهدی هستید، معجزه و دلیلتان چیست؟ او در جواب می‌گوید: معجزه من این است که می‌دانم قبر حضرت فاطمه زهرا کجاست. آیا این هم معجزه و دلیل است!؟

ما در رابطه با حضرت مهدی نزدیک به چهار هزار روایت داریم. در این روایات وارد شده است که ائمه اطهار نامشان را آوردند؛ اولینشان علی بن أبی طالب است و آخرشان مهدی است. آن بزرگواران دوازده نفر هستند و هرکسی بیش از دوازده نفر بشمارد، کافر است. شما کجا را به کجا چسبانده‌اید؟!

جالب این است که در صفحه بعد نسبت به سؤال دوم بنده جواب می‌دهد: نویسنده چگونه می‌تواند نسب حضرت محمد مصطفی و رسیدن آن به حضرت اسماعیل را اثبات کند؟!

اگر بنده هشت صفحه جوابی که او نوشته و برای من فرستاده است را بخوانم، می‌بینید که تا چه حد نادان هستند. ما نمی‌دانیم بر عقل این افراد بخندیم یا به بیچارگی و بدبختی این افراد گریه کنیم.

والله ما دلمان می‌سوزد. ما نمی‌خواهیم شما گرفتار آتش جهنم شوید. ما دوست نداریم شما از جامعه اسلامی و جامعه شیعی جدا بشوید. والله العلی الأعلی این شخص دروغ می‌گوید. او چطور فرزند امام زمان است و از طرف حضرت مهدی آمده است که زمینه ظهور را فراهم کند، اما به انبیاء الهی اهانت می‌کند؟! او به حضرت ابراهیم نسبت بت پرستی می‌دهد، حضرت یونس را جهنمی می‌داند، امیرالمؤمنین را ظالم می‌داند، امام حسین را مشرک می‌داند، مراجع عظام تقلید را شیطان معرفی می‌کند، مسلمانان را اعم از شیعه و سنی و کسانی که به او ایمان نیاورند را کافر می‌داند!!

او چیزی جا گذاشته است که بماند؟ با این وضع شما به دنبال چه هستید؟ دوستان عزیز! تعبیری که این شخص دارد چنین است: “حکم به رأی سیستانی، حکم شیطان است.”

این که دیگر متن زیارت جامعه کبیره است که در جایگاه امامت فرمود:

«وَ مَنْ رَدَّ عَلَیکمْ فِی أَسْفَلِ دَرْک مِنَ الْجَحِیم»

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 613، ح 3213

و:

« وَ مَنْ جَحَدَکُمْ کَافِر»

من لا یحضره الفقیه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 613، ح 3213

و در تمجید از علما و جایگاه رفیع ایشان فرمود:

« مَنْ کَانَ مِنْکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَى حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَلْیَرْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّه‏»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 67، ح 10

او در ادامه توهینات خود می‌گوید: “علمای بی‌عملی هستند که در انتظار حضرت مهدی شکست خورده‌اند. آن‌ها به اینکه امام مهدی و وصی و فرستاده‌اش را تکذیب کرده‌اند. فقهای شیعه همگی منحرف و آمریکایی هستند. فقهای شیعه نیز بر طریق اهلبیت پایبندی ندارند. هرکسی که به انتخاب مردم معتقد باشد، در رکاب آمریکا هستند و ما از آن‌ها بیزاری می‌جوییم. چنین کسانی دشمن آل محمد هستند.” از این واضحتر توهین کند!؟

تعبیر دیگری که دارد این است:

«و مع الأسف کثیرٌ من الجهله الحمقاء یطبلون و یضمرون لها اولاء العلماء غیر العاملین النصاری بل ان الحق عن یسمیهم الناس العلماء الآمریکاء».

این هم ترجمه خودشان است: “متأسفانه بسیاری از نادانان و جاهلان برای این علمای بی‌عمل یا بهتر بگوییم نصاری (مراد مرجعیت است) دبدبه و کبکبه راه انداختند. حقیقت این است که مردم باید آنان را علمای آمریکایی خطاب کنند.”

او در جای دیگر می‌نویسد: “ما نوشته‌های علمای شیعه را خواندیم. این‌ها درواقع گفته‌های بی‌مایه است و تنها به درد بازارگرمی خودشان می‌خورد و تنها به کار فریفتن بعضی از پیروان خرفت و تخدیر شده آنان که به جهل راضی هستند، می‌آید؛ نه بیشتر.”

آن‌ها همچنین در مورد مراجع عظام تقلید می‌نویسد: “کسانی که وجوب تقلید را بر شما فرض گرفته‌اند، سوداگران مرغ مستقلات و پیرو شهوات هستند. مراجع و علمای شیعه دزد و خائن و چاپلوس هستند. رهبر ایران طاغوت زمان است.”

آیا کسی هم باقی ماند که او توهین نکرده باشد؟ حضرت یونس که در جهنم است، حضرت ابراهیم بت پرست است، امیرالمؤمنین ظالم است، امام حسین مشرک است، مراجع عظام تقلید هم چنین هستند!!

تنها مانده است که «احمد الحسن» چندین فتوا اضافه کند. یکی اینکه بگوید اصلاً نماز واجب نیست و به جای آنکه نماز بخوانید، قرص بخورید. کپسول روزه هم بگیرید!! همچنین مانده است یک متمم دیگر هم بزند مبنی بر اینکه ازدواج با مادر و خواهر و دختر هم جایز است!! دیگر این پروژه تکمیلِ تکمیل خواهد شد و تنها این چند مورد را کم دارد.

ما اخیراً شنیدیم که ایشان از امارات فرار کرده و به استرالیا گریخته است. البته اگر راست باشد، این قضیه واقعیت داشته باشد و او کشته نشده باشد. ما احتمال نود و پنج درصد می‌دهیم که او در ماجرای درگیری سال 2008 که برای کشتن آیت الله العظمی سیستانی و مراجع عظام تقلید به نجف حمله کردند، پلیس امنیت نجف او را کشته است و معاون او هم به قتل رسیده است.

تا به حال طرفداران او نه عکسی از او منتشر کردند و نه یک برنامه زنده یک دقیقه‌ای از او منتشر کردند. با اینکه طرفداران او دو شبکه ماهواره‌ای دارند، سایت دارند، کانال دارند، گروه دارند.

با این حال گاهی اوقات تنها صوتی از او پخش می‌شود و آیاتی از قرآن کریم از او منتشر می‌شود که در یک سوره ده مورد غلط دارد. زمانی که از طرفداران او می‌پرسند که چرا امام شما قرآن را غلط خوانده است، می‌گویند: این هم یک نوعی قرائت است و شما خبر ندارید!!

وقتی از طرفداران او سؤال می‌شود که چرا حضرت یونس را جهنمی می‌دانید، در جواب می‌گویند: این از مشابهات قرآن کریم است و شما خبر ندارید!!

اتفاقاً در نامه‌ای که یکی از لیدرهای آن‌ها برای من نوشته است، در رابطه با حضرت یونس می‌نویسد: شما خبر ندارید، زیرا انسان جاهلی هستید. «احمد الحسن» متشابهات قرآن کریم را در رابطه با حضرت یونس شرح کرده است!!

ما نمی‌دانیم این چه متشابهاتی است که روح حضرت یونس باید تا قیامِ قیامت در درون جهنم حبس شود و بماند. بابد به این افراد بگوییم: «تبّاً لکم و لتفسیرکم و لتأویلکم»!!

نمی‌دانیم این افراد امروز با این وضعشان کار را به کجا می‌برند. مشاهده کنید که آن‌ها می‌گویند: “هرکسی از سیزدهم رجب سال 1425 به من ایمان نیاورد، (گفتنی است او در سال 1999 ظهور کرده است و در سال 1425 بیانیه صادر کرده است!!) از ولایت علی بن أبی طالب خارج و به این سبب به جهنم وارد خواهد شد.” با این حساب همه شما و دیگر مسلمانان اعم از شیعه و سنی قرار است کنار حضرت یونس در جهنم بروید و استراحت کنید.

این چه منطقی است؟ برادر عزیز روحانی من! چرا بی‌سوادی تو باعث شده است که جذب یک سری خرافات شوی؟

او می‌گوید: “کسانی که ولایت الهی «سید یمانی» را قبول نکنند، اهل آتش جهنم هستند؛ اگرچه نماز بخوانند و روزه بگیرند”، “شیعیان یهود امت هستند، همانند اهل سنت”، “ساکنین نجف همه کافر هستند”، “شما می‌توانید مال دیگران را بخورید و اشکالی هم ندارد.”

همانطور که وهابیت همین فتوا را دادند. بنده در جایی گفتم: گمان می‌کنم بعضی افراد که به دنبال «احمد الحسن» هستند، شاید می‌خواهند مجوز شرعی برای خوردن مال دیگران پیدا کنند!!

این مطالب نمونه‌ای از چرندیاتی است که این افراد بافتند. بنده عرض کردم که دلم به حال این نمی‌سوزد، زیرا «اولین قاروره کسرت فی الإسلام» نیست و آخرین آن هم نخواهد بود. در طول تاریخ بیش از صد نفر مدعی مهدویت بودند و این هم یکی از آنان است. ولی اینکه یک دسته از مذهبیان و شیعیان و حتی طلاب حوزوی ما جذب این افراد می‌شوند، واقعاً مایه تأسف است.

موضوع: «احمد بصری» مدعی امام سیزدهم شیعیان (2)

تقدیم به پیشگاه مقدس و باعظمت حضرت بقیه الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) صلوات دیگری عنایت فرمایید.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می‌گوییم. ما در جلسات گذشته اشاره کردیم که یکی از عوامل پیدایش فرقه‌های انحرافی در طول تاریخ در درون مذهب شیعه به خاطر عدم نشر فرهنگ اهلبیت به ویژه مهدویت و جهل و عدم آگاهی یک عده به این فرهنگ نورانی است.

ائمه اطهار (علیهم السلام) در همان دوران حیات خودشان روایات و احادیثی بیان فرمودند که کاملاً راه‌ها را بر گروه‌های انحرافی بسته‌اند و برای جلوگیری از هرگونه استمداد از روایات برای به انحراف کشاندن افکار شیعه به ویژه جوانان؛ مطالبی کاملاً سودمند و مفید بیان کرده اند.

یکی از بحث‌هایی که در این سال‌های اخیر جامعه شیعه گرفتار آن شده است، بحث «بابیت» و نیابت از طرف حضرت بقیه الله الأعظم (اراحنا لتراب مقدمه الفداء) است.

امثال «علی محمد باب» و «حسین علی بهاء» و دیگران وقتی ادعای بابیت می‌کنند و می‌بینند عده‌ای ناآگاه اطراف آنان را می‌گیرند و سخنان آن‌ها را تأیید می‌کنند، یک پله بالاتر می‌روند و مدعی مهدویت می‌شوند!!

آن‌ها همچنین زمانی که می‌بینند جامعه آن‌ها را می‌پذیرد، یک مرتبه بالاتر می‌روند و ادعای نبوت می‌کنند. بازهم وقتی می‌بینند هرچه گفتند عده‌ای پذیرا بودند، کار به جایی می‌رسد که مدعی الوهیت می‌شوند!! البته این مربوط به زمان باب و بهاء نیست؛ در زمان ائمه اطهار (علیهم السلام) هم افرادی این چنین افکار فاسد و انحرافی داشته اند.

«یونس بن ظبیان» معاصر امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) است که نسبت به ائمه اطهار ادعای الوهیت می‌کند. قطعاً عزیزان این روایت مشهور امام صادق (علیه السلام) را شنیده‌اند. حضرت فرمودند:

«لَعَنَ یونُسَ بْنَ ظَبْیانَ أَلْفَ لَعْنَهٍ یتْبَعُهَا أَلْفُ لَعْنَه»

خداوند یونس بن ظبیان را هزار بار لعنت کند و از هر لعنت هم هزار لعنت منشعب شود.

رجال الکشی- إختیار معرفه الرجال، نویسنده: کشی، محمد بن عمر، محقق / مصحح: طوسی، محمد بن الحسن / مصطفوی، حسن، ص 364، ح 673

امثال این‌ها در تاریخ شیعه زیاد بوده‌اند. امثال «شلمغانی‌ها» در زمان غیبت صغری و امام حسن عسکری بودند. اخیراً هم جامعه ما گرفتار فرقه نامیمونی به نام «احمد بصری» به نام «احمد الحسن» شده‌اند.

نامیمون از اینکه این فرد با توجه به تألیفات، سخنرانی‌ها، مقالات، و پاسخ به سؤالاتش، جز ارتداد و کفر از ایشان چیزی به چشم نمی‌خورد. یعنی اگر کسی منصفانه این مطالب را ملاحظه کند، نسبت به انبیاء (علیهم السلام) کفر انبیاء رانتیجه می گیرد.

او نسبت به حضرت ابراهیم به صراحت می‌گوید: “او نور اهلبیت را دید و گفت: «هذا ربی»؛ او نتوانست تشخیص بدهد که این نور ائمه اطهار است یا نور خداوند متعال است!!” او نسبت به حضرت یونس – نستجیر بالله – ادعا می‌کند که حضرت یونس تا قیامِ قیامت گرفتار آتش جهنم است.

او نسبت به امیرالمؤمنین ادعا می‌کند که گرفتار منیّت و ظلمانیت است. اگر آن ظلمانیت در علی بن أبی طالب نبود، – نستجیر بالله – جای پیغمبر اکرم نشسته بود. همانطور که بعضی از اهل سنت معتقدند که پیامبر فرموده باشند:

«لو لم أبعث فیکم لبعث فیکم عمر»

میزان الاعتدال فی نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدین محمد بن أحمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – 1995، الطبعه: الأولی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ج 4، ص 221، ح 4677

ایشان شبیه آن جمله را نسبت به امیرالمؤمنین دارد. او ادعا می‌کند امام حسین (علیه السلام) – نستجیر بالله – دچار منیّت و شرک بوده است!!

او همچنین ادعا می‌کند مراجع عظام تقلید دجّال هستند و قتلشان واجب است، و برای آمدن حضرت ولی عصر جز کشتن مراجع و حوزه‌های علمیه راه دیگری نیست!!

اگر این مطالب کفر و ارتداد نیست، ارتداد چه معنایی دارد؟! ما بارها از این آقا خواهش کردیم برای مناظره بیاید، ولی نیامد.

علی رغم اینکه او پانزده سال قبل در سال 1425 هجری قمری به بعضی از بزرگان و مراجع عظام تقلید نامه نوشته بود و از بنده هم به عنوان آقای قزوینی در ایران برای مناظره طلب کرده بود.

اگر ایشان یک بار نامه نوشت، ما بیش از پنجاه بار از ایشان تقاضای مناظره و بلکه درخواست مباهله کردیم. ولی نه در مطبخ، نه در آشپزخانه، نه در بیابان؛ بلکه در منظر عمومی یا یک رسانه بین المللی درخواست مناظره کردیم.

در این زمان هم بنده اعلام می‌کنم که این شخص در هر کشوری اعم از عراق، امارات یا استرالیا باشد ما از او دعوت به مناظره می‌کنیم. در حال حاضر رسانه‌های جمعی فاصله‌های مادی را از بین برده است. اگر این شخص ده دقیقه بعد هم اعلام مناظره کند، خداوند و ملائکه شاهدند که بنده آماده هستم. اگر او اعلام مباهله کند بنده آماده هستم. اما متأسفانه طرفداران ایشان که حتی بلد نیستند «احتجاج» را چطور می‌نویسند با «ح» جیمی می نویسند یا «ه» دو چشم؛ ادعای مناظره می‌کنند.

بعضی از اساتید بزرگوار ما همانند جناب آقای «هوشیار» مقامشان اجل از مناظره با نوچه‌های «احمد الحسن» است. ما بارها گفتیم افرادی داریم که نه دانشگاه رفتند و نه حوزه خواندند، اما در بحث‌های ما چند سال بودند. ما گفتیم طرفداران «احمد الحسن» امثال «حمامی» و «ناظم العقیلی» هرکدام حاضر به مناظره هستند، با شاگردان رتبه چهارم و پنجم ما که یک روز هم حوزه ندیدند مناظره کنند.

تمام شما آگاه باشید که بنده اعلام می کنم شکست نمایندگان خود را شکست خودم می‌دانم. اگر این افراد راست می‌گویند برای مناظره بیایند. این افراد در روستاها می‌روند، در خانه‌های بعضی از طلبه‌هایی که آگاهی از فرهنگ مهدویت ندارند وارد می‌شوند و آن‌ها را فریب می‌دهند.

بنده بارها در همین جا عرض کردم با توجه به عنایاتی که اهلبیت (علیهم السلام) به ما داشتند، حداقل در داخل یا خارج از ایران تعدادی افراد هستند که از من حرف شنوی دارند.

اگر این افراد بنده را جذب «احمد الحسن» کنند، قول می‌دهم بیش از ده هزار نفر در همان لحظه اول به طرف «احمد الحسن» می‌آیند و زحمت این افراد هم در تبلیغ کم خواهد شد. متأسفانه این افراد این چنین نیستند.

ادعاهای خرافی «احمد بصری»

بنده چند نمونه از ادعاهای ایشان را مطرح می‌کنم تا قضیه کاملاً روشن شود. ما همان کاری که نسبت به وهابیت داشتیم، نسبت به این افراد هم داریم. یعنی کتاب های ایشان را با جلد و صفحه نشان می دهیم.

اگر ما به این افراد بگوییم کتاب‌های شما را مطالعه کردیم، ادعا می‌کنند که شاید اشتباه فهمیدید. ما صفحه کتاب را نشان می‌دهیم، جلد کتاب را هم نشان می‌دهیم و می‌گوییم: مردم! شما قضاوت کنید؛ شاید ما متوجه نمی‌شویم!

در کتاب «وصیت مقدس» اثر «سید الحمد الحسن» مطلبی وارد شده است، در حالی که ایشان نه سید است و نه فرزند «حسن» است. این کتاب با جمع آوری «علاء سالم» است که ایشان یکی از طلاب قم بوده و مدتی هم خدمت بعضی از اعاظم بوده است.

در این کتاب نوشته شده است: “او (احمد الحسن) امامی از آل محمد و دوازدهمین فرزند رسول الله و علی است.”

ما بیشتر اوقات از کتب فارسی خودشان نقل کردیم و به همین خاطر ادعا می‌کنند که ترجمه اشتباه است. اگر اشتباه است بهتر است بدانید که خودشان با عنوان «گروه مترجمان انتشارات انصار امام مهدی» این کتاب را ترجمه کرده‌اند.

به جهت اینکه عزیزان طلبه بیشتر دقت کنند، اصل کتاب را به عربی نشان می‌دهم. «الوصیه المقدسه الکتاب العاصم من الضلال» اثر «سید أحمد الحسن» چاپ 1433 است. در این کتاب وارد شده است: “إنه إمامٌ من آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم).” اگر این ادعای امامت نیست، پس چیست؟!!

همچنین در کتاب «المتشابهات» که در مورد آن ادعا کرده است: “من تحدی می‌کنم که هیچکدام از علمای شیعه حتی مراجع توان پاسخگویی به جواب‌های من را در اینجا ندارند.” ایشان در این کتاب می‌نویسد: “عدو المهدی الأول من الائمه”؛ آن‌ها ترجمه کرده‌اند: “او از مهدیین و از ائمه به شمار می‌رود!”

همچنین در کتاب «یمانی موعود حجه الله» مدعی است که در زمان خروج یمانی – که خود را مصداق آن می‌داند، در حالی که ما روایات متعدد داریم مبنی بر اینکه «یمانی» از یمن و شهر صنعا قیام می‌کند و سال خروج یمانی معاصر با خروج سفیانی است. ایشان سال 1999 میلادی از بصره قیام کرده است و در حال حاضر حدود نوزده سال است از قیام او می‌گذرد. – فروختن سلاح حرام است!!

اخیراً در یکی دو ماه قبل، در عراق گروهی به نام «پرچم سفیدها» تحت عنوان «فرقه سفیانیون» خروج کرده اند. اگر ایشان می‌ماند و قبل از دو ماه خروج می‌کرد، حداقل دلیلی داشت و می توانست ادعا کند که زمان قیام من با خروج این سفیانی‌هایی که در عراق قیام کردند و پرچم سفید دارند، است. البته این فرقه غیر از دواعش هستند و هدفشان نابودی «حشد الشعبی» و شیعیان است.

در هر صورت ایشان می‌گوید: “زمان خروج یمانی فروختن سلاح حرام است، زیرا در حضور امام – یعنی خودش – ملکی را تملک نمی‌کنیم. او خلیفه خداوند و مالک حقیق بندگان است.”

عبارت عربی آن هم به همین صورت است. عزیزان دقت بفرمایید: “کونک و ما تملک ملکا الذی هو خلیفه الله”؛ – عبارت عربی آن هم اشتباه است – تمام مایملک تو ملک مهدی اول، یمانی و «احمد الحسن» است.

همچنین در جای دیگر در کتاب «المتشابهات» وارد شده است: “ایشان از خلفاء الله فی ارضه است، از اصحاب ولایت الهیه از انبیاء و مرسلین و الائمه و الصالحین. ان الیمانی صاحب ولایه إلهیه!”

یکی از طرفداران او به نام «ناظم العقیلی» که عقل منفصل «احمد الحسن» و مسئول مکتب نجف است، در اینجا می‌گوید: “این وصیت ثابت کرد که امامت بعد از امام مهدی برای ذریه مهدیین است. پس حال موافق قرآن کریم است.”

یک روایتی که نه سر دارد، نه ته دارد، سندا ضعیف است، دلالتا مخدوش است، اول روایت و آخر روایت با همدیگر در تضاد است؛ بزرگان ما همانند «شیخ مفید»، «شیخ طوسی» و دیگران به ضعف و جعلی بودن روایات تصریح کردند، این آقایان در برابر صدها روایت صحیح آن روایت را برای حقانیت خودشان مستمسک قرار دادند.

بنده در جلسه گذشته هم عرض کردم ما روایات متعددی از ائمه اطهار (علیهم السلام) داریم مبنی بر اینکه:

«مَنِ ادَّعَی الْإِمَامَهَ وَ لَیسَ مِنْ أَهْلِهَا فَهُوَ کافِر»

هرکسی ادعای امامت کند و اهلیت برای امامت نداشته باشد، کافر است.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 372، ح 2

این روایت شوخی بردار نیست. بحث زنا و سرقت و امثال آن نیست که با یک حد زدن مسئله تمام شود. این مسئله افترا زدن نیست که با یک عذرخواهی مسئله پایان پذیرد، بلکه بحث ادعای امامت، کفر و ایمان و شرک و توحید است. در کتاب «کافی شریف» وارد شده است:

«مَنِ ادَّعَی الْإِمَامَهَ وَ لَیسَ مِنْ أَهْلِهَا فَهُوَ کافِر»

همچنین در روایت دیگر وارد شده است:

«مَنْ أَشْرَک مَعَ إِمَامٍ إِمَامَتُهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَیسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ کانَ مُشْرِکاً بِاللَّه»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 373، ح 6

این بحث شوخی بردار نیست که ما بگوییم فلان شخص چنین ادعایی کرده است. او ادعا می‌کند: از سال 1427 (یا 1425) هر کسی اعم از شیعه و سنی به من ایمان نیاورد، از ولایت خارج است و همه اهل آتش جهنم هستند!! با این حساب از دیدگاه این شخص تمام مسلمانان جهان اعم از شیعه و سنی، کافر و مشرک هستند.

روایات «دوازده خلیفه»، نصی بر بطلان ادعای «احمد بصری»

او معمولاً خود را امام سیزدهم معرفی می‌کند. «مرحوم شیخ صدوق» در کتاب «کمال الدین» تعبیری دارد و می‌نویسد:

«إِنَّه یتَعَدَّی إِلَی ثَلَاثَهَ عَشَرَ وَ صَاعِدا»

کمال الدین و تمام النعمه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 354، ح 51

حضرت این افراد را از دایره اسلام و ایمان بیرون می‌کند. این مباحث در روایات ما بسیار صریح آمده است و احتیاجی به اینکه ما بخواهیم دلیلی خارج از روایات اهلبیت اقامه کنیم، نداریم. به عنوان مثال در کتاب «کفایه الأثر» اثر «مرحوم خراز» تعبیری وارد شده است که می‌فرماید:

«وَ اللَّهِ مَا یدَّعِیهِ أَحَدٌ غَیرُنَا إِلَّا حَشَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی مَعَ إِبْلِیسَ وَ جُنُودِه»

به خدا سوگند هرکسی غیر از ما دوازده تن ادعای امامت کند، خداوند عالم او را با ابلیس و سربازان او محشور می‌کند.

کفایه الأثر فی النصّ علی الأئمه الإثنی عشر، نویسنده: خزاز رازی، علی بن محمد، محقق / مصحح: حسینی کوهکمری، عبد اللطیف، ص 247، باب ما جاء عن الباقر محمد بن علی ع

همچنین در کتاب «إختصاص» اثر «مرحوم شیخ مفید» وارد شده است:

«الْأَئِمَّهُ بَعْدَ نَبِینَا ص اثْنَا عَشَرَ نُجَبَاءُ مُفَهَّمُونَ مَنْ نَقَصَ مِنْهُمْ وَاحِداً أَوْ زَادَ فِیهِمْ وَاحِداً خَرَجَ مِنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَمْ یکنْ مِنْ وَلَایتِنَا عَلَی شَی‌ء»

تعداد امامان بعد از نبی ما دوازده تن است که همگی آنان نجیب و تفهیم شده هستند. هر کس که یکی از آنان را کم و یا زیاد کند، از دین خدا خارج شده و از ولایت ما چیزی را بهره نبرده است.

الإختصاص، نویسنده: مفید، محمد بن محمد، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر و محرمی زرندی، محمود، ص 233، باب فی بیان جمله من الحکم و المواعظ و الوصایا عنهم ع

اضافه بر این، بحث دوازده امام یک بحث شیعی نیست. بنده یک جلسه به دوستان قول دادم بحث اینکه پیغمبر اکرم فرمود: خلفای من دوازده نفر هستند، نه یازده نفر و نه سیزده نفر را بیان کنم. این یک قضیه اجماعی میان شیعه و سنی است.

در کتاب «صحیح بخاری»، «صحیح مسلم»، «مسند أحمد بن حنبل»، «سن نسائی»، «سنن أبی داود» و دیگر کتب شاید بیش از دویست روایت با سندهای معتبر وارد شده است و اهل سنت نقل کردند که خلفای پیغمبر اکرم دوازده نفر هستند.

بنده تنها برای نمونه روایتی را می‌آورم. عزیزان دقت کنند یکی از احادیثی که علمای اهل سنت در آنجا گیر کردند، در تله افتادند، دچار حیرت و سرگردانی شدند و نتوانستند آن را هضم کنند این روایت است.

در بحث‌هایی که ما با طرفداران «احمد الحسن» داشتیم، تاکنون یک جواب قانع کننده در رابطه با این روایات از آن‌ها نشنیدیم. این روایات بزرگ‌ترین دلیل بر حقانیت مذهب شیعه و قوی‌ترین دلیل بر امامت بلافصل امیرالمؤمنین و یازده امام بعد از آن حضرت است.

در کتاب «صحیح مسلم» روایتی وارد شده است که ما ماه رمضان سال 1374 یا 1375 در امارات با یکی از وهابیت بحث می‌کردیم که داستان بسیار مفصلی دارد. ایشان گفت: اگر بنده چند دقیقه با آخوندهایی که از ایران آمدند مناظره کنم، آن‌ها را از شرک نجات می‌دهم و موحد می‌کنم.

بحث ما با این شخص طولانی شد که اگر در ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا توفیق داشتم، تمامی ماجرا را نقل می‌کنم. یکی از شیرین‌ترین بحث‌ها و مناظراتی که بنده داشتم، همین بحث در امارات با نماینده وهابیت بود. بنده کتاب «صحیح بخاری» را باز کردم و روایت:

«فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامه – بیروت – 1407 – 1987، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510

یا:

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَهُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَکرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتی تُوُفِّیتْ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامه – بیروت – 1407 – 1987، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1126، ح 2926

را به او نشان دادم. او جلد کتاب را نگاه کرد و بعد از مدتی بررسی گفت: من این کتاب «صحیح بخاری» را قبول ندارم.

وقتی علت این حرف را از او پرسیدم، گفت: به جهت اینکه «صحیح بخاری» در لبنان چاپ شده است. برای من نسخه‌ای از کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» بیاورید که در عربستان سعودی چاپ شده باشد!!

بنابراین ما مقید هستیم از میان ده‌ها چاپی که این کتاب دارد، غالباً چاپ عربستان سعودی را نشان می‌دهیم تا فردا دیگر بهانه‌ای نیاورند. روایت از «جابر بن سمره» است که می‌نویسد:

«قال النبی لَا یزَالُ هذا الْأَمْرُ عَزِیزًا إلی اثنی عَشَرَ خَلِیفَهً»

پیغمبر اکرم می‌فرماید: عزت اسلام باقی نمی‌ماند، مگر با دوازده خلیفه.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1453، ح 1821

و:

« عن جَابِرِ بن سَمُرَهَ قال انْطَلَقْتُ إلى رسول اللَّهِ e وَمَعِی أبی فَسَمِعْتُهُ یقول لَا یَزَالُ هذا الدِّینُ عَزِیزًا مَنِیعًا إلى اثنى عَشَرَ خَلِیفَهً »

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1453، ح 1821

و:

«لَا یزَالُ الدِّینُ قَائِمًا حتی تَقُومَ السَّاعَهُ أو یکونَ عَلَیکمْ اثْنَا عَشَرَ خَلِیفَهً»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1453، ح 1822

مشاهده کنید روایات متعدد در همین چند صفحه وارد شده است مبنی بر اینکه پیغمبر اکرم فرمود: خلفای من و کسانی که ولایت بعد از من را می‌پذیرند، دوازده نفر هستند؛ نه سیزده نفر و نه یازده نفر!

این روایات بزرگ دلیل بر حقانیت شیعه است. جالب اینجاست که در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» جلد 5 بعد از اینکه روایت را نقل می‌کند، می‌گوید:

«لاَ یضُرُّهُ من خَالَفَهُ أو فَارَقَهُ»

مخالفت کردن مردم با این دوازده خلیفه و قبول نکردن امامت آن بزرگواران ضرری بر حقانیت آنان نمی‌زند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسه قرطبه – مصر، ج 5، ص 99، ح 20974

امثال این قضایا را زیاد داریم.

خلافت ابوبکر محصول چند ساعت مذاکره سقیفه نبود!

اما نکته ظریفی است که بنده به عزیزان روحانی کسانی که مقداری سنشان از بنده کمتر است عرض می‌کنم. زمانی که رسول اکرم می‌فرماید:

«هل أکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده»

قلم و کاغذی بیاورید تا کتابی بنویسم که هیچگاه گمراه نشوید.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی – بیروت – 1403، الطبعه: الثانیه، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 5، ص 439، ح 9757

مردم سروصدا می‌کنند و داد و بیداد به راه می‌اندازند و غیر از قضیه: «إن الرجل لیهجر» بحث جیغ و داد و فریادی است که جلوی پیغمبر اکرم به راه انداختند. «إن الرجل لیهجر» بخشی از قضیه است که به آن اشاره خواهم کرد.

در منا رسول اکرم می‌فرماید: ای مردم! خلیفه من دوازده نفر هستند. همگان فهمیدند که قضیه چیست، زیرا رسول گرامی اسلام از ابتدای بعثت موضوع خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کرده است. در هر مناسبتی قضیه خلافت با واژه‌های مختلف مطرح است.

«أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – 1411 هـ – 1990 م، الطبعه: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

یا در جای دیگری وارد شده است:

«من کنت ولیه فإن علیا ولیه»

و در مورد سند روایت می‌نویسد:

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – 1411 هـ – 1990 م، الطبعه: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 141، ح 2589

در روایت بعد وارد شده است:

«وأنت خلیفتی»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیه – بیروت – 1411 هـ – 1990 م، الطبعه: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

این روایت همچنین در کتاب «السنه لابن أبی عاصم» با تحقیق «ألبانی» صفحه 551 وارد شده است. در روایت بعد وارد شده است:

«أنت امام کل مؤمن ومؤمنه»

المناقب، اسم المؤلف: الموفق بن احمد بن محمد المکی الخوارزمی، ج 1، ص 49، باب المناقب الخوارزمی

این روایت در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 138 نیز وارد شده است. این تعابیر از نبی گرامی اسلام به کرات نقل شده است و همه هم می‌دانند.

پیغمبر اکرم فرمود: علی بن أبی طالب بعد از من خلیفه است، بعد از او حضرت امام حسن و امام حسین و نام تک تک ائمه اطهار تا حضرت ولی عصر در کتب اهل سنت به وفور به چشم می‌خورد. اگر لازم شد بنده یک شب تمام این مصادر را از منابع اهل سنت برای شما نشان می‌دهم. آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (حفظه الله تعالی) در کتاب «منتخب الأثر» تمام مصادر اهل سنت را نقل کرده است.

خلفا احساس خطر کردند از اینکه پیغمبر اکرم در منا برای جمعیتی انبوه بالای صد هزار نفر بحث خلافت ائمه اطهار را مطرح می‌کند.

دوستان عزیز تعبیر را مشاهده کنید. در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» جلد 5 صفحه 98 روایتی از قول «جابر» نقل شده است مبنی بر اینکه همین که پیغمبر اکرم فرمود: من دوازده خلیفه دارم که بعد از من خواهد آمد؛

«ثُمَّ قال کلِمَهً أَصَمَّنِیهَا الناس»

سپس می‌گوید: مردم به قدری داد و بیداد کردند که گوشم کر شد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسه قرطبه – مصر، ج 5، ص 98، ح 20964

پیغمبر اکرم مشغول خطبه خواندن و نقل روایت بودند. این سروصداها چیست؟! بازهم در جلد 5 صفحه 98 وارد شده است:

«فَکبَّرَ الناس وَضَجُّوا وقال کلِمَهً خَفِیهً»

مردم شروع به تکبیر گفتن و ضجه زدن کردند تا صدای پیغمبر اکرم به گوش مردم نرسد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسه قرطبه – مصر، ج 5، ص 98، ح 20965

یا:

«ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَکلَّمُوا فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ کلهم»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسه قرطبه – مصر، ج 5، ص 99، ح 20974

«لَغَطَ» به معنای این است که جیغ و داد کردند تا صدای پیغمبر اکرم به گوش مردم نرسد! در روایت بعد وارد شده است:

«فَجَعَلَ الناس یقُومُونَ وَیقْعُدُونَ»

مردم دائماً می‌نشستند و می‌ایستادند تا صدای پیغمبر اکرم به گوش مردم نرسد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسه قرطبه – مصر، ج 5، ص 99، ح 20976

این روایات نشانگر این است که قضیه غصب خلافت امیرالمؤمنین و نشاندن افراد دیگر به جای حضرت چیزی نیست که یک روزه صورت گرفته باشد.

یکی از علمای اهل سنت مصر می‌گوید: خلافت ابوبکر محصول چند ساعت مذاکره سقیفه نبود. این افراد مدت‌ها قبل تمام مقدمات آن را فراهم کرده بودند و زمینه را آماده کرده بودند و در سقیفه نتیجه‌ها و ثمره تلاش‌های خودشان را چیدند.

مشاهده کنید در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است:

«هَلُمُّوا أَکتُبْ لَکمْ کتَابًا لَا تضلون بَعْدَهُ»

قلم و کاغذ بیاورید تا چیزی بنویسم که هرگز گمراه نشوید.

در ادامه وارد شده است:

«فلما أَکثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلَافَ»

سخنان بیهوده گفتند و با همدیگر اختلاف کردند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامه – بیروت – 1407 – 1987، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1612، ح 4169

بازهم همین تعبیر وارد شده است و می‌نویسد:

«فَاخْتَلَفُوا وَکثُرَ اللَّغَطُ»

با همدیگر اختلاف کردند و داد و فریادشان به آسمان بلند شد.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامه – بیروت – 1407 – 1987، الطبعه: الثالثه، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 1، ص 54، ح 114

دلیل این کارها این بود که می‌دانستند رسول اکرم می‌خواهند چه چیزی بنویسند. در کتاب «عمده القاری» جلد دوم وارد شده است که راوی می‌گوید: پیغمبر اکرم در آخرین لحظه می‌خواستند چه چیزی بنویسند که داد و بیداد کردند و فریاد برآوردند؛

«أنه أراد أن ینص علی الإمامه بعده»

پیغمبر اکرم می‌خواست نام ائمه بعد از خود را بنویسد.

همچنین از قول «سفیان بن عیینه» وارد شده است:

«أراد أن ینص علی أسامی الخلفاء بعده»

پیغمبر اکرم می‌خواست اسامی خلفای بعد از خود را بنویسد.

عمده القاری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: بدر الدین محمود بن أحمد العینی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 2، ص 171، ح 114

همین تعبیر را «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» دارد، آقای «قسطلانی» این تعبیر را دارد، «احمد امین» عالم پرآوازه سنی مصری هم در کتاب «یوم الإسلام» می‌نویسد:

«اراد الرسول فی مرضه الذی مات فیه أن یعیّن من یلی الأمر من بعده»

در حقیقت پیغمبر اکرم می‌خواست اسامی والیان و امامان بعد از خود را در آخرین لحظه بنویسد.

پیغمبر اکرم مشاهده کرد که اصحاب سقیفه با «حدیث وصیت» زیر بار نرفتند، با «حدیث دار» زیر بار نرفتند، با «حدیث امامت» زیر بار نرفتند، با «حدیث خلافت» زیر بار نرفتند، با «حدیث غدیر» زیر بار نرفتند. به همین خاطر حضرت تصمیم گرفتند نام دوازده تن ائمه اطهار را بنویسند که نستجیر بالله نسبت هذیان به رسول الله دادند، علی رغم اینکه قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید و آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است.

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

جالب اینجاست که یکی از تحریفاتی که در کتب اهل سنت آمده است، این قضیه را همه به روز پنجشنبه یعنی سه روز قبل از رحلت پیغمبر اکرم پیوند دادند. پیغمبر اکرم می‌خواستند روز پنجشنبه وصیت بنویسد، اما نگذاشتند. جمعه گذشت، شنبه گذشت، یکشنبه هم گذشت و پیغمبر اکرم در روز دوشنبه از دنیا رفتند.

آن‌ها به این جهت این مطلب را بیان می‌کنند که بتوانند استدلال کنند که اگر واقعاً پیغمبر اکرم می‌خواست بحث خلافت امیرالمؤمنین را مطرح کند، دو روز یا سه روز وقت داشتند. چرا در آن چند روز حضرت بحث خلافت امیرالمؤمنین را مطرح نفرمودند!؟

ما بیش از بیست روایت در کتب شیعه داریم که قضیه «الرزیه کل الرزیه» مربوط به روز دوشنبه است، نه روز پنجشنبه. یعنی این قضیه در آخرین لحظات عمر رسول گرامی اسلام بوده است. بعد از او هم ما ادله متعدد داریم که امیرالمؤمنین کاغذ و قلمی آوردند و نبی گرامی اسلام وصیت را نوشتند. ان شاءالله بنده آن قضیه را سر جای خود به طور مفصل عرض خواهم کرد.

تلاش علمای اهل سنت برای یافتن دوازده خلیفه!

بحث دیگری که در اینجا مطرح است، این است که پیغمبر اکرم فرمودند: من دوازده خلیفه بعد از خودم دارم. آقایان درباره این فرمایش رسول اکرم بسیار تلاش کردند که قوی‌ترین آن‌ها «ابن حجر عسقلانی» است.

او در جلد سیزدهم صفحه 211 کتاب فتح الباری، تمام زمین و زمان را به هم می‌بافد تا این دوازده نفر را درست کند. او می‌گوید: از میان این دوازده نفر پنج نفرشان معلوم است؛ سه نفر از خلفای ما و علی بن أبی طالب و حسن بن علی پنج تن از این خلفا بودند. او سپس به معاویه می‌رسد.

اهل سنت در روایت دارند که پیغمبر اکرم فرمودند:

«الْخِلاَفَهُ فی أمتی ثَلاَثُونَ سَنَهً»

خلافت بعد از من سی سال است.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسه قرطبه – مصر، ج 5، ص 221، ح 21978

حضرت فرمودند که بعد از سی سال سلطنت گزنده خواهد شد. «ابن حجر» سپس به یزید می‌رسد و معطل می‌ماند، زیرا یزید قاتل فرزند پیغمبر اکرم است و نمی‌تواند خلیفه باشد. او را هم خلیفه معرفی می‌کند و با وجود او بازهم تعداد خلفا از هفت نفر تجاوز نمی کند.

او مشاهده می‌کند و می‌بیند بنی امیه بالاتر از بیست و پنج نفر هستند و بنی عباس سی و هفت نفر هستند. او هرکار می‌کند این دوازده نفر را درست کند، نمی‌تواند.

او در در نهایت می‌گوید: من با تمام افرادی که امکان پذیر بود در این زمینه اطلاعاتی داشته باشند صحبت کردم و تمام کتاب‌ها را خواندم، اما کسی را ندیدم که بگوید مراد پیغمبر اکرم از این دوازده خلیفه چه کسی بوده است!!

آقای «ابن حجر»!، آقای «قسطلانی»!، آقای «بدرالدین عینی»! اگر تنها کمی انصاف داشتید و به روایات متعددی که در کتاب‌های خودتان با سندهای معتبر آمده مراجعه می‌کردید، یقین می‌کردید که این روایت قطعاً فقط و فقط با مذهب شیعه دوازده امامی سازگار است لا غیر. ولی تعصب و هوای نفس به او اجازه اقرار کردن نمی‌دهد و در نهایت می‌گوید «ابن بطال» و دیگران گفتند:

«لم ألق أحدا یقطع فی هذا الحدیث»

ما کسی را ندیدیم که در این زمینه نظر داده باشد.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفه – بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 13، ص 211، ش 6796

آقای «ابن جوزی» هم می‌گوید:

«قد أطلت البحث عنه، وطلبته مظانه، وسألت عنه، فما رأیت أحدا وقع علی المقصود به»

جستجوی طولانی کردم و تمام کتاب‌هایی که نوشته شده بود را مطالعه کردم و از علما سؤال کردم، اما کسی را ندیدم که مقصود پیغمبر اکرم را فهمیده باشد.

کشف المشکل من حدیث الصحیحین، اسم المؤلف: أبو الفرج عبد الرحمن ابن الجوزی، دار النشر: دار الوطن- الریاض – 1418 هـ – 1997 م.، تحقیق: علی حسین البواب، ج 1، ص 449، ش 520

شاید پیغمبر اکرم برای پرنده‌ها صحبت می‌کرد یا به زبانی حرف می‌زدند که برای مردم قابل فهم نبوده است. در هر صورت این مطالب نمونه‌هایی از مباحثی است که آقایان مطرح می‌کنند.

نکته ظریف در اینجا این است که آقایان وقتی به خلفای اثناعشر می‌رسند، در رابطه با اینکه حضرت مهدی جزو این خلفای اثناعشر است تقریباً اتفاق نظر دارند.

این بسیار جالب است که «ابن کثیر» می‌گوید: از میان خلفای دوازده گانه حضرت مهدی است که پیغمبر اکرم به او بشارت داده است.

«سیوطی» می‌گوید: از میان این دوازده نفر، یازده نفرشان آمدند و رفتند و دو نفر باقی ماندند با هر ترفندی تلاش کردند دوازده تن از خلفای بنی امیه و بنی عباس را جور کنند و افرادی امثال «عمر بن عبدالعزیز» را هم به این افراد بچسبانند که بشود دوازد خلیفه.

«سیوطی» می‌گوید: دو تن از خلفای اثناعشر باقی مانده است که یکی از آن‌ها مهدی از آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) است. به گفته او آخرین خلیفه از دوازده خلیفه حضرت مهدی است. حال سؤال اینجاست که یازدهمی چه کسی است؟ دهمین خلیفه چه کسی است؟ اگر شما کمی انصاف داشته باشید و وجدان را قاضی قرار بدهید، قضیه بسیار روشن و واضح است.

روایاتی که ما در کتب اهل سنت داریم نشانگر این است که خلفا دوازده نفر هستند، نه سیزده نفر. «احمد بصری» که ادعا می‌کند من امام سیزدهم هستم، با روایات اهل سنت سازگار نیست.

نسبت به روایات شیعه هم باید بگوییم که ما بیش از هشتاد روایت داریم که غالباً روایات صحیح است. عدد ائمه اطهار روشن شده است. آن‌ها دوازده نفر هستند، نه یازده نفر و نه سیزده نفر.

در کتاب «کافی شریف» با سند صحیح بیان شده است که پیغمبر اکرم بعد از خود دوازده وصی به عدد نقبای بنی اسرائیل معرفی کرده است. امام صادق فرمودند:

«نَحْنُ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً مِنْهُمْ حَسَنٌ وَ حُسَینٌ ثُمَّ الْأَئِمَّهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ ع»

ما دوازده امام هستیم که امام حسن و امام حسین یکی از آن بزرگواران است و دیگر ائمه از فرزندان امام حسین هستند.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 533، ح 16

همچنین در روایت بعد وارد شده است: ائمه اطهار دوازده نفر هستند که نُه نفر آن‌ها از صلب امام حسین هستند. ما روایات متعدد داریم. حضرت در روایت دیگری فرمودند: یا علی! ائمه بعد از من دوازده نفر هستند. اولین آن‌ها تو هستی و آخرینشان هم حضرت مهدی است.

در حقیقت این روایات مشت محکمی است بر دهان امثال بابیت، بهائیت، قادیانیه و امثال «احمد الحسن» که مدعی هستند بعد از حضرت مهدی دوازده امام دیگر خواهند آمد.

پیغمبر اکرم می‌فرماید: خلفای من دوازده نفر هستند، اما این افراد مدعی هستند که ما بیست و چهار امام داریم!!

امیرالمؤمنین می‌فرمایند که ما دوازده امام هستیم، اما این افراد مدعی هستند که امیرالمؤمنین اشتباه کردند و ما بیست و چهار نفر هستیم. ما با این افراد چکار کنیم؟

در روایتی صحیح السند در کتاب «کمال الدین» اثر «شیخ صدوق» وارد شده است:

«الْأَئِمَّهُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَنْتَ یا عَلِی وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یفْتَحُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی یدَیهِ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا»

کمال الدین و تمام النعمه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 282، ح 35

طبق این روایت ما بعد از حضرت مهدی دیگر امامی نداریم. در روایت دیگر وارد شده است که حضرت می‌فرمایند: اوصیای بعد از من دوازده نفر هستند که آخرینشان حضرت مهدی است.

همچنین در روایت دیگر وارد شده است: ائمه بعد از من دوازده نفر هستند که اولینشان علی و آخرینشان مهدی است.

کاملاً واضح و روشن است که هزار و چهارصد سال قبل از اینکه امثال «احمد الحسن» و «علی محمد باب» و دیگران بیایند، ائمه اطهار قضیه را برای عموم روشن کرده‌اند و احتیاجی به استدلال نیست. همچنین در روایت دیگر وارد شده است:

«إِنَّ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدِی»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 51، ص 72، ح 12

در روایت دیگر اسماء ائمه اطهار آمده است. در کتاب «کمال الدین» وارد شده است که «جابر بن عبدالله انصاری» عرضه می‌دارد: خدمت حضرت فاطمه زهرا رسیدم و دیدم نوشته و لوحی از اسماء اوصیاء در آن بود و آن‌ها را شمردم. آخرینشان حضرت مهدی بود.

طبق این روایت بعد از حضرت مهدی دیگر پیغمبر اکرم وصی ندارد. سه نفر از آن‌ها اسمشان محمد است؛ این سه بزرگوار امام محمد باقر، امام جواد و حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) هستند.

چهارتن از این بزرگواران علی نام دارند؛ حضرت امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب، امام سجاد، امام رضا و امام هادی.

روایتی که در کتاب «کافی» وارد شده است که سه نفر از ائمه اطهار «علی» نام دارند، قطعاً روایت تصحیف است. «علامه مجلسی» در کتاب «مرآه العقول» می‌گوید: این روایت تصحیف است. شاید ما سی روایت داریم که از میان ائمه اطهار چهار تن از آن‌ها «علی» نام دارند. ما می‌خواهیم این روایات در ذهن آقایان دفع و دخل مقدر شود که حدیث «کافی» مبنی بر اینکه سه تن از ائمه اطهار «علی» نام دارند قطعاً تصحیف است.

بازهم در کتاب «کمال الدین» وارد شده است که چهار تن از ائمه اطهار «علی» نام دارند و سه تن از آن بزرگواران «محمد» نام دارند. بازهم در اینجا روایت صحیحی از «ابو بصیر» وارد شده است که او می‌گوید: من دیدم نام امام حسن، امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق، امام کاظم، امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام حسن عسکری و حضرت ولی عصر وارد شده است.

روایت صددرصد صحیح است. «کلینی» این روایت را با چهار سند نقل می‌کند که هر چهار سند معتبر است به طوری که دو تن از سندها صحیحه اعلائی است.

ما بازهم روایات متعددی از ائمه اطهار (علیهم السلام) داریم که نام آن بزرگواران از زبان پیغمبر اکرم وارد شده است.

حتماً دوستان شنیده‌اند قضیه‌ای نقل شده است که مردی نزد امیرالمؤمنین می‌رسد و عرضه می‌دارد: یا علی! من می‌خواهم از تو سه مسئله سؤال کنم. اگر به این مسائل پاسخ دادی، من گمان می‌کنم که تو وصی به حق پیغمبر اکرم هستی.

امیرالمؤمنین به امام حسن که در آن زمان کودکی بیش نبودند، اشاره می‌کند و می‌فرماید: حسن جان! جواب او را بده. امام حسن جواب این شخص را داد و او گفت:

«أَشْهَدُ بِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّک وَصِیهُ وَ الْقَائِمُ بِحُجَّتِه»

سپس عرضه داشت:

«وَ أَشَارَ إِلَی الْحَسَنِ ع وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْحُسَینَ بْنَ عَلِی وَصِی أَخِیهِ وَ الْقَائِمُ بِحُجَّتِهِ بَعْدَهُ»

او نام تک تک امامان تا حضرت مهدی را گفت و از مسجد بیرون رفت. امیرالمؤمنین به امام حسن فرمودند تا ببینند این مرد کجا رفت. امام حسن به خارج از مسجد آمدند و دیدند خبری نیست، سپس داخل آمدند و به امیرالمؤمنین عرضه داشتند که خبری از آن مرد نبود. حضرت فرمود:

«هُوَ الْخَضِرُ ع»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 526، ح 1

حضرت فرمودند که آن مرد برادرم حضرت خضر بود. او برای اتمام حجت آمد و این قضیه را مطرح کرد. این روایت هم صددرصد صحیح است.

دوستان عزیز با توجه به این روایات جا دارد که ما امام سیزدهمی درست کنیم، وصی سیزدهم درست کنیم، بساط راه بیندازیم و افراد را فریب بدهیم؟ این کارها واقعاً دور از انصاف، دور از واقعیت و دور از حقیقت است. ائمه اطهار (علیهم السلام) تمام این مباحث را مفصل بیان کردند، برای اینکه عذر برای همه روشن شود و حجت برای همه تمام شود.

بنابراین یکی از جواب‌های ما برای این آقایان که مدعی هستند ایشان امام سیزدهم هست، بیش از هشتاد روایت است که نام ائمه اطهار تک تک ذکر شده است. حضرت مهدی آخرین وصی و آخرین امام و آخرین حجت است. علاوه بر این از قول حضرت مهدی وارد شده است:

«أَنَا خَاتَمُ الْأَوْصِیاء»

من پایان بخش اوصیاء هستم.

کمال الدین و تمام النعمه، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 441، ح 12

این روایات کاملاً بطلان تمام کسانی که راه انحراف رفتند را اثبات می‌کند. با توجه به این مطالب آیا جا دارد که این افراد بازهم ادعای امامت کنند؟

خیلی جالب است بنده قبل از اربعین همین جا بحثی را پیش کشیدم و گفتم: «احمد الحسن» یک مرتبه ادعا می‌کند که من در حوزه درس خواندم و در جای دیگری ادعا می‌کند که من نزد پدرم حضرت مهدی درس خواندم.

من گفتم: کسی که نزد حضرت مهدی درس خوانده باشد، احتیاجی به حوزه ندارد. ائمه اطهار (علیهم السلام) تمام علوم از جمله علوم حوزوی را می‌دانند. امامی که علوم حوزوی را بلد نباشد، ما او را قبول نداریم.

طرفداران «احمد الحسن» بالاترین اشکالی که به ما گرفتند، این بود که گفتند: آقای قزوینی گفته است که امام زمان باید علوم حوزوی را بلد باشد.

ما عرض می کنیم که مگر علوم حوزوی غیر از فقه و اصول و عقاید چیز دیگری است؟ مگر در حوزه علمیه غیر از علوم اهلبیت چیز دیگری هم هست؟

شما که ادعا می‌کنید من نزد حضرت مهدی پدرم درس خواندم. کسی که نزد حضرت مهدی درس خوانده باشد، باید به تمام علوم آگاهی داشته باشد. ائمه اطهار به تمام علوم آگاهی داشتند.

ما در روایات داریم که ائمه اطهار به هر علمی که تصور کنید مسلط بودند، حتی آقایان معتقدند که «جابر بن حیان» به مباحث شیمی تسلط کافی داشتند. آقایان معتقدند که بسیاری از شاگردان امام صادق توانایی کشف برق را داشتند، اما امکانات نداشتند.

آیا با این حساب ائمه اطهار (علیهم السلام) علوم حوزوی بلد نبودند؟ امامان از نظر علم بما کان و بما یکون و بما هو کائن تسلط دارند.

ما روایات متعدد داریم که ائمه اطهار فرمودند: ما علم بما کان، بما یکون شامل آینده تا قیامت و بما هو کائن را به اذن تبارک و تعالی آگاهی داریم.

زمانی که آن بزرگواران به علوم آگاهی دارند، آیا علوم حوزوی جزو بما کان است؟ حضرت به این علوم آگاهی دارند. اگر علوم حوزوی جزو بما یکون است، حضرت آن را می‌دانند. اگر علوم حوزوی جزو بما هو کائن هست هم امامان معصوم آن‌ها را می‌دانند.

بنده از همه عزیزان و بزرگواران تشکر می‌کنم. اجازه بدهید دعا کنیم، زیرا در این جلساتی که نام اهلبیت برده می‌شود قطعاً دعا به اجابت می‌رسد.

خدایا به آبروی حضرت فاطمه زهرا تو را سوگند می‌دهیم فرج فرزند حضرت زهرا حجه بن الحسن را نزدیک بگردان. خدایا ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده. خدایا انقلاب ما را به انقلاب جهانی‌اش متصل بفرما.

خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران به ویژه عزیزان ما در یمن بگردان. خدایا نصرت نهایی بر همه مجاهدین به ویژه مجاهدین عزیز ما در یمن و سوریه و عراق و دیگر بلاد اسلامی و غیر اسلامی کرم عنایت بفرما.

خدایا به حق حضرت فاطمه زهرا حوائج همگان و حوائج جمع ما را برآورده نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان. خدایا خدمتگزاران به اسلام و قرآن و اهلبیت بالأخص مقام معظم رهبری موفق و مؤید بدار.

هدیه به ارواح پاک انبیاء، اولیاء، شهدا، صدیقین، صالحین بالأخص امام راحل صلوات.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از