رسیدن به مقامات عرفانی

پرسشگر گرامی ، برای رسیدن به چنین تواناییهایی نیاز به سیر و سلوک اخلاقی عرفانی است ،که نیاز به صبر و حوصله و توانایی پیمودن این راه است .
به عنوان مثال :
برای به دست آوردن طی الارض باید بر بخشی از عالم مثال تسلط پیدا کرد ، اما اینکه چگونه می توان بر بخشی از عالم مثال سلطه پیدا کرد ، سوالی است که باید از کسانی پرسید که خود اهل طی الارض هستند .
ظاهرا دو راه برای این امر وجود دارد ، یکی ریاضتهای خاصی است که مرتاضان انجام می دهند ؛ و دیگری راه عبودیت و بندگی خداست که عارفان واقعی اتخاذ کرده اند .
اما باید توجه داشت که هر عارفی صاحب طی الارض نمی شود ؛ اساسا اگر عارفی در پی طی الارض باشد عارف نخواهد بود ؛ عارف تنها به دنبال عبودیت حق تعالی است ؛ که در این راه ممکن است قدرت طی الارض نیز به او عطا شود ؛ حتی به برخی قدرت طی السماء نیز عطا می شود ؛ ولی اینها برای عارف حقیقی مهم نیست ؛ و آنها را برای خود کرامت نمی داند ؛ آقا سید علی قاضی که خود صاحب طی الارض بود می فرمود: مرتاضان از ریاضت سخت به ریاضت آسان پناه برده اند ؛ پرسیدند ریاضت سخت چیست؟ فرمودند: ریاضت سخت آن است که انسان یک شبانه روز گناه نکند. این سخن آقا سید علی قاضی به ظاهر ساده می نماید ؛ ولی اگر بدانیم که اسراف از گناهان کبیره است ؛ و بزرگترین نعمت انسان عمر اوست ؛ و مصرف درست عمر ، مصرف آن در راه خداست ؛ آن گاه معلوم می شود که ما دائما در بطن بزرگترین گناه یعنی اتلاف عمر زندگی هستیم؛ اگر کسی دست از اتلاف عمر بر دارد آن گاه به چیزی فراتر از طی الارض می رسد. یک مرتاض هندی به آیه الله انصاری همدانی گفته بود که می خواهم طی الارض را به شما بیاموزم ؛ ایشان فرموده بود : ما طی الارض لازم نداریم؛ ما بهترش را داریم ؛ ما توحید داریم . یعنی همه عالم زیر پای اهل توحید است .تصرف مثال در ماده چگونه است؟دراین باره، ، نظرات گوناگونى ارائه شده است:یکى از آن نظریه ها، نظریه اعدام و ایجاد است که از ناحیه محى الدین بن عربى ابراز شده و بزرگانى نیز آن را پذیرفته اند. طبق این نظریه، شخص خود را در مکان مبدأ «اعدام» و در مکان دلخواه «ایجاد» مى کند.توضیح فلسفی این نظریه این است که طبق نظریه حرکت جوهری «ماده» آن به آن ، صوری را از فاعل حرکت که موجودی مثالی است ، دریافت می کند ؛ صاحب طی الارض که بر عالم مثال تسلط دارد ، و صور وجود خود را در اختیار دارد ، در یک آن ماده بدن خود را نابود کرده و در آن بعدی در مکانی دیگر صورت جدید را به ماده ای دیگر افاضه می کند ؛ و چون شیئیّت هر چیزی به صورت آن است نه به ماده آن ، لذا آن موجود جدید نیز خود او خواهد بود . نظر دیگر در این باره این است که صاحب طی الارض با قدرتی که از راه ارتباط با عالم مثال به دست آورده است می تواند با سرعت زیادی جسم خود را حرکت دهد ؛ و در عرض چند ثانیه از مکانی به مکان دیگر منتقل شود.نظر سوم این است که عالم ماده سه بعدی یا چهار بعدی نیست بلکه ابعاد بیشتری دارد ؛ مثلا پنج بعدی یا شش بعدی است ؛ و عارف یا مرتاض با ریاضتهای خاصی که تحمل نموده است قادر است این ابعاد پنهان از حواس عادی بشری را مشاهده نماید ؛ لذا می تواند با استفاده از قابلیتهای این ابعاد و با تغییراتی در بدن مادی خود، راههای دور را نزدیک نماید؛ این نظریه گرچه از همه نظریه ها غریب تر به نظر می رسد، ولی از یک طرف با نظریات فیزیک دانها که مدعی هستند عالم ماده، ده بعدی یا یازده بعدی است مطابق است ، از طرف دیگر با ادعای برخی عرفا که فرموده اند: طی الارض پیچیده شدن زمین است در زیر پای شخص ، مطابق است ؛ لذا اگر ثابت شود که عالم ماده بیش از چهار بعد (فضا ـ زمان ) دارد؛ می توان گفت که عارف یا مرتاض در اثر ارتباط با عالم مثال می تواند از این ابعاد پنهان از حواس ما استفاده کند و مسیرهای میانبری را طی نماید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

دکمه بازگشت به بالا