با توجه به اینکه یکی از مهمترین مسائل و مباحث کلام جدید، اثبات یا عدم اثبات پذیری وجود خداوند است، می خواستم دلایل مخالفان اثبات پذیری و نقد براهین ایشان را بدانم؟

با توجه به اینکه یکی از مهمترین مسائل و مباحث کلام جدید، اثب…

سوال

با توجه به اینکه یکی از مهمترین مسائل و مباحث کلام جدید، اثبات یا عدم اثبات پذیری وجود خداوند است، می خواستم دلایل مخالفان اثبات پذیری و نقد براهین ایشان را بدانم؟

پاسخ

مقدمه
یکی از دغدغه های کهن انسانی، امکان شناخت خداوند متعال است. اعتقاد به خداوند، اعتقاد فطری، پایه و همگانی (اجماع عام) است. هرانسانی با تأمل در اندرون خود، وجود خویش را ناقص و وابسته به وجود مطلق کامل حس می کند که آن همان اعتقاد به خدا یا ملازم با آن است. پرسش این است که آیا وجود خداوند، افزون بر وجود فطری و بدیهی و شهودی، به برهان و استدلال عقلی و فلسفی نیز نیازمند است یا نه.
به نظر می رسد خود متألهان به دلیل اعتقاد به خداوند از راه شهود، فطرت و همچنین بدیهی و پایه انگاری وجود خداوند، به اقامه استدلال های منطقی و فلسفی نیازی ندارند. به تعبیری، وجود خداوند مستغنی از دلیل و برهان است؛ اما برای نشان دادن وجود خداوند و اثبات آن برای غیر متألهان اعم از جاهل، شکاک و ملحد، به ویژه در عصر کنونی که اعتقاد به خداوند و دین مورد آماج شبهات گوناگون قرار گرفته، اقامه برهان برای اثبات خداوند و پاسخ از شبهات امری ضروری است. در ذیل ما به دو دلیل از مهمترین دلایل مخالفان عدم اثبات پذیری خداوند اشاره کرده و آن براهین را به نقد می کشیم.

ادلّه نظریه مخالفان
مخالفان براهین فلسفی اثبات خداوند، برای اثبات مدعای خود به ادلّه ای تمسک کردند که به مهمترین آنها اشاره می شود.
دلیل اول: خطاپذیری معرفت عقلی
یکی از ادله خطاپذیری دانش های عقلی، به ویژه در مسأله اثبات وجود ماورای عقل، خداوند است. آنان برای اثبات مدعای خود به خطا و نقدهای مطرح، بر براهین عقلی خداشناسی استشهاد می کنند که رهاورد آن سلب یقین به خداوند در پرتو براهین پیش گفته است.[1]
این معنا در شعر معروف مولانا نیزآمده است:
پـــای استدلالیان چوبین بـــود                  پای چوبین سخت بی تمکین بود[2]

تحلیل و بررسی
1. در جای خود اتقان و اعتبار معرفت عقلی ثابت شده است. انسان با توسل به قوه عقل خویش می تواند به صورت کلی از ماورای طبیعت آگاه شود.
در صورت خاموشی چراغ عقل در مسائل دینی فراطبیعی، شناخت و فهم آن ها مشکل بلکه ناممکن خواهد بود؛ آیاتی همچون: «لَیْسَ کمِثْلِهِ شَیْ ءٌ»، (شوری(42)،11)، «وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى» (نحل(16)،60)، « وَلِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى» (اعراف(7)،180)، «فَأَیْنََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ» (بقره(2)،115.)، «اللَّهُ أَحَدٌ» (توحید(112)،1)، «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ» (حدید(57)،3)، «وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ» (حدید(57)،3) و ده ها کنایه و روایات دیگری که شناخت و فهم آن ها فقط با عقل میسور است و در صورت تعطیلی قوه عقل در این عرصه ها، باید به نظریه تعطیل و درماندگی مطلق انسان در برابر فهم آیات و روایات تن داد.
2. مسأله خطا پذیری معرفت عقلی به صورت موجبه جزئیه هر چند قابل انکار نیست، این ادعا سبب سلب اعتماد و اطمینان مطلق به معرفت عقلی نمی شود؛ چرا که برخی از معارف عقلی بدیهی و برهانی است که قابل تردید نیست؛ برای مثال، اثبات عالم مجرد و عدم انحصار وجود به عالم مادی در فلسفه مبرهن شده است.

دلیل دوم: امتناع اقامه برهان لمّی بر وجود خداوند
یکی از شبهات مطرح و متقدم در مسأله خداشناسی، تفکیک برهان انّی و لمی است فیلسوفان معتقدند که براهین اقامه شده بر وجود خداوند، انّی است؛ زیرا برهان لمّی که اثبات مدعا از طریق علم به علت است، در وجود خداوند معنا ندارد؛ چون خداوند عله العلل و خودش علت بردار نیست؛ بنابراین، علم به علت و اثبات آن معنایی ندارد؛ اما اثبات وجود خداوند از نوع انّی که از طریق اثبات معلول صورت می گیرد، در خداوند ممکن است و ادلّه فیلسوفان از همین نوع خواهد بود.
بوعلی سینا می گوید: «ان واجب الوجود لابرهان علیه ولایعرف الا من ذاته… لا برهان علیه انه لاعله ولذلک لالمّ له؛ همانا بر واجب الوجود برهانی نیست جز از ذاتش… چون علت ندارد پس برهان ندارد و برای همین لمیت هم ندارد (برهان لم بر او نیست)».[3]
وی در جای دیگر بر وجود ادلّه روشن بر وجود خداوند تصریح می کند.[4]

نقد و بررسی
1. عدم تحقق برهان لمی به معنا ی علّی
نخست باید به این نکته اشاره کرد که اگر مقصود از برهان «لمّی» فقط علم به معلول از طریق علت آن باشد، باید به صورت شفاف گفت: این معنا از علیت در وجود خداوند قابل تحقق نیست؛ چون در این معنا از برهان لمّ، دو وجود مستقل از یک دیگر به نام وجود معلول و علت فرض شده است که برای شناخت وجود معلول و اثبات آن، باید به وجود دیگری ـ که پیش از وجود معلول و از آن کامل تر باشد ـ علم حاصل کرد، روشن است که این معنا در وجود خداوند قابل تصور نیست، چرا که حقیقت وجود در خداوند منحصر شده و وجود پیشین و کامل تر به عنوان علت خداوند، تحققی ندارد تا از طریق علم به آن وجود پیشین، وجود خداوند ثابت و مبرهن گردد.
بر این نکته برخی از فیلسوفان تصریح داشتند آن جا که به صورت صریح از نفی امکان اقامه برهان بر وجود خداوند سخن گفتند: «لابرهان علیه لانه لاعله له و لذلک لالمّ له».[5]
2. امکان یقین در برهان انّی
معروف است که فقط برهان لمی، مفید قطع و یقین است‎؛ اما برهان انّی که استدلال از معلول به علت است، یقین زا نیست، در تحلیل این نظر معروف باید تأمل کرد و نباید آن را به صورت کلی مطرح ساخت و پذیرفت؛ برای این که گاهی برای معلولی می توان چند علت فرض و تصور کرد؛ برای مثال، حرارت ممکن است معلول آتش، حرکت و اصطکاک، خورشید و جریان الکتریسیته باشد که با شناخت معلول یعنی حرارت نمی توان به علت آن پی برد؛ اما گاهی یک معلول، علت منحصر دارد و آن انحصار با تحلیل عقلی وجود معلول ثابت می شود. در این صورت، علم به علت از طریق معلول مفید جزم و یقین خواهد بود؛ برای مثال، شخصی که از نور آفتاب استفاده می کند، ناگهان متوجه می شود که آفتاب به سایه تبدیل شد با این که اطرافش آفتاب هست. این شخص بدون این که به بالای سرش نگاهی بیندازد، یقین حاصل می کند که بین او و آفتاب جسم جامدی که آفتاب را از خود عبور نمی دهد، حائل شده است. علم وی به علت سایه در این مقدار، علم یقینی است؛ هر چند درباره جزئیات بیشتر جسم حائل اطلاعاتی ندارد.
با این توضیح به سراغ ادلّه انّی اثبات خداوند می رویم. به نظر می رسد رواج قول معروف فیلسوفان در عدم افاده یقین در برهان انّی، تأثیر سویی در بحث خداشناسی و ادلّه آن گذاشته باشد، بیشتر ادعا می شود که ادلّه خداشناسی به دلیل «انّی» بودن فاقد ارزش معرفتی هستند؛ امّا چنان که بیان شد، نوعی از برهان انّی می تواند مفید یقین باشد که به نظر می رسد در بیشتر ادلّه خداشناسی، آن خصوصیت وجود دارد که توضیح آن در موضع خود آمده است. این جا به طور مثال به برهان امکان و وجوب اشاره می شود:
برهان امکان و وجوب به صورت قیاس شکل اول چنین است.
جهان ممکن است؛
هر ممکنی نیازمند علت یا واجب الوجود است؛
پس جهان نیازمند علت و واجب الوجود است.
کبرای قیاس با تحلیل و وجود ممکن مبرهن شده است. توضیح این که ما با مشاهده وجود ممکن که معلول است، پی می بریم که وجود ممکن به دلیل ذات امکانی اش که از خود وجود مستقلی ندارد و نیازمند غیر است و این امکان، امکان فقری و ذاتی است، بالضرورت نیازمند وجود ماورای ممکن یعنی واجب الوجود است؛ پس اثبات واجب الوجود در پرتو برهان امکان، کاملاً عملی است. باری برهان امکان، به صورت مستقیم فقط واجب الوجود را اثبات می کند؛ اما صفات دیگر خداوند، برخی از آن ها مانند وحدت، بساطت، حی، قدرت از تحلیل خود واجب، و برخی صفات دیگر مانند رازقیت، هدایت از براهین دیگر قابل استنتاج است.
برخی فیلسوفان متفطن نکته پیشین شده و ادلّه فلسفی خداشناسی را به برهان و چه بسا برهان لمّی (به جهت افاده یقین) متصف می کنند؛ برای مثال، علامه حلّی با تقریر برهان امکان و وجوب فیلسوفان، آن را به «استدلال لمی» وصف می کند که برخلاف مسلک متکلمان است.[6]
3. امکان برهان شبه لمّی (استدلال از ملازمه)
در صفحات پیشین بیان شد که چون وجود حقیقی در ذات الاهی منحصر شده، وجودی فراتر از آن وجود ندارد تا آن علتِ خدا نیز فرض شود و از طریق علم به علتِ خداوند، برهان لمّی به وجود خدا ثابت شود؛ اما می توان نوعی از برهان را اقامه کرد که نه استدلال از معلول به علت باشد (برهان انی) و نه استدلال از علت به معلول (برهان لمّی معروف)؛ بلکه نوع سومی است. در این برهان، معلول و علت متعلق علم و وجه استدلال قرار نمی گیرد؛ بلکه حد وسط در حقیقت یک وجود خاصی است که آن با وجود خداوند ملازمه دارد، که از طریق علم به یک ملازم به ملازم دیگری علم می یابیم؛ برای مثال، ما به وجودهای خارج قطع داریم (بنابر مکتب رئالیسم). این وجودها یا خود واجب الوجودند یا ممکن الوجود. اگر واجب الوجود باشند، در واقع وجود حق متعالی برای ما منکشف است و به برهان نیازی نیست؛ اما اگر ممکن الوجود باشند، امکان ماهوی یا فقری یک حالت وجود است که آن با حالت دیگر وجود یعنی واجب الوجود ملازمه دارد، به این معنا که وجود ممکن الوجود بالضروره با وجود واجب الوجود ملازمه دارد.
به عبارت دقیق تر، نفس وجود، وجود واحد و بسیطی است که حقیقت اعلای آن به واجب الوجود منحصر است؛ اما اصل وجود از مقوله مشکک است که از جهت قوه و شدت، و کمال و ضعف، مراتب گوناگون دارد؛ مانند وجود نور، ما با علم به مرتبه رقیقه و ضعیف آن یعنی وجود ممکن به اصل وجود یعنی حقیقت اعلای آن علم می یابیم؛ پس واسطه اثبات، همان وجود البته با وصف ضعیف است که آن وجود ضعیف نه معلول واجب الوجود و نه معلول علت دیگری است.
4. امکان برهان لمّی به قرائت خاص (حد وسط علت اتصاف)
تعریف مشهور از برهان لمی آن است که حد وسط افزون بر این که علت حمل و تصدیق ثبوت اکبر بر اصغر می شود، علت وجود آن نیز باشد؛ اما برخی تعریف عامی از برهان لمی ارائه داده اند:
برهان لمی برهانی است که حد وسط آن، علت اتصاف موضوع نتیجه به محمول آن باشد، خواه علت برای خود محمول هم باشد یا نباشد، و خواه علت خارجی و حقیقی باشد یا علت تحلیلی و عقلی. طبق این تعریف، اگر حد وسط برهان، مفهومی از قبیل امکان و فقر وجودی و مانند آن ها باشد می توان آن را برهان لمی تلقی کرد؛ زیرا به قول فیلسوفان «علت احتیاج معلول به علت، امکان ماهوی یا فقر وجودی است؛ پس اثبات واجب الوجود برای ممکنات، به وسیله چیزی انجام گرفته است که به حسب تحلیل عقلی، علت احتیاج آن ها به واجب الوجود می باشد.
حاصل آن که هر چند ذات واجب الوجود، معلول هیچ علتی نیست، اما اتصاف ممکنات به داشتن واجب الوجود، معلول امکان ماهوی یا فقر وجودی آنها است.[7]
این تعریف از برهان لم، نوع خاصی از برهان انّی است که مفید یقین و قطع است و توضیح آن در شماره دوم گذشت. نکته قابل توجه در آن این است که آیا می توان با این تقریر اسم آن را برهان لمّ گذاشت؛ البته چنان که پیش تر نیز گفته شد، مهم نه نام گذاری بلکه افاده یقین در برهان است که ثبوت آن به منصه ظهور رسید.
از این دو دلیل و نقد آنها می توانیم نتیجه بگیریم که ما می توانیم با استفاده از براهین عقلی از جمله برهان لمّی مفید یقین و شبه لمّی وجود خداوند را اثبات کنیم هر چند که از طریق برهان لمّی وجود او قابل اثبات نباشد. زیرا عقل هر چند در برخی از موارد ممکن است بر اثر چینش مقدمات نادرست حکم خطایی دهد. این امر هیچگاه دلیلی بر ردّ و منع براهین عقلی نمی شود. همان طور که خداوند خود بارها و بارها انسان را در قرآن به تفکر و تعقل در امر خداشناسی دعوت کرده است.
 
پی نوشت ها:
[1]. ر.ک اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، احمد آرام، نشر پژوهش های اسلامی، تهران، ص35
[2]. مثنوی معنوی.
[3]. ابن سینا، اشارات، دفتر نشر کتاب، تهران، 1403ق، ص323.
[4]. همان ص354.
[5]. همان ص70.
[6]. طوسی، محقق، نقد المحصل، دار الأضواء ، بیروت، 1405 ق.
[7]. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1366ش، ص332.

سوال “با توجه به اینکه یکی از مهمترین مسائل و مباحث کلام جدید، اثبات یا عدم اثبات پذیری وجود خداوند است، می خواستم دلایل مخالفان اثبات پذیری و نقد براهین ایشان را بدانم؟” از طرف اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم پاسخ داده شد.

دکمه بازگشت به بالا