شجاعت امام علی (ع) در جنگ ها کنار پیامبر

در جنگ احد ، آن چنان شجاعتی از علی (ع ) دیده شد که دوست و دشمن را به شگفت آورد . مسلمانان هفتصد تن و کفار قریش سه هزار سوار و دو هزار پیاده با تجهیزات کامل به میدان آمدند . علی (ع ) با شمشیر جانشکار خود کفار زیادی را کشت . هر زمان که دشمنان کینه توز ، پیامبر اکرم (ص ) را در میان می گرفتند؛ علی (ع ) حملات آنها را دفع می کرد . قدرت جنگاوری علتی (ع ) باعث شد که شمشیرش شکست . پیغمبر (ص ) شمشیر خاص خود را که (ذوالفقار) نام داشت به علی (ع ) داد . بدن علی (ع ) در این جنگ بیش از شصت زخم برداشته بود . در همین جنگ بود که پیغمبر پیک وحی را در میان زمین و آسمان مشاهده کرد که می گوید:
(( لا سیف الا ذوالفقار و لا فتی الا علی )) (شمشیری جز ذوالفقار و جوانمردی جز علی وجود ندارد . )

در جنگ خندق اولین نمایش جنگی دشمن بدین طریق آغاز شد . عمرو بن عبدود از پهلوانان نامدار قریش سر تا پا پوشیده از اسلحه آهنین با چند تن از سپاهیان کفر از خندق گذشت . در این سوی خندق علتی بن ابیطالب (ع ) با چند تن دیگر به استقبال آنها می رود و راه را بر آنها می بندد .
عمرو سه بار مبارز می طلبد . علی (ع ) داوطلب جنگ با اوست . رسول اکرم (ص ) در نوبت اول و دوم اجازه نمی فرماید . در نوبت سوم رسول مکرم (ص ) اجازه می دهد . علی رو در روی عمرو قرار می گیرد . در این هنگام پیغمبر (ص ) فرمود: (( (برز الایمان کله الی الشرک کله ) )) یعنی تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار گرفت .
شجاعت فوق العاده علی (ع ) موجب می شود که عمر بن عبدود در این جنگ به خاک در غلطد . رسول اکرم (ص ) در آن لحظه حساس فرمود:
(( ضربه علی یوم الخندق افضل من اعمال امتی الی یوم القیامه . ))
یعنی : ضربت علی روز خندق از اعمال امت من تا روز قیامت برتر است .
همین فتح نمایان و عوامل دیگر باعث ضعیف شدن لشکر دشمن که ده هزار سپاهی مجهز بودند ، گردید و همه بسوی مکه فرار کردند .

در سال هفتم هجری جنگ خیبر پیش آمد و علی (ع ) همراه رسول خدا (ص ) بود . در همین غزوه است که محمّد (ص ) فرمود: (فردا علم سپاه را به دست کسی می دهم که خدا و رسولش را دوست می دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند . او هرگز در جنگ فرار نمی کند بلکه حمله می کند . بر نمی گردد تا خدا گره این مشکل را به دست او بگشاید) .

در جنگ حنین و طائف نیز علی (ع ) همراه رسول خدا بود . در جنگ حنین جز نه نفر از جمله حضرت علی (ع ) که در جنگ پایداری کردند ، همه گریختند .

در غزوه تبوک که در سال نهم هجرت پیش آمد رسول خدا (ص ) علی را به جانشینی خود در مدینه گذاشت و این تنها غزوه ای بود که بعد از 27 غزوه علی (ع ) همراه رسول خدا (ص ) نبود . علتی (ع ) در ماندن در مدینه – اگر چه به دستور رسول خدا – بود کمی غمنده شد ، و میل داشت که همچنان در رکاب رسول اللّه بجنگد . رسول اکرم (ص ) به علی فرمود: (مگر خشنود نیستی که منزلت تو نسبت به من همان منزلت هارون نسبت به موسی باشد ؟ جز آنکه پس از من پیامبری نیست ) .
این حدیث به (حدیث منزلت ) شهرت یافت .
در سال دهم (حجه الوداع ) ، داستان (غدیر خم ) پیش آمد . رسول خدا (ص ) به امر خداوند حضرت علی (ع ) را در حضور دهها هزار نفر مسلمان به عنوان (وصی ) و (جانشین ) خود تعیین فرمود و آیه 4 از سوره مائده که به (اکمال دین ) و (اتمام نعمت ) شهرت دارد نازل شد: (( (الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا) . )) امروز دین شما را به حد کمال رسانیدم و بر شما نعمت را تمام کردم و اسلام را که بهترین آیین است برای شما آوردم . (مائده آیه 4).
در آخرین لحظه های عمر رسول مکرم ، علی (ع ) بر بالین آن سرور بود و در حالی که سر مبارک رسول (ص ) بر روی سینه علی بود چشم از جهان فرو بست . علی (ع ) خود بدن مقدس رسول گرامی را غسل داد و کفن کرد و با دستهای خود – آن پیکر نازنین را – به درون قبر برد . علی آخرین کسی بود که از قبر منور محمّد (ص ) بیرون آمد .

منبع: چهارده اختر تابناک

دکمه بازگشت به بالا