بوسیدن ضریح

بوسیدن ضریح

با عرض سلام و احترام خدمت شما پرسشگر گرامی؛ از اینکه ما را برای همراهی و راهنمایی انتخاب کرده اید خداوند بزرگ را شاکریم؛ امیدواریم راهنمای خوبی برای شما باشیم. پاسخ پرسش شما را در چند بخش ارائه می کنیم:الف: زیارت: همین که شخصی به قصد زیارت وارد حرم شود و سلام کند، زیارت کرده است و چنانچه معرفت هم در حق مزور داشته باشد می توان قبولی زیارت او را امید داشت اما زیارت درجات و مراتبی دارد که با خواندن زیارتنامه ها، اهدای نماز و دیگر عبادات می توان بدانها رسید.
ب: بوسیدن ضریح:
در بعضی از زیارتنامه ها می رسیم به جایی که مثلا امام فرموده اکنون جلو برو و قبر را ببوس …(مثل زیارت امام حسین علیه السلام در شبهای قدر و …)
بوسیدن قبر امروزه امکان پذیر نیست بلکه نزدیکترین محل به قبر، ضریح مطهر است. لذا ضریح حکم قبر را دارد اما بوسیدن ضریح اگر موجب اذیت و آزار دیگران، بی حرمتی به حرم یا پدید آمدن صحنه هایی دور از ادب شود، نه تنها مستحب نیست بلکه مجاز هم نیست.بوسیدن ضریح جز آنکه نشانه ی عشق و ادب و احترام است، معنی دیگری ندارد بنابر این اگر حرم شلوغ باشد برای نشان دادن عشق و محبت و احترام، احتراز از بوسیدن بهتر است. اما متاسفانه بعضی از عوام الناس گمان می کنند تا ضریح را نبوسند، زیارت نکرده اند و تا موفق به بوسیدن ضریح نشوند احساس خوبی ندارند. حال آنکه بوسیدن ضریح در هیچ روایتی جزئی از زیارت محسوب نشده است.
البته بعضی هم از آن طرف بام افتاده اند و بوسیدن ضریح و لمس و تبرک در و دیوار حرم را نشانه شرک می دانند که ریشه در عقاید افراطی وهابیت دارد. بوسیدن و لمس و تبرک مادامی که از روی محبت و احترام است مجاز و مستحب است تنها در صورتی که از روی پرستش باشد شرک و حرام است و بدیهی است که در اصل، به خاطر ارتباط عمیق با خداست که مردم اولیاء الله را دوست دارند .
ج: جواز شرعی بوسیدن ضریح:
تبرک جستن به آثار اولیاى خدا، مسأله اى نیست که هم اکنون در میان گروهى از مسلمانان پدید آمده باشد، بلکه ریشه هاى این رفتار را در ژرفاى تاریخ زندگانی رسول خدا و صحابه آن حضرت مى توان یافت. نه تنها پیامبر گرامى و یاران وى، بلکه پیامبران پیشین نیز، بدین امر مبادرت مى ورزیدند. و اینک دلایل مشروع بودن تبرّک به آثار اولیا از دیدگاه کتاب و سنّت را از نظر شما مى گذرانیم:
۱- در قرآن کریم می خوانیم: هنگامى که یوسف صدیق، خود را به برادران خویش معرفى کرد و آنان را مورد بخشودگى قرار داد، فرمود: «إذهبوا بقمیصى هذا فألقوه على وجه أبى یأت بصیراً» [یوسف: ۹۳.]این پیراهن مرا با خود ببرید و بر صورت پدرم (یعقوب) افکنید تا دیدگانش بینا گردد. سپس مى فرماید: «أن جاء البشیر ألقاه على وجهه فارتدّ بصیراً» [یوسف: ۹۶]
آنگاه که مژده دهنده، آن پیراهن را بر رخسار او افکند، بینایى وى بازگشت.
این سخن گویاى قرآن، گواه روشنى بر تبرک جستن پیامبر خدا (یعقوب) به پیراهن پیامبرى دیگر (حضرت یوسف) مى باشد، بلکه بیانگر آن است که پیراهن یاد شده، موجب بازگشت بینایى حضرت یعقوب گردید.
آیا مى توان گفت رفتار این دو پیامبر گرامى، از چارچوب توحید و پرستش خدا خارج بوده است؟!
۲- شکى نیست که پیامبر گرامى اسلام، به هنگام طواف خانه خدا، حجر الاسود را استلام مى نمود و یا مى بوسید.
بخارى در صحیح خود مى گوید: مردى از عبدالله بن عمر درباره استلام حجر سؤال کرد و او در پاسخ گفت: «رأیت رسول الله (صلى الله علیه وآله) یستلمه و یقبّله». [صحیح بخارى، جزء۲، کتاب الحج، باب تقبیل الحجر، صفحه ۱۵۲-۱۵۱، ط مصر]
پیامبر را مشاهده کردم که حجرالاسود را استلام مى نمود و مى بوسید. در صورتى که اگر لمس کردن و یا بوسیدن سنگى، شرک به خدا بود، هرگز پیامبر (که مناداى توحید است) به چنین کارى مبادرت نمى ورزیدند.
۳- در کتب صحاح و مسانید و در میان کتاب هاى تاریخ و سنن، روایات انبوهى در مورد تبرک جستن صحابه پیامبر به آثار آن حضرت؛ مانند: لباس، آب وضو، ظرف آب و … به چشم مى خورد که با مراجعه به آنها، کوچکترین تردیدی در مشروعیّت و پسندیده بودن آن باقى نمى ماند.
گرچه شمارش همه روایات در این زمینه، در این نوشتار نمى گنجد، ولی به عنوان مثال، برخى از آنها را در اینجا یادآور مى شویم:
الف: بخارى در صحیح خود، در ضمن روایتى طولانى که شرح برخى از ویژگى هاى پیامبر و یاران او را در بردارد، چنین مى گوید:
«واذا توضّأ کادوا یقتتلون على وضوئه». [صحیح بخارى ، ج۳، باب ما یجوز من الشروط فى الاسلام، باب الشروط فى الجهاد و المصالحه، ص۱۹۵]
هرگاه پیامبر وضو مى گرفت، نزدیک بود مسلمانان، (بر سر بدست آوردن آب وضوى آن حضرت) با هم بجنگند.
ب: ابن حجر مى گوید: ان النّبیّ صلى الله عیه وآله وسلم کان یؤتى بالصّبیان فیبرک علیهم. [الاصابه، ج۱، خطبه کتاب، ص۷، ط مصر]کودکان را نزد پیامبر مى آوردند و آن حضرت به منظور تبرک آنان، دعا مى کرد.
ج: محمد طاهرمکّى مى گوید:«از ام ثابت روایت شده که گفت: رسول خدا بر من وارد شد و از دهانه مشکى که آویزان بود، ایستاده آب نوشید و من برخاستم و دهانه مشک را بریدم»
سپس مى افزاید: «این حدیث را ترمذى روایت کرده و مى گوید: حدیث صحیح و حسن است و شارح این حدیث درکتاب الریاض الصالحین مى گوید: ام ثابت، دهانه مشک را برید تا جاى دهان پیامبر را نگهدارى کند و به آن تبرک جوید و همچنین صحابه مى کوشیدند تا از جایى که رسول خدا از آن آب نوشیده بود، آب بنوشند». [ترک الصحابه، (محمد طاهر مکّى )، فصل اول، ص۲۹، ترجمه انصارى] خدمت گذاران مدینه به هنگام نماز صبح با ظرف آب نزد پیامبر می رفتند، پیامبر گرامى دست مبارک خود را در هر یک از آن ظروف آب فرو مى برد، چه بسا در بامداد سردى خدمت وى مى رسیدند، باز هم پیامبر دست خود را در آنها فرو مى برد. [صحیح مسلم، جزء۷، کتاب الفضائل، باب قرب النبى ص من الناس وتبرّکهم به، ص۷۹]
بدین سان، دلایل جواز تبرّک به آثار اولیاى خدا روشن گشت و معلوم گردید اگر شیعیان به هنگام زیارت حرم پیامبر و اهل بیت آن حضرت، ضریح را می بوسند، و یا در و دیوار را لمس مى کنند، تنها بدان جهت است که به پیامبر گرامی و عترت او عشق مى ورزند و این یک مسأله عاطفى انسانى است که در وجود یک انسان شیفته، تجلّى مى کند. ادیبى شیرین سخن مى گوید:
بر دیار سلمى مى گذرم، این دیوار و آن دیوار را مى بوسم. دوستى آن دیار، قلب مرا شاد نمى سازد، بلکه محبت ساکن آن است که مرا به وجد و سرور مى آورد.
در نتیجه اگر تبرک به آثار اولیاء خدا بیهوده بود باید پیشوایان دین و مذهب و در رأس همه پیامبر(ص) مردم را ازین گونه اعمال نهی و منع می کردند
پس نه تنها منعی برای این کار نیست بلکه بیهوده هم نیست و می تواند موجب تسکین قلب و آرامش روحی باشد.
موفق و موید باشید

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

منبع: پرسمان دانشجویی

دکمه بازگشت به بالا