اهمیت تذکیه نفس

 [سوره المائده (5): آیه 105]
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (105)
ترجمه:
اى کسانى که ایمان آورده‏اید مراقب خود باشید، هنگامى که شما هدایت یافتید گمراهى کسانى که گمراه شده‏اند به شما زیانى نمى‏رساند، بازگشت همه شما به سوى خدا است و شما را از آنچه عمل مى‏کردید آگاه مى‏سازد.
تفسیر:
هر کس مسئول کار خویش است
در آیه قبل سخن از تقلید کورکورانه مردم عصر جاهلیت از نیاکان گمراه، به میان آمد و قرآن به آنها صریحا اخطار کرد که چنین تقلیدى، با عقل و منطق سازگار نیست، به دنبال این موضوع طبعا این سؤال در ذهن آنها مى‏ آمد که اگر ما حسابمان را از نیاکانمان در این گونه مسائل جدا کنیم، پس سرنوشت آنها چه خواهد شد، به علاوه اگر ما دست از چنان تقلیدى برداریم سرنوشت بسیارى مردم که تحت تاثیر چنین تقالیدى هستند، چه مى‏ شود، آیه فوق در پاسخ اینگونه سؤالات مى‏گوید:” اى کسانى که ایمان آورده‏اید شما مسئول خویشتنید، اگر شما هدایت یافتید گمراهى دیگران (اعم از نیاکان و یا دوستان و بستگان هم عصر شما) لطمه‏ اى به شما نخواهد زد” (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ).
سپس اشاره به موضوع رستاخیز و حساب و رسیدگى به اعمال هر کس کرده، مى‏گوید” بازگشت همه شما به سوى خدا است، و به حساب هر یک از شما جداگانه
رسیدگى مى‏کند، و شما را از آنچه انجام مى‏دادید آگاه مى‏ سازد”. (إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ).
پاسخ به یک ایراد
در پیرامون این آیه سر و صداى زیادى براه انداخته‏اند و بعضى چنین پنداشته‏اند که میان این آیه و دستور” امر به معروف” و” نهى از منکر” که از دستورات قاطع و مسلم اسلامى است یک نوع تضاد وجود دارد، زیرا این آیه مى‏گوید شما مراقب حال خویشتن باشید، انحراف دیگران اثرى در وضع شما نمى‏گذارد.
اتفاقا از روایات چنین بر مى‏آید که این نوع سوء تفاهم و اشتباه حتى در عصر نزول آیه براى بعضى از افراد کم اطلاع وجود داشته است، جبیر بن نفیل مى‏گوید در حلقه جمعى از یاران پیامبر ص نشسته بودم و از همه کم سنتر بودم آنها سخن از امر به معروف و نهى از منکر به میان آوردند، من به میان سخنان آنها پریدم و گفتم مگر خداوند در قرآن نمى‏گوید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ (بنا بر این امر به معروف و نهى از منکر چه لزومى دارد!) ناگاه همگى یک زبان مرا مورد سرزنش و اعتراض قرار دادند و گفتند: آیه‏اى از قرآن را جدا مى‏کنى، بدون اینکه معنى تفسیر آن را بدانى؟! من از گفتار خود سخت پشیمان شدم، و آنها به مباحثه در میان خود ادامه دادند، هنگامى که مى‏خواستند برخیزند و مجلس را ترک گویند، رو به من کرده و گفتند: تو جوان کم سن و سالى هستى و آیه‏اى از قرآن را بدون اینکه معنى آن را بدانى از بقیه جدا کرده‏اى ولى شاید به چنین زمانى که مى‏گوئیم برسى که ببینى بخل مردم را فرا گرفته و بر آنها حکومت مى‏کند، هوى و هوس پیشواى مردم است، و هر کس تنها راى خود را مى‏پسندد، در چنان زمانى مراقب خویش باش، گمراهى دیگران به تو زیانى نمى‏رساند (یعنى آیه مربوط به چنان زمانى است).                        تفسیر نمونه، ج‏5، ص: 110
بعضى از راحت طلبان عصر ما نیز هنگامى که سخن از انجام دو فریضه بزرگ الهى امر به معروف و نهى از منکر به میان مى‏آید براى شانه خالى کردن از زیر بار مسئولیت به این آیه مى‏چسبند و معنى آن را تحریف مى‏کنند.
در حالى که با کمى دقت مى‏توان دریافت که تضادى در میان این دو دستور نیست، زیرا:
اولا: آیه مورد بحث مى‏گوید حساب هر کس جدا است و گمراهى دیگران مانند نیاکان و غیر نیاکان لطمه‏اى به هدایت افراد هدایت یافته نمى‏زند حتى اگر برادر هم باشند و یا پدر و فرزند، بنا بر این شما از آنها پیروى نکنید و خود را نجات دهید (دقت کنید).
ثانیا: این آیه اشاره به موقعى مى‏کند که امر به معروف و نهى از منکر کارگر نمى‏شود، و یا شرائط تاثیر آن جمع نیست گاهى بعضى از افراد در چنین موقعى ناراحت مى‏شوند که با این حال، تکلیف ما چیست؟ قرآن به آنها پاسخ مى‏دهد که براى شما هیچ جاى نگرانى وجود ندارد زیرا وظیفه خود را انجام داده‏اید، و آنها نپذیرفته‏اند و یا زمینه پذیرشى در آنها وجود نداشته است، بنا بر این زیانى از این ناحیه به شما نخواهد رسید.
این معنى در حدیثى که در بالا نقل کردیم و همچنین در بعضى از احادیث دیگر نقل شده است که از پیامبر ص درباره این آیه سؤال کردند فرمودند:
ایتمروا بالمعروف و تناهوا عن المنکر فاذا رایت دنیا مؤثره و شحا مطاعا و هوى متبعا و اعجاب کل ذى راى برایه فعلیک بخویصه نفسک و ذر عوامهم!
:” امر به معروف کنید و نهى از منکر، اما هنگامى که ببینید، مردم دنیا را مقدم داشته و بخل و هوى بر آنها حکومت مى‏کند و هر کس تنها راى خود را مى‏پسندد (و گوشش بدهکار سخن دیگرى نیست) به خویشتن بپردازید و عوام را رها کنید” «1».
روایات دیگرى نیز به این مضمون نقل شده که همگى همین حقیقت را تعقیب مى‏کند.
فخر رازى چنان که عادت او است براى پاسخ به سؤال فوق چندین وجه ذکر مى‏کند که تقریبا همه بازگشت به یک چیز یعنى آنچه در بالا آوردیم مى‏کند و گویا او براى تکثیر عدد آنها را از هم جدا کرده است!.
در هر حال شک نیست، که مساله امر به معروف و نهى از منکر از مهمترین ارکان اسلام است که بهیچ وجه نمى‏توان شانه از زیر بار مسئولیت آن خالى کرد، تنها در موردى این دو وظیفه ساقط مى‏شود که امیدى به تاثیر آن نباشد و شرایط لازم در آن جمع نگردد.

منابع
سایت مبــــــــلّغ دین
تفسیر نمونه، ج‏5، ص:109
____________________________
پی نوشت
(1) نور الثقلین جلد اول صفحه 684.

دکمه بازگشت به بالا