در کجای قرآن و نهج‌البلاغه به تکلیف اشاره شده است؟

در کجای قرآن و نهج‌البلاغه به تکلیف اشاره شده است؟

سوال

در کجای قرآن و نهج‌البلاغه به تکلیف اشاره شده است؟

پاسخ

تکلیف به معنی وظیفه‌ای که در برابر حقوق دیگران بر عهده افراد قرار دارد در متون اصیل دینی مورد اشاره قرار گرفته است. برای جستجوی مفهوم تکلیف در قرآن و نهج‌البلاغه به دو شیوه می‌توان عمل کرد؛
یکی آن که در پی خود کلمه تکلیف باشیم و بدانیم که چند بار در قرآن یا نهج‌البلاغه کلمه‌ای با ریشه «کلّف» به کار رفته است. نتیجه چنین تحقیقی چندان کارگشا نخواهد بود.
زیرا در قرآن کریم 8 بار کلماتی با این ریشه استعمال شده است که 6 مورد آن اختصاص به این بیان دارد که خداوند به هر کسی به اندازه توانش تکلیف کرده و بیش از آن تکلیف نمی‌کند. که عبارتند از آیات: انعام/152، اعراف/42، مؤمنون/62، بقره/233ـ286، و طلاق/7.
در نهج‌البلاغه نیز حدود 17 مورد از مشتقات تکلیف به کار رفته است، چند مورد آن درمعنای به مشقت افتادن به کار رفته است. که ارتباطی با بحث ما ندارد. در چند فراز نیز به تکلیف الهی اشاره شده است که سه نکته بسیار ارزشمند می‌توان از آنها استخراج کرد.در حکمت 78 و نیز نامه 51، می‌فرمایند خداوند بر ما تکالیف آسان و کمی نهاده است و در مقابل همین تکلیف کم نیز‌، پاداش بسیاری عطا خواهد کرد. نکته جالب دیگر در حکمت 404 نهج‌البلاغه است که حضرت می‌فرمایند: با وجود خداوند، ما بندگان مالک چیزی نیستیم و فقط می‌توانیم مالک چیزهایی بشویم که خدا آن‌ها را به ملکیت ما درآورد. که در این صورت هم در مقابل این تکلیف، تکالیفی را از ما خواهد خواست. و هر گاه نعمت خود را پس بگیرد تکالیف را نیز از دوش ما برمی‌دارد.
مشاهده می‌شود که حضرت رابطه تکلیف و امکانات انسان و نیز رابطه تکلیف را با قدرت تکلیف کننده بیان می‌کنند که چون خداوند مالک تمام هستی است می‌تواند انسان‌ها را مکلف کند. آن هم درصورتی که امکان انجام تکلیف را در اختیار او قرار دهد.و نیز خداوند درمقابل نعمت‌های خود می‌تواند از مردم تکلیف بخواهد.
در حکمت 105 نیز می‌فرماید: خداوند واجبات و محرماتی را مشخص کرده است که باید از آنها اطاعت کرد. ولی درباره برخی از امور هم چیزی از ما نخواسته است، پس شما هم خود را در این موارد به تکلّف نیاندازید و برای خود تکلیف نتراشید چرا که خداوند از روی فراموشی نیست که تکلیفی نخواسته است. این بیان حضرت، نشان می‌دهد که خداوند هر چه را لازم باشد فرموده است و نیز تکالیفی که بر ما شده همه براساس حکمت و مصلحت الهی است.
مسیر دیگری که می‌توان برای پاسخ دادن به سؤال پیمود،‌آن است که مصادیق تکلیف را در قرآن و نهج‌البلاغه جستجو کنیم. که در نتیجه این کار بسیاری از تکالیف و نیز حقوق انسان‌ها آشکار می‌شود. ولی این کار مستلزم نوشتن یک کتاب مفصل می‌باشد. اما اجمالاً می‌توان، اشاره کرد که در قرآن و نهج البلاغه به تکالیف انسان در رابطه با حقوق خداوند و نیز حقوق متقابل با دیگران، به اشاره و به تصریح بیانات فراوانی وجود دارد.
در نهج‌البلاغه از حق خداوند بر انسان،[1] حق حاکم بر مردم و حق مردم بر حاکم،[2] حقوق متقابل پدر و فرزند و…[3] سخن گفته شده است. ممکن است گفته شود که بحث ما درباره تکلیف است نه حق، ولی در پاسخ گفته می‌شود که اولاً در مقابل هر حقی به خصوص در حقوق متقابل تکلیفی وجود دارد،[4] و ثانیاً در لسان روایات، در بسیاری از موارد منظور از حق همان تکلیف است.[5] لذا اگر در جایی سخن از حق خدا، پدر و مادر و… به میان آمده است مراد تکلیف انسان‌ها می‌باشد. چنان که در رساله الحقوق امام سجاد ـ علیه السلام ـ این مسأله آشکارا مشاهده می‌شود.[6] حضرت زین العابدین ـ علیه السلام ـ در این روایت طولانی 50 حق از حقوقی را که بر عهده یک فرد مسلمان است برشمرده‌اند. در واقع همان تکالیف یک فرد در برابر سایرین می‌باشند.
همین فرایند مطالعه و تحقیق را در مورد قرآن کریم نیز می‌توان پی گرفت، و واجبات و محرمات فردی و اجتماعی را احصاء کرد. سپس مشاهده می‌شود که از ممنوعیت شرک تا اجازه گرفتن برای ورود به خانه دیگران (27 نور) همه بیان تکالیف انسانی است.در ضمن آن برخی از حقوق نیز آشکار می‌شوند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1ـ مطهری، مرتضی، حکمت‌ها و اندرزها، تهران، انتشارات صدرا، ص105ـ124.
2ـ بهشتی، احمد، مقاله حق و تکلیف در نهج‌البلاغه، مجله احکام اسلامی. ش37، بهار 1377.
3ـ مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن (حقوق و سیاست، اخلاق در قرآن، انسانشناسی، قرآن شناسی، خدا شناسی و…) قم، مؤسسه امام خمینی(ره).

پی نوشت ها:
[1] . ر.ک: نهج ا لبلاغه/خ34، و خ/216.
[2] . نهج البلاغه/خ216 و نامه 53.
[3] . نهج البلاغه، حکمت 399.
[4] . ر.ک: بهشتی احمد، مقاله حق و تکلیف، مجله کتاب نقد، چاپ اول، ش1، ص36ـ37؛ و نیز جعفری، محمدتقی، پیام فرد، نشر کرامت، ص143.
[5] . بهشتی، همان، ص38ـ43.
[6] . این حدیث در منابع فراوانی آمده است از جمله: ‌تحف العقول، ابن شعبه وانی، در فصل روایات امام سجاد(ع) این کتاب با عنوان رهاورد فرد ترجمه و نشر شده است؛ و نیز، حسن بن فضل العربی، مکارم الاخلاق، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1414ق، ج2.

سوال “در کجای قرآن و نهج‌البلاغه به تکلیف اشاره شده است؟” از طرف اندیشه قم، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم پاسخ داده شد.

دکمه بازگشت به بالا