آیا معجزه امکان تحقق دارد و علم آن را انکار نمی کند؟ و اساساً وقوع معجزه چه ضرورتی دارد؟

آیا معجزه امکان تحقق دارد و علم آن را انکار نمی کند؟ و اساسا…

سوال

آیا معجزه امکان تحقق دارد و علم آن را انکار نمی کند؟ و اساساً وقوع معجزه چه ضرورتی دارد؟

پاسخ

بسیاری از کسانی که نسبت به معجزه رویکردی منفی داشته و آن را ناممکن می دانند معجزه را به نقض قوانین طبیعی معنا نموده اند از این روی چون که ایشان خود را طرفدار انحصار فعل و انفعالات مادی در علل طبیعی می دانند آن چه را که بر خلاف قوانین طبیعت به گوششان برسد باور نمی کنند و اشکالات متعددی بر امکان معجزه وارد کرده اند که در این مقوله مجال پرداختن به همه آرای مخالفین امکان معجزه نیست و تنها به دیدگاه برخی از موافقین امکان معجزه از جمله اندیشمندان اسلامی و امام خمینی اشاره می شود.[1]
از جمله کسانی که به امکان پذیری معجزه اذعان داشته اند پورتیل است که می گوید: دیدگاه سنتی بر وجود خداوند و روایت های تاریخی اعجاز ثابت می کند که اگر خدا وجود داشته باشد (یعنی بر مبنای قبول وجود خدا) دیگر نمی توان معجزات را انکار کرد و معجزات بهترین تبیین برای رخدادهای خاصی است که در نقل های تاریخی آمده است.[2]
اندیشمندان اسلامی معجزه را خارج از قانون علیت و محال ذاتی نمی پندارند و از این روی آنرا امکان پذیر می دانند چنانکه علامه طباطبایی می گوید: امور خارق العاده هر چند که عادت آن را انکار نموده و بعیدش می شمارد الا اینکه فی نفسه امور محال نیستند و چنان نیست که عقل آن را محال بداند و همانند امور خوارق عادات از جمله اجتماع و ارتفاع نقیضین و غیره که محالتر نیستند تنها فرقی که میان روش عادت و معجزه خارق عادت هست این است که اسباب مادی برای پدید آوردن آن گونه حوادث در جلو چشم ما اثر می گذارد و ما روابط مخصوصی که آن اسباب با حوادث دارند و نیز شرایط زمانی و مکانی مخصوصش را می بینیم و از معجزات را نمی بینیم و دیگر این که در حوادث طبیعی اسباب اثر خود را به تدریج می بخشد و در معجزه آنی و فوری اثر می گذارند.[3]
اما مهمترین دلیل بر امکان شئ، وقوع آن است. بسیاری از نواندیشان غربی و تمامی اندیشه وران اسلامی بر این باورند که چنین رخدادهایی واقع شده است که این خود می تواند بهترین دلیل بر امکان آن باشد که از جمله آنها می توان به انشقاق قمر[4] و خبر دادن از غیب در موارد متعدد همانند خبر دادن شهادت امام حسین ـ علیه السلام ـ ، قتال حضرت علی ـ علیه السلام ـ با ناکثین، مارقین و قاسطین و … اشاره کرد اما قرآن مهمترین معجزه پیامبر است که وجه اعجاز آن هم به فصاجت و بلاغت و هم به اخبار غیبی پیروزی رومیان بر ایرانیان[5] و … می باشد و پیامبر به وسیله آن به نبوت خود تحدّی کرد و هیچ کس یارای مقابله با آن و آوردن مثل آن را نداشت چنانکه قرآن کریم می فرمایند: «وَإِنْ کنتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَهٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کنتُمْ صَادِقِینَ».[6]

علم و معجزه
یک معجزه را لزوماً نمی توان واقعه ای تلقی کرد که هیچ گاه بر مبنای علل طبیعی قابل تبیین نیست، حتی اگر بتوانیم به نحو موجهی ادعا کنیم که آن واقعه فعل مستقیم خداست و لذا به عنوان یک واقعه مشخص صرفاً معلول طبیعی نیست، برای آن که بتوانید به تنهایی شرایط طبیعی را که تحت آن شرایط، وقایعی از نوع وقایع مورد بحث ما می توانند منظماً رخ دهند آشکار سازد.[7]
شناخت علت طبیعی واقعی یک پدیده و معلول کار دشواری است که تنها از عهده عقل برنمی آید چرا که عقل تنها به صورت کلی به توقف هر معلولی به علت حکم می کند، اما این که مثلاً علت ب است را نمی توان به ضرس قاطع حکم کرد، مگر این که با تجربه و شواهد و ادله متعدد رابطه تکوینی آن ثابت شده باشد. با وجود این بسیاری از موارد طبیعی وجود دارد که عقل و تجربه واقعیت خارجی آنها را تصدیق می کند، لکن شناختی نسبت به علل آنها ندارد. نمونه بارز آنها انجام اعمال خارق العاده ای است که به وسیله مرتاضان، ساحران و … رخ می دهد.[8] و حتی مواردی را که روزگاری محال به شمار می آمدند امروزه علم آنها را اموری ممکن می شمارد چنانکه امام خمینی در جای دیگری می فرمایند: قدمهای برزگی علم امروز برای آشکار کردن اسرار نهان جهان برداشته: خوارق عادات، معجزات، کرامات و اطلاع از مغیبات که در نظر مادیین جزو افسانه ها به شمار می رفت در جهان علم امروز نزدیک به واضحات و فردای علم آنرا از بدیهیات می شمرد، چیزهائی را که امروز علمای روح اروپا بدان با کمال وجد و سرافرازی به خود می بالند اموری است که هزار و سیصد سال قبل از این پیامبر اسلام و امامان شیعه با صراحت لهجه بی تردید به جهان اعلام کردند.[9]

ضرورت معجزه
عقل فطری خداداد هر کس حکم می کند که قبول کردن هر دعوائی بی دلیل و برهان روا نیست، و کسی که بی دلیل چیزی را قبول کند از فطرت انسانیت خارج است.[10] اما نمی توان این سخن را به صدق ادعای نبوت تعمیم داد و برای صدق ادعای نبوت هموراه معجزه ضروری نیست بلکه در مقابل کسانی صورت می گیرد سایر براهین پیامبر آنها را قانع نکند و لذا هیچگاه پیامبر اسلام برای اسلام آوردن حضرت علی ـ علیه السلام ـ و حضرت خدیجه معجزه نیاورد زیرا ایشان بدون معجزه هم ادعای نبوت پیامبر را پذیرفتند و از سوی دیگر ضروری نیست پیامبر پیوسته برای هرکسی معجزه بیاورد بلکه تنها در مواردی خاص و بر اساس مصالحی معجزه می آورد چنانکه امام خمینی می فرمایند: گاهی اگر خدای عالم بخواهد برای توجه دادن، مردم را به عالمی ورای عالم دنیا و طبیعت یک خرق عادتی به وسیله پیامبر و یا امامی کند باید تمام کارها درهم و برهم شوند و تمام چرخهای طبیعت را فلج کند و نظام زندگانی عائله بشری را برهم زند و همه چیز را به واسطه معجزه و خرق عادت انجام دهد و الا شما لج می کنید و قدرت خدا را یکسره منکر می شوید پس خدائی که با قدرت کامل خود این آسمان و زمین را خلق کرده چرا روزی بشر را بی زحمت خود آنها خلق نی کند تا بشر از این همه زحمت فراوان تهیه زندگانی راحت شود؟ حالا که اینطور است خوب است بگوئیم اصلا آسمان و زمین را هم خلق نکرده است زیرا اگر کرده بود خوب بود این کار هم که ممکن می گویم به طور غیر عادی انجام دهد آن وقت خداوند بازیچه آرای ما و شماست.[11]
 
پی نوشت ها:
[1]. اگرچه معانی معجزه از منظر اندیشمندان اسلامی و غربی متفاوت است ولی همانطور که بیان می شود در اصل امکان با هم متفق هستند.
[2]. Richard L.Purttill, Miracles: what if thay happen. P190.
[3]. طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج1، ص8ـ117.
[4]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج17، ص355.
[5]. روم آیات اول.
[6]. بقره / 24.
[7]. مایکل پترسون و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، تهران، انتشارات طرح نو، ص302 به بعد.
[8]. قدردان قراملکی، محمد حسن، معجزه در قلمرو عقل و دین، قم، بوستان کتاب، ص164.
[9]. موسوی خمینی، سید روح الله، کشف الاسرار، ص54
[10]. همان، ص45
[11]. همان، ص50.

سوال “آیا معجزه امکان تحقق دارد و علم آن را انکار نمی کند؟ و اساساً وقوع معجزه چه ضرورتی دارد؟” از طرف اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم پاسخ داده شد.

دکمه بازگشت به بالا