علت و عامل مطرح کردن حق و تکلیف در این زمان چیست؟ و چه ارتباطی بین این بحث با سکولاریسم وجود دارد؟

علت و عامل مطرح کردن حق و تکلیف در این زمان چیست؟ و چه ارتبا…

سوال

علت و عامل مطرح کردن حق و تکلیف در این زمان چیست؟ و چه ارتباطی بین این بحث با سکولاریسم وجود دارد؟

پاسخ

حق به مفهوم امتیاز و اختیار و آزادی داشتن و نوعی نصیب داشتن، از مفاهیمی است که بیشتر پس از ورود انسان به عالم مدرن مطرح شده است و پیش از آن کمتر می‌توان چنین بحثی را مشاهده کرد.[1]
از مهمترین عوامل مطرح شدن این بحث تغییراتی بود که در مباحث انسان شناختی در دنیای غرب پیش آمد. این تحول در نگرش به انسان، که ریشه در دو جریان رنسانس و اصلاح دینی و سکولار شدن جوامع دارد و هم در میان تغییراتی که در تفکر فلسفی بشر غربی رخ داد قابل پیگیری است و هم تحت تأثیر گسترش روز افزون علم تجربی، قرار دارد.
جریان فکری انسان محوری و تفکرات اومانیستی، به انسان به عنوان محور و مدار عالم نگاه کرد و نیز تعریف جدیدی از انسان ارائه داد. و این انسان همان انسانی بود که در ساحت اندیشه و عرصه زندگی و اجتماع و سیاست زمام امور را به دست داشت. انسان کاملاً‌ مادی و این دنیایی
همراه با انسان محوری، فردگرایی نیز به عنوان یکی از جلوه‌های اومانیسم به میدان آمد و در نتیجه تغییرات و تحولات گسترده‌ای ایجاد شد، در عرصه حقوق، قراردادها به جای سنت‌ها نشستند، حاکمیت ملی جایگزین حاکمیت الهی و طبیعی شد، اعتقاد به تعالی و پیشرفت در این دنیا، جای اعتقاد به عصر طلایی و گناه ذاتی را گرفت و اقدام فردی به جای عمل اجتماعی نشست.
پس از این‌ها بود که هابز در کتاب لویاتان خود، حق طبیعی را مطرح کرد و پس از او نیز جان لاک، بر حقوق طبیعی و ذاتی افراد نسبت به زندگی و آزادی و مالکیت تأکید کرد.[2] و از آن پس، بحث حق و نیز بحث رابطه آن با تکلیف همیشه مطرح بوده است.
اما در سال‌های اخیر، در ایران آنچه باعث بیشتر مطرح شدن این بحث شده است، مباحثی درباره دین و حکومت و سکولاریسم است. سکولاریسم که امور دنیوی و اجتماعی و حداقل سیاست و حکومت‌داری را از دین جدا می‌داند، تحث تأثیر عوامل مختلفی در دنیای مدرن بوجود آمده است. در مجله کیان شماره 26 مقاله‌ای با عنوان معنا و مبنای سکولاریسم منتشر شد که تلاش کرد عوامل بوجود آمدن سکولاریسم در دنیای غرب را تبیین کند. به نظر نویسنده آن مقاله، یکی از عوامل مهم گرایش مردم به سکولاریسم، تغییر نگرش آن‌ها از تکلیف‌مداری به حق‌مداری است. با این توضیح که قبل از دوران مدرن انسان‌ها خود را مکلف می‌دیدند نه محق، فرهنگ و دین نیز بر همین نگاه تأکید می‌کرد. به گونه‌ای که در متون دینی اسلام همیشه از تکالیف انسان سخن گفته شده و حتی اگر نامی از حق برده می‌شود باز هم منظور تکلیف است. ولی انسان مدرن، خود را صاحب حق می‌داند و در پی احقاق حقوق خود می‌رود.
البته همیشه حق و تکلیف هر دو بوده‌اند ولی آن چه تفاوت کرده محوریت حق به جای تکلیف در روزگار ما است. پس کسی نمی‌گوید که فقط حق هست و تکلیف نیست بلکه بحث این است که کدام اصل است و کدام فرع و بلکه به تعبیر دقیق‌تر بحث آن است که مردم کدام را اصل می‌دانند و کدام را فرع.[3]
در مقابل نویسنده مقاله فوق، کسانی نیز دست به کار نقد شده و مدعای او را نقادی کردند.[4] و البته بحث حق و تکلیف و رابطه آن‌ها نیز مشمول این گفتگوی پر سرو صدا شد. و همین عامل، بحث حق و تکلیف و رابطه آن‌ها را به بحثی مستقل تبدیل کرد. که خارج از حوزه‌های تخصصی نیز مورد مباحثه و مناقشه قرار گرفت.
البته این چنین نیست که هر کس حق را مقدم بر تکلیف بداند، طرفدار سکولاریسم باشد، بلکه این خود بحثی نظری است، که با انگیزه‌های مختلف می‌توان آن را مورد مطالعه و تحقیق قرار داد.ما نیز اشاره‌ای کوتاه می‌نماییم.
دو نکته مهم در بحث رابطه حق و تکلیف، بسیار مؤثر است 1ـ این که حق قابل نقل و انتقال است، یعنی فردی می‌تواند حق خود را به دیگری واگذار نماید، مثلاً الف از ب طلب دارد ولی خود نیز به ج بدهکار است. و از ب می‌خواهد که وجه را به ج بدهد. در این صورت تکلیف ب در مقابل ج خواهد بود نه در مقابل الف. یعنی با نقل حق، تکلیف نیز منتقل می‌شود پس در واقع تکلیف تابع حق است و بلکه مولود حق می‌باشد.
2ـ اگر حق ساقط شود، تکلیف نیز از بین می‌رود. مثل این که فردی از طلب خود بگذرد و یا از حق قصاص خود بگذرد و مجرم را عفو کند، طبیعی است که در این صورت دیگر تکلیفی برای بدهکار یا مجرم باقی نمی‌ماند. پس می‌توان نتیجه گرفت که تکلیف زاییده و مولود حق می‌باشد.
تذکر این نکته لازم است که دو نکته فوق مربوط به تحقق و وجود حق و تکلیف است (مقام ثبوت) ولی در بحث شناخت حق و تکلیف، تقدم و تأخری در بین آن‌ها نیست و از هر یک می‌توان دیگری را شناخت. چنان که ما از بیان وظایف زن در مقابل شوهر، حقوق شوهر را می‌شناسیم و از بیان حقوق همسایه‌ها، تکالیف خودمان را درک می‌کنیم.[5] (مقام اثبات)
و اما بحث پایانی این که مقدم بودن حق بر تکلیف و یا مؤخر بودن آن تأثیری در سکولاریسم ندارد. و نویسنده مقاله معنا و مبنای سکولاریسم دچار اشتباه شده است. و منتقدین را هم به راه خود کشانده است. زیرا جوهره اصلی سکولاریسم آن است که حق مالکیت از آن مردم است نه خدا و مفسران و متولیان دین. و نیز قوانین حاکم بر امور اجتماعی و سیاسی ارتباطی با دین ندارند و نتیجه عقل جمعی بشر می‌باشند.
ملاحظه می‌شود که این دو نکته ارتباطی با تقدم و تأخر حق ندارند بلکه آن چه مهم است، متعلَّق حق است که چیست و لذا می‌توان انسان تکلیف‌مداری را یافت که سکولار باشد و نیز انسان‌ حق‌مداری جستجو کرد که معتقد به حکومت دینی باشد و هیچ ملازمه‌ای بین پذیرش تقدم حق بر تکلیف و دینی نبودن امور اجتماعی وجود ندارد.
در اسلام نیز بنا به تحلیل استاد شهید مطهری منشأ اصلی حق داشتن انسان‌ها، رابطه غایی میان انسان با موجودات اطرافش می‌باشد که البته همه وابسته به خلقت الهی هستند. یعنی چون خداوند همه چیز را برای انسان خلق کرده است، پس انسان نسبت به آنها حق دارد. البته این که چگونه و چه مقدار می‌تواند این حق را اعمال کند و نیز دین در مقابل دیگران چه باید بکند بحث دیگری است و همین جا است که تکلیف نیز وارد میدان می‌شود و انسان حق‌دار را به انسانی تبدیل می‌کند که هم حق دارد و هم تکلیفی در مقابل حقوق دیگران.[6]

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ مصباح یزدی، محمد تقی، پرسشها و پاسخها، قم، مؤسسه امام خمینی(ره).
2ـ راسخ، محمد، حق و مصلحت، تهران، طرح نو، 1381، (بخش دوم کتاب، ص251ـ249).
3ـ مطهری، مرتضی، بیست گفتار، تهران، انتشارات صدرا.

پی نوشت ها:
[1] . ر.ک: راسخ، محمد، حق و مصلحت، تهران، انتشارات طرح نو، 1381، ص192ـ201.
[2] . ر.ک: خاتمی، سید محمد، از دنیای شهر تا شهر دنیا، تهران، نشر نی، چاپ ششم، 1377، ص153ـ247.
[3] . ر.ک: سروش، عبدالکریم، معنا و مبنای سکولاریسم، مجله کیان، ش26، ص9ـ11.
[4] . از جمله این نقدها: بهشتی، احمد، حق و تکلیف، مجله کتاب نقد، ش1؛ و نیز ربانی گلپایگانی، علی، ریشه‌ها و نشانه‌های سکولاریسم، تهران، انتشارات کانون اندیشه جوان.
[5] . حق و تکلیف، همان.
[6] . ر.ک: مطهری، مرتضی، بیست گفتار، انتشارات صدرا، قم، 1358، چاپ 5، ص 52 ـ 61.

سوال “علت و عامل مطرح کردن حق و تکلیف در این زمان چیست؟ و چه ارتباطی بین این بحث با سکولاریسم وجود دارد؟” از طرف اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم پاسخ داده شد.

دکمه بازگشت به بالا