Ultimate magazine theme for WordPress.

حکم ارتباط و ازدواج با افراد دو جنسیتی و ترنس

یک دختری که جسمش دختراست ولی دارای روح پسرواحساسات پسرمیباشد.آیا ارتباط یه دختر با این دختر چه حکمی داره ؟ ارتباط یه پسر با اون چه حکمی داره ؟ تکلیف این دختر که روحش پسر است چیه در مورد ازدواج ؟ در کل حکم ارتباط و ازدواج با دو جنسیتی ها و ترنس ها و خنثی ها چییست؟

آیت الله وحید خراسانی : در فرض سوال دختر است و احکام بانوان را دارد.

آیت الله مکارم شیرازی : این شخص باید به پزشک متخصص مراجعه کند تا درمان شود، ان شاء الله مشکلی نخواهد داشت و در مورد ارتباط این دختر با سایر دختران در حد معمولی و بدون مفسده اشکالی ندارد و ارتباط با نامحرم جایز نیست.

سوال : میخواستم بدونم کسانی که با دختران یا پسران دوجنسه ارتباط دارن حکم ارتباطشون چیه؟

جواب آیت الله خامنه ای : اگر محرز باشد واقعاً دو جنسه (هم داراى آلت مردانه و هم آلت زنانه) هست حکم زن یا حکم مرد بر او مترتب نمى‌شود بلکه باید در معاشرت با آنها از آنچه که در معاشرت مرد با زن و یا زن با مرد شرعاً حرام است از قبیل لمس و نظر حرام و مانند آن اجتناب شود و ازدواج و تلذذ جنسى جایز نیست.

ازدواج خنثی مشکل

پرسش : چنانچه پس از عقد و نزدیکى مشخّص گردد که یکى از طرفین خنثاى مشکل است، عقد چه حکمى دارد؟ آیا بهتر است طلاق داده شود، یا این که از اوّل باطل بوده، یا طرف حقّ فسخ دارد؟

پاسخ : اگر یکى از آن دو، یا هر دو خنثاى مشکل باشند، نکاح باطل است.

ازدواج خنثی

پرسش : آیا ازدواج خنثاى مشکله و غیر مشکله جایز است؟
پاسخ : در مورد خنثاى مشکل جایز نیست و غیر مشکل اگر وضع او روشن شود جایز است.

خنثی بودن یکی از زوجین

پرسش : چنانچه پزشکى قانونى بر اساس وضعیّت کروموزمى شخص، خنثى را خنثاى مذکّر یا مؤنّث معرّفى کند، آیا براى طرفى که با او ازدواج نموده، جزء عیوب محسوب، و حقّ فسخ دارد؟

پاسخ : اگر در ظاهر علامت خلافى نمایان نیست، موجب فسخ نمى شود.

ازدواج موقت با فرد دوجنسه

پرسش : ازدواج موقت با فرد دو جنسه در صورتی که هم آلت زن و هم آلت مرد را داشته باشد چه حکمی دارد؟ ازدواج موقت مرد با فردی که تماماً مانند زن است اما آلت مردانه را دارد در صورت دخول در مقعد فرد دوجنسه چه حکمی دارد؟

پاسخ : در صورتیکه جنس اصلی آنها مشخص باشد و جنس دوم زائد محسوب شود، ازدواج جنس مخالف با او اشکالی ندارد والّا ازدواج با او جایز نیست.

تغییر جنسیت در افراد دو جنسی 

پرسش : دخترى از کودکى لباس مردانه مى پوشیده و حالا که بزرگ شده خود را مرد مى داند و با استفاده از داروهاى شیمیایى حالت مردانه در او ایجاد شده و با مراجعه به پزشک، درخواست تغییر جنسیّت خود را نموده است، آیا پزشک مجاز به تغییر جنسیّت مى باشد؟

پاسخ : تغییر جنسیّت اگر صورى باشد جایز نیست و اگر واقعى باشد (این امر در افراد دو جنسى واقع مى شود) به عنوان درمان و ظاهر شدن جنسیّت واقعى جایز و گاه واجب است.

برخی احکام دو جنسه ها

 بر‌اساس آیات قرآن خلقت خدا بر دو گونه است: نر و ماده( وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى؛ و هم اوست که دو نوع مى‏‌آفریند نر و ماده)[سوره نجم ۴۵] یا ( یهب لمن یشاء إناثا ویهب لمن یشاء الذکور؛ خدا به هر که بخواهد دختر و به هر که بخواهد پسر می‌بخشد)[سوره شوری49} در مورد انسان لفظ نر و ماده به خاطر احترام استفاده نمی‌شود و تعبیر به زن و مرد می‌شود. شاید شما هم شنیده باشید که از هر چندهزار کودکی که متولد می‌شود، امکان دارد یکی از آنها جنسیتش مشخص نباشد به حساب ظاهر. یعنی هم آلت تناسلی مردانه دارد و هم آلت تناسلی زنانه. در اصلاح فقهی به همچین شخصی خنثی گفته می‌شود و در اصطلاح عامیانه مردم به آن دوجنسه می‌گویند.
پیش از شروع بحث نکته‌ای را تذکر می‌دهم. متاسفانه به لحاظ فرهنگی مردم ما در برخورد با کسانی‌که خلقتشان به اینگونه بوده است، موضع‌گیری مناسبی ندارند. و حتی خدای ناکرده او را پلید حساب کنند یا اینکه او را به خاطر رفتارهای خاصی که نشان می‌دهد تمسخر بکنند. این حرکات بدور از انسانیت می‌باشد و ما باید بدانیم که این شخص یکی از بندگان خداست، و یا بخاطر آزمایش الهی اینگونه به عالم دنیا آمده است و یا اینکه به علت اختلالی جنسیت آن روشن نیست، و الا ما به صورت اجمالی می‌دانیم که این شخص یا مرد هست یا زن.
هم اکنون با پیشرفت‌های علم پزشکی تعیین جنسیت واقعی آنها بسیار آسان می‌باشد و می‌توانند براحتی بعد از عمل مانند هم‌جنس‌های خود از مذکر و یا مونث زندگی طبیعی خود را داشته باشند. در بعضی از گزارشات آمده است که به خاطر برخورد بد بعضی از افراد جامعه با این افراد بعد از عمل و تعیین جنسیت واقعی که بخلاف حالت ما قبل آنها بوده است، مواردی دست به خودکشی زده‌اند!
به سراغ بحث خود می‌رویم: قصد داریم در این مطلب مقداری از احکام مخصوص این عزیزان را بیان کنیم. فقهاء در کتبشان در مباحث طهارت، نماز، حج، جهاد، حجر، نکاح، ارث، حدود، قصاص و دیات خنثی سخن گفته‏ اند.
خنثی‏ دو قسم است: مشکل و غیر مشکل.
خنثایی که بر اساس علائم تعیین شده در شرع و یا بنا‌بر قول برخی با قراین و مرجّحات دیگر، به یکی از دو جنسِ مرد یا زن ملحق می‏‌گردد، خنثای غیر مشکل و محکوم به احکام همان جنس است و خنثایی که دارای علائم و قراین چنینی نیست، خنثای مشکل خواهد بود.
امام خمینی برای تعیین خنثی که مشکل است یا غیر‌مشکل بر اساس روایات راه‌هایی را بیان می‌کنند:
1)_خروج دائمی یا غالبی بول از یکی از دو آلت تناسلی وی و حکم به جنسیّت او بر اساس همان آلت. در فرض خروج غالبی، خروج بول از مخرج دیگر باید بسیار نادر باشد.
۲)_ پیشی گرفتن دائمی یا غالبی خروج بول از یکی از دو آلت در فرض خروج آن از هر دو.
۳)_دیرتر قطع شدن بول از یکی از دو آلت در فرض خروج همزمان آن از هر دو. (امام در اینجا احتیاطی می‌دهند که برای اطلاع بیشتر باید به تحریر‌الوسیله ایشان مراجعه بفرمایید)
۴)_ شمردن دنده‏ های سمت راست و چپ قفسه سینه که در صورت برابر بودن آنها، زن و در صورت بیشتر بودن دنده‌های راست از دنده‌های چپ، مرد خواهد بود.
امام در ادامه می‌فرمایند که اگر علامت‌هایی که در روایات آمده است وجود نداشته باشد به سراغ علامت‌های خاص زنان و مردان می‌روییم مثلا اگر حیض شود حکم به زن بودن آن می‌شود و یا اگر ریش در آورد حکم به مرد بودن آن می‌شود البته در صورتی‌که بوسیله این علامت‌ها یقین پیدا بکنیم به جنسیت[1]
پس تا اینجا دانستیم اگر بوسیله این راه‌ها توانستیم بفهمیم که خنثی مشکل تعیین جنسیت ندارد به هر جنسی که براساس علامت‌ها شباهت پیدا کرد باید احکام همان جنس را رعایت کند. اما اگر خنثی مشکل بود ونتوان تشخیص داد که به مرد یا زن ملحق هست یک سری احکام خاص پیدا می‌کند که به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:
در طهارت و بحث غسل: آمیزش کردن خنثی‏ با زن و نیز مرد با وی موجب جنابت نیست؛ زیرا در هر دو صورت، اصلی یا زاید بودن آلت خنثی‏ محلّ تردید است. البته اگر خنثی‏ با زنی آمیزش کند، سپس مردی با او آمیزش نماید، جنابت وی محقق می‏‌شود؛ هرچند حکم جنابت بر مرد و زن بار نمی‏‌شود. این در مورد آمیزش در آلت تناسلی است و در صورتی‌ است که منی خارج نشود اما اگر دخول در دبر آن شود یقینا مرد و خنثی جنب می‌شوند و باید غسل کند.[2]
نشانه‌ های بلوغ خنثی‏ عبارتند از: روییدن موی درشت در اطراف هر دو آلت تناسلی‏‌اش؛ رسیدن به سنّ پانزده سالگی، خروج منیّ از هر دو آلت؛ و بنابر مشهور، دیدن خون حیض از آلت زنانه و خروج منیّ از آلت مردانه. در نشانه بودن خروج منیّ از یکی از دو آلت و یا حیض شدن به تنهایی اختلاف است. برخی، در فرضی که خروج منیّ از یکی از دو آلت وی عادی باشد حکم به بلوغ کرده‏ اند.[3]
در بحث پوشش: بر خنثی‏ واجب است خود را از مرد بپوشاند و مرد نمی‏‌تواند به بدن او جز مواضع استثنا شده، مانند صورت و کف دست-نگاه کند، چنان‌که وی نیز نمی‏‌تواند به مرد نگاه کند. و نیز واجب است خود را از زن بپوشاند؛ چنان که زن نیز نمی‏‌تواند به بدن او جزء مواضع استثنا شده نگاه کند؛ همان‌گونه که خنثی‏ نیز نمی‏‌تواند به بدن زن جزء آنچه استثنا شده نگاه کند.[4]
خنثی‏ در مسئله ارث، از سهم هر یک از مرد و زن، نصف، ارث می‏‌برد یعنی سه چهارم یا همان هفتاد‌و‌پنج درصد ارث مرد. قول مقابل مشهور، عمل بر اساس قرعه است که ارث مرد به او بدهند یا ارث سهم زن را.[5]
احکام نماز خنثی: ستر هر دو عورت در نماز بر خنثی‏ واجب است؛ لیکن در وجوب ستر سایر بدن همچون زن اختلاف است. خنثی‏ بنابر قول به ملزم بودن وی به رعایت احتیاط نمازهای اخفاتی(ظهر و عصر) را آهسته و نمازهای جهری(صبح، مغرب و عشا) را بلند می‏‌خواند. بنابر قول به عدم جواز تقدّم زن بر مرد در نماز، پیشی گرفتن خنثی‏ بر مرد و نیز مقدّم شدن زن بر او در نماز، جایز است.[6]
جهاد: بر خنثی جهاد واجب نیست و او را اگر در سپاه دشمن باشد در حال ضرورت نمی‌شود کشت، زیرا خنثی در این حکم ملحق به زنان است.
دیه خنثی: دیه قتل خنثی‏ بنابر تصریح برخی نصف دیه هر یک از مرد و زن است که سه چهارم دیه کامل می‏شود، و دیه جراحت ها و اعضا تا سقف یک سوم دیه کامل، همسان دیه مرد و در افزون بر آن، سه چهارم دیه مرد است.
در آخر باید بگویم که برای یافتن حکم شرعی در حق خنثی هر کسی باید از مرجع تقلیدخودش کسب تکلیف کند و این مباحث تنها جنبه اطلاعات علمی دارند و برای وظیفه عملی مکلف نیستند.

پی‌نوشت‌ها:
در نوشتن این متن از احکام درون دانشنامه حوزوی ویکی فقه بحث خنثی استفاده شده است و تقریبا تمام منابع با اصل آن برابر شده است.
[1] تحریر‌الوسیله امام، ج 2، ص 309 و400
[2] جواهر الکلام، ج3، ص36. , منهاج الصالحین (سیستانی) ج1، ص63.   
[3] جواهر الکلام، ج26، ص47 و مفتاح الکرامه، ج12، ص4156-418.
[4] تذکره الفقهاء – ط.ق ج2، ص574. جامع المقاصد ج12، ص42.   
[5] جواهر الکلام ج39، ص277-283
[6] جواهر الکلام ج8، ص221و ج9، ص385 و ج8، ص330.   

منابع: سایت مراجع تقلید، رهروان ولایت، هدانا

پرسش و پاسخ

avatar
  اشتراک  
اطلاع از