تحریف قرآن از منظر علمای شیعه

تحریف قرآن از منظر علمای شیعه

الف- در برخی از سایت‌های مخالف آمده است که علمای شیعه قائل به تحریف قرآن هستند و به سخنانی در این باره از کتب فریقین استناد می‌کنند. ابن حزم می گوید: «قال أبو محمد بن حزم فی الملل والنحل و من قول الإمامیه، زید فیه نقص منه.[۱] قول امامیه این است که قرآن تحریف شده است و زیادی و نقصان در آن پدید آمده است».کسانی که می‌گویند علمای شیعه قائل به تحریف قرآن هستند به اقوالی از علمای شیعه استناد می‌کنند. شیخ مفید می‌گوید: «أقول إن الأخبار قد جاءت مستفیضه عن أئمه الهدى من آل محمد (ص) باختلاف القرآن و ما أحدثه بعض الظالمین فیه من الحذف و النقصان .[۲] همانا اخبار و روایات از ائمه هدی از آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم) درباره اختلاف قرآن، و آنچه که ستمکاران در آن به وجود آورده‌اند از حذف و نقصان بطور مستفیض آمده است‌.» و… .چند نکته در پاسخ به این شبهه:
سابقاً بیان شده که قرآن از هرگونه تحریف به دور است، و اگر هم کسی قائل به تحریف قرآن شد، این قولش مردود و غیرقابل قبول است.[۳] اما در پاسخ به استدلال کسانی که می‌گویند علمای شیعه قائل به تحریف قرآن هستند باید گفت که اگر کسی اقوال علمای شیعه را به طور کامل(نه تقطیع) بخواند، متوجه می‌شود که علمای شیعه نه تنها قائل به تحریف نبوده اند بلکه با کسانی که موافق تحریف بوده‌اند، مخالف بوده‌اند.
اما به کسی که به قول شیخ مفید استناد می‌کند و می‌گوید ایشان قائل به تحریف قرآن بوده‌اند باید گفت که پس از بررسی سخن شیخ مفید در کتاب اوائل المقالات متوجه می‌شویم که سخن ایشان را قیچی کرده‌اند. اکنون متن کامل سخن شیخ مفید را بیان می‌کنیم:
شیخ مفید می‌گوید: «القول فی التالیف القرآن و ما ذکر القوم من الزیاده فیه و النقصان. ﺇﻥ ﺍﻷﺧﺒﺎﺭ ﻗﺪ ﺟﺎﺀﺕ ﻣﺴﺘﻔیﻀﺔ ﻋﻦ ﺃﺋﻤﺔ ﺍﻟﻬﺪی ﻣﻦ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ صل الله علیه و اله ﺑﺎﺧﺘﻼﻑ ﺍﻟﻘﺮﺁﻥ ﻭﻣﺎ ﺃﺣﺪﺛﻪ ﺑﻌﺾ ﺍﻟﻈﺎﻟﻤیﻦ ﻓیﻪ ﻣﻦ ﺍﻟﺤﺬﻑ ﻭ ﺍﻟﻨﻘﺼﺎﻥ. فاما القول فی التالیف فالموجود یقضی فیه بتقدیم المتاخر و تاخیر المتقدم من عرف الناسخ و المنسوخ…[۴] اخبار در مورد اختلاف قرآن و نقصان و حذف در قرآن به صورت مستفیض رسیده است اما منظور از اختلاف در قران رعایت نشدن ترتیب مکی و مدنی بودن و ناسخ و منسوخ بودن ایات قرآن کریم می‌باشد».
پیرامون دیدگاه‌های علمای شیعه درباره عدم تحریف قرآن؛ شیخ صدوق می‌گوید: «اعتقادنا أنّ القرآن الذی أنزله الله علی نبیّه هو ما بین الدفتین و هو ما فی ایدی الناس[۵] قرآنی که خدا بر پیغمبرش نازل کرده همین قرآن در اختیار مردم است».
مرحوم آیت الله خوئی می‌فرماید: «إنّ حدیث تحریف القرآن حدیث خُرافه و خیانه.[۶] داستان تحریف قرآن داستانی خرافی و خیالی است و حقیقت ندارد».
علامه مجلسی می‌فرماید: «إنّ الأخبار التی جاءت بذلک أخبار آحاد لا یقطع على الله تعالى بصحّتها.[۷] اخبار تحریف قرآن، اخبار آحاد هستند و قطع به صحت آنها پیدا نمی‌شود».
قابل توجه است که بدانیم، بعضی از عالمان اهل سنت اعتراف کرده اند که شیعه قائل به تحریف قرآن نمی‌باشد. غزالی دانشمند اهل‌سنت می‌گوید: «سمعت من هؤلاء یقول فی مجلس علم إنّ للشیعه قرآنا آخر یزید و ینقص عن قرآننا المعروف فقلت له أین هذا القرآن ؟ و لماذا لم یطّلع الإنس و الجن علی نسخه منه خلال هذا الدهر الطویل؟ لماذا یساق هذا الافتراء… و لماذا هذا الکتاب علی الناس و علی الوحی.[۸] از بعضی‌ در یک مجلسی علمی شنیدم که می‌گفت: شیعیان یک قرآنی دارند که نسبت به قرآنی که ما داریم برخی از آیات را ندارد و برخی از آیاتی هم دارند که ما نداریم. من به او گفتم: این قرآنی که می‌گوئید، کجاست؟ چطور قرآنی این چنینی در طول چهارده قرن نزد شیعه است ولی نه انسانی و نه جنّی تا به حال بر این قرآن اطلاع پیدا نکرده است ؟ چرا این افتراء را در میان مردم پخش می‌کنی؟ چرا چنین افترایی بر شیعه و بر وحی قرآن مطرح می‌کنی؟»
در بعضی از کتب اهل سنت عقیده تحریف به قرآن دیده می‌شود. نقل شده است: « عن عائشه قالت لقد نزلت آیه الرجم و رضاعه الکبیر عشرا و لقد کان فی صحیفه تحت سریری فلما مات رسول الله صلى الله علیه وسلم و تشاغلنا بموته دخل داجن فأکلها.[۹] عایشه گفت: آیه رجم کردن زانی و آیه رضاع کبیر ده بار نازل شد و در ضمن صحیفه ‌اى زیر رخت‌ خوابم قرار داشت و چون ما به کفن و دفن رسول خدا مشغول شدیم، بزغاله‌ اى که در اطاق نگهدارى مى ‌شد، آن را خورد!»
عمر بن خطاب در جایی دیگر می‌گوید: «آیه رجم نیز در قرآن بوده است. “الشیخ و الشیخه اذا زنیا فارجموهما البته نکالا من اللّه واللّه عزیز حکیم”.[۱۰] پیرمرد و پیرزنی اگر زنا کردند آنان را سنگسار کنید. عقوبتی است از جانب خدا و خدا عزیز و حکیم است». عمر بن خطاب می ‌گوید: «در قرآن عبارت “لا ترغبوا عن آبائکم فإنه کفر بکم ان ترغبوا عن آبائکم أو ان کفرا بکم ان ترغبوا عن آبائکم” بوده است».[۱۱] یعنی رو گردان نشوید از پدران خود، زیرا این کفر است که از پدران خود رو گردان شوید.
نتیجه اینکه علمای مشهور شیعه قائل به تحریف قرآن نیستند. از سویی در معتبرترین کتاب‌های اهل سنت روایاتی دال بر تحریف قرآن وجود دارد.
منابع:
[۱]. ذهبی، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج ۲۹ ص ۴۳۴، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۹۸۷
[۲]. شیخ مفید، اوائل المقالات ص ۸۰ ، قم: الموتمر العالمی للشیخ المفید، ۱۴۱۳ ق مری
[۳]بنگرید به «آیا شیعه معتقد به قرآن تحریف است؟» و «منزلت و جایگاه قرآن در نزد شیعه»
[۴]. شیخ مفید، همان، ص ۸۰،
[۵]. شیخ صدوق ،اعتقادات الإمامیه ص ۸۴، قم: کنگره شیخ مفید، ۱۴۱۴ قمری
[۶]. آیت اللّه خوئی، البیان فی تفسیر القرآن ص ۲۵۸ ، قم: موسسه احیاء آثار الامام الخوئی ، ۱۴۳۰ ق مری
[۷]. مجلسى،بحار الانوار ج ۷۹ ص ۷۵، ناشر: دار إحیاء التراث العربی ، مکان چاپ: بیروت ، سال چاپ: ۱۴۰۳ ق
[۸]. محمد غزالی، دفاع عن العقیده و الشریعه ، ص ۲۵۳ ، ۲۶۴، طبع مصر عام ۱۹۷۵ الطبعه الرابعه
[۹]. محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی، سنن ابن ماجه ج ۱ص ۶۲۵، بیروت: دار الفکر، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی
[۱۰]. صحیح مسلم ، ج ۵ ، ص ۱۱۶ ، کتاب الحدود، باب رجم الثیب فی الزنى، رقم ۴۵۱۳، بیروت: چاپ دارالجیل؛ سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن ج ۲، ص ۶۶، ش ۴۱۱۹، چاپ دارالفکر، بیروت، ۱۴۱۶ ه.ق
[۱۱] البخاری، الجامع الصحیح المختصر ج ۶ ص ۲۵۰۵، بیروت: دار ابن کثیر , الیمامه،۱۹۸۷. تحقیق: د. مصطفى دیب البغا .
مأخذ: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب
ب. نظر علماى شیعه درباره تحریف قرآن
پرسش : دیدگاه علماى شیعه در رابطه با مسئله تحریف قرآن چیست؟
کاوش در سخنان علماى بزرگ شیعه که همواره در نسل ها سرمشق و الگو بوده اند، نشان مى دهد که آنان از عقیده به تحریف تبرّى مى جستند و اندیشه تحریف را به «خبر واحد» نسبت مى دادند. نقل سخنان همه آنان در طول قرون، امکان ندارد. به برخى از آنها اشاره مى کنیم:
۱. فضل بن شاذان نیشابورى (متوفاى ۲۶۰ ق) در ضمن نقد مذهب اهل سنتمى گوید: عمر بن خطاب گفت: مى ترسم گفته شود عمر در قرآنافزوده و این آیهرا در آن گنجانده است، ما در زمان پیامبر خدا(صلى اللهعلیه وآله) آیهرا چنین مى خواندیم:
پیرزن و پیرمرد زناکار را به خاطر شهوت رانى که کرده اند سنگسار کنید، این کیفرى از سوى خداى مقتدر حکیم است.(۱)
اگر شیعه عقیده به تحریف داشت، او بر اهل سنتنمى تاخت که به تحریف معتقدند، چون هر دو در این عقیده مشترک بودند.
۲. مرحوم صدوق (متوفاى ۳۸۱ ق) مى گوید: اعتقاد ما این است که قرآنکتاب خداو وحى اوست که نازل شده و خداوند در قرآنفرموده است: از هیچ سوى باطل سراغ قرآننمى آید، نازل شده اى از سوى خداى حکیم حمید است: «اِنّه لکتابٌ عزیز…»، قرآنقصّه گویى حق است و حقى است جدا کننده حق و باطل و شوخى و بیهوده نیست و خداى متعال، پدید آورنده، نازل کننده، پروردگار، و حافظ آن و گویاى به آن است.(۲)
۳. شیخ مفید(متوفاى ۴۱۳ ق) مى گوید: بعضى از شیعیان گفته اند که از قرآنهیچ کلمه یا آیهیا سورهاى کم نشده، لیکن آن چه در مصحفعلى(علیه السلام) به عنوان تأویلو تفسیر معانى آیات طبق حقیقت نزول آنها بوده، حذف شده است، آنها هر چند از کلام الله که قرآنو معجزهالهى است نبوده، لیکن حقایقى ثابت و نازل شده بود و گاهى به تأویل قرآن هم قرآنگفته مى شود. به نظر من این سخن شبیه تر به حق است از حرف کسى که مدّعى کاهش کلماتى از خود قرآناست نه تأویلآن. و به این نظر تمایل دارم.(۳)
نیز در جوابِ «مسائل سرویّه» در پاسخ کسانى که براى تحریف، استناد به روایاتى کرده اند که برخى کلمات را به گونه دیگر نقل کرده است، مثلاً به جاى «کُنتم خیر امّه»(۴)، «خیر ائمّه» نقل کرده و به جاى «جَعَلْناکُمْ اُمَّه وسطاً»(۵)، «ائمّهً وَسطاً» نقل کرده، مى گوید: این ها خبرواحد است و صحّت آنها ثابت نیست، از این رو در باره آنها توقف مى کنیم و از آن چه در قرآنموجود است دست نمى کشیم.(۶)
۴. سید مرتضى (متوفاى ۴۳۶ ق) گوید: اضافه بر کسانى که در دلیل اول از آنان نقل کردیم، گروهى از صحابههمچون عبدالله بن مسعود، اُبىّ بن کعب و دیگران بارها قرآن را بر پیامبر(صلى اللهعلیه وآله) خوانده و ختم کرده اند. این ها با کمترین تامل دلالت دارد که قرآندر آن زمان، مجموعه اى مرتب و مدوّن بود، نه پنهان و پراکنده.(۷)
۵. شیخ طوسى (متوفاى ۴۶۰ ق) گوید: سخن در زیاده و نقصان در قرآن، در خور این کتاب نیست. چرا که زیاد شدن در قرآن، بطلانش اجماعى است. کاسته شدن از قرآننیز بر خلاف ظاهر مذهب مسلمانان است و این به مذهب صحیح ما شایسته تر است. سید مرتضى هم همین را تایید کرده و ظاهر روایات هم همین است، وى سپس روایت هاى مخالف را «خبر واحد» شمرده است.(۸)
۶. مرحوم طبرسى (متوفاى ۵۴۸ ق) مى نویسد: افزایش چیزى بر قرآن، به اجماععلما باطل است و اما کاسته شدن از آن، بعضى از اصحاب ما و گروهى از حشویّه از اهل سنتگفته اند که در قرآنتغییر یا نقصانى پیش آمده است، لیکن عقیده صحیح در مذهب ما بر خلاف آن است.(۹)
۷. سید بن طاووس حلّى (متوفاى ۶۶۴ ق) گفته است: عقیده شیعه، عدم تحریف است.(۱۰)
۸. علامه حلّى (متوفاى ۷۲۶ ق) در جواب سید مهنّا گفته است: حق آن است که تغییر و تاخیر و تقدیم و افزایش و کاهش در قرآننیست و پناه بر خدااز این عقیده و امثال آن، که موجب راهیابى شک به معجزهجاویدان پیامبر خداست، معجزهاى که به صورت تواتر نقل شده است.(۱۱)
۹. محقق اردبیلى (متوفاى ۹۹۳ ق) در مساله لزوم به دست آوردن علم به این که آن چه مى خواند، قرآناست، گفته است: باید این علم را از راه تواترکه علم آور باشد به دست آورد و تنها به شنیدن حتى از یک عادل اکتفا نکرد… و چون تواترقرآن ثابت شده است، پس ایمن از اختلال است… علاوه بر این که در نوشته ها ضبط شده و حرف به حرف و حرکت به حرکت آن شمارش شده است. همچنین راه نگارش و راه هاى دیگر، گمانِ غالب بلکه یقین مى آورد که چیزى بر آن افزوده یا از آن کاسته نشده است.(۱۲)
۱۰. قاضى نور الله شوشترى (متوفاى ۱۰۲۹ ق) گوید: وقوع تحریف در قرآنکه به شیعه نسبت داده شده است، چیزى نیست که عقیده عموم شیعهامامیه باشد، گروهى اندک از آنان چنین سخنى گفته اند که در میان شیعههم جایگاه معتبرى ندارند.(۱۳)
اگر سخنان علما را در این زمینه به نحو کامل بیاوریم، به درازا خواهد کشید. تا این جا حق به روشن ترین صورت آشکار شد.(۱۴)
مأخذ: makarem.ir
پی نوشت:
(۱). الایضاح، ص ۲۱۷ (بخارى آیه رجم را در صحیح خود، ج ۸، ص ۲۰۸ در باب رجم زنان باردار آورده است).
(۲). اعتقادات صدوق، ص ۹۳.
(۳). اوائل المقالات، ص ۵۳ ـ ۵۴.
(۴). سوره آل عمران، ص ۱۱۰.
(۵). سوره بقره، آیه ۱۴۳.
(۶). مجموعه الرسائل، شیخ مفید، ص ۳۶۶.
(۷). مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۰، به نقل از المسائل الطرابلسیه، سید مرتضى.
(۸). تبیان، ج ۱، ص ۳.
(۹). مجمع البیان: ج ۱، ص ۱۰.
(۱۰). سعد السعود، ص ۱۴۴.
(۱۱). اجوبه المسائل المهنائیه، ص ۱۲۱.
(۱۲). مجمع الفائده والبرهان، ج ۲، ص ۲۱۸.
(۱۳). آلاء الرّحمن، ج ۱، ص ۲۵.
(۱۴). گردآوری از کتاب: سیماى عقاید شیعه، آیت الله جعفر سبحانی، مترجم: جواد محدثی، نشر مشعر، چاپ: دارالحدیث، بهار ۱۳۸۶، ص ۱۶۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

منبع: پرسمان دانشجویی

دکمه بازگشت به بالا